آنچه در پی می آید، دیدگاهی است که ضمن انتقاد از برخی عملکردهای امور تربیتی در سال های ۵۷ تا ۸۰ ، با نگاهی عمدتاً جانبدارانه، مسئله احیای این نهاد تعلیم و تربیتی را مورد بررسی قرار می دهد. بدیهی است همشهری آمادگی دارد سایر دیدگاه ها در این زمینه را نیز در صفحه فرهنگ و آموزش منتشر کند.

ضرورت های ایجاد امور تربیتی

آنگاه که انقلاب اسلامی پیروز شد، مدارس در حالی آغاز به کار کردند که نیروهای انقلاب، چندان نفوذی در مدارس نداشتند و گروه های مختلف، مدارس را به محلی برای تبلیغات و آموزش های خود تبدیل کرده بودند. در همین ایام سازوکار نیروهای انقلاب بر آن بود که با گزینش و به کارگیری نیروهای جدید، رهبری آموزشی و فرهنگی و بالاخص سیاسی مدارس را به دست گرفته و زمینه های گسترش هر چه بیشترفرهنگ انقلاب در بین نونهالان را در مدارس فراهم آورند. در همین ایام نیروهای ارزشی با عنایت و هدایت شهیدان رجایی و باهنر تحت عنوان امور تربیتی، از میان جوانان مؤمن و انقلابی گزینش و به مدارس راه یافتند. آن دوران که نیروهای انقلاب تحت عنوان امور تربیتی قدم به مدرسه گذاشتند، مدارس علاوه بر مسائل آموزشی و تربیتی با چالش های فراوان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مواجه بودند و این نیروهای ارزشی می بایست برای ایجاد آرامش در مدارس و ایجاد زمینه فعالیت های ارزشی و انقلابی تلاش می کردند.

مربی تربیتی مدرسه در آن دوران در بسیاری از کارهای مدرسه دخالت می کرد و برای همراه کردن سایر عوامل با انقلاب و انقلابیون از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. لیکن بی تجربه بودن و عدم آموزش های کلاسیک در زمینه روش های معلمی، کلاس داری، روانشناسی و مشاوره و... منجر به افراط و تفریط هایی در فعالیت های امور تربیتی شد. اما آنگاه که امور تربیتی به صورت تشکیلاتی و از سال ۶۳ آموزش های معمولی و تخصصی را برای مربیان آغاز کرد، لغزش ها و افراط و تفریط های امور تربیتی به حداقل کاهش یافت.

از زمانی که امور تربیتی به صورت تشکیلاتی فعالیت های تربیتی را سامان داد، شرایط اولیه انقلاب سپری شده و دوره آرامش و کیفیت بخشی به فعالیت های آموزشی و تربیتی آغاز شده بود.

همان طور که ذکر شد ضرورت های اولیه ایجاد امور تربیتی عبارت از حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی در مدارس و توسعه و گسترش فرهنگ انقلاب و باورهای دینی در مدارس و نونهالان بود. اگر منصفانه قضاوت کنیم، مربیان امور تربیتی که در اوایل انقلاب جذب این مجموعه شدند، با وجود اینکه می توانستند در سایر نهادهای انقلابی استخدام شوند این فضای فرهنگی را برگزیدند و با اخلاص تمام برای نشر و گسترش فرهنگ و باورهای اسلامی با تمام وجودشان و حتی بدون دریافت دستمزد تلاش کردند و با خلاقیت های شخصی و گروهی، برنامه های متنوع فرهنگی هنری را برای دانش آموزان پایه ریزی کرده و از آنها به عنوان ابزارهای تربیتی بهره بردند. بدون شک بسیاری از دست اندرکاران مدیریتی کلان فعلی آموزش و پرورش و حتی سایر بخش های فرهنگی از همان نیروهای مخلص و فداکار امور تربیتی هستند.

سازماندهی نیروهای امور تربیتی

با ایجاد ساختار معاونت پرورشی در وزارت آموزش و پرورش، کار سازماندهی فعالیت های مربیان امور تربیتی به صورت قانونمند آغاز شد که در نتیجه آن، حوزه وزارتی معاونت پرورشی، تشکیلات مخصوص خود را طراحی و به تصویب رساند و به تبع آن بخش های استانی و منطقه ای و مدرسه ای نیز تهیه و به تصویب رسید. از این زمان، مربیان امور تربیتی دارای شرح وظایف معینی شدند که برخی از عناوین این وظایف به شرح زیر بود.

* هماهنگی و برگزاری مراسم صبحگاهی

* گسترش فرهنگ مطالعه و اداره کتابخانه مدرسه

* انجام فعالیت های مشاوره فردی و گروهی و راهنمایی و هدایت دانش آموزان

* برگزاری مسابقات فرهنگی هنری، شامل قرآن، نهج البلاغه، احکام، اذان، هنرهای دستی و تجسمی (این مجموعه بیش از ۲۰ رشته داشت)،سرود، تئاتر،ادبی شامل شعر و قصه نویسی و مدیحه سرایی

* هماهنگی و برگزاری اردوهای درون و برون استانی

* هماهنگی و برگزاری بازدیدهای علمی ، فرهنگی و مذهبی

* برگزاری نماز جماعت

* برگزاری ایام ا... ها ومناسبت های ملی و مذهبی

* سازماندهی و تشکیل تشکل های دانش آموزی در مدرسه شامل بسیج، آمران به معروف، انجمن اسلامی و شوراهای دانش آموزی

* تدریس در کلاس های پرورشی

* تدریس دینی و قرآن. (۸ تا ۱۲ ساعت در هفته)

چرا امور تربیتی منحل شد؟

وظایفی که برای مربیان امور تربیتی تدوین شده بود، بسیار متنوع، فنی و تخصصی بود. پر واضح است در دنیای امروز که هر یک از عناوین فوق یک رشته تخصصی است، انجام همه امور توسط یک نفر یا در مدارس بزرگ حتی سه نفر، غیرمنطقی و غیرممکن است. لذا با توجه به حجم گسترده وظایف مربیان، کم کم از عمق و محتوای فعالیت هایی که در اصطلاح فعالیت های پرورشی گفته می شود، کاسته شد و بسیاری از امور به صورت کلیشه ای انجام می شد؛ به طوری که مجموعه فعالیت پرورشی دریایی بود که شاید بتوان گفت عمق آن کمتر از یک سانتی متر بود.

بدین ترتیب به دلیل گستردگی و تنوع وظیفه، بسیاری از مربیان از انجام امور، خسته و دلزده شده و با کسب تحصیلات دانشگاهی ترجیح دادند در سمت های دیگری به غیر از مربی امور تربیتی فعالیت کنند.

گرچه در تمامی این دوران مربیان امور تربیتی بارها و بارها، گستردگی و تنوع بیش از حد فعالیت های امور تربیتی را به دست اندرکاران و مدیران تصمیم گیر گوشزد کردند، لیکن به جای کاهش و منطقی کردن کارها، هر از گاهی طرحی جدید از سوی وزارت متبوع راهی مدارس می شد که آن هم بر وظایف مربیان افزوده می شد.

باید اذعان کرد مجموعه ای از عوامل، دست به دست هم داد تا در نهایت در دولت هشتم تصمیم ادغام امور تربیتی در بخش های دیگر به منظور همگانی کردن امور تربیت یا به تعبیری دیگر انحلال معاونت پرورشی اتخاذ شود. اکنون بیش از چهار سال از ادغام یا انحلال امور تربیتی می گذرد. در این چهار سال، فعالیت های مختلفی در مدارس کشور انجام شده است و دست اندرکاران دولت نهم تصمیم به ابقا یا ایجاد مجدد امور تربیتی گرفته اند و از قرار معلوم جلسات مطالعاتی این امر هم در حوزه معاونت آموزش عمومی با شرکت صاحب نظران و برخی از دست اندرکاران سابق امور تربیتی در حال برگزاری است.

چالش های امور تربیتی جدید

گذشته، چراغ راه آینده است. قرآن کریم می فرماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار» ، لذا می بایست از گذشته و بالاخص گذشته پرفراز و نشیب مجموعه امور تربیتی، درس و عبرت های لازم را بگیریم و از تکرار اشتباهات گذشته که موجب اتلاف فراوان منابع مالی و انسانی است، پرهیز کنیم؛ زیرا اکنون قریب بیست و هفت سال از دوران انقلاب اسلامی سپری شده و شایسته نیست بسان اول انقلاب که ضرورت های فراوانی ایجاد کاری را باعث می شد، با شتاب و عجله و بدون مطالعه جدی گذشته و ارائه طرحی متناسب با هدف های تعلیم و تربیت اسلامی و... به ابقا یا ایجاد امور تربیتی در شکلی جدید اقدام کنیم بلکه برای ایجاد مجموعه جدیدی که احیاناً برخی از وظایف امور تربیتی سابق را انجام خواهد داد، می بایست مقدمات زیر طی شود.

الف بررسی دقیق و علمی عملکرد چهار سال قبل آموزش و پرورش و مدارس به تفکیک مقاطع تحصیلی؛ از این نظر که در نبود امور تربیتی، مدارس و دانش آموزان با چه مشکلات و چالش هایی مواجه شده اند و آیا این مشکلات ناشی از نبود امور تربیتی است و با آمدن امور تربیتی جدید، این مشکلات قابل حل است. (البته باید در نظر داشت که در چهار سال گذشته مدارس مربی تربیتی داشته اند، ولی در ادارات و سازمان های آموزش و پرورش واحدی به نام امور تربیتی نداشته ایم).

ب بررسی دقیق علل و عوامل منتج به انحلال یا ادغام امور تربیتی سابق برای عدم تکرار آن موارد یا حذف آن موارد در ساختار جدید.

ج تعریف دقیق و عملیاتی فعالیت های تربیتی و تعیین مصداق های آن برای مربیان تربیتی به منظور حسن اجرای امور در مدارس. بیان هدف های کلی و ذهنی نمی تواند قابل اندازه گیری باشد و لذا نمی توان قضاوت کرد آیا دست اندرکاران درست عمل کرده اند یا نه. بنابراین به نظر می رسد در این خصوص، به صورتی روشن و شفاف باید هدف های مورد انتظار را بیان داریم تا بتوان عملکرد مجموعه جدید را متناسب با آن اندازه گیری و قضاوت کرد.

د موفقیت یا عدم موفقیت هر طرح، قبل از هر چیز مدیون نیروی انسانی کارآمد یا ناتوان است؛ لذا بررسی نیروهای موجود امور تربیتی و آموزش مجدد ایشان متناسب با انتظارات تدوین شده بسیار ضروری و لازم است، چرا که نیروهای فعلی امور تربیتی یا حتی ورودی های جدید به مجموعه امور تربیتی را هرگز نمی توان با اوایل انقلاب مقایسه کرد زیرا شرایط زندگی امروزی، باورهای اجتماعی و شرایط خانوادگی افراد، تفاوت های فراوانی با گذشته دارد. پس قبل از ایجاد یا ابقای امور تربیتی، می بایست به نیروی انسانی یا مربیان امور تربیتی که قرار است آن انتظارات تعریف شده را در حوزه پرورش محقق نمایند، به عنوان یکی از مهم ترین و اساسی ترین مسائل نگریست و نسبت به گزینش و تکمیل نیروها براساس شاخص های معین و آموزش ایشان برای اجرای برنامه ها اقدام کرد.

رجب رجبی