افت تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطحی پایینتر است.افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده ی نظام های آموزشی در دنیای کنونی است و هر سال مقادیر زیادی از امکانات مالی و نیروهای انسانی،آموزشی و پرورشی به این معضل اختصاص می یابد.

علل افت تحصیلی

عدم تامین نیازهای کودک ، چه نیازهای جسمانی مثل خوراک و پوشاک و چه نیازهای روانی مانند امنیت،تعلق و احترام،ضربه ی شدیدی بر جسم و روان کودک وارد می سازد و در نهایت باعث افت هوشی و تحصیلی می شود.

یکی از علل افت تحصیلی ممکن است از اختلال در سیستم بینایی و شنوایی ناشی شود که خود کودک و اطرافیان از آن اطلاع نداشته باشند.

فراموشی می تواند معلول عوامل متعددی از قبیل عدم انگیزه ، هدفمند نبودن فرایند تحصیل برای دانش آموز،عدم احساس نیاز به درس خواندن،عدم تمرکز حواس و یا رقابت طلبی شدید و تاکید بیش از حد بر ممتاز شدن باشد.

تکالیف زیاد لزوما سطح تحصیلی دانش آموز را بالا نمی برد ، و معمولا نتیجه ای معکوس به دنبال دارد.

راههای مقابله با افت تحصیلی

یکی از کارآمدترین راههای مقابله با افت تحصیلی ، رابطه ی نزدیک اولیای مدرسه با خانواده ی دانش آموز است.تبادل اطلاعات خانواده و معلم و مسئولین مدرسه می تواند موجب شناخت هر چه بیشتر مشکلات و موانع موجود در راه تحصیل کودک که منجر به افت تحصیلی وی می شوند گردد.

دانش آموزان را با یکدیگر مقایسه نکنیم ، بلکه رفتار آنها را با گذشته ی خودشان مقایسه کنیم.برای مثال معدل ۱۴ در ترم دوم پس از معدل ۱۲ در ترم اول دانش آموز باید تشویق گردد ، نه لزوما مقایسه ی معدل ۱۴ او با معدل ۱۸ دوست و همکلاسیش.

یکی از علل افت تحصیلی می تواند عدم وجود الگوی مناسب در خانواده باشد و چه بسا در اغلب خانواده ها هرگز راجع به ارزشهای علمی صحبتی به میان نمی آید ، بلکه همراه بحث در مورد مسائل اقتصادی ، مهمانی ها،خوراک و پوشاک است.به طور مثال والدین حتی برای مدت کوتاهی در حضور فرزندانشان به مطالعه (روزنامه،مجله و کتاب) نمی پردازند تا بدین وسیله انگیزه ی مطالعه و تحصیل و علم آموزی را در کودکان خود تقویت کنند.

نکته ی مهم:

طبق الگوی یادگیری شناختی اجتماعی آلبرت بندورا ، افراد رفتارهای دیگران را می بینند و یاد می گیرند و این در حالی است که اگر آن رفتارها با تقویت و تشویق همراه بوده باشند افراد آن رفتارها را انجام می دهند.پس ما نباید هیچگاه رفتارهایی را که نمی خواهیم در فرزندانمان ایجاد شود تشویق کنیم.(این لزوما بدین معنا نیست که آن رفتارها تنبیه شود).به عنوان مثال اگر شما می خواهید فرزندتان رفتار خوب درس خواندن را یاد بگیرد ، باید نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

۱) اگر یکی از افراد نزدیک کودک ، به عنوان مثال برادر یا خواهر یا یک دوست او ، درس نمی خواند شما نباید به گونه ای رفتار کنید که فرزندتان گمان ببرد که شما از رفتار درس نخواندن برادر یا خواهر یا دوست او خوشتان می آید.

۲) ما می توانیم با ارائه ی الگوهای مناسبی که با درس خواندن موفق شده اند و به جایی رسیده اند فرزندانمان را به انجام این کار تشویق کنیم.مثلا به او بگوییم که ابن سینا هم با درس خواندن و روحیه ی علمی و به این درجات رسیده.(توجه:مطلب اخیر به معنای مقایسه ی فرزندمان با همسالان یا دوستان موفق تر از خودش نیست که هی ما بر سر فرزندانمان بکوبیم که ببین مثلا پسر داییت یا دختر همسایه که هم سنته اله و بله.چرا که این نوع کارها شاید صدمات گاها جبران ناپذیری را به برخی از افراد وارد سازد.)

۳) علایق ،استعدادها و توانایی های فرزندانتان را بشناسید و به آنها اجازه دهید تا در راستای علایق و تواناییهایشان حرکت کنند.اگر فرزند با استعدادی دارید که به رشته ای خاص علاقه مند است و شما از آن رشته خوشتان نمی آید ، او را مجبور به تحصیل در رشته ای که شما آنرا دوست دارید و فرزندتان نمی پسندد نکنید.

۴) انتظارات شما از فرزندانتان باید به اندازه ی تواناییهای او باشد نه بیشتر.

محسن عزیزی