آنچه كه درگفته های مسئولین كشوردریافت میشود،وآنهابه نام مشكلات آموزش وپرورش ازآن یاد میكنند، این است كه این ویژگیها و این مواردتنهابرای مسئولین با آن شیوه ی اداره ی كشورمشكلات شمرده میشود، وسبب دردسرهای آنان است،اماهمینهابرای جامعه ی فرهنگیان بی گمان ویژگیها ی بی مانندی هستندكه بایستی فرهنگیان ازآنهابادیدارزش وتوانایی وقدرتی یادكنند،كه دیگراقشارازآن بهره مندنیستند.آیادریك جامعه ی نیمه دمكراتیك كه تقریباسرنوشت آنراهمه پرسیهامعین میكند،قشری كه دراقلیت باشندتوانایی بیشتری درسرنوشت كشورخواهندداشت یاقشری كه دراقلیت هستند؟امروزه می بینیم كه بزرگترین ویژگی شیعیان عراق كه برتری آنان رانسبت به سایراقوام عراقی نشان میدهدوهمین برتری موجب دادن امتیازات بیشتردرتقسیم قدرت سیاسی،اقتصادی واجتماعی میشود،همان رای اكثریت است.واگرمی بینم كه تاكنون معلمان ازاین ویژگی به سودخوداستفاده نكرده اند،دلالیل فراوانی دارد،مانند:

۱) حرمت شغل معلمی، بخاطر باورهای مذهبی ومیهنی.

۲) جدا دانستن سیستم تعلیم وتربیت درسیاست بخاطررسالت فرهنگ وآلوده نشدن باكارهای سیاسی.

۳) باورداشتن مسئولین كشور،بخاطرگفته های آنان مبنی براجرای دستورات قرآن،درهمه ی بخشهای نظامی،آموزشی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی… بگذریم كه بیان این سخن (زیاد بودن معلمان)تاچه اندازه نشان ازناآگاهی وبی خیالی وبی برنامه بودن گوینده ی این سخن دارد.زیرااگربه معیارهای جهانی مراجعه كنیم،معلمان ایران باتوجه به آماردانش آموزان،نه تنهازیادنیست بلكه بسیاراندك است،وانگهی،مگرتقسیم بودجه یك كشوربرچه پایه ای استوار است،كه فراوان بودن،دلیل بی توجهی آنان باشد؟؟!! این سخن هرفردآگاه وهوشیاررااززندگی دراین مملكت وتلاش برای بهبوداوضاع اجتماعی دلسردنموده،وآنان راازكوشش وایثاربیشتربازمیدارد.زیراباخودمی اندیشد كه چه كسی یاچه كسانی كمربه اداره ی كشوربسته اند؟ بیان این دیدگاه(داشتن تعطیلات فراوان و اینكه گروهی از كارمندان كشور در سال هفت هشت ماه بیشتر خدمت نمی كنند، اما ادعای بیشتری دارند،و۰۰۰)جای تاسف دارد و شاید یكی از بدبختی های این جامه این باشد كه مدیران كشورهیچ كدام در تخصص خود به كار گرفته نم شوند.

بلكه بدون آگاهی و بدون تحقیق از روی میل خودهرچه بخواهندمیگویند،بدون اینكه بدانیم این سخن یاآن كارگردماچه پیامدهاوچه سوخت و سوزهایی دارد.وبرسرآیندگانی كه ماآنهاراندیده ونشاخته ایم وهرگزآنهارانخواهیم دیداماخواسته یاناخواسته سرنوشتشان رارقم میزنیم چه بلایی خواهیم آورد.جامعه رادچاربحرانی میكنیم كه خودمان آگاه نیستیم.

آیابیان كننده ی این سخن(داشتن تعطیلات فراوان و۰۰۰۰)،میداندمعلمی كه در منزل خودش مطالعه میكند،درراستای توسعه ی جامعه تلاش میكند؟زیرامعلم هرچه بداند،آنرابه دانش آموزان می آموزد. آیا بیان كننده این سخن میداند،معلمی كه یك فیلم سینمایی را، به دقت وبااندیشه تماشامیكند،دریك كلاس درس وآموزش است كه فردای همآنروزاین آموزش رابه دانش آموزان خودانتقال میدهد؟؟!! ازاینهاگذشته تطیلات تابستانی برای كسانی كه جیبشان خالی است، چه سودی میتواند داشته باشد؟! بنده ازطرف خودبه عنوان یك معلم میگویم:درتابستان معلمین رامانندسایرماههای سال سركلاس فوق برنامه ویاكلاسهای آموزش ضمن خدمت ویاهرجای دیگرببرندامادستمزدآنها رابه اندازه ی كاركنان وزارت نفت بپردازند.بیان جمله ی ( درآمد زا نبودن معلمان و۰۰۰)سخنی شرم آوراست،كه نه آیندگان بلكه عوام ترین انسان های امروزی به آن میخندد.زیراهیچ درآمدی درجامعه بدون وجودآموزش وپرورش وبدون خواندن ونوشتن بدست نمی آید.گردش چرخ جامعه درگذشته،امروزودرآینده بدست معلمان بوده،وخواهد بود.این سه موضوعی كه مسئولین این كشور دلیلی بر بی توجهی به معلمان میدانندنه تنها ضعف نبوده بلكه آنان ازبیخبری وناآگاهی همان نقاط قوت رانقطه ی ضعف انگشته ودلیلی بربی توجهی به آنان دانسته اند.

۱) ( زیاد بودن فرهنگیان۰۰۰ ) بنده به معلمان مژده میدهم كه: گردش چرخ جامعه كه تاكنون بطورپنهانی دردست آنان بوده درآینده هم درپنهان وهم آشكارا بدست آنان خواهدافتاد.زیرازیادبودن نشانه ی بزرگی برتوانایی وقدرت آنان است،بخصوص درجامعه ای كه روبه دمكراتیك بودن،توسعه یافتن وجهانی شدن میرود وجامعه ای كه سرنوشت آنرارای وهمه پرسی معلوم میكند نه نیروی نظامی.

۲) (تعطیلات فراوان تابستانی)،این تعطیلات میتواند،دراوقات فراغت معلمان ودانش آموزان رادركنارهم به عنوان نیرویی قدرتمند كه از یك سو،اندیشه حاكم است وازسوی دیگرنیروی جوان،آموزش پذیروجویای نام والگوپذیروقدرتمند ایستاده اند.همه چیز جامعه رادرحیطه ی قدرت خویش قراردهند.آنگاه كه برای اهلش سخن از زوربازوبه میان آیدفرهنگیان جوانان جامعه راخواهندداشت،وآنگاه كه سخن ازدانش به میان آید،معلمان آموزش دهندگان دانش نیز هستند.

۳) (درآمد زا نبودن معلمان):گذشته ازمسائل فنی ونظردانشمندان تعلیم وتربیت واقتصاددانان وعلمای مدیریت،دال برمحوری بودن آموزش وپرورش دراقتصادجامعه.اگرمعلمان واندكی ازدانش آموزان بخواهند ازپولهای كم خود،سرمایه ای بسازند،دركوتاه مدت میتوان آنان رارقیبی سرسخت دربرابردولت وبانك مركزی به حساب آورد.برای نمونه اگربتوانیم ماهانه ازهرمعلم پنج هزارتومان گردآوری كنیم،بااین پول درماه اول سازمان غیردولتی فرهنگیان صاحب ده میلیاردتومان ودریكسال سازمان دارای یكصدو بیست میلیاردتومان خواهدبود.حال بااین حساب سرانگشتی خواهیم فهمیدكه معلمان چه قدرت اقتصادی مهمی هستند. آیامیتوانندبادولت وبانك مركزی برابری كنندیاخیر؟!اگرپس اندازدانش آموزان راباآن جمع كنیم چه خواهد شد؟!آیابه زودی مثلایكسال،سازمان فرهنگیان ایران تبدیل به یك قطب اقتصادی بزرگ نخواهد شد؟! دراینجا این پرسش پیش می آید.صندوق ذخیره ی فرهنگیان چه میكند؟ازدیگرویژگیهاوامتیازات منحصر به فرد معلمان میتوان به نكات زیر توجه كرد.

راستگویی ودرستكاری:

گذشته ازهمه ی اینهانیروی دیگری كه دربیشترمعلمان سراغ داریم واین در طول تاریخ بشریت به اثبات رسیده است.راستگویی ودرستكاربودن.معلمان است كه آن نیزنیرویی بی مانند است.

معلم باوری جامعه:

نیروی دیگری كه به معلمان امتیازی تك وبرگ برنده میدهد،(معلم باوری جامعه) است.

بی گمان شماربیشترجامعه،بیشترمعلمان رابراثرتجربه وپیش ذهنیتهای موجود.به پاكی ودرستی باور كرده وآنان راتاییدمی نمایند،كه این میتواندبه نقش مهم آنان دراصلاح وبهبودجامعه بسوی كمال ازهر نظركمك كند.

نفوذفراوان درمیان خانواده ها:

امتیازدیگرمعلمان،نفوذ فراوان آنان درمیان خانواده هامیباشد، نفوذی كه دراعماق قلب فرزندان این مرزوبوم اثرگذاروكاری است. دانش آموزان میتوانند برای معلمان بزرگترین رسانه ی گروهی باشند، زیرا به سرعت و صادقانه و بی كم و كاست پیامها را به خانواده ها میرسانند. البته همه ی اینهاسه شرط دارد.

الف)داشتن یك سازمان غیر دولتی محكم وبابرنامه:بدست معلمان و دانش آموزان شناخته شده راستگو و درستكار كه شكر خدا در میان فرهنگیان(اعم از معلم و دانش آموز) كم نیستد.واین نیز دارای جزئیات فراوانی است كه در اینجا نمی گنجد.

ب)باور داشتن دانش آموزان وتوجه به آنان بعنوان انسانهایی نیك و شایسته كه نیازمند اعتماد،ازسوی خانواده و مدرسه می باشند.و سپردن بخشی از امور سازمان به آنان .

پ) باورداشتن خودواعتماد به همكاران برای شكل دهی به اوضاع نابسامان وآشفته ی اقتصادیفرهنگیان.