با نگاهی کوتاه به فعالیت های آموزش و پرورش و گستردگی کار این سازمان بی وقفه یادی از کلاس های درسی خود و فرزندانمان می کنیم، یعنی آموزش و پرورش را دور از خود و خانواده خود و حتی جدای از گروه سنی خاصی نمی دانیم، زیرا این سازمان با تمام افراد جامعه و هر گروه سنی در ارتباط است و اما مسئله تربیتی که شاید ۹۹% افراد جامعه مستقیم یا غیرمستقیم از تربیت صحیح افراد لذت می برند و کسی نیست که در طول عمر خود از افرادی که برخورد نامناسب؛ حرف نامناسب و یا عمل زشتی را انجام می دهد، خوشش بیاید و در صحبت های خود از اعمال و رفتار ناشایست کسی تعریف کند، حتی اگر این فرد خود نیز به عنوان فردی ناهنجار در جامعه زندگی کند. پس با توجه به طرح این مقدمه تربیت یک امر ضروری و لازم به نظر می رسد، اما این تربیت به دست چه کسانی و چگونه باید انجام پذیرد قابل بحث و بررسی است که ما در این مجموعه به نمونه هایی اشاره می کنیم.

با بررسی اجمالی فعالیت امور تربیتی مدارس در این ایام و با توجه به افت و خیزهایی که فعالیت امور تربیتی مدارس داشته است به سادگی پی می بریم که امور تربیتی مدارس و فعالیت تربیتی در مدرسه جهت شناخت و کشف استعدادهای دانش آموزان و از طرفی به فعالیت دانش آموزان در مدارس جهت دادن نیاز مبرمی است و اگر کسی منکر این باشد که تربیت در مدارس امری غیرضروری است، شاید می توان بدون اغراق گفت که از آموزش و پرورش به دور است، چون هر دولت و حکومتی و هر مجموعه ای جهت این که انسان ها را به سوی هدفی که با ارزش و خواسته جامعه است، هدایت کند، احتیاج به تربیت افراد دارد.

به نظر این حقیر شاید در این چند ساله فعالیت امور تربیتی نیز به خاطر اهمیت کار این مجموعه بوده است که توجه خاص افراد را به این مجموعه می طلبیده است، اگر چه عده ای با حذف شاخه هایی از امور تربیتی و به نوعی توسعه آن را داخل مجموعه آموزش و پرورش خواستار بوده و عده ای با واگذاری این مجموعه به افراد خاصی به دنبال اهداف امور تربیتی بوده اند در کل شاید یک ایده و نظر داشته اند و به قول شاعر که می گوید؛ بعضی شکسته خوانند، بعضی نشسته خوانند، هر کس به قدر فهمش بگشاید این معما، باشد.

در کل هیچ کدام خواستار حذف این مجموعه از بدنه آموزش و پرورش نبوده اند، اما آن چه که باید درباره آن صحبت نمود این که امور تربیتی چه کارهای پنهان و آشکار داشته است. البته منظور از کارهای پنهان؛ پنهان کاری نبوده، بلکه کارهایی که به چشم افراد نیامده و نتیجه آن در همان موقع کار مشخص نبوده و بعدها این نتیجه کار مشخص شده است. در این جا داستانی را عنوان می کنم تا کار پنهان و نتیجه آن در آینده مشخص شود.

می گویند در بغداد شخصی بنام قاسم زندگی می کرد که مشهور به قاسم لات بود و خوشبختانه یا متأسفانه در همسایگی این قاسم عالم دینی جلیل القدری هم بوده که هر روز این دو نفر همدیگر را ملاقات می کردند (البته بیرون از خانه). قاسم لات با گفتن جملاتی به اصطلاح خود این عالم دینی را به تمسخر می گرفت و عالم دینی نیز در جواب جملات وی به او می گفت: قاسم برو نمازت را بخوان. قاسم نیز با خنده و تمسخری دیگر حرف او را به باد استهزاء می گرفت. مدتی این وضعیت ادامه داشت و مشاجره لفظی نیز همچنین.

اما بعد از مدتی قاسم لات مریض شد و در بستر بیماری افتاد. این عالم دینی به رسم همسایگی به عیادت او رفت. بالاخره مریضی قاسم التیام یافت و دوباره قاسم در کوچه برخورد با این شخص بزرگوار نمود و همان حرف را تکرار کرد. این دفعه عالم دینی به قاسم گفت: قاسم برو نماز شب بخوان. قاسم هم که تا الان نماز روزانه خود را نخوانده بود با حالت تمسخر گفت: من نماز روزانه را نخوانده ام، چه طور نماز شب بخوانم؟ همین حرف عالم دینی او را به فکر فرو برد و شب آن روز قاسم به بی خوابی افتاد، در نصفه های شب به فکر حرف و برخورد چندین ساله این عالم دینی فرو رفت و پیش خود گفت: بگذار برای یک بار هم که شده به خاطر ملاقاتی که در بیماری ام این عالم دینی داشته، نماز شبی را بخوانم.

در هر صورت یک نماز دست و پا شکسته ای در حد توانایی خواند و به قول خود راز و نیازی هم با خدای خود کرد، اما این راز و نیاز و این همه تذکر روزانه این عالم دینی نتیجه بخشید و پس از چند سال رشته اتصال قاسم با خدا برقرار شد و از تمام کارهای گذشته خود توبه نمود و شخص دیگری شد.

در هر صورت این نتیجه تربیت دینی و صبر و بردباری آن عالم دینی است.

پس اگر ما هم انتظار داشته باشیم که تربیت و پرورش همان ساعت و همان سال نتیجه دهد، اشتباه کرده ایم، البته شاید در بعضی از موارد هم این گونه باشد.

پس کارکردهای امور تربیتی نیز در مدارس این گونه بوده است، البته شاید بعضی ها بگویند پس این مشکلات که در جامعه دچار جوانان ما از قبیل اعتیاد و غیره گشته است، چیست؟

که در این جا نیز باید گفته شود، اگر امور تربیتی در مدارس نبود معلوم بود که مشکلات کمتر می شد و یا الان می بایست شاهد مشکلات بیشتری از اینها باشیم؟ با توجه به هجوم فرهنگی بیگانگان و شاید صدها برابر آن چه که ما تا الان هزینه کرده ایم آنها در این مورد هزینه کرده و می کنند، پس اگر چنین قضاوتی را بکنیم که تمام مشکلات جوانان را می بایست امور تربیتی تا الان حل می کرد، یک قضاوت غیرمنصفانه ای است.

اما درباره کارهای آشکار امور تربیتی در مدارس می توان به برگزاری مسابقات گوناگون جهت کشف استعدادهای دانش آموزان در زمینه های قرآن، نهج البلاغه، اذان، نقاشی، طراحی، خطاطی، عکاسی، شعر، داستان، تئاتر، سرود و غیره اشاره کرد که امور تربیتی در مدارس انجام داده و می دهد. از طرفی نیز با یادآوری ایام الله و بزرگداشت مناسبت های مختلف در ایجاد شور و تنوع دادن به کارهای آموزشی در مدارس فعال بوده است.

آن چه که قابل توجه است و باید در کارکردهای پنهان و آشکار امور تربیتی بدان اهمیت داده شود انتخاب مربی در مدارس از افرادی باشد که خصوصیات یک عالم دینی با داشتن صبر و بردباری خاص و آگاهی به مسائل روز به طوری که دانش آموزان به طرف او جذب شوند، صورت پذیرد و مربی تربیتی یک فردی دوراندیش دارای حلم و بردباری و اطلاعات کافی باشد که دانش آموزان در مدرسه او را به عنوان یک الگوی برتر انتخاب کنند.

چون اینجانب با توجه به سابقه چندین ساله که در امور تربیتی داشته ام در این ایام از دانش آموزان در مورد کارهای امور تربیتی نظرخواهی کرده ام، شاید ۲ درصد دانش آموزان نظر مثبتی راجع به امور تربیتی و کارهای تربیتی در مدارس رغبتی نداشته اند و فقط به آموزش اهمیت می دادند و پرورشی را مخل در کارهای آموزشی می دانستند. نتیجه این که امور تربیتی چه در زمینه کارکرد پنهان و چه در زمینه کارکرد آشکار خود لازم و ضروری به نظر می رسد و باید در این زمینه مسئولان و دلسوزان نظام برای تقویت این نهاد مقدس گام اساسی بردارند.

غلام حسین بابایی