از نظر اسلام،انسان از جانب خـداوند مسئول حاکمیت بخشیدن به راه و رسم و قوانین او در ارتباط با زند گـی فردی و اجتماعی و عمران و آبادانی و فراهم گردانیدن «امنیّت وآزادی و عدالت » بر اساس«توحید و تقوا و عدالت" است.

گامنهادندر این راه ,گام نهادن در راه عبــودیت خــداوند و رهایی از هـمه بندگی ها و قید و بندهای دست وپا گیر و حرکت در مسیر تکامل و تعالی و سعادت همه جانبه دنیا و آخرت است.«عبودیتی» که جزبا «استعانت» از خداوند بی همتا و توسل به هدایت قرآن و سنّت رسول خدا( صلی الله علیه و سلم) و بهره گیری از سنتـها و اسـباب و قوانین حـاکم بر نظام هستی و روابـط اجتماعی امکان پذیر نیست.و در مسیر صراط مسـتقیم جز با عبور از مـوانع «فرمانروایان و فریاد رسان» ناحـق و ناروا و «رغـبت»تنها به رحـمت خداوند و « رهبـت » از عذاب او نمی تـوان به نعمت سـربلندی دنیا و سـعادت عقبی دسـت یافت و از خشم خداوند وگمراهی رهایی یافت.

ابلیسیان پیدا وپنهان از طریق فرمانروایان و فریاد رسان ، و وسوسه ی انسان اهل ایمان همه تلاش و توان مادی و امکانات پیدا وپنهان خود را برای انحراف اواز مسیر «توحید و تقوا» بکار می گیرند و دامهایی را در مسیر آنان قرار می دهند.

دام اول ) انکار وجود خداوند

چنان چه شیاطین پیدا وپنهان بتوانـند انـسانی را به انکـار وجود خداوند وادار نمایند ، و نظام هستی را طبیعی و حرکت جهان را بی هدف و بی سرانجام جلوه دهند ، و انسـان های خام و بی مـایه را به دنبال خیالبافی ها و اندیشه های غیر علمی خود بکشـانند ، در واقع آنـان را در اولین دام خود گـیر انداخته ومانع رشد و تکامل و امنیت و سعادت آنان شده اند . امـا کـسانی که باچـشم باز نشـانه های وجـود و قـدرت و حـکمت خـداوند را در وجود و اطراف خود نگاه نمایند ، و به«نظم» و هدفداری و هـماهنگی میان پـدیـده ها توجـه کنند، و شـب و روز و باد و باران و بـهار و زمـستان و کـوه و درختان را و رسالت پیامبران راچراغ راه خود نمایند، از این دام شیطان نجات می یابند و مرحله مهمی را پشت سر می گذارند.

دام دوم ) شرک و بدعت

برای اندیشمندان و ایمانداران بسیار روشن است که همه احکام شریعت پیامبران بـرای تامیـن خـیرومصلحت فردی‘ اجتـماعی ‘ معـنوی ‘دنیـوی و اخـروی انسان ها فرود آمده است. ودر اصول و کلّیات کامل است و در فروع و جزئیات بر اساس اجتهاد و تحقیق کار شناسان و مجتهدان برای همه پدیده ها و امور و روابط مختلف .

امّا اگر افرادی ضعیف الایمان و فریب خورده بیگانگان برخی از احکام دین را اضافهبدانند و یا آنرا در اصول و مبانی محتاج به قوانین این و آن بشمارنددر واقع پایشادر دام دوم شیطان گیر افتاده است و از حرکت در صراط مستقیم باز می مانند.امّاچنان چه کسانی به قوانین فرود آمده از جانب خداوند آگاه به پیدا وپنهان و اشیاء و انسان ایمان بیاورند ، و آنرا برای از زیاده و نقصان بدانند و کسی وچیزی را در قانون گذاری و فرمانروایی و فریاد رسی شریک او ننمایند‘دام دوم شیطان را بی نتیجه نموده، و مرحله ی دوم را با موفقیت طی کرده اند.

دام سوم ) گناهان وجرم های بزرگ

شیاطین آشکار و نهان برای جلوگیری از رشد و حرکت انسان از هیچ تلاشی کوتاهی نمی ورزند و این بار دام دیگری را در مسیر آنان قرار می دهد . وآنان را برای بدست آوردن « مادیات و مقام » دچار خیانت و دروغ و ریا و کینه نموده وپس از بدست آوردن « مادیات ومقام » آنها را در جهت تکبر و خود خواهی و ستم و سلب آزادی وچپاول هرچه بیشتر دیگران مورد استفاده قرار می دهند.

طبیعی است که گام چنین انسان هایی در صراط مستقیم سست خواهد گردید وچه بسا آلت دست شیاطین قرارگرفته وبه رویارویی با دین و اهل ایمان بپردازند .

اما اکرکسانی بر اساس شایتکی به مال و مقام دست یافتند و آنها را « امانت و مسئولیت » دانستند و از آنها برای گسترش عدالت و سعادت و امنیت مورد استفاده قرار داد ند مرحله مهم دیگری را طی نموده ودام سوم شیطان را بی ثمرکرده اند.

دام چهارم) عادت کردن به گناهان کوچک

شیطان واعوان وانصار او تلاش می کنند که انسانی را که تا به این مرحله پیش آمده وبه وجود خداوند ایمان آورده وکسی وچیزی را صفات وافعالی که خاص او هستند شریکش نگردانیده واز بدعت در اصول شریعت وگناهان کبیره پرهیز نموده است.دچارغرور وغفلت کنند واو را به گناهان کوچک عادت دهند .تا از این راه بتوانند با بیشتر شدن گناهانش وبه مرور زمان او را به عقب برگردانند .

اما اگر کسی گناه را هم چون سم قاتل و ویروسی خطرناک نگاه نماید ، وسلامت ایمانی واخلاقی خود را به وسیله پرهیز از آنها تأمین کند وبا «استعانت» از «صبر وصلاة»گام هایش را در راه هدایت استوار تر برگرداند،باز شیاطین دامی دیگری را در راه او قرار می دهند .

دام پنجم) افراط وزیاده روی در امور مباح

ازآنجا که شیاطین پیدا وپنهان سرسخترین دشمنان اهل ایمان هستند ، هیچ گاه دست از سر آنها بر نمی دارند و بیکار نمی نشینند ، این بار از دامو سیاست مشغول گردانیدن و ضایع نمودن عمر آنها در شب نشینیها ‘مسافرت,گردش ها ‘مطالعه ی کتاب ها و مجلات و فیلم های بیهوده به هدرمی دهند ، و بدین وسیله مانع رشد و تکامل مادی و معنوی آنها می شوند.

اماچنان چه ایمان داران به ارزش و اهمیت عمر و وقت خود پی ببرند و بر اساس برنامه ریزی در امور مهم و مفید وگاهی هم در ورزش و تفریحسالم به کارگیرند .از این دام شیاطین رهایی یابند ،سبکبال در آسمان ارزش های ایمانی ‘اخلاقی و زندگی سالم و سازنده پرواز خواهند نمود.

دام ششم ) ایجاد اخلال در عمل به مسئولیت ها

چنان چه انسان های اندیشمند و آگاه هر یک به فراخور موقعیت اجتماعی خود به کارهای متعلق بهمعاش و معاد بپردازند و ارزش عمر خود را دریابند ، شیاطین این بار نیز بسیار زیرکانه دامی دیگری را در راه حرکت و تکامل آنها قرار می دهد.

این دام شیطانی عبارت است از برهم زدن و اختلال در برنامه ریزی های فردی‘اجتماعی ‘مادی و معنوی . یعنی کاری می کنندکه جای گاه « مهم و مهمتر» را تغییر دهند ، و اولویت ها را مراعات ننمایند و به اصطلاح اصولی ها « تحسینیات » را بر « حاجیات » و «حاجیات » بر « ضروریات» مقدم بدارند . وباپرداختن به کارها و امور مهم ، مسئولیتها و کارهای مهمتر را به دست فراموشی بس گرداند . اماچنان چه ایمان داران اندیشمند و هوشیار مسئولیت ها ی فردی , اجتماعی , مادی و معنوی را طبقه بندی نمایند ، و اولویت ها را مراعات و مهمتر را بر هم جلو بیندازند . مرحله ی بسیار حساس و سرنوشت سازی را با موفقیت پشت سر نهاده اند و دست آوردهای ایمانی و اجتماعی فراوانی را به دست خواهند آورد. اگر ایمان داران با اراده تا به این مرحله پیش بروند و همه آن دامهای پیشین را با موفقیت باطل گردانند ، شیاطین و ابلیسان و جاهلان دست بردار نخواهند بود و این بار دامی دیگری را در مسیر اهل ایمان قرار می دهند .

دام هفتم) خشم وخشونت

شیاطین این بار به ناچار نقاب ازچهره بر می دارند واعوان وانصار طواغیت و قدرت پرستان خدا ناپرست وستمکاران ودنیا ومقام پرستان را برای رویارویی با اهل ایمان بسیج می نمایند ، وبه انواع سرکوبی وفشار وزندان واذیت وآزاروگاهی قتل وکشتارایشان دست می زنند .اما این بار هم تلاش های آنان در مقابل صبر وصلابت اهل ایمان وامید به رحمت ونصرت ورضایت وجنت خداوند بی حاصل خواهد بود .

{وَیَأْبَی اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ}[التوبة : ۳۲]

عبد العزیز سلیمی

برگرفته از کتاب" اغاثة اللهفان" امام ابن القیم الجوزیة