|
● آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند؟!
یکی از جریان های زیان آوری که در تاریخ اسلام پدید آمده و آثارش هنوز باقی است جریان غلوی است که درباره ائمه اهل بیت به وجود آمد و خود ائمه (ع) را سخت ناراحت کرد و به عکس العمل و مبارزه با آن واداشت .
از قرائن تاریخی و حدیثی استفاده می شود که سه علت عمده در پیدایش غلو درباره ائمه نقش اساسی داشته است :
۱) دشمنان ائمه (ع) اخباری مشتمل بر غلو درباره آنها جعل کردند تا پیروان آنان را متهم به غلو کنند و تکفیرشان نمایند و خود ائمه را نیز از چشم مردم مسلمان بیندازند و به انزوا بکشانند . (۲)
۲) گروه عشرت طلبی بودند که می خواستند گناهان را مباح کنند ( و فسادهای اخلاقی ) و آلودگی های دیگر را جائز شمارند و عبادات را ترک نمایند ۳ ولی چون این کارها را می خواستند در محیط دینی مطرح کنند باید به زبان دین سخن بگویند . از این رو فردی مثل ابوالخطاب ( در عصر امام صادق ) ادعای پیغمبری می کند و می گوید که از طرف امام صادق مبعوث شده است تا انجام گناهان و ترک واجبات را اجازه دهد و برای اینکه پیغمبری خود را ثابت کند به خدایی امام صادق (ع) قائل می شود . ۴
۳) عشق مفرط بعضی از دوستان دلباخته ، آنان را به غلو کشاند که مثلا می کفتند : حضرت علی (ع) خالق و اداره کننده جهان است .
در اینجا چند حدیث از ائمه (ع) می آوریم که از غلو به شدت انتقاد کرده و غالیان را طرد و لعن نموده و به شیعه هشدار داده اند که فریب آنان را نخورند :
▪ حدیث اول (۵) :
سدیر می گوید : به امام صادق (ع) گفتم : گروهی گمان می کنند شما آلهه و خدایان هستید و برای گفته خود از قرآن دلیل می آورند که خدا فرموده است : " هوالذی فی السمائ اله و فی الارض اله .. (۶) " یعنی او است که در آسمان معبود است و در زمین نیز معبود است . آنها قسمت دوم آیه را با ائمه تطبیق کرده و گفته اند : معنای آن اینست که ائمه در زمین معبود هستند .!
امام فرمود : ای سدیر گوش و چشم و بشره و گوشت و خون و موی من از اینان بیزار است و خدا نیز از اینان بیزار است ، اینان بر دین من و دین پدران من نیستند و در روز قیامت که خدا من و آنان را جمع می کند بر آنان خشمناک خواهد بود .
▪ حدیث دوم (۷) :
حسن بن جهم می گوید : مامون به حضرت امام رضا (ع) گفت : به من خبر رسیده است که گروهی درباره شما غلو می کنند ، امام فرمود : پدرم از پدرانش از رسول خدا (ص) روایت کرد که : مرا از حد خودم بالاتر نبرید زیرا خدا مرا پیش از آنکه پیغمبر کند بنده خود قرار داد . خدا فرموده است : " هیچ بشری حق ندارد وقتی خدا مقام پیغمبری و کتاب و حکم به وی می دهد به مردم بگوید : بندگان من باشید نه بنده خدا (۸).
و حضرت علی (ع) فرمود : دو کس در رابطه با من هلاک می شوند و من گناهی ندارم ، یکی آنکس که در دوستی من افراط می کند و دیگر آنکس که در بغض من افراط می کند (۹) .
و ما از کسانی که درباره ما غلو می کنند و ما را از حدمان بالاتر می برند بری و بیزار هستیم .
▪ حدیث سوم (۱۰) :
علقمه ضمن حدیثی از امام صادق نقل می کند که : ای علقمه ! چقدر عجیب است گفته های مردم درباره علی (ع) . چقدر فاصله است بین کسانی که می گویند : علی معبود است و کسانی که می گویند : او بنده گناهکاراست .
و بی شک سخن گروه دوم که حضرت را گناهکارمی خواندند برای آن حضرت قابل تحمل تر بود .
▪ حدیث چهارم (۱۱) :
از زراره نقل شده است که گفت : به امام صادق (ع) گفتم : مردی است از نسل عبدالله سبا که قائل به تفویض است . امام فرمود : تفویض چیست ؟ گفتم : آنان می گویند : خدا محمد و علی را خلق کرد آنگاه کار آفرینش را به آن دو واگذار نمود . پس آن دو دیگران را خلق کردند و رزق داند و زنده کردند و جان زندگان را گرفتند . امام فرمود : او دروغ می گوید ، دشمن خدا . وقتی که برگشتی این آیه را بخوان : آیا برای خدا شریک هایی قرار دادند که خلق کردند مانند خلق خدا پس خلق بر آنان مشتبه شده است ؟ بگو : خدا خالق همه چیز است و او است یگانه قهار (۱۲) .
▪ حدیث پنجم (۱۳) :
از فضیل بن یسار نقل کرده اند که گفت : امام صادق (ع) فرمود : از افراد غالی ـ که برای پیغمبر و امام ربوبیت قائلند – بر حذر باشید که جوانان شما را فاسد نکنند ، بی شک اینان بدترین خلق خدا هستند ، آنان عظمت خدا را کوچک می کنند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می نمایند ..
▪ حدیث ششم (۱۴) :
از عبدالله بن مشکان نقل کرده اند که ضمن حدیثی گفت : به امام صادق (ع) خبر دادند که فلانی می گوید : شما ارزاق بندگان را تقدیر می کنید ، امام فرمود : رزق ما را غیر از خدا کسی تقدیر نمی کند ، همانا من برای خانواده خود به طعام احتیاج داشتم و به خاطر آن دلتنگ شدم و فکر و اندیشه قوت خانواده ، مرا گرفت تا آنکه قوت آنان را فراهم کردم و دلتنگی من برطرف شد و آرامش پیدا کردم .
▪ حدیث هفتم (۱۵) :
شیخ صدوق از حضرت رضا (ع) نقل می کند که در دعای خود می گفت :
" خدایا من برائت می جویم بسوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را ادعا می کنند که حق و حد ما نیست . خدایا من برائت می جویم به سوی تو از کسانی که درباره ما چیزی را می گویند که ما درباره خود نمی گوئیم . خدایا خلق و امر از توست . ما تنها بندگی تو می کنیم و از تو کمک می خواهیم . خدایا تو خالق ما و پدران ما هستی ، ... خدایا ما بندگان تو و فرزندان بندگان تو هستیم و برای خود مالک هیچ سود و زیانی نیستیم و اختیار مرگ و زندگی و برانگیخته شدن خود را نداریم . |