مهدی عج , آنانی که می خواهندش اما ره تفریق می زنند

به نام عدالت گستری که بند های کفر و عصیان و بردگی را از جهان پر طمطراق خواهد گسست و پاکی و آزاد ه خواهی را بر شانه های سیاه سران مردم خواهد نشاند

به نام عدالت گستری که بند های کفر و عصیان و بردگی را از جهان پر طمطراق خواهد گسست و پاکی و آزاد ه خواهی را بر شانه های سیاه سران مردم خواهد نشاند. نامش شفای دل های مریض و بیمار مردمان خواهد بود و جمال نبوی و کمال سرمدیش جلا دهنده دیدگان ملت های رنگین پوست جهان و آستانش منزلگاه دیدگاه رندان و خداپرستان زمینی و چهره بازی فرشتگان کبریایی خواهد بود. درود بر سوار سپید پوش رهبانیت از تعلقات دنیافریب . مردی با نگاه شرقی با دامن عصمت و خلوص بر آستان کعبه فریاد خواهد زد کیست مرا یاری کند . آنگاه مومنان مومن جدا از طریقت خاک و زره به ندای لبیکش دم مسیحایی را نجوا خواهند داد.

● مهدی (علیه السلام) در عهد عتیق:

در ۳۵ بخش از مزامیر ۱۵۰ گانه نیز ظهور منجی موجود است (زبور وداوود):

"زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و ..." (کتاب فرامیر، فرمور، بعد ۳۷، ۹۰، ۱۲)

در کتاب اشعیا نبی: "و نهالی از تنه لیی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهند شگفت و روح خدا بر او قرار خواهند گرفت و ... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد." (فصل ۱۱، بندهای ۱- ۱۰).

و در این کتاب شرح مختصری است بر احوالات ظهور:"گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند... و در تمام کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد و بر این انتظار الهی تاکید می‌کند: اثر چه تاخیر نماید برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهند آمد و درنگ نخواهد کرد." (کتاب مقوی نبی، فصل ۲، بندهای ۱- ۱۰).

● مهدی (علیه السلام) در عهد جدید (اناجیل و ملحقات):

در اناجیل مختلف سخن درباره او آمده است: "همچنانکه برق از شرق ساطع شده تا مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد ... و آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد. و در آن وقت جمیع طوائف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینید که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید ..." (انجیل متی، فصل ۲۴، بندهای ۲۷ و ۳۰).

و همین انجیل درباره انتظار سخن می‌راند: "لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید." (فصل ۲۴، بند ۳۷ و ۴۵).

و انجیل مرقس درباره وظایف منتظران می‌گوید: "ولی آن روز و ساعت را غیر از پدر، هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برخود و بیدار شده، دعا کنید، زیرا نمی‌‌دانید که آن وقت کی‌ می‌شود." (انجیل مرقس، فصل ۱۴، بندهای ۲۶، ۲۷، ۳۱ و ۳۳).

نکته جالب درباره اناجیل: "کلمه پسر انسان مطابق نوشته‌ ماکس آمریکایی در کتاب قاموس کتاب مقدس، ۸۰ بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط ۳۰ مورد آن با عیسی (علیه السلام) مسیح قابل تطبیق است و ۵۰ مورد دیگر توضیحاتی درباره منجی است که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عیسی (علیه السلام) با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعات و روز ظهور او جز حضرت پروردگار کسی اطلاعی ندارد."

● مهدی (علیه السلام) در کتب مقدسه هندیان:

تذکر نکته‌ای ضروری به نظر می‌رسد: از منظر تشیع این کتب، کتابهای آسمانی به حساب نمی‌آیند بلکه اقتباساتی از کتب آسمانی گذشته هستند و برپاخواسته از سرشت انسانهای پاک می‌باشند و این پیشگوییها باید منحصراً از منابع وحی باشند.

در کتاب باسک از کتب مقدسه هندیان چنین آمده: "دو دنیا تمام شود به پادشاهی عادلی در آخر زمان که پیشوای ملائک و پریان و آدمیان باشد و حق و راستی با او باشد و آنچه در دریاها و زمین‌ها و از آسمانها پنهان باشد همه را بدست آورد و ..."

در کتاب شاکمونی از کتب معتبر و مقدس چینیان آمده است: "پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید خلایق و در دو جهان کشن (در لغت هندی اسم پیامبر اسلام است) تمام شود و کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب عالم حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و ..."

در کتاب وشن حوک درباره عاقبت جهان می‌خوانیم: "سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد."

در کتب دیگر هندیان از جمله دارتک دیده با تکیل شابو سرگان جلوه‌هایی از این موعود جهانی را می‌بینیم.

● مهدی (علیه السلام) در منابع زردشتیان:

در کتاب زند از کتب مقدسه زردشتیان درباره عاقبت جهان به این صورت بحث شده است: "آنگاه از طرف اهورا افراد به ایزدان یاری‌ می‌رسد، پیروزی بزرگ از آن ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند. بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان، به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست ..."

در کتاب جاماسب‌نامه از تحریرات جاماست (از بزرگان دین زردشت) این چنین خصوصیات را شرح می‌دهد: مردی بیرون آید از زمین تا زمان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش باشد، با سپاه بسیار روی به ایران مهد آبادانی و زمین را پر از عدل و داد کند.

و جای دیگر گوید: "از فرزندان پیامبر (آخرین) شخصی در مکه پدیدار خواهد شد که جانشین آن پیامبر است و پیرو دین جد خود می‌باشد از عدل او گرگ با میش آب می‌خورد و همه جهان به آیین مهرآزمای (محمد) خواهند گروید."

قسمتهای دیگری از پیشگوییهای زردشت از بهمن پشت به تفصیل آمده است.

در کتاب زند و هوهومن لیسن از ظهور سوشیانس (نجات دهنده بزرگ جهان) خبر داده است: "نشانه‌های شگفت‌انگیزی در آسمان پدید آید که به ظهور منجی دلالت می‌کند و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده می‌شوند و به همه دنیا پیام می‌فرستد."

اعتقاد به ظهور سوشیانس در میان ملت ایران باستان آن قدر ریشه‌دار است که در جنگ قادسیه پس از شکست‌های پی‌درپی ایرانیان یزدگرد سوم، رو به کاخ پرشکوه مدائن می‌کند و می‌گوید: "درود بر تو باد. من اکنون از تو روی بر می‌تابم تا آنگاه که با یکی از فرزندان خود که هنوز زمان ظهور آن فرا نرسیده است بسوی تو باز گردم." (جاماسب نامه صفحه ۱۲۱ و ۱۲۲)

که البته در عقیده تشیع مهدی (علیه السلام) موعود، فرزند دختری یزدگرد سوم هم به حساب می‌آید. زیرا که دختر یزدگرد سوم همسر امام سوم شیعیان (امام حسین(علیه السلام)) و حسین (علیه السلام) نیز جد نهم مهدی (علیه السلام) موعود است.

● نظر ادیان دیگر در مورد مهدویت چیست؟

اعتقاد به منجی ای که در پایان دنیا ظهور می‌کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، اعتقادی جهانی و همگانی است و پیروان همه‌‌ی ادیان آسمانی بر اساس تعالیم کتاب‌های دینی خود، منتظر قیام آن موعود بزرگ هستند. در کتاب‌های مقدس زبور، تورات، انجیل ،کتاب‌های هندوها، زرتشتیان و برهمائیان به ظهور منجی بزرگ جهان اشاره شده است. البته هر ملتی او را با لقبی خاص می‌شناسد؛ زرتشتیان او را به نام «سوشیانس یا سوشیانت»، یعنی نجات‌دهنده‌ی جهان؛ مسیحیان به نام «مسیح موعود» و یهود با لقب «سرور میکائیلی».

بخشی از عبارت «جاماسب‌نامه» (از کتاب‌های مقدس زرتشت)، چنین است: «پیغمبر عرب، آخرین پیغمبران باشد که در میان کوه‌های مکه پیدا شود... و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند.... و دین او، اشرف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه‌ی کتاب‌هارا... و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان که جانشین آخر آن پیغمبر باشد.... و دولت او تا به قیامت متصل باشد...

● آیا ایمان به ظهور منجی نزد ادیان و ملل دیگر نیز وجود دارد؟

ایمان به ظهور منجی بشریت از وضع موجود و اقامه ی عدل و داد، فطری بشر است و لذا این عقیده در هر ملت و دینی وجود دارد.

محمد امین زین الدین می گوید: «شکی نیست که اعتقاد به صلاح جامعه از وضعیّت موجود، از ابتدای تاریخ بشر در ذهن مردم وجود داشته است و از اعتقاد اختصاصی دین اسلام نیست، زیرا در بین ادیان آسمانی قبل از ظهور اسلام مشاهده می کنیم که همگی خبر از وقوع این حقیقت داده اند و حتی صفات مصلح و راه کارهای اصلاحی او را نیز بیان کرده اند، گرچه نام او را مهدی و دعوت اصلاحی او را به نام مهدویت نگاشته اند ... این عقیده و فکر حتی به ادیان دیگر از قبیل زرتشتی و برهمنی و ... نیز سرایت کرده است...».

در بین ادیان آسمانی و آیین های شبه دینی و ملت ها ، می توان از این ها نام برد:

۱) یهود به بازگشت عزیر یا منحاس بن عازر بن هارون اعتقاد دارد.

۲) مسیحیت با ایمان به بازگشت عیسی.

۳) زرتشت با ایمان به بازگشت بهرام شاه.

۴) هندوها با ایمان به بازگشت فیشنوا.

۵) مجوس با ایمان به بازگشت أوشیدر.

۶) بودایی ها در انتظار ظهور بودا. (۱)

و ... .

● نام مهدی (عج) در قرآن

آیات فراوانی وجود دارد ازمیان اسامی چهارده معصوم تنها نام ‌‌‌‌پیامبراکرم(ص) چهار بار در قرآن ذکر شده است، شاید یکی از دلایلی که خداوند سبحان در قرآن کریم نام امامان معصوم(علیهم السلام)را ذکر نکرده است جلوگیری از تحریف قرآن باشد. ... “ «... وَأَذَانٌ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِیمٍ(توبه آیه‌ی۳)»؛ «و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر(روز عید قربان) که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است، و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‌توانید خدا را ناتوان سازید(و از قلمرو قدرتش خارج شوید) و کافران را به مجازات دردناک بشارت‌ده!»، هم‌چنین«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی‏ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ

” سوره‌ی مبارکه توبه آیه ۳ و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر(روز عید قربان) که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است، و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‌توانید خدا را ناتوان سازید(و از قلمرو قدرتش خارج شوید) و کافران را به مجازات دردناک بشارت‌ده ... “

عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(صف آیه‌ی۹)»؛ « او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».

مضمون این آیه که پیشگویی گسترش همه جانبه‌ی اسلام در سطح جهان است، هنوز تحقق نیافته است، و وعده‌ی الهی صدق است« اللّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَی‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثاً۶۴۸۳۱;نساء آیه‌ی ۸۷۶۴۸۳۰;»؛ «خداوند، معبودی جز او نیست ، و به‌یقین، همه شما را در روز رستاخیز که شکی در آن نیست جمع می کند و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟!»، و این در زمان حکومت جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) تحقق خواهد یافت.

هنگامی که خداوند سبحان در آیه ی ۱۰۵درسوره انبیاء می‌فرماید: «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ «ما پس از ذکر، در زبور نوشتیم که بندگان شایسته‌ی من وارث زمین خواهند بود»، به معرفی امام زمان و تشکیل حکومت جهانی آن حضرت اشاره می‌کند.

● روایات تفسیری شیعه

روایاتی که در منابع شیعی ذیل آیه ۱۵۹ نساء وارد شده است به پنج دسته تقسیم می‌شوند:

▪ دستة یکم، ایمان اهل کتاب به عیسی(ع)‌ در لحظة مرگ: یک روایت در منابع شیعه وجود دارد که مرجع هر دو ضمیر «به» و «قبل موته» را حضرت عیسی(ع) می‌داند. بنابراین معنای آیة شریفه چنین خواهد بود: «و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر این که قبل از مرگ عیسی(ع)‌ به او ایمان می‌آورد».

این روایت، مؤید کسانی است که می‌گفتند: عیسی(ع) هنوز زنده است و از دنیا نرفته و پس از ظهور حضرت مهدی(ع) از آسمان فرود می‌آید و همة یهود و نصارای موجود در آن روز به او ایمان می‌آورند. روایت یادشده در تفسیر قمی بدین صورت نقل شده است:

شهر بن حوشب می‌گوید: حجاج به من گفت: ای شهر، یک آیه از قرآن مرا گیج کرده، نمی‌فهمم معنایش چیست؟ پرسیدم: ای امیر آن کدام آیه است؟ گفت: آیة «و إن من اهل الکتاب إلّا لیؤمنّن به قبل موته» است. به خدا سوگند با این که دستور می‌دهم گردن یک یهودی و یا مسیحی را بزنند و خودم تا آخرین رمقش می‌ایستم و به دقت نگاه می‌کنم ببینم لب‌ها را تکان می‌دهد و به حقانیت عیسای مسیح شهادت می‌دهد یا نه، چیزی نمی‌بینم بلکه لب‌ها همچنان بسته است تا بدن سرد شود با این حال چطور آیة قرآن خبر می‌دهد که هر یهودی و نصرانی در دم مرگش به عیسی(ع) ایمان می‌آورد؟ من به او گفتم: خدا امیر را اصلاح کند؛ معنای آیة شریفه آن طور که تو فهمیدی نیست. پرسید: پس به چه معناست؟ گفتم: عیسی قبل از به پا شدن قیامت از آن محلی که در آن قرار دارد نازل می‌شود و هیچ اهل ملتی باقی نمی‌ماند نه یهودی و نه غیریهودی مگر آن که قبل از مرگ وی به او ایمان می‌آورد و او پشت سر مهدی(ع) به نماز می‌ایستد. حجاج چون این بشنید از در تعجب گفت: وای بر تو! این سخن را از که آموختی و از چه کسی نقل می‌کنی؟ گفتم: محمدبن علی‌بن الحسین‌بن علی‌بن ابی‌طالب آن را برایم نقل کرد. در پاسخم گفت: به خدا سوگند که از سرچشمة زلال گرفته‌ای.۲

▪ دستة دوم، ایمان اهل کتاب به رسول خدا(ص) در لحظة مرگ: این دسته از روایات، ضمیر «به» را به رسول اکرم و ضمیر«قبل موته» را به اهل کتاب برمی‌گرداند؛ بنابراین معنی آیة شریفه به این صورت خواهد بود: «و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر این که قبل از مرگ خودش، به رسول خدا(ص) ایمان می‌آورد».

این روایات را نمی‌توان به عنوان تفسیر آیه به شمار آورد بلکه تطبیق مصداقی بر مصداق دیگر است. به عبارت دیگر در این روایات ایمان به رسول خدا(ص) مصداقی از ایمان به عیسی(ع)‌ معرفی شده است. چون اهل کتاب در لحظة مرگ به عیسی(ع) ایمان می‌آورند و عیسی(ع) نیز به آمدن پیامبر اکرم(ص) بشارت داده است؛ بنابراین هر کس از اهل کتاب پس از اسلام بمیرد در لحظة مرگ به رسول اکرم(ص) ایمان می‌آورد. لذا آیه در مقام بیان این مطلب است که ایمان به رسول خدا(ص) مصداقی از ایمان آوردن به حضرت عیسی(ع) است؛ زیرا قرآن می‌فرماید:

و إذ أخذ الله میثاق النبیین لما اتیتکم من کتاب و حکمة ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به ولتنصرنه قال ءأقررتم و أخذتم علی ذلکم إصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا و أنا معکم من الشاهدین.۳

و یاد کن هنگامی را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتی دادم سپس شما را فرستاده‌ای آمد که آنچه را با شما است تصدیق کرد، البته به او ایمان بیاورید و یاریش کنید. [آن‌گاه] فرمود: آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند: آری، اقرار کردیم. فرمود: پس گواه باشید و من با شما از گواهانم.

در تفسیر عیاشی سه روایت در این زمینه نقل شده است که به یکی از آنها اشاره می‌کنیم. وی به نقل از ابن سنان از امام صادق(ع) در مورد آیة مذکور روایت کرده که حضرت فرمود:

منظور، ایمان اهل کتاب به محمد است.۴

▪ دستة سوم، ایمان همة مردم به رسول خدا(ص) در زمان رجعت: تنها یک روایت است که تأویل آیة شریفة مورد بحث را در دوران رجعت رسول مکرم اسلام(ص) دانسته و تصریح می‌کند که در آن زمان همه مردم به ایشان ایمان خواهند آورد. این روایت در تفسیر قمی چنین نقل شده است:

دربارة آیه شریفه «و إن من أهل الکتاب...» روایت شده هنگامی که رسول خدا(ص) رجعت کند همه مردم به او ایمان می‌آورند.۵

▪ دستة چهارم، ایمان اهل کتاب به رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) در لحظة مرگ: در مصادر روایی شیعه یک روایت وجود دارد که می‌گوید منظور از آیة مذکور، این است که همة اهل کتاب، قبل از مردن به حقانیت رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) پی می‌برند. این روایت را عیاشی در تفسیرش آورده است.

وی به نقل از جابر از امام باقر(ع) دربارة آیة «و إن من أهل الکتاب...» روایت کرده است که حضرت فرمود:

احدی از پیروان جمیع ادیان از اولین تا آخرین آنها نمی‌میرد جز اینکه به حقانیت رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) پی می‌برد.۶

▪ دستة پنجم، اقرار اولاد فاطمه(س) به امامت امام خود در لحظة مرگ: در تفسیر عیاشی روایتی است که می‌گوید منظور از آیه مذکور این است که هیچ یک از اولاد فاطمه(س) از دنیا نمی‌رود مگر اینکه به امامت امام خویش اقرار می‌کند.

وی از مفضل‌بن محمد روایت کرده که گفت:

از امام صادق(ع) دربارة آیه «و إن من أهل الکتاب إلّا لیؤمنّن به قبل موته» سؤال کردم، حضرت فرمود: این آیه در خصوص ما نازل شده است؛ زیرا هیچ یک از اولاد فاطمه(س) از دنیا نمی‌رود تا اینکه به امامت ما اهل بیت اقرار کند. همان‌گونه که فرزندان یعقوب(ع) به نبوت یوسف(ع) اقرار نموده و گفتند: «به خدا سوگند خداوند تو را بر ما برگزید».۷

علی معروفی آرانی

منابع:

(۱) - مع الدکتور احمد امین فی حدیث المهدی و المهدیّه، ص ۱۱/ الامامة و قیام القیامة، ص ۲۷۰ و ۲۷۱ / العقیده و الشریعة فی الاسلام، ص ۱۹۲.

۲. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۵۸، همان؛ نیز نگاه کنید به مجمع البیان، ج۲، ص۱۳۷، تفسیر صافی، ج۱، ص۵۱۹، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۲۶، ح۱ و نورالثقلین، ج۱، ص۵۷۱، ح۶۶۲.

۳.سورة آل عمران (۳)، آیة۸۱.

۴ عیاشی، ابوالنضر، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۸۴، ح۳۰۱، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، همچنین احادیث شماره ۲۹۹ و ۳۰۰ نیز مربوط به دسته دوم روایات تفسیری شیعه می‌باشد.

۵. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۵۸، همان.

۶. عیاشی، ابوالنضر، محمد بن مسعود، ج۱، ص۲۸۴، ح۳۰۳، همان.

۷. همان منبع، ج۱، ص۲۸۳ ـ ۲۸۴، ح۳۰۰.