یک درخواست صمیمانه

درخواست صمیمانه والدین دانش آموزان از معلمان فرهیخته , برای رفتار صمیمانه با فرزندانشان در سال تحصیلی

مهرماه هر سال و با آ غاز سال تحصیلی جدید ، میلیون ها دانش آموز ایرانی با هزاران آرمان و آرزو به سوی مدارس می شتابند تا با کمک معلمان و آموزگاران تلاشگر و دلسوز، آینده خود و کشورشان را رقم بزنند.

معلمان بعنوان مهمترین و اساسی ترین رکن نظام تعلیم و تربیت محسوب می گردند و نقش عظیمی در شکوفایی و خلاقیت و استعداد دانش آموزان دارند. معلمان می توانند با اخلاق و حکمت پیامبر گونه ، موجب رشد صفات متعالی انسانی ، تقویت قوه ی تمیز ، شکوفایی قوه ی تفکر و تعقل دانش آموزان را فراهم سازند و سرنوشت جامعه را به سوی روشنی هدایت نمایند . در حقیقت معلم امانت داری است که امانت او ، انسان ، گل سرسبد نظام هستی است.

علیرغم همه مشکلاتی که فرا روی آموزش و پرورش کشورمان وجود دارد ، معلمان دلسوخته شمع جمعی هستند که با سوختن خود روشنی بخش کانون های علم و هدایتند ؛ لیکن تأثیرات سوء و نا خواسته بعضی از عوامل ممکن است دغدغه هایی را برای والدین دانش آموزان فراهم سازد .

یک درخواست صمیمانه که از کتاب "عامل علاء الدین"* انتخاب شده است ؛ درخواست صمیمانه والدین دانش آموزان از معلمان فرهیخته ، برای رفتار صمیمانه با فرزندانشان است.

"معلم عزیز :

من فرزند خود را در این سال تحصیلی به شما می سپارم. من این کار را به خواست خودم ، ولی با دلواپسی و قدری نگرانی یک ولی انجام می دهم .

می دانید ، فرزند من یک دارایی پرارزش دارد : روحش . نقش من این بوده که آن را تغذیه و نگهداری کنم . می خواهم مطمئن باشم که شما هم همین کار را می کنید. بنابر این ، بگذارید حالا شما دو نفر این ماجرا را با هم آغاز کنید . یکی دو تا پیشنهاد کنم که به شما کمک می کند او را بهتر بشناسید و به او علاقه مند شوید ، و راهنمایی کمکی باشید که او بدان نیاز دارد .

اولاً قبل از هر چیز می خواستم درخواست کنم که روح او را گرامی بدارید و نگاهداری کنید . او ممکن است باهوش ترین بچه ی کلاس نباشد , ولی روح او به اندازه هر کسی پر تلألو است . وقتی از آن روح تعریف و تمجید می شود ؛ میدرخشد ، و وقتی تحقیر می شود پژمرده می شود .

روحش یا او را در درون زندگی به جایی خواهد رساند که انرژی اش را صرف مقصود ، علاقه و هدفی برای دستیابی به دستاورد کند ، یا به آینده ای خواهد رساند که برای آنکه شخصی متوسط باشد ، کفایت می کند . من می خواهم او به طرف امتحان های زندگی بدود ، نه آنکه از آنها دور شود . من می خواهم او توانایی خود را در برابر سختی ها و واقعیت های زندگی بیازماید و به همراه آن جراتی درونی در او بجوشد که به او بگوید بر همه ی موانعی که می بیند چیره خواهد شد . لطفاً به روح او کمک کنید رشد کند .

عزت نفس او دارد پدیدار می شود . در حالی که شروع به فهمیدن کیستی و توانایی خود می کند ، علم به خود را کسب می نماید. اما خود درحال رشد او شکننده است , گام های او لرزان است و او به یاری شما نیازمند است . او را در هنگامی که به دنبال راه پیشروی می گردد, هنگامی که به جای دویدن چهار دست و پا راه می رود و هنگامی که می دانید باید ریاست کند ، بی اراده می شود ، تشویق کنید . به هر حال ، او جوان است و نا مرتب بودن ویژگی رفتار اوست .

توانایی های او را بشناسید و پرورش دهید و به پیشرفت های او آفرین بگویید و آرام آرام ، کمبود های او را شناسایی نمایید . بعد به بهبود او کمک کنید و او را یاری نمایید . که آنچه جلوی پیشرفت او را می گیرد ، دور بزند و بر آن چیره شود . او بهتر از شما می داند که چگونه بر آنها چیره شود . لطفاً یاور پر محبت او باشید .

فرزند من ، تشنه ی آموختن نزد شما می آید . از شما خواهش می کنم او را مأیوس نکنید . دروسش را بر انگیزاننده و تفریحی کنید . تا به حال ، این چند ساله عمرش بیشتر تفریح بوده است . تجربیات آموزشی او به اندازه ی نفس کشیدن طبیعی بوده اند . لطفاً این الگو را ادامه دهید . یادگیری او را بر تدریس خود اولویت بخشید و او و همکلاس هایش را مرکز کلاس قرار دهید .

و بالاخره به او کمک کنید اعجاز و هیجان خودشناسی را کشف کند ، تا در پایان سال بداند که چه کاری را نمی تواند از خود انتظار داشته باشد و چه کاری را می تواند . من می خواهم او کلاس شما را با اطمینان به توانایی های خود در کسب موفقیت پشت سر بگذارد ، و دانش آموز و انسانی توانمندتر باشد و آمادگی بیشتری داشته باشد که گام بعدی را در نردبان تعلیم و تربیت بر دارد .

متوجه هستید که امسال سالی است که شما یکی از مهم ترین افراد زندگی او می شوید . او تصمیم خواهد گرفت که ارزش ها و ملاک ها ی شما را حفظ کند و یا دور بریزد . او یا شما را تا آخر عمر مورد احترام قرار خواهد داد و به یاد خواهد سپرد و یا به دلیل آنچه به او نداده اید ، از شما مأیوس می شود و شما را فراموش خواهد کرد . من واقعاً امید وارم که او شما را تمجید کند ؛ تصمیم با خودتان خواهد بود.

اوه بله ، وقتی سال به پایان رسید او را در آغوش بگیرید و از او برای اینکه بخشی از زندگی شما بوده تشکر کنید ، همچنان که من امیدوارم از شما به دلیل آنکه بخشی از زندگی او بوده اید ، تشکر کنم . "

عباس رنجبر کلهرودی

عامل علاء الدین ؛ جادوی موفقیت در زندگی. جک کنفیلد و مارک ویکتور هانسن .ترجمه سهیلا رضوی و دکتر ندا افتخار.تهران نسل نواندیش. ۱۳۷۹ ص ۲۸۶-۲۸۸.