فرقه گرایی و انحرافات مذهبی در ایران سابقه دیرینه ای دارد. نگاهی به تاریخ معاصر ایران، نشان می دهد که جامعه ایران همواره از ناحیه فرقه های مذهبی مانند بابیگری، عرفان کاذب و تصوف یا صوفیگری مورد تهدید قرار گرفته است. با شکل گیری نظام جمهوری اسلامی که بر اساس آموزه های دینی استقرار یافته است این تهدید افزایش یافته و همچنان ادامه دارد. چرا که فرقه های منحرف مذهبی و سیاسی با استفاده از فرصت بوجود آمده پس از پیروزی انقلاب ابتدا با ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بخشی از جامعه ایران را مقابل هم قرار داده و نظام برای مقابله با این تهدید هزینه های زیادی پرداخته است.

طرح مسأله

جامعه دینی ایران در دوران کنونی حیات تاریخی – سیاسی خود، بیش از هر عصر و دوران دیگری در معرض چالشها و تهدیدهای سیاسی – مذهبی و امنیتی قرار دارد. در سالیان اخیر شاهد پیدایش و شکل گیری فرقه های منحرف مذهبی بودیم.

از سویی، نظام سیاسی ایران بر اساس آموزه های دینی شکل گرفته و اداره می شود و این موضوع باعث شد دشمنان با نفوذ در بین گروهها و فرقه های مذهبی و یا حتی تأسیس فرقه های منحرف مذهبی در راستای اهداف خود نظام دینی را با چالش و حتی با تهدید امنیتی – سیاسی مواجه سازند. از سوی دیگر انقلاب اسلامی که با هویت فرهنگ دینی ساختار سیاسی – امنیتی رژیم پهلوی را از بین برده و درصدد نهادینه کردن آموزه های اصیل دینی در جامعه است از طرف فرقه های منحرف مذهبی مورد تهدید قرار دارد.

بنابراین در این فصل سعی داریم با گوشه ای از چالشهای سیاسی و مذهبی از ناحیه فرقه های منحرف مذهبی فراروی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد آشنا شویم.

تعریف مفاهیم

فرقه (sect) در علوم سیاسی تعریف خاصی دارد که ذیلاً به آن اشاره می کنیم.

«این واژه هم در مورد بخشی از جامعه که از مذهب رسمی جدا شده یا به آئین گرویده باشند و توسط همگان به اسمیت شناخته نشده است به کار می رود و هم مسامحتاً در هر نوع جنبش جدایی طلب (زبانی، مذهبی، سیاسی و غیره)(۱) اطلاق می گردد بنابراین فرقه در اینجا یعنی گروهی که از آموزه های اصیل اسلامی منحرف شده و در حدود تعریف جدیدی از مذهب رسمی است.

فرقه گرایی نیز در علوم سیاسی تعریف خاص دارد که برای آشنایی بهتر بدان اشاره می شود. «این واژه به معنای قطع رابطه با افراد بیرون از یک گروه و تعصب شدید نسبت به گروه خود و در نتیجه تبدیل شدن به یک دسته جدا از مردم می باشد.»(۲) با این تعریف می توان گفت فرقه گرایی یک نوع جدایی طلبی از متن جامعه و تأسیس گروهی که اعمال و افکارشان در مقابل هنجارهای رسمی جامعه است.

انحراف (Deriance) واژه انحراف در جامعه شناسی اینگونه تعریف می شود: «انحراف هرگونه رفتاری است که با انتظارات جامعه یا یکی از گروه های مشخص درون جامعه منطبق و سازگار نباشد. انحراف دوری جستن و فرار از هنجارهاست و هنگامی رخ می دهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی کند.»(۳) بنابراین افراد یا گروه های منحرف بر اساس یک شاخص و معیار جامعه تعریف و سنجیده می شود.

تاریخچه مختصری از تصوف

تصوف و صوفی گری از بدعت های بزرگی بود که دراسلام رواج یافت. در مورد پیدایش تصوف در اسلام میان محققین و اندیشمندان، اختلافات فاحشی وجود دارد. گروهی تصوف را پدیده ای بیگانه با اسلام و به اصطلاح وارداتی می دانند و معتقدند که تصوف در جوامع و مکاتب و ادیان دیگر به وجود آمده و بعدها در جامعه اسلامی رخنه کرده است.(۴) برخی از محققین، توحید عرفان اسلامی را به عنوان اساسی ترین علت به وجود آمدن تصوف می دانند. در منابع و متون اسلامی از جمله قرآن کریم ، بسیاری از مباحث عرفانی مانند لقاءالله، رضوان الهی و دعاهای پیامبر (ص) و اولیا دین و حالات معنوی آن بزرگواران، الگوی عرفانی اسلامی به شمار می رود. و مهمتر از همه این گروه معتقدند:

ـ شرایط زندگی فقیرانه و بسیار ساده مسلمانان صدر اسلام، علل مهم پیدایش تصوف به شمار می رود.

در صدر اسلام پیروان رسول خدا (ص) با نامهای «مسلمان»، «عابد»، «صحابه» و «شیعه» شناخته می شدند اما واژه ی «صوفی» از قرن دوم هجری پدید آمد. بسیاری از بزرگان صوفیه با تحریف تاریخ سعی کردند آغاز تصوف را همان آغاز اسلام معرفی کنند و تاریخچه ای به بلندی تاریخ اسلام برایش بسازند. برخی از محققان معتقدند در زمان جنگ های اسپارت در یونان باستان، آنان که شهامت جنگ را نداشتند به گوشه نشینی پرداخته و از جنگ فرار کردند.

صوفیانی که در اسلام پدید آمدند تحت رهبانیت مسیحی و ریاضتهای غیرشرعی مرتاضان هندی بودند. اولین «خانقاه» را یک معمار مسیحی مصری برای ابوهاشم صوفی در کوفه ساخت. ابوهاشم اولین شخصی بود که به نام صوفی خوانده شد و او در قرن دوم هجری می زیست. نقل است امام صادق علیه السلام در جواب سوالی در مورد وی می فرماید: انه کان فاسد العقیده جدا و هو الذی ابتداع مذهبا یقال له التصوف و جعله مفراً العقیدته الخبیثه(۵) یعنی «همانا او جداً فاسد العقیده است و او همان کسی است که از روی بدعت مذهبی را اختراع کرد که به آن تصوف گفته می شود و آن را محلی برای عقیده خبیث خود ساخت».

سیری در تاریخ صوفیه و نگاهی به روایات اهل بیت عصمت(ع) نشان می دهد که تصوف و صوفی گری جریانی بود که برای شکستن موقعیت علمی و معنوی اهل بیت علیهم اسلام در بین امت اسلامی وجود آمد. حمایت بنی امیه و روابط آنها با سران صوفیه و یا حداقل زمینه سازان پیدایش این جریان بوده اند. چرا که معمولاً این جریان (صوفیه) و دراویش در برابر ائمه اطهار علیهم السلام موضع گیری می کردند.

در یک جمع بندی مختصر می توان گفت: صوفی گری و تصوف پایه تصوف در اندیشه و عرفان اسلام قرار دارد. اما تحت تأثیر ادیان و مذاهب دیگر از جمله آیین ریاضت، اندیشه های نوافلاطونی که بر پایه سیر و سلوک و محبت و معرفت برای رسیدن به شناخت خدا قرار دارد و آیین زرتشت که اساس رستگاری در آن رهایی از ظلمت و رسیدن به نور است و بخشی از تصوف تحت تأثیر رهبانیت دین مسیحیت قرار گرفته است.

بنابراین تصوف آمیزه ای از عقاید اسلامی، بودایی، زردشتی، برهمایی، مسیحی و … است. اصلاح تصوف از صوف به معنای پشم گرفته شده است و این بخاطر پوشیدن لباس پشمینه توسط صوفیان نخستین بود.

فرقه های تصوف در ایران

تصوف دارای فرقه های زیادی است. انتساب هر گروه از صوفیان به یک قطب یا سلسله از اقطاب سبب شده است که فرقه های صوفیه به شمار قطب و مشایخ رقم بخورد.(۶) در اینجا به برخی از فرقه های تأثیرگذار اشاره می شود:

۱) فرقه نعمت اللهیه

این فرقه منسوب به «شاه نعمت الله ولی کرمانی» است. وی از عرفا و صوفیان بزرگ قرن هشتم هجری است که به «سید» یا «شاه» ملقب است. شاه نعمت الله ولی در سال ۷۳۰ ه.ق در شهر حلب به دنیا آمد و در سال ۸۴۳ ه.ق در «ماهان» از توابع کرمان از دنیا رفت. دراویشی که در قم و تهران فعالیت دارند غالباً نعمت اللهی بوده و پیرو سلطان محمد گنابادی هستند وی ادعا کرده است که تصوف را از معصوم علیشاه رکنی فرا گرفته و او شخصیتی است هندی که از مرتاضهای بت پرست هندی تصوف را آموخته است. سلطان محمد گنابادی در سال ۱۳۲۷ توسط مرحوم آخوند خراسانی مرتد اعلام شد و مردم او را به قتل رساندند. پس از وی فرزندان ملاعلی نورعلیشاه و پس از وی فرزندش صالح علیشاه قطب درویش شد. پس از او سلطان حسین تابنده معروف به رضا علیشاه قطب آنان شد که در سال ۱۳۷۱ هـ. ش از دنیا رفت. وی در زمان رژیم پهلوی از طرفداران نظام بود به طوری که ارتشبد نصیری رئیس ساواک و اسدالله علم از مریدان وی گردیدند.

در سالهای پس از انقلاب این فرقه منحرف با افزایش فعالیت خود بخصوص در شهرهای مذهبی مانند قم درصدد جذب افراد و توسعه اندیشه های انحرافی خود بود که با برخورد مناسب مسئولین شهر، فعالیت آنان متوقف شد.

۲) فرقه «اهل حق» یا «علی اللهی»

فرقه اهل حق به دلیل اغراق و افراط در مورد حضرت علی به «علی اللهی» نیز مشهور شده اند، هر چند خود این نام را قبول ندارند. با این حال این فرقه به دلیل برخی از اعتقادات افراطی از غلات به شمار می آید و از نظر فقهای اسلامی چه شیعی و سنی، محکوم به ارتداد شده اند.

بیشتر پیروان «اهل حق» در مناطق غربی ایران و مناطق کردنشین عراق ساکن هستند و مهمترین علامت و مشخصه این فرقه، سبیلهای بلند و پرپشت است که روی لبها را کاملاً می پوشاند. اهل حق معتقدند حضرت علی(ع) سبیل خود را نمی تراشیده و از این رو تراشیدن سبیل، از نظر آنها عملی زشت و گناهی کبیره محسوب می شود.(۷)

عقاید «اهل حق» یا «علی اللهی» آمیخته ای است از عقاید اسلامی، زرتشت، یهودی، مسیحی، مانوی و هندوی و در کتاب «سرانجام» که راهنمای اعتقادی آنان است، شرح داده شده است. از جمله انحرافات این فرقه ترک واجبات شرعی است اینکه عبادات را در مرحله اول سیر و سلوک که به اصطلاح آنان مرحله شریعت است، لازم می دانند اما وقتی از مرحله شریعت گذشتند و به مرحله بعدی یعنی طریقت، معرفت و حقیقت وارد شدند، عبادتهای شرعی را لازم نمی دانند بنابراین این فرقه یک یا چند بار در هفته در محلی به نام «جمع خانه» یا «جم خانه» مراسم عبادی خود را با ذکر «یا علی» آغاز می کنند. این ذکر همراه با نواختن ضرب و طنبور و سایر آلات موسیقی اجرا می شود و سپس نوبت به رقص و سماع می رسد.

فرقه اهل حق معتقدند فرقه آنان در قرن دوم هجری پدید آمده و در قرن هفتم تجدید حیات یافته است. برخی زمان تأسیس این فرقه را قرن چهارم هجری می دانند و موسس آن را شخصی به نام «مبارک شاه» که به «شاه خواشین» مقلب بوده، معرفی می کنند.

۳) فرقه صفویه

صفویه فرقه ی است که از سهروردیه منشعب شده و پیروان این فرقه در آذربایجان و اکثراً در شهر اردبیل سکونت داشته اند.

رئیس این فرقه، شیخ صفی الدین اردبیلی است پیروان این فرقه توانستند در سال ۹۰۷ هجری به رهبری «شیخ اسماعیل صفوی» سلسله پادشاهی «صفویه» را در ایران تأسیس کنند. البته در مورد انحرافات این گروه اطلاعات دقیقی در دست نیست.

۴) فرقه حروفیه

این فرقه پیرو فضل الله نعیمی استرآبادی مشهور به «حروفی» بوده اند استرآبادی در سال ۷۴۰ ه.ق در استرآباد بدنیا آمد و در سال ۷۹۶ ه.ق به دست میدان شاه، پسر تیمور کشته شد. استرآبادی معتقد بود که همه حروف الفبا مقدس هستند و در هر حرفی، سری نهفته است. او معتقد بود که خدا از جنس نور بوده و اعضای وجودش، شبیه به حروف الفبا است.

۵) فرقه ذهبیه

فرقه درویشی ذهبیه، یکی از سلسله های معروف دراویش در ایران است این فرقه بخاطر انشعابات زیاد به «اغتشابیه» معروف است. یکی از شعبات فرقه ذهبیه، فرقه «مهدویه فتحیه گمنامیه» است. قطب این فرقه به نام «فتحعلی» مدعی ماموریت از سوی امام زمان (عج) شد. پس از وی فردی به نام سید علی تهران، معروف به «کفری» جانشین فرقه شد. پس از وفات کفری افراد متعددی جانشین وی شدند که یکی از آنان «ه م» است.(۸) سایت بازتاب در مورد وی می نویسد:

ـ «وی مدتی در تهران به خیاطی اشتغال داشته و در سال ۱۳۳۶ در بانک ملت استخدام می شود. «ه م» مسافرتهای خارج زیادی رفته که از جمله آنها که توانست در فعالیتهای وی موثر باشد، مسافرت به هندوستان است.»

این شخص با ریاکاری های زیاد خود، توانست مدیران زیادی را مجذوب خود سازد. وی شدیداً در حلقه مدیران تأثیر گذار بوده و عموم آنان را شیفته و مسحور خود ساخته است تا جایی که اقدامات تروریستی برخی از مدیران بدون هیچ گونه چشمداشتی و صرفاً برای رضایت قطب شکل گرفته است.

این فرقه با نادیده گرفتن برخی احکام شرعی مانند اکثر فرقه های به ظاهر معنوی، مسیر انحرافی خود را گذرانده و آرام آرام، پس از تحکیم پایه های قطب در فرقه و القای این نظریه که قطب بر مدیران ولایت داشته و به امام زمان (عج) متصل است به اوج انحراف نزدیک شده و در نهایت با اقدامات قتل و ترور، چهره واقعی خود را نمایان ساخت. گفته می شود که قطب فرقه و برخی از مدیران وی، به آمریکا پناهنده شده و ارتباطاتی با سرویسهای امنیت و جاسوسی این کشور برقرار گرده اند و هم اکنون پرونده آنها در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام عاملیت در قتل در حال پیگیری است.

امنیت و انحرافات مذهبی

حفاظت از روشهای محوری و حیاتی یکی از اهداف اساسی امنیت ملی در هر کشوری است و مقابله با ناامنی و انحرافات اجتماعی – دینی از جمله وظایف مهم حکومت دینی است. از سویی، انحرافات مذهبی و فرقه گرایی موجب اخلال در امنیت روانی و اجتماعی دین داران جامعه می شود چرا که فرقه گرایی مقابل انسجام اجتماعی و ملی است.

از سویی دیگر فرقه گرایی و انحرافات مذهبی در یک جامعه دین محور، به عنوان یک معضل فرهنگی و ارزشی و هم به عنوان یک حرکت تجزیه طلبانه مطرح است.

بنابراین افراد و فرقه گرا با جدا شدن از محور اصلی جامعه امنیت ملی را در معرض تهدید قرار می دهند.

فرقه گرایی مقدمه انحرافات اجتماعی

فرقه گرایی مقدمه ای بر انحرافات اجتماعی است چرا که رفتار انحراف افراد فرقه گرا تعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه در حدود تشکیل فرقه، گروه و دسته ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند. بنابراین لازم است در عرصه عمل، برای مهار و کنترل مسأله فرقه گرایی در جهت افزایش امنیت اخلاقی – دینی و کاهش ضریب آسیب پذیری در مقابل تهدیدات اجتماعی و فرهنگی از نیروی فرهنگی – دینی نخبگان جامعه نهایت بهره برداری را نمود.

انحرافات مذهبی به مفهوم رفتارهای خلاف رفتارهای پذیرفته شده جامعه دینی و خلاف اصول اساسی یک مذهب که اکثریت جامعه آن را پذیرفته و در خود نهادینه نموده اند می باشد. لذا انحرافات مذهبی و فرقه گرایی به عنوان یکی از موانع اساسی تحقق برقراری امنیت ملی، یعنی حفاظت از ارزش های بنیادی و حیاتی نظام دینی است که بر حسب شرایط اجتماعی آن، انحرافات مذهبی در جامعه دینی به عنوان تهدید، آسیب پذیری و یا هر دو تلقی می گردد، اما آنچه مسلم است انحرافات مذهبی بخصوص فرقه گرایی در جامعه دینی به عنوان سلب کننده امنیت اخلاقی و دینی و کاهش دهنده اقتدار معنوی جامعه، از یکسری عوامل اجتماعی درونی و بیرونی در عرصه های اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نظیر اختلال هنجارهای فرآیند توسعه سیاسی و اقتصادی و انقلاب اطلاعات تأثیر می پذیرد. بنابراین، فرقه گرایی در جهان معاصر با استفاده از ابزار و فن آوری اطلاعات که در حال گسترش است، در حدود مقابله با اندیشه های ناب و اصیل اسلامی می باشد.

آسیب ها و تهدیدهای فراروی نظام دینی

امروزه شاهد هیچ امری فوری تر از شناساندن چهره واقعی اسلام ناب محمدی (ص) و پیراستن آن از بدعت های بوجود آمده – به تشنگان معنویت در جهان مادی نباشد. چرا که از یک سو گروه القاعده و وهابیون با تبلیغ اسلام به جهان و از سوی دیگر افزایش فرقه های انحرافی در ایران، دین اسلام در معرض آسیب ها و تهدیدهای فراوانی قرار دارد.

دین مانند هر پدیده اجتماعی در معرض آسیب های درونزا و برونزا است و آسیب های دین نیز اشکال مختلفی مانند «تحریف، غلو و فرقه گرایی» دارد. بنابراین بر دین داران لازم است ابتدا با شناخت آسیب ها و تهدیدها برای مقابله با آن خود را به معرفت واقعی دینی مهیا نمایند.

از منظر تاریخی، آسیب های دین و دین داری عمری همسنگ تاریخ انسان دارد. باید توجه داشت که آسیب شناسی این در واقع شناخت بیماریهایی است که از طرز تلقی انسان دیندار یا غیر دیندار نسبت به این پدیدارتر می شود.(۹) دین در ذات خود قدسی است و از آلودگی به دور است بنابراین آسیب شناسی دینی به برداشت های دینداران از دین می پردازد. چرا که برخی از دینداران با برداشت غلط از دین در حدود بهره برداری از دین هستند که در اینجا برخی از آنان دین را از مسیر اصلی خودش منحرف نموده اند.

شهید مطهری معتقدند که: «طرز تفکر مسلمین در عصر حاضر درباره اسلام آسیب دیده است… ما اگر بخواهیم این طرز تفکر را بررسی کنیم باید مثل طبیبی که بیمار را بررسی می کند، بررسی کنیم».(۱۰) به نظر می رسد برای درک و شناخت این بیماری باید به تاریخ گذشته خود رجوع نمایم تا شاید بتوانیم جلوی رشد فرقه گرایی را گرفته و قدمی بسوی انسجام اسلامی برداریم. بنابراین لازم است با مسیری در پیدایش برخی از فرقه های انحرافی موضوع را تعیین نمایم. برای نمونه می توانیم به پیدایش فرقه تصوف و عرفان کاذب در ایران اشاره ای داشته باشیم.

تصوف و عرفان کاذب

تصوف نوعی ایدئولوژی است که از قرن دوم هجری در میان مسلمانان شکل گرفته و هنوز در حال گسترش است. عوامل پیدایش تصوف در اسلام عبارت است از افکار و مذاهب هندی و بودایی، دنیاپرستی و آشوب های سیاسی، تماس و ارتباط مسلمین با رهبانیان مسیحی، انتشار فلسفه یونانی و خوی افلاطونی و تفسیر به رأی از تعلیمات دینی بخصوص تفسیر و تأویل آیات و روایات توسط برخی از افراد کم مایه و جاهل. با گسترش قلمرو حکومت اسلامی، مسلمانان با فرهنگها و فلسفه های گوناگونی روبرو شدند و در اثر گذشت زمان وپیش آمدن مسایل جدید و مستحدثه شد. بر دایره سوالات افزوده شده و در این هنگام قطب فکری نبوده که مسئولیت جداسازی مطالب وارده را به عهده گیرد و سره از ناسره جدا سازد؛ از این رو مسلمانان ناخودآگاه جذب این افکار شدند و برای مشروعیت افکارشان دست به تأویل آیات و روایات زدند. آنان برای توجیه اعمال خود آیات متشابه را با تفسیر به رأی به پیروان خود تبلیغ کردند، در صورتی که باطل است به عبارت دیگر دین دو بعد دارد: شریعت که ظاهر و پوسته دین است و طریقت که پایه و حقیقت دین است.

بنابراین تصوف ایدئولوژی است که هم دارای تئوری و هم دارای برنامه عملی برای پیرامون خود است. از سویی تصوف با تفسیر خاص زندگی و چگونگی تعامل دین و دین ادعا می کند که با روش کشف و شهود پیروان خود را به کمال می رساند. البته فرقه های صوفیه آن قدر متنوع اند که به راحتی نمی توان پیرامون آنها سخن گفت و حکم داوری در مورد آنها صادر نمود.

تصوف و عرفان در آغاز راه به عنوان یک غله مشترک مطرح گردید و آثار صوفیه و عرفانی آنها هم یکسان بود، اما به مرور زمان، برخی از عرفا با توجه به نصوص دینی به بعد معنویت اسلام اصیل پی برند و جریان تصوف، به ویژه در شش سده اخیر، متمایز گشت. بنابراین عارفانی مانند سید علی قاضی طباطبایی، ملاحسینقلی همدانی، سید احمد کربلایی سید علی شوشتری و ملامحمدعلی جولای دزفولی را نباید با اقطاب صوفیه یکی پنداشت. طبق گفته جامی در نضحات الانس، تصوف و صوف گری از قرن دوم هجری در میان مسلمین ظاهر گشت. بزرگترین مظهر روح تصوف در این دوره، تحقیر دین، فرار از تمتعات و تمام شئون مربوط به زندگی مادی و دنیوی و ریاضت کشی و تحمل شکنجه ها می باشد.

به همین جهت، صوفیان در برابر ائمه اطهار علیهم السلام ایستادند و بر بینش و سیره زندگی آنها معترض شدند. (۱۰)

تصوف و عرفان در ایران

تصوف و عرفان در ایران از قرن دوم و سوم هجری شکل گرفت. در این دو قرن جامعه ایرانی تحولات زیادی را پشت سر گذاشت و جنبش های عرفانی یکی از پس دیگری به وجود آمدند مثل جنبش سیاه جامگان و جنبش بابک خرم دین، حکومت های زیادی هم در این قرون به وجود می آید. دولتهای صفاریان، ساسانیان، آل زیاد، آل بویه و آل دیلمیان، مجموعه این شرایط باعث شد که از نظر اجتماعی مردم خسته شدند و همین خستگی زمینه ساز این شد که به سوی گوشه گیری و انزوا گرایش پیدا کنند از سوی دیگر زمینه فکری است که منجر به پیدایش تصوف وعرفان شده است از جمله تعالیم اسلام که در برخی از احادیث و آیات قرآن مستندات زیادی در مورد عرفان وجود دارد ولی در پیدایش عرفان ایرانی باید از سخت گیری های خلفای اموی و شرایط اجتماعی سخت غافل نشده چرا که شرایط سخت حکومت اسلامی که در جامعه ایرانی حاکم بود در گسترش عرفان ایرانی موثر بود و گروهی تصوف و گوشه نشین را انتخاب نموده اند.

آنچه مهم است استفاده ابزاری از این فرقه ها علیه مذهب رسمی در طول تاریخ معاصر ایران است برای نمونه انگلیس برای اجرای طرحهای استعماری خود، شخصی را به نام صوفی اسلام از افغانستان به عنوان امام زمان علم کرد و او را با لباس زهد و صورت آراسته سوار بر هودجی نمود که سیصد و شصت نفر فدایی اطراف او را احاطه کرده و با پنجاه شمشیر زن و مرید به طرف خراسان حرکت کرد و در مسیر او خونها ریخته شد و خراجی ها به بار آمد و سرانجام ارتش ایران با کشتن صوفی اسلام و تمام فدائیانش و تار و مار کردن سربازانش آتش فتنه را خاموش کرد. (۱۲) البته در اینجا فرصت این نیست که از فرقه سازی استعمارگران بیش از این ذکر شود لذا با مراجعه به تاریخ معاصر ایران می توان نمونه های زیادی از آن مشاهده نمود.

تصوف و اسلام گزینشی

مشکل اساسی فرقه تصوف در طول تاریخ، برخورد گزینشی با اسلام و احکام نورانی و جامع آن است. برخی از صوفیان معتقدند شریعت راه را نشان می دهد اگر انسان به مقصد رسید نیازی به شریعت ندارد. شیخ لاهیجی می گوید: «چون بنده را دل پاکیزه گردد و به نهایت دوستی و محبت پروردگار رسد و ایمان به غیب در دل او استوار باشد در چنین حال، تکلیف از وی برداشته شود و هرچند گناهان بزرگ مرتکب گردد خداوند او را به دوزخ نبرد».

در حالی که بنا بر نص قرآن و سنت، انسانها باید تا هنگام مرگ، احکام الهی را همراهی کنند و به همین دلیل امام علی علیه السلام در محراب عبادت، مضروب گردید و امام حسین علیه السلام ظهر عاشورا، نماز به جای آورد و هیچ یک از پیشوایان دین اسلام در اجرای احکام الهی کوتاهی نکردند.

تصوف و بدعت در اسلام

فرقه صوفیان همانند سایر فرقه های منحرف چون بهائیت و بابیت، با استفاده ابزاری از سلام بدعت های زیادی در دین اسلام ایجاد کرده است. صوفیان، احکامی در خانقاه (مکان تجمع و عبادت آنان) جاری می کنند که جملگی بدعت اند، مثلاً پیوند وثیقی میان ولایت و تصوف برقراری سازد و ولایت را در اقطاب خود ساری و جاری می دانند و آن را جانشین ولایت ائمه اطهار علیهم السلام قرار می دهند. اگر ولایت – به زعم صوفیان قیام عبداست به حق در مقام فنا از نفس خود، پس لازمه بریدن از نفس و اتصال به حق تابعیت از اهل بیت علیهم السلام در تمام زمینه ها است، و یکی از دستورات ائمه اطهار علیهم السلام، اطاعت از فقهای جامعه الشرایط و مجتهدان فقه تشیع است؛ در حالی که ، فرقه های صوفیه به شدت مخالف مرجعیت شیعه بوده است و در دین شناسی از فقهای و نائبان عام امام عصر (عج) بهره نمی گیرند. همچنین گرایش سکولاریستی و توصیه به جدایی دین از سیاست و مسایل اجتماعی و انتساب دین گزینش گر به اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و نیز تمایز قائل شدن بین شریعت و طریقت و انتساب آن به دین سالام بدون هیچ مدرک و مستندی بدعت دیگر صوفیان است که در خانقاه آن را ترویج می نمایند. البته حقایق دین اسلام به ظاهر و باطن و مقدمه و ذی المقدمه قابل تقسیم اند اما شریعت و طریقت با تفسیری که صوفیان ارائه می دهند انحراف در دین است.

شریعت در نزد صوفیان، احکام شرعی و طریقت، تعلیمات سالک در خانقاه زیر نظر مرشد است تا او را به حقیقت برساند. شریعت به منزله پوست و طریقت به منزله مغز تلقی شده است. صوفیان معتقدند که وقتی حقایق آشکار شد، شرایع باطل می شود.

به تعبیر نویسنده شرح گلشن راز: «غرض از شرایع و اعمال و عبادات ظاهر و باطنه، قرب و وصول به حق است و سالک چون به متابعت اولامر و نواحی به نهایت و کمال وصول می رسد و در وحدت، محو و مستغرق شده و از آن استغراق و بی خودی مطلق، بار دیگر به ساحل و مرتبه عقل باز نیامده و چون مسلوب العقل گشته به اتفاق اولیاء تکالیف شرعیه و عبادات از این طایفه ساقط است»(۱۳) در حالی که این ادعا، مخالف آموزه های دین و معارض با فتوای همه علمای اسلام و فاقد مبنای شرعی و عقل است چرا که عاقل مجاز نیست دست به اقداماتی بزند که مجوز آن از سوی ائمه اطهار و بزرگان دین صادر نشده است پس چگونه این فرقه دست به اعمالی می زند که مخالف نظر بزرگان دین الهی است؟

تصوف و گسترش اباحه گری

مشکل فرقه صوفیه با شکل گیری و تبلیغ جدایی دین از سیاست و مهمتر از همه تبلیغ مسأله تساهل و تسامح و اباحه گری است. مراسم سما و آواز و غنا و آسیب های اخلاقی و حتی انحرافات جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز از اندیشه های انحرافی این فرقه است و اصولاً برخی از پیروان این گروه بخاطر وجود مسایل مذکور به این فرقه گرایش پیدا کردند. نیروهای امنیتی در سالهای اخیر با دست یابی به اسناد این فرقه متوجه انحرافات جنسی آنان شده اند انحراف و آلودگی اخلاقی دراویش در خانقاه ها سابقه دیرینه دارد. مولوی در این مورد می گوید:

من ندیدم یک زمان در وی امان

خــــانقاهی کو بود بهره مکان

تصوف و ادعای کشف شهود

از جمله انحرافات و بدعت بزرگ این فرقه کشف و شهودی شیطانی است. البته بر اهل فن پوشیده نیست که کشف و شهود و اشراق بر دو نوع است: گاهی هم چون رویاهای صادقانه، قابل اعتماد است، اما در بسیاری از موقع در اثر عواملی، شهود کاذب و شیطانی محقق می شود. لذا نمی توان بر مکاشفات صوفیان که یک فرقه انحرافی است مهر تأیید نهاد چرا که آنان با انجام اعمالی از مسیر اصیل اسلام دور شده اند و بخش اعمال مسلمانان باید بر اساس سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام و قرآن کریم باشد که آنان با فرقه سازی و ایجاد تفرقه در دین اسلام راه شیطان را می پیمایند پس چگونه کشف و شهود دارند.

تصوف به معنای پوشیدن لباس پشمین است و در اصطلاح پاک کردن دل از آلودگی های نفسانی و آراستگی به پاکی های باطنی است برای تصوف واقعی تعاریف زیادی ارائه شد، که ابن عربی آن را به «وقوف به آداب شریعت، ظاهراً و باطناً» معنی کرده است که «آن عبارت از تخلق به اخلاق است»(۱۴) اما تصوف انحرافی در کشور ما در مقابل این تعریف خود را چگونه معرفی می کند البته در عمل می توان دید که این فرقه های انحرافی چگونه در مقابل تصوف واقعی خود را نشان می دهند.

سیر و سلوک و رسیدن به حقیقت راه سخت و دشواری است که هر کس با تأسیس فرقه و گروهی نمی تواند بدان دست یابد چرا که رسیدن به عرفان واقعی نیاز به تمرین و ریاضت مستمر و دائمی دارد.

اما ادای تصوف در آوردن بسیار آسان است و متأسفانه اکثر فرقه های صوفیانه و درویش امروزی، جز حیله گری و تزویر و تقلید بیش نیست که نه عارفان حقیقی آن را برمی تابند و نه عقل بر آن صحه می گذارد و نه نقل آن تأیید می کند و بطور کلی، از نظر اسلام مردود هستند.

عرفان تحت «تأثیر مواد مخدر»(۱۴) رقص های صوفیانه و گوش دادن به موسیقی و سماع (رقص) جز فرقه گرایی و جذب مریدان برای مقاصد سیاسی و کسب شهرت چیزی نیست.

امروزه فرقه سازی و تشکیل گروههای منحرف دست مایه دشمنان اسلام و ایران شده است در اینجا به نمونه ای دیگری اشاره می کنیم.

امروزه دشمنان نظام دینی با ناامید شدن از حربه های نظامی جهت مقابله با ایران اسلامی با نفوذ در برخی هیأتهای مذهبی و گسترش اندیشه های انحرافی – که احتمالاً با برنامه ریزی قبلی انجام می شود درصددند ضمن ناکارآمد نشان دادن نظام دینی مردم را از اندیشه های اصیل اسلامی دور کرده و بخشی از نیروهای فعال جامعه را جذب گروههای تجزیه طلب مذهبی نمایند.

«مایکل برانت» نویسنده کتاب «نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا» در مصاحبه ای می گوید: «ما بعد از مدتها تحقیقات متوجه شدیم که شیعیان بیشتر از هر مذهب و فرقه ای فعال و پویا هستند و به این نتیجه رسیدیم که نمی شود مستقیم با شیعیان درافتاد.

به خاطر همین، چهل میلیون دلار برای این کار در نظر گرفتیم. در برنامه ریزیها و جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که باید فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی که شیعیان هر ساله در مراسمی این فرهنگها را زنده نگه می دارند از بین ببریم. باید با حمایت مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسایل انحرافی در آنها به وجود آوردیم به گونه ای که شیعیان یک گروه جاهل و خرافاتی به نظر بیاید.(۱۵)

با مشاهده این متن انسان نیازی به تحقیق و بررسی دیگری نیاز ندارد چرا که کافی است به مراسم عزاداری برخی از هیأت های مذهبی بخصوص در ایام محرم توجه کنیم که چگونه با بدعت های خطرناک و غلو در مورد ائمه اطهار علیهم السلام و یا مداحی که بوی کفر از آن به مشام می رسد در راستای اهداف دشمنان نظام گام برمی دارند.

برای نمونه به اشعار واژه من حسین الهی ام توجه فرمایید. «هست از هر مذهبی آگاهی ام اله اله: من حسین الهی ام» این گروه دانسته یا نداسته الفاظی همچون «من حسین الهی ام» و … را در مدح های خود به کار بردند به طوری که موجی از نگرانی را در بین اکثر متدین جامعه و بخصوص مراجع عظام ایجاد کردند. البته واضح است که نمی توانیم اینگونه مداحی را یک فرقه بنامیم اما دشمنان از همین افراد و مداحان بهترین سوژه را برای تخریب چهره اسلام می سازند.

بنابراین بر مسئولان و آحاد دینداران لازم است ضمن دوری از اینگونه افراد و فرقه های انحرافی خطر آنان را برای جامعه دینی به مردم جامعه گوشزد نمایند.

چرا که امروز در قالب مداحی یا یک هیأت مذهبی افراد درصدد تخریب چهره مذهب پاک شیعه هستند فردا کار به جایی خواهد رسید که در مقابل نظام قرار گیرند کما اینکه نمونه آن را در سال گذشته در قم و چند شهر دیگر داشته ایم. خطر انحرافات مذهبی و تحریف مذهب بخصوص تحریفات عاشورا را شهید مطهری چهار دهه پیش بیان کرده اند اما امروزه چقدر ما احساس خطر می کنیم؟!

نتیجه بحث

فرقه گرایی و تصوف در ایران امروز ریشه در گذشته این سرزمین دارد و دشمنان ملت ایران با بهره برداری از این جریان انحرافی در حدود مقابله با جامعه دینی برآمده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی بخصوص در اوایل انقلاب برخی از گروههای سیاسی – مذهبی نیز با بهره گیری از این فرقه ها درصدد تجزیه خاک پاک ایران اسلامی برآمدند.

از سوی دیگر امروزه نیز برخی از هیأت های مذهبی با بهره گیری از فضای معنوی انقلاب اسلامی و استفاده از امکانات مالی جامعه دینی با مداحی کفرآمیز خود در راستای اهداف دشمنان نام گام برمی دارند بنابراین لازم است ضمن آسیب شناسی این گروهها و هیأت مذهبی خطراتی که از ناحیه این گروه را نظام دینی را تهدید می کند جلوگیری به عمل آوریم.

به نظر می رسد برخورد برخی از مراجع و علمای بزرگ در مورد خطر و انحراف گروههای مذهبی در چند سال اخیر مفید بوده اما لازم است تمام مراجع بزرگوار و علمای اسلام مانند شهید مطهری خطر انحرافات مذهبی را به گوش آحاد ملت ایران برسانند.

فرقه گرایی و امنیت ملی

فرقه گرایی تهدید بر امنیت ملی است. فرقه های تصوف در ایران بخاطر القای اندیشه جدایی «دین از سیاست» و گسترش اندیشه های اغراق خود بخصوص دشمنی آنان با ولایت و حکومت اسلامی امنیت ملی را با تهدید مطرح کرده اند.

شاید مهمترین مسأله در تقابل تشیع و تصوف را بتوان در مسأله ولایت دید. چرا که فرقه های صوفیه با تعریفی که از ولایت ارائه می دهند با اعتقادات شیعیان و حتی آیات و روایات اسلام در تعارض است بنابراین این فرقه برای مقابله با ولایت امروزه با جذب افراد سعی دارد با رکن اصلی انقلاب یعنی ولایت و رهبری نظام مقابله نماید. برای نمونه می توان به گروه منحرف فرقه گنابادی اشاره نمود که در سالهای اخیر در شهر مقدس قم – که به عنوان پایگاه معنوی نظام مطرح است با ایجاد فتنه و جذب افراد ساده لوح درصدد مقابله با مرجعیت و ارزشهای دینی برآمدند که با هوشیاری مردم و مسئولین نظام و بخصوص با هشدار علمی قم این فتنه دفع شد.

در طول تاریخ دشمنان دین با حربه های گوناگونی درصدد مقابله با دین و ارزشهای اصیل دینی برآمدند که مهمترین ابزار آنان استفاده ابزاری از دین علیه دین بوده است. زمانی انگلستان این پیر استعمار با استفاده از بابی گری و زمانی با انجمن حجتیه و امروز با ایجاد گروههای عرفانی و تصوف درصدد مقابله با نظام دینی هستند. چرا که انقلاب اسلامی با شعار دین به پیروزی رسیده و ایجاد حکومت دینی بزرگترین مانع برای دستیابی اهداف دشمن این سرزمین محسوب می گردد.

نویسنده: خلیل - آقاخانی

پی‌نوشت‌ها:

۱ - علی آقابخشی مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، ۱۳۸۳، ص ۶۱۱.

۲ - حسن علیزاده، فرهنگ خاص علوم سیاسی، تهران، انتشارات روزنه چاپ دوم، ۱۳۸۱، ص ۲۵۹.

۳ - بروش کوئن، مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاصل، تهران، انتشارات سمت چاپ دهم، ۱۳۷۸، ص ۲۱۵.

۴ - شناخت مذاهب اسلامی – جلد دوم، قم، سازمان حوزه‌های مدارس علمیه خارج از کشور، واحد تدوین کتب درسی، ۱۳۷۹، ص ۱۸۵.

۵ - حدیقه الشیعه اثنی عشریه، ص ۵۶۴.

۶ - شناخت مذاهب اسلامی، همان، ص ۲۱۵.

۷ - همان منبع، ص ۲۲۳.

۸ - سایت بازتاب ۲۵/۰۵/۲۰۰۲/ WWW.baztab.com

۹ - استاد شهید آیت‌ا… مطهری، آسیب‌شناسی دینی، تهران نشر هماهنگ چاپ دوم، ۱۳۷۸، ص ۴.

۱۰ - مطهری، همان ، ص ۳۶۸.

۱۱ - عبدالرحمن جامی، نفحات الانس، تصحیح: محمود عبادی، انتشارات اطلاعات، تهران ۱۳۷۰، ص ۸۵ و قاسم غنی، تاریخ تصوف در اسلام، انتشارات نروار، ج ۲، تهران، ۱۳۸۳، ص ۳۵.

۱۲ - سید تقی واحدی صالح علیشان، از کوی صوفیان تا حضور عرفان، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۲۲۸.

۱۳ - لاهیجی، شرح گلشن راز، ص ۳۵۰.

۱۴ - سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج ۲، تهران، ۱۳۶۳، چاپ اول، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ص ۷۷.

۱۵ - سید حسن نصر، معرفت و معنویت، ترجمه انشاءا… رحمتی، ده تهران انتشارات دفتر پژوهش و نشر سهروردی ، ۱۳۸۰، ص ۳۱۳.

۱۶ - سایت بازتاب ۲۶/۵/۲۰۰۷/ http://www.baztaab.ir/