|
▪ کتاب رساله حقوق
▪ نویسنده : آیت الله العظمی منتظری ۱۳۸۵
● پیشگفتار کتاب :
مسأله "حقوق" و به عبارت دیگر "حق ها" از مسائلی است که همواره در طول تاریخ بشر بخصوص از سوی اندیشمندان و نویسندگان جوامع و مکاتب گوناگون حقوقی و ادیان مختلف الهی و غیرالهی مطرح بوده ، و منشاء و اقسام و مصادیق و چگونگی استیفای آنها مورد بحث قرار می گرفته است .
در اسلام نیز که خاتم و اکمل ادیان الهی می باشد به مسأله حقوق توجه شده است .
از سوی دیگر اهمیت و نقش آن در سعادت و هدایت فرد و جامعه و تحقق عدالت بر کسی پوشیده نیست .
از این رو اینجانب در رساله جدید توضیح المسائل که در سالهای اخیر با اصلاحات و اضافاتی منتشر شد بخشی از اقسام و مسائل حقوق را به آن ملحق نمودم ; ولکن با توجه به اینکه یکی ازمسائل مورد بحث و کنکاش در جامعه به ویژه در عصر حاضر حقوق و مسائل آن از نظر اسلام می باشد; و متأسفانه از سوی برخی گرایشها تلاش می شود که دین اسلام را که دین رحمت است خشن و در تعارض با حقوق انسانها معرفی کنند ، لذا تصمیم گرفته شد مسائل حقوق با توضیح بیشتری به عنوان رساله ای مستقل در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.
هر چند این مسائل به صورتی مختصر بیان شده و تفصیل بیشتری را می طلبد، ولی کثرت مشاغل و حال جسمی من مجالی بیش از این نداده است . امید است فضلا و محققان به ویژه پژوهشگران آشنا با علوم اسلامی این مباحث را پیگیری کنند و معارف اصیل اسلام را به نحو شایسته شناسایی و معرفی نمایند.
● بخشهایی از کتاب :
▪ ص ۲۴ کتاب :
در منابع فقه و روایات اسلامی از جمله نهج البلاغه و رساله حقوق امام سجاد(ع) به مصالح و مفاسد فرد و جامعه و محیط و اهداف نظام آفرینش و رابطه ضروری بین آنها توجه گردیده و براساس آن، حقوقی بیان شده است که ادای برخی از آنها واجب و برخی از آنها هرچند غیرواجب ولی سزاوار است رعایت شود. این حقوق عبارت است از:
۱) حقوق خداوند بر انسان و حقوق پیامبر اکرم (ص) و معصومین (ع) و قرآن و فرائض و واجبات .
۲) حقوق انسان بر خود و نیز حقوق متقابل بین ملتها و حاکمیتها.
۳) حقوق ملتها نسبت به یکدیگر.
۴) حقوق متقابل بین انسان و طبیعت و حیوان .
▪ ص ۳۲ کتاب : حق کرامت انسانی :
حق کرامت انسانی یکی از حقوق اساسی و زیربنایی برای دیگر حقوق موضوعه بشری است ....
بنابراین همه انسانها صرف نظر از دین و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، دارای کرامت ذاتی هستند; هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند دارای فضیلت و کرامتی بیشتر است . و در حقیقت هرانسانی دارای کرامت ذاتی است ; اما انسان باتقوا علاوه بر کرامت ذاتی دارای کرامت ارزشی که با اکتساب به دست می آید نیز می باشد:
(ان اکرمکم عندالله اتقیکم) حجرات (۴۹): ۱۳.
"باارزشترین شما نزد خداوند باتقواترین شما هستند."
ولی این کرامت ارزشی هیچ تأثیری در حقوق اجتماعی ندارد، و در حقوق اجتماعی ، همه انسانها صرف نظر از درجه ایمان و تقوای آنها از این گونه حقوق بهره مند هستند. .....
و این معنا مستلزم آن است که انسان دارای حقوق فطری، طبیعی و اجتماعی از قبیل : حق حیات، حق آزادی اندیشه و بیان و نظایر آن باشد.
▪ ص ۵۰ : حق آزادی اندیشه و بیان :
از آنجا که عقل و تفکر جوهر اصلی انسان می باشد، آزادی اندیشه و بیان از حقوق مسلم همه انسانهاست و همه حق دارند که در مسائل مختلف اعتقادی، سیاسی و اجتماعی آزادانه بیندیشند و حاصل تفکر و اندیشه خود را بیان نمایند; و می توان گفت آزادی اندیشه و بیان از مهمترین حقوقی است که هر انسانی دارد، و تجاوز به این حق و سلب آن ستمی بزرگ بر انسانها می باشد; آیه شریفه :
(خلق الانسان _ علمه البیان) الرحمن (۵۵): ۳ و ۴.
"خداوند انسان را آفرید و بیان را به او آموخت ."
نیز به اهمیت بیان اشاره دارد.
▪ ص ۵۱ : حق آزادی تغییر اندیشه :
در حقیقت تعبیر به آزادی اندیشه یا تغییر آن نوعی مسامحه در تعبیر است ; زیرا پیدایش هر عقیده و استمرار آن معلول شرایط خاص ذهنی است که از اختیار انسان خارج می باشد. آنچه اختیاری انسان است و انسان نسبت به آن آزاد است مقدمات آن می باشد; نظیر تحقیق، مطالعه و تلاش فکری در راه رسیدن به آنچه حق است .
از این رو تحمیل هر عقیده ای به دیگری، نه امکان دارد و نه صحیح خواهد بود; و هر انسانی بالفطرة در پیدانمودن هر اندیشه و استمرار آن قابل تحمیل و اکراه نخواهد بود. آیه شریفه :
(لا اکراه فی الدین ...) بقره (۲): ۲۵۶.
چه در مقام خبر از واقع خارجی باشد، یا انشاء نهی از اکراه با توجه به شأن نزول آن قطعا شامل امور اعتقادی دین نیز می باشد.
بنابراین مجرد اندیشه و اعتقاد، یا تغییر آن، و یا ابراز آن، و یا اطلاع از اندیشه و تفکری دیگر، حق هر انسانی است ; و با هیچ یک از عناوین کیفری نظیر: ارتداد، افساد، توهین، افترا و مانند آن مربوط نیست . |