Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات علمی و آموزشی محیط زیست مستطیل سبز ، خاک های سرخ... بازی به نفع کیست؟
۱۲ تير ۱۳۸۹
  ◊   دفعات نمایش : ۲۷۷        Saturday, Jul 3, 2010
مستطیل سبز ، خاک های سرخ... بازی به نفع کیست؟
نگرانی برگشتن بازی ها به مستطیل های بدون چمن و خاکی، شدیدتر از گذشته ما را تهدید می کند
مستطیل سبز ، خاک های سرخ... بازی به نفع کیست؟

این روزها تب جام جهانی بالا گرفته و کمتر کسی است که کم و بیش دچار تماشا و پیگیری نتایج جام جهانی نشده باشد. هر وقت به فوتبال کلاس بالای جام جهانی یا انواع جام های دیگر فکر می کنیم، بی شک یکی از ارکانش یعنی آن مستطیل سبز و بزرگ با چمن یکدست را هم به ذهنمان می آوریم. سال ها قبل که هنوز چمن مصنوعی ورزشگاه آزادی احداث نشده بود، بازی هایمان در چمنی که خیلی هم سبز نبود و در جاهای مختلفش، لکه های بدون چمن خاکی رنگ دیده می شد، برگزار می شد و چه اندازه این زمین خاکی روی بازی و کیفیت آنچه می دیدیم، تاثیر داشت.

حالا در اوایل قرن ۲۱ میلادی که فوتبال عالمگیرترین ورزش دنیا شناخته می شود، باز هم نگرانی برگشتن بازی ها به مستطیل های بدون چمن و خاکی، شدیدتر از گذشته ما را تهدید می کند.

کنوانسیون مقابله با بیابان زایی سازمان ملل متحد(UNCCD) با کمک از تب بالای فوتبال در این روزها، پوستری طراحی کرده تا به همه ما هشدار دهد که واقعا شاید فردا روزی، رویای بازی کردن در زمین های سرسبز و آباد را هم نتوانیم در سر بپرورانیم و اینها همه به دلیل پدیده ای است که به آن بیابان زایی می گوییم.

● بیابان بد، بیابان خوب، بیابان زشت؟

بیابان ها مناطقی هستند بسیار سخت و خشک و نامناسب برای زندگی؛ اما واقعا بیابان ها را باید از بین برد؟ آیا واقعا بیابان ها، پست ترین مناطق زمین از منظر ارزش هستند؟ این پرسش در نگاه نخست، پاسخی سرراست و معلوم دارد... بله. تقریبا بیشتر مردم چنین تصوری دارند و تلاششان بر این است که هیچ گاه مسیرشان را به سوی بیابان ها کج نکنند و هیچ گاه حتی اگر کلاهشان هم آن طرف ها افتاد، به آن سو نروند و البته در رده های بالاتر، بسیاری حتی معتقدند که باید بیابان ها را از بین برد و واژه ای می سازند با عنوان طرح های بیابان زدایی.

گاهی صحبت از پروژه هایی می شود با عنوان کاشت محصولات خاص در بیابان ها و... و همه این حرف ها مبتنی است بر این که بیابان ها را باید از بین برد و آنها را سبز و آباد کرد؛ اما واقعیت این است که بیابان ها هم همچون مراتع، جنگل ها، دریا ها، دریاچه ها و... یکی از بوم سازگان ها (اکوسیستم ها)ی زمین است که در جای خودش بسیار کارآمد و ارزشمند است و حتی از دید اقتصادی هم کارایی های فراوانی دارد که در نوشته دیگری به آن خواهم پرداخت. بیابان ها مامن و محل زندگی بسیاری از گونه های نادر و کمیاب گیاهی و جانوری است که با آباد کردن بیابان ها! آنها را هم از دست خواهیم داد.

از سوی دیگر بیابان ها در طول تاریخ تکاملی زمین، منشأ گونه های بسیاری از گیاهان بوده اند و به عبارت درست تر، زمین بدون بیابان هایش چندان هم آباد نمی بود؛ اما این دلایل و بسیاری از کارکرد های مثبت دیگری که بیابان ها دارند، باعث نمی شود که ما عرصه های دیگر سرزمینمان را به بیابان بسپاریم. این مثال ساده و عامیانه هر چیز به جای خویش نیکوست، در اینجا مصداق کاملی دارد. بیابان به جای خودش خوب است و زیبا و باارزش اما به محض آن که عرصه های مرتعی، جنگلی، کوهستانی و... را درمی نوردد، دیگر بیابان چیز خوب و زیبایی محسوب نمی شود. بیابان زایی پدیده ای زشت و نامناسب است.

● بیابان های تازه از کجا می آیند؟

بیابان زایی پدیده پیچیده ای است که به آرامی سرو کله اش پیدا می شود؛ بی صدا اما هولناک. وقتی از میان یک جنگل سرسبز و روی جاده ای آسفالته با خودروتان حرکت می کنید و از زیبایی آن جنگل سرمست و شاد هستید، وقتی کنار دریاچه یک سد باشکوه و عظیم به همراه خانواده به گذران یک روز تعطیل مشغول هستید، وقتی در یک مرتع سرسبز و وسیع، تعداد زیادی بره های شاد و جست وخیزکنان را می بینید و در سر، هوس چند سیخ کباب بره تازه می پرورانید.... شک نکنید که دارید به بیابانی شدن آن عرصه های متنوع و زیبا کمک می کنید.

جدا از دلایل اکولوژیکی (مثل خشکسالی و کم بارش بودن سال) عوامل انسانی در بیابان زایی نقش بسیار مهمی دارند. همواره بیابان زایی را با تخریب سرزمین برابر می دانیم. به عبارتی وقتی سرزمینی به تخریب مشغول شود، یعنی از بین رفتن خاک سازنده و زایا در پی است. وقتی خاک زایا از بین رفت، دیگر پوشش گیاهی باقی نمی ماند و در نهایت، بیابان شکل گرفته است.

مثلا وقتی در یک مرتع علف های تازه می رویند، گوسفندداران گله های بزرگ و کوچکشان را به آنجا می برند تا چرای تازه صورت بگیرد. زمین زیر سم گوسفندان بشدت کوبیده می شود. از آنجا که این سرزمین هم چندان جدی گرفته نمی شود، همواره در یک مرتع خوب، تعداد گوسفندان بسیار بیشتر از توان و تحمل آن مرتع است. در نتیجه خاک مرتع که بایستی نرم باشد و اسفنجی تا بارش های جوی بتواند در آن نفوذ کند و علاوه برآن، بذر های گیاهی در آن جایگزین شوند، سفت و خشک و کلوخ مانند می شود. بارش های پاییزی که عموما بارانی است، به جای آن که درون خاک رفته و آن را حاصلخیز کند، روی خاک جاری می شود، به تنداب و سیلاب تبدیل می شود و خاک حاصلخیز سطحی شسته می شود؛ جایی که زمانی مرتع بود، حالا به سنگلاخ تبدیل شده و کمی بعد بیابانی در آن شکل می گیرد و گله دار گوسفندانش را به جای دیگری می برد و بیابانی تازه شکل می گیرد و... و این چرخه تا ابد ادامه دارد.

سدسازی، جاده و پلسازی، چوب بری ها و جنگل تراشی ها، گسترش افقی شهرها، افزایش جمعیت، افزایش برداشت از آب های زیرزمین و فرونشست زمین حاصل از آن و بسیاری از دلایل انسانی دیگر از مهم ترین دلایل ایجاد کانون های بحران در بحث بیابان زایی است و همه ما (مستقیم و غیرمستقیم) در ایجاد آن مسوول هستیم.

بیابان ها و بیابان زایی از نگاه اعداد

همیشه معتقد بوده اند که اعداد و ارقام تاثیر خوبی بر درک مفاهیم دارند. پس بیایید ببینیم اعداد چه روایتی از بیابان زایی دارند: بیابان ها منشأ بیش از ۳۰ درصد گیاهان (یعنی یک گیاه از هر سه گیاه) روی کره زمین بوده اند. حدود ۴۱ درصد پهنه خشکی های زمین اکنون در حوزه بیابان ها و سرزمین های خشک قرار دارند؛اما متاسفانه بیش از ۷۰ درصد از خشکی های زمین در معرض تخریب شدید سرزمین و در نتیجه بروز بحران بیابان زایی هستند و خوب است بدانید که تقریبا تمام پهنه ایران در این کانون تخریب سرزمین قرار دارد. بیش از ۶۰۰ دشت حاصلخیز (مرتعی و کشاورزی) در کشور در سال منتهی به ۱۳۸۰ در معرض تخریب کامل و بیابانی شدن درآمده است که البته بخشی از آن به دلیل سرما و بعد خشکسالی بوده است. این تخریب به آن معناست که خاک حاصلخیز در آنها از بین رفته است و تقریبا مطمئن هستیم که به این زودی ها، این مناطق به حیات قبلی خود برنمی گردند، چون برای آن که یک سانتی متر خاک حاصلخیز تولید شود، ۵۰۰ تا ۸۰۰ سال زمان نیاز است. اگر عمق خاک زراعی را ۳۰ سانتی متر فرض کنیم، بیش از ۱۵ هزار سال زمان برای بازتولید خاک زراعی نیاز داریم و باز هم متاسفانه میزان تخریب خاک در ایران تقریبا ۵ برابر میانگین جهانی است. در ایران سالانه در هر هکتار حدود ۲۵ تن خاک فرسایش می یابد. از دیگر دلایل بیابان زایی، مصرف بیش از حد آب و کاهش قابلیت سرزمین است. براساس بررسی های انجام شده، میزان آبی که در طی ۳۰ سال قبل در ایران برداشت و مصرف شده است، برابر با ذخیره ای بوده که طی ۱۰۰۰ سال قبل اندک اندک در سفره های آب زیرزمینی جمع شده بود. این میزان برداشت آب، باعث پدیده ای به نام فرونشست زمین می شود؛ یعنی با خالی شدن مخازن زیرزمینی، شکستگی های زیرسطحی رخ می دهد و سطح زمین، نشست های عمیقی می کند. این مناطق فرونشست کرده، در نهایت به بیابان تبدیل می شود. بیابان زایی و تخریب خاک، سومین بحران پیش روی بشر در قرن ۲۱ است و در نهایت یادمان باشد.... هر چیزی را می توان از خارج از کشور وارد کرد، بجز خاک...

محمدرضا نوروزی
روزنامه جام جم ( www.jamejamonline.ir )
بیابان
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
محیط زیست فقط مال تو نیست
ضرورت حفاظت از طبیعت به بهانه روز جهانی محیط زیست
۲۸ خرداد ۱۳۸۹
حفاظت از محیط زیست، یک وظیفه عمومی است
در پی انقلاب صنعتی که در نیمه‌های قرن ۱۸ آغاز شد و به تدریج تا نیمه قرن نوزدهم مسیر شتابانی پیش گرفت، جوامع مختلفی در دنیا با زندگی مکانیزه و استفاده گسترده از انواع ماشین‌آلات، جهت برآورده کردن نیازهای زندگی شروع به بهره‌برداری کردند....
۲۴ خرداد ۱۳۸۹
زندگی پلاستیکی ‌پایان تلخی دارد
تولید و مصرف افراطی پلاستیک، هم خودمان را تهدید می‌کند؛ هم محیط زیست‌مان را
۱۹ خرداد ۱۳۸۹
تلاش آواتار برای نجات آمازون
این روزها کمتر کسی پیدا می‌شود که درباره یکی از عظیم ترین محصولات صنعت رؤیاپرداز سینما ـ آواتار ـ از جلوه‌های ویژه مسحورکننده و بهره‌گیری از آخرین فناوری‌های تصویربرداری آن گرفته تا طراحی آخرین نسخه ادوات و تجهیزات علمی و نظامی و صد البته پدیده‌ها و چشم‌اندازهای …
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
پاکسازی یک فاجعه زیست‌محیطی
کمک فناوری برای پاک کردن لکه‌های نفتی از سواحل لوئیزیانا
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
معرفی آرشیو موسیقی