|
تحقیق به عنوان زیربنای توسعه، شاخص مهمی است كه برای ارزیابی میزان پیشرفت هر كشور می توان از آن بهره جست. به استناد آمار بانك جهانی، میزان تحقیقات در كشورهای پیشرفته ۲۲۰ برابر كشورهای در حال توسعه و عقب مانده است؛ درحالی كه درآمد آنها ۴۰ برابر درآمد كشورهای فقیر است. بنابراین واضح است كه سهم پژوهش در بالابردن توان اقتصادی و تكنولوژیكی كشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به منظور آشنایی با وضعیت تحقیقات در كشور و موانع موجود در این زمینه، گفتگویی با دكتر سید عباس شجاع الساداتی، رئیس دانشكده فنی و مهندسی دانشگاه تربیت مدرس و عضو كمیته ملی زیست فناوری صورت گرفته است كه خلاصهٔ دیدگاه وی جهت اطلاع خوانندگان در زیر آورده می شود:
به طور كلی در خصوص مشكلات تحقیقات در كشور میتوان موارد زیر را مطرح نمود. البته در این موارد، به استثنائات هم باید توجه داشت:
۱ فقدان برنامهٔ مشخص در وزارتخانهها برای خرید از داخل:
یكی از دلایلی كه سبب می شود تحقیقات در كشور جهت دار نباشد و یا از نتیجهٔ آن در صنعت استفاده نشود، به وزارتخانه ها مربوط می شود. اگر وزارتخانه ها موظف شوند كه مثلاً تا دو سال آینده محصولی یا ماده ای را كه از خارج وارد می شود در داخل تولید كنند، مجبور به پیگیری ارتباط با دانشگاه یا مراكز تحقیقاتی می شوند و از شركت ها و متخصصان مربوط جهت رفع مشكل و نیاز خود كمك می گیرند. در این صورت یك ارتباط كاملاً واقعی پیش خواهد آمد. اما متاسفانه بسیاری از مواقع در عمل، عكس این اتفاق می افتد؛ یعنی اگر سازمان های مربوطه بدانند كه یك فردی توانسته ماده ای را تولید نماید، باز هم مسیر خود را برای واردات طی می كنند چرا كه ساختارها غلط می باشد.
بهعنوان نمونه ما روی پروژهٔ تولید پروتئین افزودنی به خوراك دام و طیور با وزارت جهاد، كار مشترك انجام داده و نتایج موفقیت آمیزی بدست آمد. اما متأسفانه برنامهای در جهت بهرهبرداری از آن وجود نداشت و این در حالی بود كه هم اكنون سالیانه بیش از صد میلیون دلار كنجالهٔ سویا یا پودر ماهی وارد می شود.
درواقع واسطهگریها و درآمدهای كلانی كه سودجویان از این مسیر دارند، مانع توسعهٔ تحقیقات در كشور می گردد. برای مثال اگر صد میلیون دلار واردات داشته باشیم، ۱۰ درصد آن نصیب واسطهگران میشود و به این دلیل است كه مادهای نظیر پودر ماهی از شیلی و یا كنجالهٔ سویا از آرژانتین وارد یا كشورهای دیگر میشود. اگر هدف برخی مسؤلین این باشد كه صرفاً نیاز روزمره مسكّن دار تأمین شود، در این شرایط آن سودجویان واسطهگر به راحتی كار خودشان را انجام میدهند. حتی ممكن است در مواردی از تولید یك محصول خاص ممانعت بهعمل آید. یعنی اگر بفهمند كه شخصی محصولی را در داخل تولید میكند و همان محصول از خارج میآید، اگر بتوانند یك عیب و ایرادی به محصول داخلی وارد میكنند.
بنابراین به دلیل فقدان هدف و برنامه، از نتیجهٔ تحقیقات دانشگاهی نیز استفاده قابل توجهی به عمل نمیآید. به عنوان نمونه در زمینهٔ استخراج مس با روش فروشویی زیستی (bioleachin) تحقیقاتی داشتهایم كه به ثمر رسیده است، لیكن شركت های مربوطه جهت بهره برداری از نتایج، جدی نیستند.
۲ فقدان تجربهٔ كافی در امر تحقیقات:
به لحاظ اینكه تجربهٔ طولانی مدت در امور تحقیقاتی در كشور نیست، آن بسترهای لازم برای رشد هر چه بیشتر فراهم نشده است. یعنی ارتباط صحیح بین دانشگاه و مراكز تحقیقاتی و صنایع خیلی تعریف شده نیست.
قبل از انقلاب تحقیقات در كشور وجود نداشت. خوشبختانه بعد از انقلاب تحقیقات شروع شد؛ هر چند سازمانیافته نیست و كارهای تكراری زیادی انجام میشود. مسئولین و دولتمردان باید برای اینكه تحقیقات به یك نظام و سازماندهی مشخص برسد، برنامه ریزی كنند. البته دیكتهٔ نانوشته غلط ندارد و قطعاً ممكن است در این برنامه مشكلاتی هم بهوجود بیاید كه باید به مرور آنها را رفع نمود.
۳ فقدان صبر و حوصله در امر تحقیقات:
اینكه گفته شود دانشگاه در انجام پروژههای صنعتی خیلی موفق نبوده است و بنابراین اعتماد صنایع را نسبت به خود از دست داده است درست نیست. اصلا در تمام دنیا تعدادی از كارها به نتیجهٔ مطلوب نمیرسد. یعنی این طبیعت پروژهها است كه گاهی موفق و گاهی ناموفق است. ممكن است در ایران كارهایی كه به نتیجه نرسیدهاند بیشتر باشد اما باید تلاش نمود كه این را به حداقل ممكن رساند. در تحقیقات هر چقدر هزینه شود، اسراف نمیباشد و باید صبر و تحمل داشت.
متأسفانه دیدگاه تنگنظرانهای وجود دارد كه معتقد است باید هر كار تحقیقاتی به یك فرایند تحقیقات صنعتی منجر شود یا كاربردی خاص داشته باشد. اینكه شركتهای بزرگ دنیا میلیاردها دلار خرج میكنند و ده سال بعد نتیجهٔ آنرا میگیرند، دقیقاً به این دلیل است كه آنها یك دیدگاه بهتری نسبت به قضیه دارند. همین بیوتكنولوژی را اگر در نظر بگیریم، بههیچوجه در ابتدا سودآور نبود؛ همچنانكه امروزه برای آنها نانوتكنولوژی سودی ندارد ولی دستاوردهای آن در درازمدت مشخص میشود و بهتدریج روند صنعتی شدن آن شكل میگیرد و آن زمان كه یك كشور دانش فنی و بومی را در آن زمینه داشت در دنیا موفق خواهد شد.
بنابراین بخش صنعت نباید انتظار داشته باشد كه وقتی قرارداد پروژهای را با یك محقق بست، حتماً با اجرای پروژه مورد نظر تمام مشكلش حل شود و حتماً محصول مورد نظر تولید شود. بلكه گاهی اوقات كار طول میكشد چرا كه بهدست آوردن دانش فنی آسان نیست و به زمان و حوصله و اعتقاد نیاز دارد.
۴ همكاری ضعیف بین محققین:
همكاری لازم بین محققین نسبت به كشورهای پیشرفته كمتر است. این مورد جزء مشكلات فرهنگی كشور است. بهعنوان مثال دلیل اینكه افرادی كه در یك دانشگاه و در یك رشته تحصیل میكنند و یا در یك زمینه فعال هستند در كنار یكدیگر قرار نمیگیرند تا مشكلات را با هم حل نمایند، گاهی بهدلیل عدم اعتماد افراد نسبت به یكدیگر است كه این به امنیت شغلی یا اقتصادی آنها مربوط میشود. یعنی افراد ممكن است نگران شوند كه مثلاً اگر شخص دیگری در آن پروژه سهیم باشد منافع او به خطر بیفتد.
در مواردی نیز عدم تمركز محققین روی تحقیقات و چندشغلی بودن و پرداختن به كارهای غیرعلمی باعث این ضعف همكاری میگردد و سبب میشود كه فضا یك فضای ناسالم تحقیقاتی گردد. چرا كه فرد مجبور است چند جا كار كند، در فلان شركت یا كارخانه كار كند و در عین حال به دانشگاه هم برود و نیز حقالتدریس هم داشته باشد. در نتیجه خیلی اوقات بخاطر تأمین معاش فرصتی به وجود نمیآید كه محققین دور هم بنشینند. محقق امروزی در ایران بهجای اینكه ۸ ساعت تحقیق داشته باشد، شاید ۱۴ یا ۱۶ ساعت كارهای متنوعی انجام میدهد كه ممكن است ۲ درصد آن هم تحقیقات نباشد و این خود به دلیل فقدان انسجام لازم میباشد.
من با اساتید مربوط به رشتهٔ بیوتكنولوژی در دانشگاه ها آشنا هستم و هیچ مشكل شخصی هم بین ما وجود ندارد اما در طی یك سال حتی یك جلسه هم دور هم نیستیم تا در مورد این رشته و یا تحقیقات بیوتكنولوژی در كشور صحبت كنیم و دلیل آن برمیگردد به اینكه كه اولاً ضرورتی احساس نمی شود و ثانیاً هر كس به اندازهٔ كافی درگیر كار خود است كه به فكر تبادل نظر نباشد. البته گاهی اوقات یكسری مسائل پیش پاافتاده مانع از همكاری دقیق افراد می شود.
در پایان ذكر این نكته نیز لازم است كه نباید همیشه جزء را ملاك قرار داد و آنرا به كل تعمیم داد بلكه برعكس باید كل را مورد توجه قرار داد و راجع به آن بحث كرد. یعنی اگر جائی ضعف یا مشكلی داشت نباید همه كس و یا همه جا را دارای آن مشكل خاص دانست و حتی در مواردی هم كه در اكثر افراد نقاط نقصی دیده می شود نباید به طور مطلق به آن نگاه كرد و از كارهای انجام شده چشم پوشی كرد.
به هر حال مدام از مشكلات دم زدن و این كه كمبود داریم و یا نمیتوانیم كاری انجام دهیم كار درستی نیست و بهعبارت دیگر نباید همیشه قسمت خالی لیوان را ببینیم. |