خزر را دوباره بشناسیم

زیست شناسی و جغرافیای طبیعی بزرگ ترین دریاچه جهان

دریای خزر از نظر وسعت و حجم بزرگ‌ترین دریاچه جهان است. عوارض زمین‌شناسی نامتعارف بسیاری در خزر وجود دارد. سطح آب این دریاچه‌ پایین‌تر از میانگین سطح آب دریاهاست. دامنه نوسانات سطح آب خزر در قرن ۲۰ به پنج متر رسید‌، در اواخر این قرن سطح آب به‌طور غیر‌منتظره‌ای افزایش پیدا کرد؛ اما در اوایل قرن ۲۱‌ مجددا سطح آب کاهش چشمگیری داشت و پس از آن در ظاهر به ثبات نسبی رسید. خزر یک دریاچه آب شیرین نیست. آب آن نسبتا شور و بدمزه است‌، اما غلظت نمک در آن سه مرتبه کمتر از اقیانوس‌های جهان است. تعادل آب درست همانند هر دریاچه دیگری به میزان بارندگی، جریان آب رودخانه‌ها و آب‌های زیرزمینی بستگی دارد.

چرخش‌های جوی مستقیما میزان تبخیر را تعیین می‌کند. دریاچه خزر منشا‌ غریبی دارد. روایت‌ها حاکی از آن است که خزر باقیمانده خلیج شمالی اقیانوس تتیس است. تتیس نام دریای کهنی است که حدود ۵۰ میلیون سال پیش، اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل می‌کرد. دریاچه خزر را از جهاتی می‌توان با استرالیا مقایسه کرد چرا که خزر نیز مدت‌ها پیش از اقیانوس‌های جهان جدا شده همان‌طور که استرالیا نیز از دیگر قاره‌های کره زمین دور افتاده است. حیوانات و گیاهان نادری که در خزر زیست می‌کنند، از ویژگی‌های بارز این دریاچه هستند. شاید عنوان فسیل‌های زنده برای آنها برازنده‌تر باشد.

● دریاچه‌ای ناهمگن

خزر یک دریاچه همگن نیست. در واقع سه بدنه آبی مختلف در داخل مرزهای خزر با یکدیگر یکی شده‌اند. هر یک از این بدنه‌های آبی خصوصیات فیزیکی و تنوع بیولوژیکی خاص خود را دارند. نخستین بدنه آبی خزر را می‌توان در بخش شمالی، دومی را در مرکز و جنوب و سومی را در خلیج قره بغاز واقع در سواحل شرقی خزر و شمال‌غربی ترکمنستان جستجو کرد. از میان این سه بدنه آبی، دومین مورد بزرگ‌ترین آنهاست. نزدیک به ۹۹ درصد حجم آب دریای خزر یا دوسوم مساحت آن را این بدنه به خود اختصاص داده است. بسیاری از محققان این جزء را به‌عنوان بخش اصلی خزر قلمداد می‌کنند. میزان شوری در این قسمت تقریبا ثابت بوده و بین ۱۲ تا ۱۳ گرم در لیتر در نوسان است. در واقع میزان شوری نرمال در خزر همین مقدار است. بخش اعظم گونه‌های منحصربه‌فرد خزر نیز در همین بخش زیست می‌کنند. این بخش که عمیق‌ترین قسمت دریای خزر است، در حوزه‌های جنوبی گاهی نزدیک به یک کیلومتر هم عمق دارد. بدنه آبی مذکور در برابر تغییرات اقلیمی دوره‌های مختلف زمین‌شناسی مقاومت کرده و تاکنون خشک نشده است. مقادیر آبی که در این قسمت حفظ شده، در عمل ضامن بقا و تکامل گونه‌های منحصربه‌فرد جانوری و گیاهی خزر بوده، البته افزایش میزان شوری آب نیز تاثیر بسزایی در کاهش تعداد گونه‌های مختلف داشته است.

بدنه آبی شمالی خزر یک درصد از حجم کل و یک‌سوم مساحت آن را در بر گرفته است. شوری این قسمت ثابت نیست، براساس یک قاعده کلی معمولا شوری این قسمت دو یا سه برابر کمتر از قسمت مرکزی است که این امر نیز خود به میزان جریان آب رودخانه‌ها بستگی دارد. به عنوان مثال ولگا طولانی‌ترین رودخانه اروپا در همین قسمت به خزر می‌ریزد. ۸۰ درصد از رواناب رودخانه‌ای خزر از ولگا تامین می‌شود. کاهش غلظت نمک باعث تغییر گونه‌‌ها نیز می‌شود. بسیاری از گونه‌های جانوری که در این قسمت دیده می‌شوند، بیشتر برای تخم‌ریزی می‌آیند. بسیاری از ارگانیسم‌های آب شیرین در قسمت شمالی خزر زیست می‌کنند، در حالی که در قسمت‌های جنوبی و مرکزی که میزان شوری بیشتر است حتی کوچک‌ترین نشانی از آنها نیز یافت نمی‌شود. یکی از شاخصه‌های این بخش، عمق کم آن است که بندرت به بیشتر از ده متر می‌رسد. ژرفای کم، دلیلی برای خشک شدن و در عین حال انقراض و نابودی برخی از گونه‌های جانوری و گیاهی بوده که در طول دوره‌های مختلف زمین‌شناسی در این قسمت یا در مصب‌های رودخانه و دلتاها زیست می‌کرده‌اند.

خلیج قره‌بغاز چه از نظر مساحت و چه از نظر حجم کوچک‌ترین جزء خزر است. مساحت این قسمت تنها ۳ درصد از کل مساحت دریای خزر است، اما شرایط زیستی فوق‌العاده منحصربه‌فردی دارد. سطح آب قره‌بغاز از دریای خزر چند مترکمتر است. آب در این قسمت به سرعت تبخیر می‌شود و به همین دلیل غلظت نمک در آن فوق‌العاده زیاد است. در برخی اوقات غلظت نمک بیشتر از ده و حتی ۲۰ برابر بخش‌های مرکزی است. زیستمندان خزر به دلیل شوری زیاد در این قسمت دیده نمی‌شوند و تنها ارگانیسم‌هایی که با شوری سازگار هستند، در آن زیست می‌کنند.

● تنوع‌زیستی متمایز

تنوع بیولوژیکی در دریاچه خزر به دلیل اختلاف میان شرایط فیزیکی هر یک از سه بدنه آبی مذکور، تاریخچه خاص زمین‌شناسی و انزوای جغرافیایی‌؛ غنی و در عین حال متفاوت است. بخش شمالی غنی‌ترین تنوع گیاهی و جانوری و خلیج قره‌بغاز کمترین تنوع را در خزر دارد. عرصه‌هایی نظیر باتلاق‌ها، مصب‌ها و رودخانه‌هایی که به دریای خزر می‌ریزند نیز همیشه به‌عنوان زیستگاه‌های ارزشمند و غنی مورد توجه جامعه جهانی قرار داشته‌اند. عوامل تهدیدکننده تنوع‌زیستی خزر کم نیست. به‌عنوان نمونه می‌توان از مهار آب رودخانه‌ها، شکارهای غیرمجاز، نوسانات سطح آب، آلودگی‌های مختلف، حضور گونه‌های ناشناخته و تغییرات اقلیمی نام برد. در حال حاضر آلودگی نفتی و تجاوز جانورانی به نام شانه‌داران ژله‌ای به حریم خزر بشدت این اکوسیستم را تهدید می‌کند. متاسفانه ماهیان خاویاری خزر نیز که بیشتر از ۹۰ درصد نیاز بازارهای جهانی را تامین می‌کنند، تنها به دلیل همین بحران‌های زیست‌محیطی بشدت در معرض خطر قرار گرفته‌اند.

● گونه‌های شاخص در خزر

جانوران آبزی بومی خزر بیشتر از ۳۰۰ گونه هستند. در مجموع ۱۳۳ گونه و زیرگونه ماهی در دریای خزر شناخته شده. فیتوپلانکتون‌ها، زئوپلانکتون‌ها، زئوبنتوزها همه و همه از اشکال متفاوت حیات در این مجموعه هستند. حوضه دریای خزر مرکز توزیع جغرافیایی ۴۶۶ گونه پرنده مختلف است، اما متاسفانه هر ساله از جمعیت پرندگان مهاجر بیشتر کاسته می‌شود. در ذیل دو نمونه شاخص از جانداران این اکوسیستم باارزش معرفی خواهد شد:

فک‌های دریای خزر: در دریای خزر و رودخانه‌های منتهی به آن گونه‌ای از فک با نام علمی (Phoca caspica (Phoca caspicus زیست می‌کند. این پستاندار آبزی کمیاب که فقط برای تولیدمثل و گاهی هم استراحت به ساحل می‌آید، دشمن طبیعی خاصی بجز انسان در دریای خزر ندارد. همه ساله تعداد زیادی فک در تورهای ویژه صید ماهیان خاویاری گرفتار می‌شوند که متاسفانه سرنوشت بیشتر آنها بسیار دردناک است. فک‌های گرفتار شده در تورهای صیادی یا خفه می‌شوند یا به وسیله کاردهای بلند صیادی یا حتی با کوبیدن چکش بر سرشان به قتل می‌رسند. صیادان باور دارند که وجود فک‌ها به نسل ماهیان صدمه می‌زند، اما واقعیت این است که ضرر مقدار کمی از ماهی‌های شیلاتی که فک‌ها می‌خورند هیچ‌گاه به پای صدمه‌ای که انسان‌ها بر نسل فک‌های دریایی وارد کرده‌اند، نمی‌رسد. سال ۲۰۰۸ میلادی این‌گونه رسما در فهرست گونه‌های در معرض خطر انقراض اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی به ثبت رسید. معاون منابع طبیعی اداره کل حفاظت از محیط‌زیست استان مازندران در اردیبهشت ۱۳۹۱ جمعیت فک‌ها را حدود یکصد هزار قلاده تخمین زد.

ماهیان خاویاری: ماهی‌های خاویاری یا تاس‌ماهیان ،قد درازی دارند که بتدریج به سمت دم باریک می‌شود. بدن این ماهی‌ها از پنج ردیف صفحات استخوانی برجسته پوشیده شده است. پنج‌گونه از ماهی‌های مذکور‌ (‌فیل‌ماهی، قره‌برون، شیب، ازون‌برون و چالباش) در حوضه جنوبی دریای خزر توسط شیلات ایران صید می‌شوند. ماهیان خاویاری خزر با یکصد تا ۲۵۰ میلیون سال قدمت از عصر ژوراسیک تاکنون یکی از سرمایه‌های خارق‌العاده این دریاچه هستند. میزان خاویار ماهی بلوگا یا فیل‌ماهی گاهی از یکصد کیلوگرم تجاوز می‌کند و در مواردی به ۲۰۰ کیلوگرم نیز می‌رسد. رئیس سازمان شیلات ایران در سوم دی ماه ۱۳۹۱ اعلام کرد که از ابتدای سال تاکنون بیش از نیم تن خاویار پرورشی تولید شده که حدود نیمی از این میزان به قیمت کیلویی شش میلیون تومان به بازارهای جهانی صادر شده است. خاویار در واقع تخم عمل‌آوری شده ماهیان خاویاری است که بسته به ذائقه مصرف‌کنندگان از دو نوع نمک‌: نمک براکس یا مخلوط و اسید بوریک برای حفظ آن استفاده می‌شود. نمک‌سود کردن از مراحل حساس این کار است، چرا که اگر نمک زیاد باشد، خاویار خشک شده و دانه‌ها به هم می‌چسبند و اگر نمک کم باشد، سبب فاسد شدن سریع خاویار می‌شود. متاسفانه نسل این ماهیان قدیمی که خود نوعی فسیل زنده محسوب می‌شوند، به‌دلیل تخریب زیستگاه و صید بی‌رویه بشدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته‌اند. در سال‌های اخیر تجارت خاویار ماهی شیب و فیل‌ماهی ممنوع شده است، اما متاسفانه کماکان پنج‌گونه از ماهیان خاویاری دریای خزر در مرز انقراض هستند.

فرناز حیدری