انسان های خردمند، مردمانی دقیق و حسابگر هستند و برای کوچک ترین کارها و کم ترین اوقات زندگی خویش برنامه ها و هدف های مشخص کوتاه مدت و بلند مدت دارند. آنان با داشتن چیزی به نام دفتر روزانه و یا روزنامه، کارها و بده و بستان های خویش را مرتب یادداشت و بررسی می کنند و در پایان روز نیز می کوشند تا مدتی را به ارزیابی و سنجش عملکرد روزانه اختصاص دهند و در ماه و سال نیز به یک جمع بندی از کارها اقدام می کنند.

انسان مؤمن از آن جایی که انسانی خردمند است و افزون بر این که بر تقدیر و سرنوشتی که خداوند برای او رقم زده توجه دارد، انسانی مدبر و اهل تدبیر می باشد و این تدبیرگرایی وی را به مراقبه و محاسبه اعمال می کشاند.

به سخن دیگر باور به ربوبیت و پروردگاری خداوند موجب نمی شود تا اهل تدبیر و حسابرسی نباشد؛ زیرا بر این باور است که او مسئولیت و وظیفه ای دارد که می بایست انجام دهد و توفیق را از خدا بخواهد و در انجام آن بکوشد و اگر بدان چه خواسته بود رسید سپاسگزار خداوند باشد و اگر نرسید خداوند را ستایش کند. از این رو در همه حال، اهل شکر و ستایش است و این شکر و حمد از دایره قلب و زبان او بیرون نیست.

در حال حاضر کم تر کسی به این مهم (حسابرسی از اعمال) توجه دارد و تنها در امور دنیوی محض و مسایل مادی، گرایش به حسابرسی و مراقبه اوضاع و کنترل زمان وجود دارد و امور اصلی که هدف آفرینش بوده، مغفول مانده است. از این رو نویسنده با نگاهی به آموزه های قرآنی می کوشد تا به بازخوانی این وظیفه مهم مؤمنان بپردازد و آثار و کارکردهای آن را تبیین کند با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حسین شهیدی

مراقبت و حسابرسی وظیفه روزانه مؤمنان

از دیدگاه قرآن انسان ها برای هدف خاصی آفریده شده اند که از آن تعبیرات مختلفی ارائه شده است. با آن که واژگان و عباراتی که برای بیان هدف اصلی خلقت و انسان در فرهنگ قرآنی بیان شده، بسیار متعدد و متنوع است، ولی اگر به خوبی در این عبارات دقت و تأمل شود به سادگی روشن می شود که همه آن ها یک معنا و مفهوم را بیان می کند.

به سخن دیگر همه آن ها یک مصداق را تبیین می کنند که با توجه به تغییر زاویه دید و منظر تحلیلی، اصطلاحات و مفاهیم و واژگان متعدد را برمی تابد. از این رو گاه سخن از خلافت آدمی و گاه دیگر سخن از عبودیت و گاه آبادانی زمین و در برخی موارد اهداف دیگری مطرح می شود. اگر به خوبی در این واژگان واصطلاحات، دقت و تأمل شود به آسانی می توان دریافت که همه آن ها یک معنا را قصد کرده اند.

انسان آفریده شده است تا در مقام بندگی و عبودیت باشد و برای دست یابی به این هدف، مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت ها در ذات و محیط زیست او وجود دارد که می تواند با بهره گیری از مجموعه ای از آموزه های وحیانی به نام دین آن را بپروراند و فعلیت بخشد. این قوای ذاتی انسان، موجب می شود تا انسان به کمالات بسیاری در یک فرآیند زمانی دست یابد و به شکلی رنگ خدایی بگیرد و خداگونه شود. در این زمان است که در مقام عبودیت محض قرار می گیرد و به حکم آن که باطن عبودیت و گوهر آن، چیزی جز ربوبیت نیست، در نقش خلافت ربوبی به مدیریت هستی و ماسوی الله می پردازد و می کوشد تا هر موجودی غیر ما سوی الله را با توجه به درجات شدن های کمالی و دست یابی به مقام های عبودیت و مراتب آن، به کمالات شایسته ایشان برساند که رساندن زمینیان به کمالات شایسته خود، یکی از وظایف در مقام خلافت ربوبی خواهد بود.

به این ترتیب روشن می شود که انسان موجودی شگفت و تأثیرگذار در خود و جهان ماسوی الله است و در مقام بلندی نشسته و از ظرفیت و توانمندی های شگفتی برخوردار می باشد. بر این اساس می بایست برنامه ها و رفتارهایش به گونه ای باشد که این هدف را تحقق بخشد.

ضرورت مراقبه

هرکسی اگر بخواهد به هدف خویش برسد باید دارای برنامه ریزی و تدبیر امور باشد و در این باره مراقبت همیشگی و حسابرسی و ارزیابی عملکردها نیز ضروری است.

از آن جایی که انسان موجودی مکلف و با اختیار است می بایست هماره مراقب این معنا نیز باشد که روزی باید پاسخ گوی اعمال و رفتار خویش باشد. همین مسئول بودن در برابر خداوند معنای دیگری از حسابرسی را پدید می آورد که از آن به حسابرسی روز قیامت یاد می کنند.

براین اساس ما با دو نوع حسابرسی مواجه هستیم که یکی از سوی شخص و دیگری از سوی خداوند انجام می پذیرد هرچند که در نهایت باید گفت که حسابرسی شخصی، بخشی از فرآیند حسابرسی خداوند است؛ زیرا آن چیزی که شخص را به مراقبت و نظارت کارهای خویش و حسابرسی و ارزیابی عملکرد خود وادار می سازد همان حسابرسی نهایی است که از سوی خداوند انجام می گیرد.

باتوجه به اینکه حسابرسی نهایی و از سوی خداوند، به گونه ای است که دیگر امکان بازسازی و تغییر رویه و عملکرد نیست، انسان ها می بایست هر روزه و هر ماهه و نیز هر ساله اقدام به حسابرسی و ارزیابی عملکرد خویش کنند تا بتوانند در فرصتی که برای ایشان در دنیاست به تغییر رفتار اقدام کرده و برای دست یابی به هدف، خود را با آن هماهنگ سازند. این همان چیزی است که در اسلام و به ویژه فرهنگ عرفانی اسلامی از آن به مراقبه و محاسبه یاد می کنند و بزرگان بسیاری در این باره کتب و رساله هایی را نوشته اند.

آثار حسابرسی

برای بیان اهمیت و جایگاه حسابرسی در زندگی و باور به حسابرسی اخروی، بهترین شیوه آن است که آثار و کارکردهای آن شناخته شود. از این رو در آغاز این نوشتار به بررسی آثار حسابرسی در زندگی انسان از دیدگاه قرآن می پردازیم.

حساب که به معنای کاربرد عدد و ارقام و شمردن و شماره کردن است (مفردات راغب، ص۲۳۲ ذیل واژه حسب) در فرهنگ قرآنی به معنای رسیدگی به گفتار، رفتار و کردار و بلکه حتی نیات، تصمیمات و ملکات درونی بندگان است که خداوند انجام می دهد. اصولاً قیامت را به روز حساب یاد می کنند؛ زیرا برای ارزیابی و حسابرسی بندگان و پاداش دادن به ایشان، برپا می شود.

پذیرش این باور که رستاخیزی پس از مرگ انسان و حتی دنیا وجود دارد که در آن به حسابرسی اعمال بندگان از سوی خداوند پرداخته شده و هر کسی براساس محاسبات، به پاداش مناسب و متناسب دست می یابد و زندگی جاودانه خویش را رقم می زند، می تواند در رفتار آدمی در زندگی دنیوی تأثیر شگرف به جا گذارد. از این رو قرآن بر مسئله رستاخیز و حسابرسی به عنوان یکی از مهم ترین محورهای آموزه های خویش توجه و اهتمام دارد. و لذا بخش بزرگی از آموزه های وحیانی ارتباط تنگاتنگی با مسئله معاد و رستاخیز دارد.

چنان که گفته شد، چنین باوری انسان مومن را به سوی محاسبه نفس می کشاند و اصول ریاضتی به نام مراقبت و محاسبه را در مسئله سیر و سلوک بر شخص تحمیل می کند.یکی از اصول دعوتی همه پیامبران و آموزه های وحیانی، ایمان به حسابرسی است که در دعوت حضرت موسی(ع) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم مطرح شده است.(غافر آیه ۲۷)

قرآن ضمن توجه دادن به باور حسابرسی به عنوان یکی از ویژگی های اصول دین، در بیان تفاوت های بهشتی ها از غیر ایشان، به مسئله باور به حسابرسی به عنوان یکی از وجوه تمایز اشاره می کند و می فرماید که اصحاب یمین کسانی هستند که در دنیا به حسابرسی قیامت، ایمان داشته اند و براساس آن، رفتارهای خویش را سامان می دادند.(حاقه آیات ۱۹ و ۲۰)

باور به حسابرسی روز رستاخیز موجب می شود تا شخص به مراقبت و کنترل دقیق رفتارها و کردارها و گفتارهای خویش بپردازد و رفتار خود را براساس اهداف و وظایف، ساماندهی نماید و با حسابرسی و ارزیابی روزانه و ماهانه کارهای خویش به اصلاح امور براساس اهداف و وظایف اقدام کند. از این رو آیه ۱۰۵ سوره مائده به مهار نفس توجه می دهد و از مردم می خواهد که مواظب خود باشند و کارهای خویش را اصلاح کنند؛ زیرا هیچ کسی را به خاطر دیگری محاکمه و بازخواست نمی کنند (روح المعانی ج ۵ جزء ۷ ص ۶۶) بنابراین می بایست به فکر خود و اصلاح کار خود بود.

خداوند در آیه ۸۶ سوره نساء ایمان به حسابرسی دقیق خداوند در روز رستاخیز و پاداش دهی براساس اعمال را مهم ترین زمینه برای انجام اعمال نیک و خیر از سوی بندگان مومن می داند. این بدان معناست که اصولا انگیزه هایی چون حسابرسی، خود عاملی مهم در ایجاد انگیزه مراقبت درکارها و انجام کارهای نیک به جای کارهای بد و زشت است.

در حقیقت توجه شخص به حسابرسی دقیق اعمال از سوی خداوند در قیامت موجب می شود تا شخص انسانی متعهد شود و هرگز در آشکار و نهان بر خلاف آموزه ها و تکالیف و حتی تعهدات عمل نکند و پیمان شکنی ننماید. (لقمان آیات ۱۴ و ۱۵)

ایمان به حسابرسی زمینه ساز حصول تقوا

براین اساس حصول تقوا و پرهیزگاری را می بایست در خوف بندگان از حسابرسی روز رستاخیز جست و جو کرد. به این معنا که ایمان به حسابرسی خداوند موجب می شود تا بندگان از انجام عمل زشت بهراسند و از این که خداوند را به خشم آورند تا در جلوه جلال تجلی کند پرهیز نمایند. این ترس از خدا (احزاب آیه ۳۹) و نیز پرهیز و تقوا از کارهای پلید و پلشت (لقمان آیه ۲) ریشه در باور به رستاخیز و حسابرسی دقیق آن دارد.

شخصی که به رستاخیز و حسابرسی خداوند ایمان دارد، از هرگونه سرکشی و عصیان پرهیز می کند و به خود اجازه نمی دهد برخلاف آموزه های وحیانی و تکلیف خویش گامی در مسیر پیمان شکنی (لقمان آیات ۱۴ و ۱۵) و پنهانکاری حق و گواهی برای احقاق حق (بقره آیات ۲۸۳ و ۲۸۴) بردارد.

خداوند در آیات چندی به برخی آثار ایمان به رستاخیز اشاره می کند که در حوزه های عبادت و اطاعت از خداوند (نساء آیات ۸۵ و ۸۶) امور اجتماعی و رفتاری و شخصی و اخلاقی نمایان می شود.

به عنوان نمونه مومن به حسابرسی، می کوشد تا از هرگونه اختلافات مذهبی و دامن زدن به آن و اجتناب کند (مائده آیه ۴۸) و نسبت به دیگران تکبر نورزد و مردم را بی دلیل تحقیر نکند (شعراء آیات ۱۱۱ و ۱۱۳) و ایشان را به دلیل برخی از باورها اراذل و اوباش خطاب نکند (همان) و در گردآوری مال نکوشد و اهل تکاثر و کنزاندوزی نباشد (تکاثر آیات ۱ و ۸) و به جای آن، اهل احسان (نساء آیه ۸۶) و رعایت حقوق دیگران باشد (نساء آیات ۵ و ۶) و همواره مراقبت کند تا خطا و گناهی را مرتکب نشود(مائده آیه ۱۰۵).

کسانی که به روز رستاخیز و حسابرسی آن ایمان دارند هم چنین در عمل اجتماعی، انسان های مودب و نیک گفتار می باشند و از دشنام و ناسزاگویی پرهیز می کنند (انعام آیه ۱۰۸) و نه تنها به دیگران ضرر و شرارتی نمی رسانند بلکه از آن جلوگیری می کنند(غافر آیات ۲۶ و ۲۷) و اهل امر به معروف و نهی از منکر و اطاعت از آموزه های هدایتی خداوند هستند(اسراء آیات ۱۳ تا ۱۵)

به همین خاطر در قیامت خود را سربلند می یابند و نامه اعمال خویش را در حال شادی و سرور (حاقه آیات ۱۹ و ۲۰) در دست راست می گیرند (همان) و خوشحال و شادان به بهشت وارد می شوند (حاقه آیات ۱۹ تا ۲۲) و به زندگی دلخواه با برآورد همه نیازها می رسند (همان).

بی گمان دست یابی به مقام بصیرت و مرگ اختیاری تنها از راه محاسبه نفس و مراقبت آن ممکن و شدنی است که در آیات بسیاری به آن پرداخته شده است و تحلیل و تبیین آن، مقاله دیگری را می طلبد.

در مقابل، کسانی که به محاسبه روز رستاخیز ایمان ندارند و یا آن را فراموش کرده اند، نه تنها محاسبه ای برای اعمال خویش در دنیا ندارند، زیرا برای زندگی دنیوی جز آثار دنیوی و هدف های کوتاه نمی پذیرند و منکر هدف داشتن آفرینش می شوند (ص آیات ۲۶ و ۲۷) بلکه در رفتارهای اجتماعی خویش نیز از هرگونه اعمال زشت و خیانت و تباهکاری و فساد ابایی ندارند (غافر آیات ۲۵ تا ۲۷) پس می توان به جرأت گفت که هر گونه باور و بینش درست و هدایتی، می تواند تأثیرات شگرفی در شیوه رفتاری و اعمال آدمی به جا گذارد و آدمی را از حالتی به حالتی متضاد وارد سازد.

لزوم حسابرسی از خویش

خداوند در آیه ۱۸ سوره حشر خواستار آن می شود که انسان ها همواره اعمال خویش را محاسبه کنند؛ زیرا این حسابرسی، هم زمینه دست یابی به اصلاح نفس و دست یابی به مراتب عالی تر تقوا را فراهم می کند و هم موجب می شود تا رفتارهای آدمی نظم و ترتیبی دیگر به خود گیرد.

از آن جای که انسان بر نفس و عملکردهای خویش و حتی نیات و مقاصد آن آگاه است، بهتر و آسان تر می تواند خود را بر ترازوی حساب کشی قرار داده و ارزیابی دقیق از خود به دست دهد. همین مساله موجب می شود که خداوند حتی در قیامت خطاب به انسان ها بگوید که هر کسی بر حسابرسی خویش آگاه تر است و نیازی نیست تا کسی از بیرون برای این کار او را مساعدت و یاری رساند (اسراء آیه ۱۴)

اصولا کسانی که از مقام خود و خدا آگاه هستند و از مقام جلال وی می هراسند، انسان های متقی می باشند که به حسابرسی از خویش در شبانه روز اقدام می کنند (حشر آیه ۱۸) به سخن دیگر آگاهی انسان از روز رستاخیز و تجلی خداوند در مقام احکم الحاکمین در کنار باور به این که خداوند به همه اسرار و نهانهای انسان آگاه است و منویات و ملکات نفسانی او را محاسبه و ارزیابی می کند و براساس آن پاداش های جلالی و جمالی می بخشد (بقره آیه ۲۸۴) موجب ی شود تا همواره خود را در دنیا محاسبه کند و نیات خویش را اصلاح و بازسازی کند تا در مسیر رضایت الهی باشد.

البته برخی از مومنان به سبب غفلت از حسابرسی دقیق روز قیامت، در دام گناه و ارتکاب اعمال ناشایست می افتند (مومنون آیات ۶۳ و ۶۲ و ص آیه ۲۶)

انسان باید پیوسته بر این نکته توجه داشته باشد که نسبت به اموری چون عهد و پیمان با مردم (اسراء آیه ۳۴ و احزاب آیه ۱۵)، نعمت های خداوند (تکاثر آیه ۸) ، ولایت اهل بیت (همان)، ولایت علی (صافات آیه ۲۴ و تفسیر نورالثقلین ج ۳ ص ۴۰۱ و ج ۵ ص ۶۶۳ و عیون اخبارالرضا ج ۲ ص ۱۲۹)، افترا و تهمت (نحل آیه ۵۶ و عنکبوت آیه ۱۳) و همه امور دیگر که در آموزه های اسلامی مطرح شده از سوی خداوند بازخواست می شوند و به دقت حسابرسی درباره آن صورت می گیرد.

محاسبه نفس در روایات

در روایات بر محاسبه نفس تاکید بسیاری شده است و چنان که گفته شد یکی از اصول اصلی ریاضت و نیز سیر و سلوک در عرفان، مساله محاسبه و مراقبه نفس است. در این جا برخی از روایات وارده در محاسبه نفس بیان می شود.

شاخصه های محاسبه نفس

علی (ع) نقل کرد که پیامبر (ص) فرمود: «زیرک ترین و هشیارترین انسانها کسی است که خود را به حساب بکشد و برای بعد از مرگ خود کار بکند.»

مردی پرسید، «ای امیرمومنان! چگونه نفس خود را به حساب بکشد؟» امام فرمود:«وقتی که صبح کرد و سپس شب آن روز فرا رسید به خویشتن بازگردد و خطاب به خود بگوید:«ای نفس! امروز روزی بود که بر تو گذشت، و هرگز دیگر باز نمی گردد، و خداوند از تو سوال می کند که این روز را در چه راهی به پایان رساندی، چه کاری در آن کردی، آیا خدا را به یاد آوردی و او را ستودی؟ آیا نیازهای مومنان را برآوردی؟ آیا رفع اندوه از مومنی نمودی؟ آیا در غیاب مومن نزد اهل، و فرزندانش آبروی او را حفظ کردی؟ و پس از مرگ او، آیا آبرویش را در میان بازماندگانش نگه داشتی؟ آیا از غیبت و بدگویی پشت سر مومن خودداری نمودی؟ آیا مسلمان را یاری کردی؟ تودر این روز چه کردی؟

اگر در پاسخ گفت: کارهای نیک انجام دادم، خدا را حمد و سپاس کن و تکبیر بگو و خاطر توفیقی که نصیب تو شده است، و اگر گفت امروز گناه کردم یا کوتاهی نمودم،از درگاه خداوند استغفار و طلب آمرزش کن و تصمیم بگیر که دیگر تکرار گناه نکنی. (وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۷۹)

ضرورت محاسبه نفس

قال رسول الله (ص) : یا اباذر حاسب نفسک قبل ان تحاسب فانه اهون لحسابک غداً وزن نفسک قبل آن توزن و تجهز للعرض الاکبر یوم تعرض لاتخفی علی الله خافیه ».

ای اباذر! به حساب نفس خود برس پیش از آنکه به حساب نفس تو برسند زیرا این عمل برای روز حساب آسانتر خواهد بود و خود را سنجش نما قبل از آنکه تو را بسنجند و برای روز بزرگ که اعمال انسان در پیشگاه خداوند متعال عرضه می شود آماده باش روزی که هیچ چیز پنهان نمی ماند. (بحار/ ۷۷/۳۸)

محاسبه در هر روز

قال الکاظم (ع): «لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل خیراً استزاد الله منه و حمدالله علیه و ان عمل شراً استغفرالله و تاب الیه».

از ما نیست کسی که به حساب نفس خود در هر روز نرسد اگر عمل خوبی انجام داده از خداوند طلب زیادی کند و او را سپاس گوید و اگر عمل بدی انجام داده طلب مغفرت کند و توبه نماید. (بحار/۰۷/۲۷)

محاسبه نفس، نشانه تقوا

قال رسول الله (ص) :«لایکون الرجل من المتقین حتی یحاسب نفسه اشد من محاسبه الشر شریکه فیعلم من این مطعمه و من این مشربه و من این ملبسه امن حل ام من حرام».

انسان از پرهیزکاران نیست مگر آنکه در حسابرسی نفس خود از شریک نسبت به شریکش سخت گیرتر باشد و بداند که طعام و نوشیدنی و لباس او از کجا تهیه شده از حلال بوده یا از حرام. (مکارم الاخلاق/۲/۵۷۳)

آثار محاسبه نفس

الف) سود و منفعت؛ قال علی (ع) :«من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن».

هر کس به حساب نفس خود برسد سود برده و هر کسی غفلت بورزد زیان دیده و هر کس بترسد در امان است. (بحار/۷۰/۳۷)

ب) اطلاع بر عیوب و اصلاح آن؛ قالب علی (ع):«من حاسب نفسه وقف علی عیوبه و احاط بذنوبه و استقال الذنوب و اصلح العیوب».

هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند، بر عیب های خود مطلع می شود و به گناهان خود احاطه پیدا می کند و در صدد برمی آید گناهان خود را از بین ببرد و عیب های خود را اصلاح کند. (غرر الحکم/ ۸۹۲۷)

عوامل آسانی محاسبه در قیامت

الف) حسن خلق

قال رسول الله (ص) :«حسن خلقک یخقف الله حسابک».

اخلاق خود را نیکو گردان تا خداوند حساب را بر شما تخفیف دهد. (بحار/ ۷۱/۳۸۳)

ب) قناعت

قال رسول الله (ص) :«اقنع بما اتیته یخفف علیک الحساب».

به آنچه خداوند به شما داده قناعت بورزید خداوند حساب را بر شما تخفیف می دهد. (اعلام الدین/ ۴۴۳)

ج) صله رحم

قالب الصادق (ع):«ان صله الرحم تهون الحساب یوم القیامه ».

به درستی که صله رحم مایه آسانی حساب می گردد. (بحار/۷۴/۲۰۱)

شخصی به نام توبه بن صمه برنامه محاسبه نفس داشت، روزی عمر شصت ساله خود را در تعداد ایام سال که (۵۶۳) روز است محاسبه کرد و با خود گفت: اگر در هر روزی یک گناه مرتکب شده باشم من بیش از بیست هزار گناه انجام داده ام آهی کشید و از دار دنیا رفت (منازل الاخره محدث قمی ۷۹)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ... خداوند وقتی مخلوقات را می آفریند رزق آنها را ازحلال تقسیم می نماید. بنابراین هر انسانی به طرف حرام برود از حلال به همان اندازه کم می شود و در قیامت به خاطر ارتکاب حرام محاسبه می شود. (بحار ۵/۸۴۱)