حکایت دوست

زندگینامه مفسر قرآن, مرحوم حجت الاسلام والمسلمین محمدمحمدی اشتهاردی

این نوشتار به یاد بزرگمردی است که یک عمر دغدغه نوشتن داشت، بزرگمردی که بیش از نیم قرن به تبلیغ و ترویج معارف دینی مشغول بود. او تا آخرین روزهای حیات پربرکتش قلم بر زمین نگذاشت و تا توان داشت، به معرفی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) پرداخت. از او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب به یادگار مانده است که به عنوان گنجینه ای ارزشمند فراروی نسل مشتاق و تشنه معارف اسلامی قرار دارد. در این مختصر با چند سرفصل فرازهایی از زندگی آن مفسر بزرگ را تقدیم علاقه مندان می کنیم.

● زندگینامه مختصر

حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدی اشتهاردی در روز اول بهمن ماه ۱۳۲۳ شمسی در شهر اشتهارد (واقع در ۶۰ کیلومتری غرب کرج) از یک خانواده متوسط و مذهبی دیده به جهان گشود. پس از گذراندن تحصیلات دوره ابتدایی، در مدرسه علمیه امیرالمؤمنین در زادگاه خود اشتهارد به فرا گرفتن دروس حوزوی مشغول شد.

وی در سال ۱۳۳۸ شمسی برای ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه قم شد و دروس حوزوی (سطح و خارج) را در محضر اساتید بزرگ حوزه فرا گرفت. آن فقید سعید درباره اساتیدش در حوزه می نویسد: «دروس سطح حوزه را بیشتر در محضر حجج اسلام و آیات گرامی آقایان حاج شیخ شب زنده دار، حاج شیخ غلامرضا صلواتی، حاج شیخ علی پناه اشتهاردی و حاج شیخ علی مشکینی و حاج شیخ ناصر مکارم شیرازی (مدظلهم) خواندم و چند سال در درس خارج در محضر آیات عظام حاج سیدمحمدرضا گلپایگانی، حاج شیخ هاشم آملی و ناصر مکارم شیرازی شرکت کردم و درس تفسیر قرآن را بیشتر در محضر آیت الله خزعلی و آیت الله مکارم شیرازی (مدظلهما) و بخشی از منظومه سبزواری و فلسفه را در محضر آیت الله شیخ جعفر سبحانی و استاد مرحوم حاج آقا مهدی حائری (فرزند مؤسس حوزه) آموختم.»

مرحوم محمدی اشتهاردی در کنار تحصیلات حوزوی از سال ۱۳۴۱ طبق برنامه های تبلیغی حوزه، برای تبلیغ احکام و آئین اسلام به اطراف و اکناف، از روستاها و شهرها می رفت و با عشق و علاقه به تبلیغ اسلام و تبیین احکام متعالی دین می پرداخت. وی در سفرهای تبلیغی خود که تا واپسین سال های عمرشان ادامه داشت، ارتباط بسیار نزدیکی با مردم برقرار کرده و به حل مشکلات آنان کمک می کرد به گونه ای که پس از گذشت سال های بسیار، این ارتباطات تداوم داشت.

● شکوفایی نویسندگی

شرکت در جلسات تفسیر مرحوم آیت الله میرزا ابوالفضل زاهدی و تفسیر مشروح آن مرحوم از آیه مبارک «ن والقلم و ما یسطرون» و توصیف نقش قلم در حفظ میراث دینی و فرهنگی برای انسان ها، ذوق نویسندگی را در وجود ایشان شعله ور و ایشان را مصمم به تلاش در این حوزه کرده است. لذا ایشان در جلسات نویسندگی در محضر آیت الله مکارم شیرازی در سال های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ شرکت کرده و با آداب و شیوه های نویسندگی آشنا شدند.

مرحوم محمدی اشتهاردی نوشتن را از ۲۳ سالگی با تألیف کتاب سیمای بلال آغاز کرد. سال بعد کتاب پندهای جاویدان را نوشت که مورد استقبال قرار گرفت. در سال هایی که نیاز بسیاری به تدوین تفسیری جامع و روان برای فهم کتاب آسمانی قرآن در حوزه ها احساس می شد، ایشان افتخار داشت که همراه با جمعی از فضلای حوزه علمیه قلم زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی تفسیر گرانبهای نمونه را در ۲۷ جلد تألیف نمایند. این گنجینه محصول تلاش های خستگی ناپذیر جمع مذکور است که از سال ۱۳۵۱ آغاز و تا سال ۱۳۶۶ ادامه یافت. تألیف تفسیر موضوعی قرآن با عنوان پیام قرآن در ۱۳ جلد نیز از ثمرات تداوم جلسات ارزشمند تفسیری گروه فوق می باشد.

● ساده نویسی

هنر بزرگ مرحوم اشتهاردی نگارش روان و ساده و پرهیز از پیچیده نوشتن بود. ایشان بسیاری از مفاهیم و معارف اسلامی را در قالب نثری روان و قابل فهم ارائه می داشت و تلاش می کرد کتاب هایی متناسب با نیازهای زمان و به زبان مخاطبان بنویسد. لذا اغلب آثار ایشان با استقبال مردم روبه رو می شد. مجموعه کتاب های ایشان که در قالب داستان تنظیم شده نیز جایگاه خاصی در میان مخاطبان یافته است.

● درس هایی از زندگی آن مرحوم

▪ عشق به امام و رهبر معظم انقلاب

مرحوم محمدی اشتهاردی ولایت فقیه را ستون خیمه انقلاب می دانست و کتابی با این عنوان نگاشت و جایگاه ولایت فقیه در عصر غیبت را تبیین نمود.

او عاشق و شیفته حضرت امام خمینی بود و همواره می گفت: تاریخ شیعه پس از معصومین شخصیتی به جامعیت و شجاعت حضرت امام(قده) به خود ندیده است. ایشان در قول و عمل مقام معظم رهبری را مقتدای خود قرار داده بود و با بیان مکرر خاطرات دیدارش با مقام معظم رهبری در تبعیدگاه ایرانشهر در سال های ستمشاهی شجاعت و صلابت ایشان را می ستود.

▪ احترام به پدر و مادر و اساتید

مرحوم اشتهاردی در خاطرات و نوشته هایش از پدر و مادرش به بزرگی یاد می کند و روحانی شدن خود را مرهون آموزه های مادر بزرگوارش می داند که در کودکی از علما و روحانیون تکریم و تمجید می کرده است. وی همچنین توفیقات خود را نتیجه تعالیم اساتید خود دانسته و همواره از آنان به بزرگی یاد می کرد.

▪ احترام به رزمندگان و شهیدان

برای رزمندگان اسلام احترام خاصی قائل بود و به مناسبت های مختلف از آنان تمجید می کرد، با وجود بیماری و کسالت شدید مقید به حضور در مجالس شهدا بود. یادنامه های متعددی برای شهیدان نوشت و در نوشته ها و کتاب هایش از شهیدان بسیاری یاد کرد. در یادنامه ای که برای گرامیداشت ۲۸ شهید روستای کودزر اراک نگاشت آرزوی محشور شدن با شهیدان را با سرودن چند بیت شعر به زیبایی تصویر نموده است.

▪ صبر و شکر

تصادف شدید در سال ۱۳۵۲ و دو سال بستری شدن و آسیب های شدید، عارضه سکته مغزی در سال ۱۳۶۰ و جراحی مغز و عوارض آن و ابتلا به بیماری سرطان روده بزرگ در سال ۱۳۸۲ و چند مرحله شیمی درمانی و دو بار عمل جراحی در اراده قوی ایشان خللی وارد نکرد، مشکلاتی که حوادث فوق برایش ایجاد کرده بود هرگز مانع از تداوم فعالیت های علمی و فرهنگی اش نشد و تا آخرین روزهای عمر بابرکتش علی رغم ضعف شدید به فعالیت هایش ادامه داد. او خستگی ناپذیر بود و در برابر ناآرامی ها و ناملایمات صبر پیشه کرده و شاکر بود.

▪ ساده زیستی و بی آلایشی

محمدی اشتهاردی ساده، صمیمی و مهربان بود و فارغ از هر تکلف و وابستگی وظایف خود را انجام می داد، ساده زیستی، بی آلایشی، گشاده رویی، تواضع و فروتنی از ویژگی های آن عزیز از دست رفته بود که همه دوستان ایشان بدان معترفند. او تندیسی از پرهیزکاری و اخلاص بود و تمام ارزش هایی که در کتاب هایش به رشته تحریر درآمده بود در وجودش تبلور یافته بود.

▪ مردم داری، کارگشایی و مشارکت در امور خیریه

منزل مرحوم محمدی اشتهاردی، محل رجوع بسیاری از نیازمندان، دوستان و طلاب بود که برای حل مشکلات خود به ایشان مراجعه می کردند و آن عالم فرزانه با بزرگواری و محبت از مراجعان استقبال می کرد و در حد امکان مشکلات آنان را حل می کرد و به پرسش های آنها پاسخ می داد. از دیگر فعالیت های ایشان می توان به کمک های مالی فراوان به نیازمندان به طور منظم، کمک در ساخت و تعمیر مساجد و امامزاده ها، اهدای کتب به کتابخانه ها و مجامع فرهنگی، پرداخت قرض الحسنه و مشارکت در صندوق های قرض الحسنه و انجام کارهای عام المنفعه اشاره کرد که مجال طرح آنها در این مختصر نیست.

● از نگاه اساتید و دوستان

▪ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

از عنایات الهیه بر این بنده حقیر یکی این بود که در طول تدریس در حوزه علمیه نجف و قم با افرادی مواجه شدم که هم دارای استعداد فوق العاده بودند و هم مرتبه عالیه ای از پاکی و تقوا داشتند و مرا در پیشبرد اهداف عالیه حوزوی یاری کردند.

یکی از نمونه های بارز این موضع جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین مرحوم مبرور آقای محمدی اشتهاردی (رضوان الله علیه) بود که فضل و کمال و هوشیاری علمی را با تقوا و قداست روح آمیخته بود.

در تمام طول تألیف تفسیر نمونه و ‎/‎/‎/ ایشان با ما بودند سلامت نفس و تلاش مستمر و نظم و انضباط در کار و دقت در مسائل علمی از ویژگی های آن فقید بود سپس مستقلاً به تألیف کتاب های بسیاری در موضوعات مختلف دینی مخصوصاً تاریخ اهل بیت(ع) پرداخت که با استقبال فراوانی روبه رو شد. آن فقید سعید تا آخرین ساعات عمر بابرکتش از پای ننشست و همواره در راه یاری مکتب اهل بیت(ع) قلم می زد. خدایش غریق رحمت گرداند و با موالیانش محشور گرداند.

▪ مرحوم آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی (ره)

ایشان از اول جوانی در فکر ترویج مذهب و آیین و اخلاق بود. قلمش روان و کتاب هایش مورد پسند روز بود. در عمرش به کار کسی کاری نداشت. گمان نمی کنم در عمرش یک کلمه غیبت کرده باشد یا حرفی به خلاف زده باشد.

▪ حجت الاسلام والمسلمین استاد قرائتی

یک شخصیت روان بود. خیلی راحت تصمیم می گرفت. قلمش روان و مفید بود و عمر بابرکتی داشت. نوشتن بیش از ۱۰۰ کتاب کار ساده ای نیست. آن هم کتاب های ارزنده و مفید، انسانی مبارک بود. بنده به ایشان عشق می ورزیدم و علاقه داشتم. درگذشت ایشان خیلی غمناک بود و ما سوختیم.

● کلام آخر

حجت الاسلام والمسلمین محمدی اشتهاردی در ۲۸ آذر ۱۳۸۵ در ایام شهادت امام جواد علیه السلام دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود شتافت. پیکر مطهرش در روز شهادت امام جواد تشییع شد و در جوار مزار علمای بزرگ و شهیدان پاک انقلاب در قبرستان شیخان قم آرام گرفت.

نویسنده: سیدمصطفی موسوی