حفاظت از محیط زیست در رابطه مستقیم با مشارکت همگانی مقاله ای درباره حفاظت از محیط زیست

حفاظت از محیط زیست, عبارتست از تلاشی که به منظور حفظ سلامتی محیط و انسان ها, در سطوح شخصی, سازمانی یا دولتی, از محیط طبیعی محافظت می کند با توجه به رشد جمعیت و تکنولوژی, محیط بیوفیزیکی گاهی اوقات نادیده گرفته می شود این موضوع باید به رسمیت شناخته شود و دولت ها باید محدودیت هایی علیه فعالیت های تخریب محیط زیست ایجاد کنند از سال ۱۹۶۰, جنبش های فعال زیست محیطی ایجاد شده اند که از مسایل مختلفی در این زمینه اطلاع دارند هیچ توافقی در مورد میزان اثر فعالیت های انسانی بر روی محیط زیست وجود ندارد و اقدامات حفاظتی گاهی مورد انتقاد قرار می گیرند موسسات علمی اکنون دوره های آموزشی را پیشنهاد می دهند, مثل مطالعات زیست محیطی, مدیریت محیط زیست و مهندسی محیط زیست, که تاریخچه و روش های حفاظت از محیط زیست را آموزش می دهند حفاظت از محیط زیست احتیاج به توجه, به فعالیت های مختلف انسانی دارد تولید زباله, آلودگی هوا و از بین رفتن تنوع زیستی ناشی از معرفی گونه های مهاجم و گونه های در حال انقراض بعضی از موارد مرتبط با حفاظت محیط زیست هستند حفاظت از محیط زیست تحت تأثیر سه فاکتور در هم آمیخته است قوانین زیست محیطی, اخلاق و آموزش و پرورش هر کدام از این سه فاکتور,

استفاده روزافزون از منابع طبیعی و چالش های زیست محیطی

حفاظت از محیط زیست در عصر حاضر که دوران مبارزه با آلودگی های زیست محیطی است، یک ضرورت حیاتی به شمار می رود. بروز خشکسالی های پیوسته و طولانی و تغییرهای اقلیمی به همراه شکل گیری برخی از مشکل های زیست محیطی فرامرزی مانند پدیده ریزگردها و آلودگی منطقه های ساحلی و دریایی باعث تشدید این مخاطره های زیست محیطی شد و ایران را بیش از پیش در برابر این بحران ها آسیب پذیر کرد. آلودگی های زیست محیطی در سرزمین ما، دامنه ای فراخ و گسترده دارد. به هر نوع اقلیم و جغرافیایی که اشاره بکنید می بینید که درگیر نوعی آلودگی یا آسیب زیست محیطی است؛ دریاچه ها، تالاب ها، جنگل ها، رودخانه ها و نیز از همه ملموس تر و غیر قابل کنترل تر، آلودگی هوا. در یک نگاه کلان، هیچ کدام از این آلودگی ها و آسیب ها به صورت منفرد و بدون ارتباط با دیگر آسیب های زیست محیطی اتفاق نیفتاده اند. با خشک شدن رودخانه و تالاب ها در اثر ساخت و ساز نالازم و کارشناسی نشده ی سدها، با تراشیدن درختان جنگل ها به صورت رسمی یا قاچاق و با منحرف کردن رودخانه ها از مسیر اصلی خود، دست کاری های وحشتناک و گاه غیرقابل برگشتی در انواع اکوسیستم های ایران اتفاق افتاده است. با بروز این دگرگونی ها و تغییرات، آب و هوای این سرزمین در وضعیتی بحرانی قرار گرفته است. در بسیاری از استان های جنوب کشور و دربازه ای طولانی از سال،تنفس ریزگردهای معلق در هوا، سلامت و جان هموطنان ما را به خطر انداخته و آنان را با مشکلات تنفسی ، قلبی و بینایی مواجه کرده است.

مورد عجیب دیگری که اخیرا شایع شده، هجوم مگس های سفید ( عسلک ) به تهران است. این هجوم چنان گسترده و متراکم است که عبور و مرور در برخی از مناطق تهران تقریبا غیر ممکن است و اگر چه برخی مسئولان معتقدند که این حشرات برای سلامتی مضر نیستند، اما با هر تنفس این حشرات وارد دهان و بینی شهروندان شده و مشکلات تنفسی ایجاد می کند. البته بنا به گفته مدیرعامل سازمان بوستان ها و فضای سبز شهر تهران، از دیدگاه علم گیاه پزشکی، طغیان دوره ای یک آفت امری طبیعی است و نمونه مشابه وجود و شیوع آن به عنوان یک آفت شهری حتی در کشورهای پیشرفته گزارش شده است . این که هجوم آفات در کشورهای دیگر هم سابقه دارد نشان از میزان توسعه و پیشرفت ما دارد! و از آن جا که عسلک ها بی ضرر نیز هستند تنفس و یا بلعیدن آن ها احتمالا خود نشان از نوعی توسعه یافتگی است!

مدیر کل محیط زیست استان مازندران در خبری که روز 26 مرداد منتشر شد اعلام کرد که سازندگان سد هراز به وعده خود برای پاکسازی مخزن سد از زباله هایی که نزدیک به دو دهه در منطقه مخزن سد دپو شده اند عمل نکرده اند و آبگیری سد باعث آلوده شدن آب مخزن می شود. وی گفت: «سد نمی خواهیم، شکایت می کنیم. فرماندار آمل در اظهارنظری که امروز در خبرها منتشر شد، گفته است: «مدیرکل محیط زیست مازندران مگر قیم مردم آمل است که می گوید سد نمی خواهیم؟» درک معنای این دو اظهارنظر متناقض نیازمند توجه به چند نکته است؛ اگر قوانین کشور الزام می کرد که گزارش ارزیابی تأثیر محیط زیستی همه پروژه های عمرانی از جمله سدها، قبل از تصویب ساخت و آغاز عملیات، منتشر شود، مردم و فعالان محیط زیست امروز با فهمیدن این نکته که پسماندگاه و محل دفن زباله شهر آمل در مخزن سد هراز قرار دارد، غافلگیر نمی شدند.

نکته مهم اینکه چنین اتفاقی اغلب به نام مردم صورت می گیرد. جامعه و فعالان محیط زیست و پشتوانه های حقوقی آن چندان قدرتمند نیستند که از مدیرانی مانند فرماندار منطقه بپرسند مگر شما متخصص محیط زیست هستید؟ و روزی که آب شیرین و زلال سد، بعد از هزینه سنگین، قربانی شیرابه های زباله شود و متعاقب آن بیماری های عفونی که با آب منتقل می شود فراگیر شد، شما مسئولیت می پذیرید؟ آیا اگر امروز اداره محیط زیست مسئول نباشد، شما آن روز مسئول خواهید بود؟ سلامت مردم را بازیچه قرار ندهید و اگر دیگران را قیم مردم نمی دانید، خود هم قیم مردم نشوید. با مردم شفاف باشید، ما حق تکرار خطاهای گذشته را نداریم. یک گتوند برای عبرت گرفتن کافی است. شفافیت، درمان دردهای بسیار جامعه ماست، حتی سرطان هایی که این روزها از هر خانواده ای قربانی می گیرد.

ضرورت اجرای توسعه متوازن در کشورایجاد توازن بین توسعه و محیط زیست را در هنر مدیریتی است. اختلاف نظر سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یک دستگاه نظارتی با دستگاه های اجرایی در زمینه اجرای قوانین زیست محیطی موضوع تازه ای نیست. اگرچه مفهوم توسعه پایدار طی سالیان گذشته در کشورهای پیشرفته نهادینه شده ولی تحقق آن با چالش هایی همراه است که از جمله آنها می توان به نبود هماهنگی کافی بین ساختار محیط زیست و توسعه و اقتصاد کشور اشاره کرد. اگر توسعه متوازن باشد نه محیط زیست قربانی توسعه می شود نه توسعه، قربانی محیط زیست.

ایجاد توازن بین توسعه و محیط زیست یک کار مدیریتی است که باید توانایی انجام این کار را باشد. اگر نقطه اعتدال را پیدا شود و بر اساس آن سیاست گذاری شود، هم دستگاه ها از سازمان حفاظت محیط زیست پیروی می کنند و هم مسیر رشد و توسعه کشور هموار می شود. رییس سازمان باید با مدیران خود آشنا شود و برگزاری جلسات در این روزها فرصت مناسبی برای آشنایی ما با مدیران استانی است تا در پی این جلسات و آشنایی ها تغییرات و تحولات مثبتی در سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد شود.

گرچه به نظر می رسد که محیط زیست توانسته جای خود را در عملیات های عمرانی و پروژه های اقتصادی باز کند اما همچنان محیط زیست قربانی منافع اقتصادی است. 90 هکتار جنگل هیرکانی که بسیاری در پی ثبت آن به نام ایران در یونسکو هستند، به دنبال ادامه عملیات عمرانی ساخت مخزن سد شفارود در گیلان به تیغ اره های موتوری سپرده خواهند شد. اقدامی که در هفته اخیر عملیاتی شده و به قطع حدود 3 هزار اصله درخت و نهال در مساحت حدود 4هکتار انجامیده است. سد شفارود حدود 21 سال است در پیچ و خم انتقادات توانسته به مرحله عملیاتی خود نزدیک شود. هرچند که اخبار ضد و نقیضی از میزان پیشرفت عملیات ساخت بدنه آن منتشر می شود.

با این حال حل مشکل آب شرب در شرایطی به عنوان یکی از اهداف ساخت این سد مطرح شده که شهر رشت به شهر باران معروف است و استان گیلان براساس آمارهای سازمان هواشناسی همیشه پربارش ترین استان کشور بوده است. دشت های وسیع و بی پایان شالیزاری و برنج کاری هم نشانه همین پربارشی است و همین باعث می شود این سوال در ذهن پدیدار شود که در چنین شرایطی چه نیازی به ساخت این سد وجود دارد؟ سد شفارود که براساس تاریخی که در وب سایت آب منطقه ای گیلان و درگاه سد شفارود به ثبت رسیده، قرار است تا پایان سال 97 به اتمام برسد و به گفته کاظم لطفی، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای گیلان تا پایان سال 98 آبگیری می شود، از سال 1375 تا کنون که 21 سال از زمان شروع آن می گذرد علیرغم آغاز عملیات عمرانی آن و قطع درختان هیرکانی به دلیل نداشتن ارزیابی زیست محیطی نیمه کاره مانده است. البته این پروژه در 2 ماه اخیر دوباره با موافقت کارگروه بررسی ارزیابی زیست محیطی این سد که متشکل از رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس سازمان محیط زیست و معاون اجرایی رئیس جمهور بوده، دوباره از سر گرفته شده است. با وجود این اما چرا فعالان محیط زیست معتقد به این هستند که نباید این سد ساخته شود؟

رونق گردشگری در گرو همکاری های فرابخشی

جامعه جهانی کنونی متوجه این موضوع شده که گردشگری با شتاب باورنکردنی در حال توسعه و فراگیر شدن است و افزایش آگاهی افراد از تاثیرات محیطی، فرهنگی و اقتصادی گردشگری بر مقصدها باعث ایجاد نگاهی پایدار به شکل تئوری و عملی در مدیریت گردشگری شده است. لازمه نهادینه شدن استعدادها و سرمایه های حوزه گردشگری و در پی آن انتظار پیامدهای مطلوب از این صنعت با اصلاح قوانین، احکام، روش ها، دیدگاه ها و در یک کلام با فرهنگ سازی ملی به منظور همکاری های فرابخشی ارگان های متولی مربوطه محقق خواهد شد.

چالش های ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی 8ساله باعث شد گردشگری در ایران به حاشیه رانده و با ارزش گذاری اندکی روبه رو شود. در همین حال، این موضوع سبب شده به پژوهش های گردشگری نیز اهمیت کافی داده نشود. با این وجود با گذر زمان و فاصله گرفتن از انقلاب اسلامی و شرایط بعد از جنگ، فضا در ایران برای توسعه گردشگری باز شده و به همین ترتیب روزبه روز پژوهش های بیشتری در حوزه گردشگری از طرف نهادهای حکومتی به پژوهشگران سفارش داده می شود. اما فساد اداری حاکم بر برخی نهادهای اداری گاه منجر به رانت خواری در پژوهش ها می شود؛ تا جایی که این اتفاق به صورت یک چرخه منجر به ضربه زدن بر پیکره پژوهش در حوزه نوپای گردشگری می شود.

از زمان شکل گیری مقطع تحصیلات تکمیلی گردشگری در ایران همواره این بحث وجود دارد که آیا گردشگری به خودی خود یک علم محسوب می شود یا صرفا یک موضوع میان رشته ای است. جدید بودن رشته گردشگری باعث شده است تا با هر موجی، ماهیت، تعاریف و علایق پژوهشی نسبت به آن در ایران تغییر کند و دچار سوگیری شود. رشته گردشگری در ابتدا از سوی جغرافیدانان به ایران آمد و بر همین اساس تا سال ها تعاریف جغرافیایی بر علم گردشگری سیطره داشت. در حدود سال های 2000، چند نفر از استادان حوزه مدیریت با گرایش به سوی گردشگری و ترجمه چند کتاب موفق در این حوزه، گردشگری را از سمت و سوی جغرافیا به سمت مدیریت کشاندند و اساس تحصیلات تکمیلی این رشته را بر پایه مدیریت گردشگری استوار کردند. با فارغ التحصیل شدن تعداد زیادی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی، علایق پژوهشی و آموزشی جدید وارد حوزه علم گردشگری در ایران شد و گردشگری کمی رنگ و بوی جامعه شناسی و روان شناسی به خود گرفت.

گردشگری سلامت و سفر توریست های سلامت یکی از منابع درآمد حوزه گردشگری در بسیاری از کشورهای جهان است. در ایران نیز به دلیل پیشرفت های پزشکی و قیمت مناسب اعمال جراحی در برخی رشته ها، بسیاری از بیماران از کشورهای مختلف به ایران سفر می کنند و براین اساس می توان گفت، کشور ما تبدیل به مقصدی در این شاخه از صنعت گردشگری شده است. البته نباید از این موضوع غافل شد که سرمایه گذاری و افزایش امکانات گردشگری سهم زیادی در جذب گردشگر خواهد داشت. البته اهمیت این بحث برای مسئولان در بخش های مختلف پزشکی و گردشگری مشخص شده است و در چند وقت اخیر در این زمینه اقداماتی صورت گرفته است.

پیش از این اقدام مقصد بیشتر گردشگران سلامت چند شهر بزرگ بود، اما مقرر شد این روند تغییر کند و شهرهای دیگر و مرزی هم جزو این طرح قرار گرفتند. بنا به اعلام مسئولان سازمان تامین اجتماعی رشت، اردبیل، پارس آباد مغان، تبریز، ارومیه، مشهد، گنبد، زابل، کرمانشاه، کرمان، کردستان، بندرعباس و اصفهان هر کدام با یک بیمارستان و تهران با سه بیمارستان در این طرح شرکت کردند. اما واقعیت این است که گردشگری سلامت علاوه بر تاثیر بر اقتصاد و درآمد در این حوزه باعث ایجاد اشتغال در کشور نیز خواهد شد. طبق مطالعات انجام شده، از 600 تا 700 هزار شغلی که در سال های قبل ایجاد شده، بخش قابل توجهی به گردشگری اختصاص داشته است. حتی در یک سال بیشترین جذب نیرو در بخش گردشگری بوده است.

آخرین ماه تابستان هم رسید و حالا بیشتر از یک ماه به پایان این فصل گرم سال زمان باقی نمانده است. اگر در دو ماه گذشته فرصتی برای سفر پیدا نکرده اید، شاید بد نباشد تا قبل از شروع پاییز گوشه ای از ایران را چند روزی برای سفر انتخاب کنید. اگر به دنبال یک محل جدید برای مسافرت می گردید و دوست دارید اطلاعات دقیقی درخصوص شهرها و مراکز گردشگری به دست بیاورید، می توانید از سایت ها و اپلیکیشن هایی که در این خصوص تعدادشان هم کم نیست، استفاده کنید. اما یک راه آسان تر هم وجود دارد؛ برای مثال می توانید از روبات مخصوص تلگرامی در این زمینه استفاده کنید. یکی از روبات های کاربردی در زمینه معرفی شهرها و مکان های گردشگری، sikalbot است. برای شروع کار با این روبات بهتر است آدرس sikalbot@ را در بخش جست وجوی پیام رسان تلگرام خود تایپ کرده و بعد از پیدا کردن روبات، دکمه start را انتخاب کنید. بعد از این کار کافی است کلمه گردشگری را برای این روبات ارسال کنید.

حالا روبات اطلاعات جامع و دقیق گردشگری در همه استان های ایران را در اختیار شما خواهد گذاشت. برای دریافت اطلاعات دقیق تر باید نام شهری که قصد سفر به آن را دارید، ارسال کنید. در قدم بعدی روبات علاوه بر توضیحات کلی درخصوص استان یا شهر انتخابی شما، اطلاعاتی نظیر اماکن تاریخی، هنر و صنایع دستی، اماکن زیارتی، مکان های گردشگری و... در اختیارتان می گذارد. از دیگر قابلیت های این روبات که می تواند به برنامه ریزی سفر شما کمک کند، امکان دیدن اماکن مهم شهری در نقشه گوگل است. اما ارائه اطلاعات درخصوص سفر و گردشگری تنها امکان و قابلیت این روبات نیست. اطلاع از آخرین اخبار داخلی و خارجی (در حوزه اقتصادی، سیاسی، تکنولوژی، ورزشی و...)، دسترسی به آخرین تغییرات بازار ارز و طلا، پخش موسیقی و... از دیگر امکاناتی است که با کمک این روبات می توانید به آن دسترسی داشته باشید. برای در اختیار گرفتن هر یک از این امکانات کافی است بعد از تایپ گزینه START، نام خدمتی که نیاز دارید را به روبات بگویید.

رعایت حقوق کودکان؛ ضرورتی انکارناپذیر

کودکان خالق زیباترین احساس ها و عشق ها، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می روند. آنها برای رشد و بالندگی خود، نیازمند حقوقی هستند که باید همگان در نظر بگیرند.

متاسفانه سازمانی متولی برای سرشماری این کودکان نداریم و مسئولان دولتی هنوز آماری از این موضوع ارائه نداده اند. موسسه مهرآفرین در زمینه کودکان و مادران بدسرپرست، مادران و کودکان معتاد فعالیت می کند و دو سالی است که بر موضوع آمارگیری از کودکان بی هویت متمرکز است. بر اساس آماری که ظرف دو سال تهیه شده اند در استان تهران 765 مادر معتاد و بی خانمان وجود دارد. این مادران در خیابان به سر می برند و تعدادی نیز در پاتوق های مصرف مواد مخدر زندگی پر خطر را تجربه می کنند. بیشتر مادران شیشه مصرف می کنند. در واقع از 765 مادر 200 مورد مصرف شیشه و 200 مورد نیز چند مصرفی بوده و شیشه، هروئین و تریاک مصرف می کنند. درصد کمی از آنها مصرف متادون، کراک و الکل دارند. کودکان این مادران باتوجه به مصوبات وزارت بهداشت به منظور سم زدایی به بیمارستان منتقل می شوند.

مهم ترین علت زنانه شدن اعتیاد و آسیب های اجتماعی است. زنان برای تامین مواد مصرفی و معیشت خود به تن فروشی رو می آورند و در این فرایند نیز خدمات کاهش آسیب را به میزان اندکی دریافت می کنند. وزارت بهداشت محدودیت های پیشگیری از بارداری را اعمال کرده، اما این افراد همچنان در حال استفاده از ظرفیت های باروری خود هستند و تولدهای زیادی از این دست در جامعه داریم. باید بتوان روش های پیشگیری از بارداری را در مادران با رفتارهای پرخطر آزادتر کرد. فرزندان بی هویت معتاد بعد از آنکه در فرایند درمانی سم زدایی می شوند کاملا وضعیت سلامتی خود را بازیابی و رویه رشد خود را مانند کودکان عادی طی می کنند. این کودکان به دلیل عدم حضور پدر و مادر فرایند فرزند خواندگی راحت تر طی می کنند. فرزندانی در بهزیستی در مورد موضوع فرزندخواندگی دچار مشکلند که والدین آنها قابل شناسایی و ردیابی هستند.

تصویر کودکی که موقع آشپزی به پیراهن مادرش چسبیده یا هنگام بیرون رفتن پدر و مادر از خانه به آنها آویزان است، برای بسیاری از والدین یک تصویر خیالی نیست، این یک واقعیت زندگی روزمره است و باید گفت بچه ها از نظر سرشتی و ذاتی با هم متفاوت هستند. بعضی از کودکان معاشرتی تر و اجتماعی ترند و راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند ولی از طرف دیگر کودکی را می بینیم که منزوی و گوشه گیر است و بیشتر تمایل دارد وقت خود را در کنار مادر سپری کند و مشکل وابستگی به کودکان و آینده آنها آسیب می زند . حتما شما هم کودکانی را دیده اید که موقع جدایی ، اضطراب شدیدی را نشان می دهند شاید هم خود یکی از این کودکان را داشته باشید.این مشکل مربوط به کودکانی می شود که بیش از کودکان هم سن خود دچار اضطراب می شوند و با اضطراب جدایی که در دوران شیرخوارگی به شکل غریبی کردن وجود دارد و بخشی از رشد طبیعی کودک محسوب می شود متفاوت است.

والدین کودکان وابسته عمدتاً خودشان از کودک جدا نمی شوند و یا در گذشته هنگام جدایی از کودک ترس شدیدی از خود نشان دادند. بهتر است والدین از کودک وابسته تدریجا جدا شوند تا او هم بیاموزد که از والدین دور شود و کودک را به صورت کاملا تدریجی با موارد اضطراب انگیز و جدایی از خود مواجه کنند. همچنین ترساندن کودک از دزد، موجودات خیالی، تصادف، اتفاقات ناگوار، اغراق کردن در میزان خطر احتمالی حوادث، انتقال نگرانی های خود به کودکان، مطرح کردن حوادث ناگوار در حضور کودکان و تهدید کردن کودک به جدایی و ترک کردن او می تواند موجب به وجود آمدن و تشدید اضطراب جدایی در کودکان شود .

پذیرش گونه ای به نام ادبیات کودک و نوجوان، نخستین گام برای به رسمیت شناختن حقوق کودکان است. جماعتی که برای کودک و نوجوان قلم می زنند، حق دارند بگویند ما به دنبال استیفای حقوق کودک و نوجوان هستیم چون موجودیتش را قبول داریم. برای جاانداختن برخی مفاهیم و به تبع آن، دستیابی به حقوق کودک در ایران نیاز به یک انقلاب فقهی و اجتهاد مناسب با مکان و زمان داریم. گاهی ما برای تعیین حدود آزادی کودک یا کودک آزاری دچار مشکل و تفاسیر خاصی می شویم. درعین حال بحث کودک کار، یک مسئله اقتصادی است. ما در ایران با محرومیت کودکان افغان از تحصیل و حقوق دیگرشان، آنها را تبدیل به مشکل کردیم و دراین باره مسئولان هم باید پاسخگو باشند. با وجود این، ما نویسندگان در تیراژهای هزار نسخه هنوز هم می توانیم امید به تغییر داشته باشیم؛ از همان جنس تغییری که برخی دولت ها را مجبور به تغییر در قوانین کار یا حقوق کودک کرد.

بعد از تشکیل سازمان ملل، پیمان نامه حقوق کودک در 10 ماده برای کودکان نوشته شد و سال 1975 را به عنوان سال جهانی کودک نام گذاری کردند. 192 کشور، پیمان نامه را امضا کردند و فقط دو کشور آمریکا و سومالی پیمان نامه را امضا کردند ولی عضو نشدند. استدلال آمریکا این است که سطح دسترسی حقوق کودکان در کشورش بالاتر از این استانداردهاست و سومالی هم آن را مغایر با قوانین کشورش می داند. در ایران، وزارت امورخارجه موظف به اجرای پیمان نامه شد اما تا سال 89، اقدامی جدی انجام نداد. یک پزشک انگلیسی در سال 1302 در کرمان متوجه تضییع حقوق کودکان در قالیباف خانه ها شد و گزارش های او باعث شد فرماندار شهر کرمان، کار پسران زیر هشت سال و دختران زیر 10 سال را در قالیباف خانه های کرمان ممنوع کند.