طریقت های تصوف

محاسبیه پیروان ابوعبدالله حارث بن اسید محاسبی ”رضا“ را در زمره احوال می شمارند طیفوریه پیروان بایزید بسطامی که سلسله شیوخ آن به ”امام زین العابیدن ع “ می رسد خلوت, عزلت, شور و سوختگی و سکر از خصوصیات این طریقه است که به تشکر, محبت و مودت تقسیم می شود

محاسبیه: پیروان ابوعبدالله حارث بن اسید محاسبی ”رضا“ را در زمره احوال می‌شمارند.طیفوریه: پیروان بایزید بسطامی که سلسله شیوخ آن به ”امام زین‌العابیدن (ع)“ می‌رسد.خلوت، عزلت، شور و سوختگی و سکر از خصوصیات این طریقه است که به تشکر، محبت و مودت تقسیم می‌شود.قصاریه (ملامتیه):پیروان ”ابوصالح حمدون بن احمد بن عماره قصاره“ که در طریقت آنان، تحقیر نفس و منفور بودن نزد مردم و محبوبیت در نزد خداوند هدف اصلی است. در نزد این گروه، ”ذکر“ بر چهار رقم است: ”ذکر“ به زبان، ”ذکر“ به‌سر، ”ذکر“ به قلب و ”ذکر“ به روح.در ایران ”قلندریه“ به رهبری ”جمال‌الدین ساوی“، از ملامتیه مشعب شده‌اند و از ایران به شهر ”دمیاط“ در مصر رفته‌اند. خرق عادات و بی‌هٔوجهی به عبادات و تراشیدن موی سر و صورت، از مشخصات پیروان این طریقت است.سبلیه: پیروان ”سهل بن عبدالله تستری“ که برای وصول به مقصود، مجاهدت و ریاضت را لازم و ضرورت می‌دانند.نوریه: پیروان ”ابوالحسن احمدبن محمدالنوری“ که اهل معاشرت و صحبت و مخالفت عزلت و خلوت‌اند و ”ایثار“ را وظیفه عمومی صوفی می‌دانند.خرازیه: پیروان ”ابوسعید خراز“ که هدف اصلی آنان دو اصل ”فنا“، ”بقا“ است.جنیدیه: پیروان ابوالقاسم جنیدی که هشیاری را یگانه راه وصول به مقصد می‌شمارند.حکمیه: پیروان ”ابوعبدالله محمدبن علی حکیم ترمذی“ که ”ولایت“ را حقیقت طریقت می‌دانند.حفیفه: پیروان ”ابوعبدالله محمدبن خفیف“ که سخن اصلی آنان در ”غیبت“، ”حضور“ است.سیاریه: پیروان ”ابوالعباس سیاری“ که از ”جمع“ و ”تفرقه“ سخن می‌گویند.حلمانیه: پیروان ”ابوحلمان دمشقی“ که به ”حلول“ و ”اباحه“ متهم شده‌اند.فارسیه: پیروان ”فارس دینوری“ که طرفدار ”حلول“ بود و پیروان ”منصور حلاج“ پس از شهادت او گرد ”فارس“ جمع شدند.قادریه:پیروان ”عبدالقادر گیلانی“ ملقب به ”قطب‌الاعظم“ پیروان این مکتب ”وحدت وجودی“اند و به محبت شهرت دارند و رنگ سبز را وجه تمایز خود با سایر مکتب‌ها قرار داده بودند.رفاعیه: مؤسس این طریقه ”ابوالعباس سید احمد رفاعی بصری“ است که سلسله شیوخ آن به ”معروف کرخی“ می‌رسد.پیروان این طریقت، جهانگرد و خانه بدوش‌اند و در ریاضت و تربیت و تربیت ذکر، تندروتر از قادریه‌اند.سهروردیه:پیروان ”ابوحفص عمر سهروردی“ که عمل به فرایض دین را مقدمه وصل به حقایق می‌شمارند. سلسله‌های جلالیه، جمالیه، زینبیه، خلوئیه و شعبه‌های متعدد و مختلف آن در آسیای صغیر و روشنیه در افغانستان، از طرقت ”سهروردیه“ نشأت گرفته‌اند. ”ذکریای مولتافی“، این طریقت را در هند رواج داد و پیروان فراوانی یافت.اکبریه: پیروان ”محی‌الدین بن عربی“ که پایه طریقتشان بر چهار خصلت استوار است:صمت (خاموشی)، عزلت، جوع و سهر (بی‌خوابی).چشتیه: سلسله مشایخ این طریقت، به ”معین‌الدین چشتی سگزی“ می‌رسد که شیخ مزیدالدین شکر گنج، شیخ نظام‌الدین اولیاء از اخلاف او هستند.شاذلیه: پیروان ”ابوالحسن علی بن عبدالله بن عبدالجبار مغربی شاذلی“ که پایه‌های اعتقادی طریقت آنان، در رعایت پنج اصل: خوف ظاهری و باطنی، پیروی از سنت، عدم اعتنا به حق، تسلیم و رضا و توکل در شادی و محنت است. سلسله‌های جوهریه، وفاذیه، هاشمیه، عفیفه و قاسمیه از این طریقت منشعب شده‌اند.کبرویه: پیروان ”نجم‌الدین کبری“ که ”ذکر خفی“ را معمول می‌داشتند. سلسله ”ذهبیه اغتشاشیه“ منسوب به ”شهاب‌الدین میرعبدالله برزش آبادی“، از این طریقت، منشعب شده است.حیدریه: پیروان ”شیخ حیدر“ که به ”زهد مفرط“ مشهور بودند و از ازدواج پرهیز می‌کردند.مولویه: پیروان مولانا جلال‌الدین رومی، که به ”وحدت وجود“ معتقدند و ”توجه به وجد و سماع و قول و ترانه“ از مختصات این طریقت است. دو فرقه ”پوست‌نشینان“ و ”ارشادیه“ از این طریقت انشعاب یافته‌اند.بدویه: پیروان ”سیدی احمد البدوی“ که آنان را ”احمدیه“ نیز می‌نامند. مؤسس این طریقت از اهالی فارس و ساکن مصر بود. ”ملک بیبرس“ پادشاه مصر به او ارادت داشت. در یکی از جنگ‌های صلیبی که ”سن لوئی“ به مصر حمله پیروان این طریقت، مسلمانان را به جنگ با مسیحیان تشویق می‌کردند.دسوقیه: پیروان ”سیدی ابراهیم الدسوقی“ که مؤسس ”اقطار اربعد“ (گیلانی، بدوی، رفاعی و دسوقی) بوده است. در این طریقت، سرمایه مرید، ”محبت و تسلیم“ است.صفویه: پیروان ”صفی‌الدین اسحاق اردبیلی“ که طریقتی شیعی است و سلسله ارادتشان به ابوالنجیب سهروردی می‌رسد.بکتاشیه: پیروان ”حاجی بکتاش ولی“ که از خصوصیات آنها مبارزه با ظلم و احترام به ادیان است. این طریقت در حدود قرن هشتم هجری ظهور کرد و در ترکیه رواج یافت.جلالیه: پیروان ”شیخ جلال‌الدین بخاری“ معروف به ”مخدوم جهانیان“. اینها بندی به دور گردن خود می‌‌بستند و عمل به قوانین شریعت را جدی نمی‌گرفتند.نقشبندیه: پیروان ”شیخ‌بهاءالدین محمد نقشبند“ که در آغاز طرفدار ”زهد و فقر و سادگی“ بودند و اندیشه ”وحدت وجودی“ داشتند. بعدها برخی از آنان به مدح گوئی و مال‌اندوزی گرویدند. خرفه زردرنگ و خاکستری مورد علاقه آنان است.نعمه اللهیه: پیروان ”شاه‌نعمت‌الله ولی کرمانی“ که از مختصات آنها عقیده افراطی به ”وحدت وجود“ است.پیرجمالیه: پیروان ”پیرجمال‌الدین احمد اردستانی“ که سلسله ارادات طریقتشان به ”ابوالنجیب سهروردی“ می‌رسد.

نوربخشیه: پیروان ”سیدمحمد نوربخش“ که سلسله ارادت طریقتشان به ”ابونجیب سهروردی“ می‌رسد.

شطاریه: پیروان ”عبدالله شطار“ که سخنان آنان شبیه سخنان ”جلالیه“، ”طیفوریه“ است.