مه( Fog) :

تراكم حاصل از سردشدن ذرات بخار آب در نزدیكی سطح زمین كه بصورت ذرات معلق در فضای سطحی مشاهده می گردند مه نامیده می شود. به عبارت دیگر مكانیزم تشكیل مه شبیه مكانیزم تشكیل ابرها می باشد اساساً بیان جدایی مه از ابر نیز مشكل است زیرا مه ها در حقیقت ابرهای استراتوس هستند كه در سطح زمین و یا در طبقه ایی بسیار نزدیك به زمین تشكیل می گردند.

توده های هوا :

یك توده هوا عبارت است از حجم عظیمی از هوا كه خصوصیات فیزیكی آن بویژه از نظر دما و رطوبت در سطح افقی برای صدها كیلومتر تقریباً همسان باشد.

مناطق منشأ و انواع توده های هوا :

توده های هوا خصوصیات اصلی خود را از سطحی كه در روی آن تشكیل می شوند كسب می كنند و از این جهت است كه خصوصیات حرارت و رطوبت هر توده هوا به طور مستقیم از طریق طبیعت سطح زیرین آن تعیین می گردد. مهمترین مناطق منشأ توده های هوا در روی كره زمین مراكز پرفشار جنب حاره و مناطق قطبی می باشند.

توده های هوا با حركت تدریجی خود خصوصیات نواحی منشأ خود را به سایر مناطق جهان گسترش می دهند این حالت را معمولاً «هجوم موج سرد» و یا موج گرم می گویند.

جبهه ها :

به طور كلی بین توده های هوای مختلف با خصوصیات متفاوت، منطقه گذرایی كه در اصطلاح هواشناسی بنام «جبهه» معروف است وجود دارد . جبهه ها نواحی انتقالی كوچك یا وسیعی می باشند كه وسعت ناحیه آنها از ده الی صد كیلومتر تغییرمی كند با وجود این در روی نقشه های هواشناسی جبهه ها را باخطی نشان می دهند جبهه ها از لحاظ شرایط اقلیمی و هواشناختی اهمیت ویژه ای را حائزند.

زیرا در مناطق انتقالی و گذری آنها بین عناصر فشارـ حرارت ـ پراكندگی بارندگی ـ میزان ابرناكی ـ جهت وزش بادـ و شدت آن ارتباط بسیار نزدیكی برقرار می گردد.

و می توان از آن چهار نوع جبهه نام برد جبهه گرم جبهه سرد جبهه مسدود و جبهه ساكن

تبخیر (Evaporation):

در مورد تبخیر از سطح آبها،درجه حرارت،شدت باد و درجه نمناكی بزرگترین نقش را بازی می كنند درواقع تبخیر تابعی از شرایط حرارتی است علاوه بر عوامل اساسی یاد شده فوق،فشار بخار آب،خصوصیات آب،وعمق و درجه شوری آن نیز بر تبخیر اثر می گذارند.

تعرق :

گیاهان آبی را كه برای تامین فعالیت حیاتی خود از طریق زمین بدست می آورند بعد از مصرف بصورت بخار آب به اتمسفر پس می دهند آخرین مرحله گردش آب درون پوشش گیاهی را تعرق می گویند.

گرمای نهان تبخیر (Latent heat of vaporization):برای تبخیر یك گرم آب در دمای صفر درجه سانتیگراد ششصد كالری گرما و در دمای صد درجه سانتیگراد پنصد و چهل كالری از گرما مورد نیاز است و چون دما عبارت است از «میانگین انرژی حركت مولكولی یك جسم» زمانی كه آب تبخیر می شود فقط ذراتی قادرند سطح آب را ترك كرده و به اتمسفر وارد شوند كه دارای سرعت فوق میانگین انرژی یاد شده باشند. از این رو حركت مولكولی كند شده و دمای سطح آب در حال تبخیر پایین می آید.

انرژی گرمایی اضافی كه با ذرات تبخیر محل می گردند به عنوان (گرمای نهان تبخیر) نامیده می شود. این گرما در زمان تراكم رطوبت،از طریق توده آب متراكم و یا تشكیل ابرها به اتمسفر پس داده می شود. اهمیت جذب گرمای نهان در فرایند مهمی چون گرم شدن اتمسفر و نقش آن در بیلان گرمای اتمسفر روشن است .

ظرفیت (Capacity):

بخار آب موجود در اتمسفر به عنوان رطوبت هوا نامیده می شود. حداكثر بخار آبی كه هوا در دمای معینی می تواند دارا باشد به عنوان ظرفیت هوا نامیده می شود .

اشباع(ٍSaturation):اشباع عبارت است از حداكثر ظرفیت رطوبتی هوا در دمای معین بطور كلی هوا زمانی به حالت اشباع می رسد كه یا میزان بخار آب در آن به حداكثر ظرفیت خود برسد و یا از درجه حرارت آن تا نقطه شبنم كاسته شود.

نقطه شبنم (Dewpoint) :

دمایی است كه در آن هوا به حد اشباع می رسد و به عبارت دیگر، در صورتی كه در فشار ثابت تغییری در نسبت مخلوط ایجاد نگردد ولی دمای هوا پایین آید دمای ویژه جدیدی حاصل خواهد شد كه بدان ، دمای نقطه شبنم گفته می شود.

نم مطلق(Absolute.humidity) :

وزن بخار آب موجود بر حسب گرم در هر واحد حجمی از هوا (بر حسب متر مكعب یا سانتی متر مكعب ) را نم مطلق می گویند و میزان آن از استوا به سمت قطبها و از سواحل به درون خشكیها و از مناطق پست به سمت نواحی مرتفع كاسته می شود .

نم ویژه (Specificn humidity) :

نسبت وزن بخار آب به وزن واحد هوایی را كه شامل آن است نم مخصوص می گویند وبه صورت فرمول خلاصه زیر بیان می گردد .

در این فرمول

mw جرم بخار آب

ma واحد جرم هوای شامل بخار آب

نم نسبی (Relative humidity) :

رطوبت نسبی عبارت است از نسبت میزان رطوبت مطلق موجود در هر حجمی از هوا با دما معینی، به حداكثر رطوبت مطلقی كه همان حجم از هوا در همان دما می تواند داشته باشد. به عبارت دیگر نسبت جرم بخار آب موجود در هر حجمی از هوا به جرم بخار آب موجود در همان حجم هوا را در حالت اشباع «نم نسبی» می گویند. مثلاً اگر یك كیلوگرم از هوا در دما و فشار معینی قابلیت جذب حداكثر تا ۳۰ گرم بخار آب را داشته باشد ولی فقط دارای ۱۰گرم رطوبت باشد دمای نم نسبی معادل ۵۰ درصد است .

فشار بخار آب (Vapor pressure) :

در هر دمایی بخار آب موجود در هوا دارای فشاری است كه به عنوان فشار بخار آب نامیده می شود . میزان در ارتباط با عرض و فصل در حدود ۰/۲ میلی بار از سیبری شمالی در دی ماه تا ۳۰ میلی بار در مناطق حاره در تیر ماه تغییر می كند.

تراكم :

تبدیل بخار آب به حالت جامد یا مایع در هوا را تراكم می گویند. شرط اصلی جهت تراكم رسیدن و گذر از نقطه اشباع است از طرف دیگر شرط لازم برای وقوع فرایند تراكم وجود هسته های تراكم در هواست این هسته ها عموماً باید جاذب رطوبت باشند و مهمترین ذرات جاذب رطوبت در اتمسفر،نمك دریاـ ذرات اوگانیك ـ تری اكسید سولفور است .

تصعید(Sublimation) :

زمانی كه درجه حرارت هوا زیر نقطه انجماد باشد،بخار آب ممكن است مستقیماً به یخ تبدیل گردد این فرایند تصعید نامیده می شود.

شبنم (Dew) :

شبنم رطوبتی است متراكم كه به صورت قطراتی روی اشیاء و سطوح مختلف مشاهده می گردد در شب های صاف و آرام،زمین از طریق تشعشع خود،به سرعت سرد می شود و در نتیجه درجه حرارت آن از هوای مجاور كمتر می شود در نتیجه هوای اطراف كه خنك شده،در نتیجه تماس با زمین تا نقطه شبنم سرد می شود لازم به یادآوری است كه به احتمال قوی این امر در لایه بسیار نازكی از هوا و حدود چند سانتی متر قبل از برخورد با زمین بوقوع می پیوندد. در نتیجه سرد شدن زیادی در زیر نقطه شبنم،بخار آب مازاد در هوا متراكم می شود.

ژاله (Frost) :

شرایط ژاله و شبنم عملاً با یك استثناء همسانند. شبنم زمانی كه پدیده تراكم در روی اشیاء سرد فوق نقطه انجماد بوجود آید تشكیل می شود در صورتی كه ژاله زمانی كه تراكم در زیر دماهای نقطه انجماد رخ می دهد تشكیل می شود. تحت چنان شرایطی،رطوبت هوا،مستقیماً از حالت بخار به حالت جامد،بدون گذشتن ازحالت مایع،تغییر شكل می دهد به این ترتیب ژاله پدیده متبلوری است كه به شكل فلس سوزن و پرمرغ در شب های سرد،در روی سطح زمین و اشیاء بوجود می آید.

مه یخ زده (Rime) :

در برخورد قطرات ریز یك توده هوای مه دار با اشیاء جامدی كه دارای دمای زیر نقطه انجمادند،ته نشینی از كریستال های یخ سفید و زبر تشكیل می شود كه به آن مه یخ زده می گویند.