شوق یادگیری, توفان مغزی

تقویت حافظه عبارت است از یادگیری های منظم ذهنی و مرتب كردن عواملی كه به یكباره به ذهن ما خطور می كنند

بی شك مهمترین شرط در تمركز حواس، علاقه است . هرچه علاقه فرد به یك موضوع بیشتر باشد ، تمركز فكر وی بر آن بیشتر خواهد بود. متخصصان حافظه و یادگیری معتقدند هنگامی كه شخص اظهار می دارد « من حافظه ندارم » به او می گوییم : نشانی منزل مسكونی ات را می دانی ؟ چون وی پاسخ مثبت می دهد ، می گوییم پس تو حافظه داری . اگر نداشتی نباید هیچ نشان و تظاهری را از داشتن حافظه نشان می دادی .

ولی شخص اصرار می كند «من حافظه ندارم »، یا «حافظه من خیلی بد است» چون درس جغرافی را كه دیشب خوانده بودم به خاطر نمی آورم. وقتی به زندگی او وارد می شویم ، متوجه می شویم به بازی فوتبال علاقه زیادی دارد. از او در این باره سؤال هایی جزیی و حاشیه ای می پرسیم، با كمال تعجب مشاهده می كنیم او حتی شماره پیراهن بازیكنان ، باشگاه آنها و نتایج مسابقه های قبلی آنها را به خاطر دارد. چه حافظه توانایی .

وقتی شما به موضوعی علاقه داشته باشید ، خود به خود بر آن متمركز می شوید . بیشتر دقت می كنید و به راحتی آن را به حافظه می سپارید و بعد هم خیلی راحت به خاطر می آورید . اساساً تمركز حواس و حافظه لازم و ملزوم همدیگرند. معمولاً علاقه بیشتر به تمركز بیشتر و مرور ذهنی بیشتر به خاطر سپاری بهتر می انجامد.

طبیعی است یاد آوری سریع تر مشروط به علاقه است وتا علاقه نباشد تمركز نیز وجود نخواهد داشت و تا تمركز نباشد ، حافظه نیست و تا ذهن آماده نباشد ، یادگیری و موفقیت آموزشی فراهم نخواهد بود، لذا می بینیم كه بنیان تمام موفقیت های تحصیلی و همچنین شغلی و دیگر موفقیت ها هما ن علاقه است .

آنجا كه شما علاقه دارید ، قطعاً موفقیت و پیشرفت دارید. هنگامی كه از عدم تمركز حواس خود گله دارید، وقتی غرق دیدن فیلمی مهیج یا تماشای مسابقه ورزشی مورد علاقه خود یا بازی شطرنج یا خواندن یك رمان جالب یا حل جدول و یا مطالعه یك درس مورد علاقه تان هستید ، نسبت به سر و صدا ، حضور دیگران یا عوامل حواس پرتی دیگری كه در محیط اطراف تان هست، هیچ واكنشی نشان نمی دهید ، كه این نشان از تمركز عالی شما دارد. چنانچه به موضوعی علاقه دارید ، دوست دارید درباره آن بیشتر بدانید و میل به فراگیری بیشتر موجب می شود تمركز بهتری داشته باشید ، از طرفی هر چه بیشتر فرا بگیرید و بیشتر بدانید ، علاقه شما به مطلب بیشتر می شود و باز علاقه بیشتر ، میل به فراگیری بیشتر و...

اما باید مطالب زیادی مطالعه كنید و در این مطالعه تمركز حواس داشته باشید تا بتوانید یاد بگیرید و به خاطر بسپارید و در نتیجه به موفقیت تحصیلی دست یابید . طبیعی است خیلی از درس ها یا مطالب عمومی مورد علاقه ما نیستند ، با آنها چه كار كنیم ؟ مسلماً نمی توانیم مطالعه درس یا مطالب را كنار بگذاریم و فقط درس ها یا مطالب مورد علاقه خود را مطالعه كنیم. تنها راه حل این است ، كه به طریقی خود را به آنها علاقه مند كنیم . چگونه درس بخوانیم ؟

این سؤالی است كه اكنون در ذهن شما ایجاد شده است ، شما مجبورید درس ها و یا مطالبی را بخوانید كه به آنها هیچ علاقه ای ندارید و واقعاً نمی دانید با این بی علاقگی و در نتیجه عدم تمركز و در نتیجه عدم یادگیری در آن درس چه كنید . به هر حال هر كس ممكن است از یك یا چند درس اصلاً خوشش نیاید اما در عین احساس این بی علاقگی، ضرورت ایجاد علاقه را هم احساس می كند.

توجه به نكات اصلی ، یعنی برجسته ترین چیزها ، الزامی است، زیرا تسلط بر تمام جزئیات موضوعی غیر ممكن است . هنگامی كه فرد مهارت لازم را در كاری به دست آورد ، اعمال ابتدایی به صورت یك كار عادی در می آید و دیگر به تمركز روی آنها نیازی نیست و قدرت تمركز برای كارهای بزرگتر آزاد می شود .

● اطلاعات اولیه

به احتمال قوی مهمترین راه ایجاد علاقه ، كسب اطلاعات اولیه در باره موضوع مورد نظر است. هرچه اطلاعات اولیه شما و دانسته های ابتدایی شما در زمینه موضوع بیشتر باشد خود به خود كشش بیشتری برای فراگیری آن خواهید داشت . در نتیجه تمركز بهتری در آن به دست خواهید آورد . این همان ارتباط علاقه و میل به فراگیری است.

هر چه می توانید اطلاعات اولیه و سطحی خود را افزایش دهید، چه این اطلاعات در راستای موضوع باشند و یا نباشند . برای مثال ، در درس فیزیك قبل از این كه فرمول های پیچیده اصطكاك را مطالعه كنید ، لازم است به كسب اطلاعات اولیه و ابتدایی درباره اصطكاك بپردازید ، اگر چه این مطالب پیش پا افتاده ، سطحی و بی ارتباط با آن فرمول های پیچیده به نظر می رسند ، اما شور و شوق و میل به فراگیری و در نتیجه تمركز حواس شما را افزایش خواهد داد.

● اهمیت مطالعه قبل از ورود به كلاس

شاید تا به حال به این موضوع فكر كرده باشید كه چرا دبیران و استادان شما این قدر به شما تأكید می كنند قبل از ورود به جلسه بعدی ، مطالعه سطحی و اجمالی و سریعی بر آنچه قرار است تدریس شود داشته باشید . علت این تأكید به خاطر همین تأثیر اطلاعات اولیه است . با دانستن اطلاعات اولیه شوق یادگیری و جذبتان فراوان تر می شود و به یقین درك بهتری از صحبت های مدرس خواهید داشت . هرچه بار بیشتری روی حافظه خود بگذارید قوی تر شده و هر چه بیشتر به آن اعتماد كنید قابلیت اعتمادش بیشتر می شود .

● چگونگی اطلاعات اولیه

برای كسب اطلاعات اولیه باید دقت شود این اطلاعات ، ویژگی های لازم را داشته باشند . هر مطلبی نمی تواند اطلاعات اولیه تلقی شود . باید به خاطر داشته باشیم اطلاعات اولیه قرار است در ما شوق و رغبت ایجاد كند و ما را به فراگیری بیشتر وادارد، بنابراین:

۱) اطلاعات اولیه باید ساده باشند:

اگر شما در ابتدا مطالب دشوار و سخت را جست وجو كنید و به آنها توجه نشان دهید ، به جای علاقه مند شدن به آنها بیزار می شوید، اطلاعات اولیه باید ساده ترین مطالب باشند.

۲) اطلاعات اولیه باید كم حجم باشند :

با وجود آن كه اطلاعات اولیه فراوانی در اختیار شماست كه همگی ساده اند ، توصیه می شود همه این اطلاعات را یكجا نگیرید. یكی از اصول مهم یادگیری و قوانین پایه ای حافظه این است : یادگیری تدریجی است . اگر شما ۹ ساعت مطالعه مستمر جغرافی را در یك روز به یك ساعت مطالعه در ۹ روز تبدیل كنید و یا ۱۸ ساعت مطالعه پشت سر هم در یك روز را به ۶ ساعت مطالعه در ۳ روز تقسیم كنید ، بازده فوق العاده بیشتری خواهید داشت. یادگیری یك باره مطالب ، شما را زود خسته و بی علاقه می كند . درست مثل آن كه بخواهید در یك روز از صبح تا شب نیمی از كتاب را یاد بگیرید . اصل یادگیری تدریجی هم بر ایجاد علاقه استوار است. اطلاعات فراوان و یكباره به راحتی شما را از آن درس بیزار می كند.

۳) اطلاعات اولیه باید به شكل خوبی ارائه شوند:

انتقال اطلاعات اولیه به شكلی خوب و دوست داشتنی، شوق شما را برای فراگیری بیشتر افزایش می دهد . آموزگاری را به خاطر بیاورید كه مطالب را به زبانی خوشایند به شما انتقال می دهد و در همان روز آن چنان تأثیری بر شما می گذارد كه شیفته آن درس می شوید .

وقتی كه مشغول درس خواندن هستید، مانند آموزگارتان مطالب را به شكلی زیبا برای خود بیان كنید و در خود علاقه ایجاد كنید ، بویژه درس هایی كه آموزگار شما آنها را خشك و جدی و نه چندان خوب ارائه می دهد ، حتماً از این روش استفاده كنید .

۴) به كاربردهای علمی مطالب علمی فكر كنید:

كاربرد مطالب را در زندگی خود جست وجو كنید قبل از آن كه به سراغ مفاهیم پیچیده اصطكاك بروید به این فكر كنید كه زمستان ها در هوای سرد ، دستان خود را به هم می مالید تا گرم شوند . قبل از این كه مثلثات بخوانید به این فكر كنید كه تمام حركات كشتی ها روی اقیانوس ها براساس نسبت های مثلثاتی انجام می گیرد .

قبل از این كه شیمی بخوانید و واكنش های گرما زا و گرماگیر را بفهمید به این فكر كنید كه اخیراً چیزی به نام بخاری جیبی اختراع شده كه در زمستان دست های شما را گرم می كند. قبل از این كه گرانیگاه و مركز ثقل چیزی را بیاموزید به این فكر كنید كه چرا برج معروف پیزا در ایتالیا با همه كج بودنش فرو نمی ریزد .

بعضی از مطالب كاربردهای رفتاری دارند، می توانیم قبل از خواندن آنها به این كاربرد هایشان فكر كنیم. برای مثال، قبل از این كه بخوانیم هفته دوم تا ششم زندگی جنینی مقارن با رشد سریع و اختصاصی شدن اندام ها و دستگاه های مختلف بدن است به این فكر كنیم كه سلامت یا عدم سلامت جسمی و روانی مادر و پدر چه تأثیری بر جنین دارد و رفتارهای مناسب والدین و اطرافیان آنها چگونه می توان باشد. قبل از این كه قانون عمل و عكس العمل نیوتن را بخوانیم به این فكر كنیم كه تمام اعمال ما به خود ما باز می گردد و به قول شاعر : هرچه كنی به خود كنی ، گر همه نیك و بد كنی . قبل از این كه قاعده «هوند » را در شیمی بخوانیم ، تا زمانی كه هر یك از اربیتال های هم انرژی ، یك الكترون نگرفته باشد ، هیچ یك از آنها پر نمی شود به این فكر كنیم كه ما هم باید در همه زمینه های زندگی به موازات هم پیشرفت كنیم .

رشد یكجانبه ، قانون طبیعت نیست و به همین خاطر محكوم به شكست است ، اگر در زمینه مالی داریم پیشرفت می كنیم در زمینه معنوی هم باید با همان سرعت به پیش رویم ، اگر در زمینه علمی موفقیت كسب می كنیم ، باید در عمل به همان اندازه موفق شویم، اگر در زندگی اجتماعی به مراتب عالی می رسیم باید در زندگی خصوصی هم خود را به همین مراتب عالی برسانیم . خلاصه آن كه اجازه ند هیم كه در یك زمینه از سایر زمینه ها عقب بیفتیم ، درست مانند اتم های عناصر كه قاعده هوند را اجرا می كنند .

اگر كمی دقیق شوید و ذهن خود را به كار بیندازید كاربرد تمامی علوم را در لحظه لحظه زندگی خود حس می كنید و هرچه بیشتر آمیختگی دانش را با زندگی روزمره درك كنید علاقه مند تر و مشتاق تر می شوید . در واقع دانش بشری از دقت كردن به زندگی ساده و طبیعی پدیدار شده است . اطلاعات اولیه مهمترین قانون علاقه مندی است .

نقش اطلاعات اولیه بسیار مهم است . وقتی شما به تماشای مسابقه فوتبال مشغولید ، همین كه اطلاعات مختصری در باره آن داشته باشید ، مثلاً بدانید كه خطا در محوطه ۱۸ قدم ، ضربه پنالتی را برای تیم مقابل به ارمغان می آورد ، باتمركز و علاقه بیشتری آن را دنبال می كنید تا مادر بزرگ شما كه هیچ اطلاعات اولیه از فوتبال ندارد و تصور می كند ۲۲ نفر بیهوده به دنبال توپ از این سو به آن سو می دوند. مسلماً مادر بزرگ شما خیلی متعجب می شود وقتی شمارا بی خبر از اطراف خود آنچنان غرق تماشای فوتبال می بیند.

امروزه از این روش برای علاقه مند كردن افراد به موضوعات خاص استفاده می كنند ، تصویر یك فوتبالیست مشهور را داخل یك بسته آدامس می گذارند و زیر آن نامش را می نویسند . هیچ وقت سوابق ورزشی او را به صورت اطلاعیه در بسته آدامس نمی نویسند، چرا كه همین قدر كافی است. به همین سادگی و كم حجمی و به خوشایندی شیرینی آدامس كافی است كه شما خود به خود به هر خبری درباره او متمركز و حساس شوید.

باید دقت داشت ، اطلاعات اولیه ای از دروس قبل ، از گفته های آموزگار و یا از صحبت دوستان به شما در جست وجوی یافتن اطلاعات اولیه و یا آموختن آن درس كمك می كند. این همان چیزی است كه می گویند اگر در هردرس از پایه قوی باشید و مطالب آن را اساسی بخوانید، راحت تر نیز موضوع را فراخواهید گرفت. مثلاً قبل از فراگیری انتگرال ، باید مفهوم مشتق را دریابید. قبل از آن كه حد را بفهمید نمی توانید مشتق را درك كنید و برای فهمیدن حد باید هندسه را خوب یاد گرفته باشید كه پایه آن هم تصاعد عددی است .

بعضی ها وقتی می خواهند درسی را یكباره بخوانند یكباره به سراغ فرمول ها و حفظ آنها می روند و چون كاری را از وسط شروع كرده اند و اطلاعات زمینه ای و پایه ای ندارند ، درست و اساسی آن را فرا نمی گیرند و بی علاقه و كلافه می شوند. درست مثل این كه شما بخواهید یك سریال تلویزیونی را از قسمت دهم تماشا كنید. تا كسی به شما درباره ۹ قسمت گذشته توضیحاتی ندهد ( البته ساده و مختصر و كم حجم ) شما به تماشای قسمت دهم علاقه چندانی پیدا نمی كنید .

سید ابوالفضل حبیبی


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.