حج میراث انبیای الهی و یادگار ابراهیم خلیل الله است که دل های موحدان را یکدل می کند و رایحه صفا و عطر دل انگیز معنویت را در عمق جان عاشقان حرم دوست می پروراند. حج از ارکان دین الهی است که اسلام بر پایه آن بنیان نهاده شده(۱) و تبلور کامل اسلام در لباس جامع معنویت و سیاست، و نمایشگر احکام و هدایتگاه قلوب عالمیان است.

حج، کنگره ای عظیم از گردهم آیی شمار بسیاری از مسلمانان و پیروان قرآن کریم است که از نواحی مختلف دنیا به سرزمین مکه در موسم حج روی می آورند تا در کنار خانه خدا با جسم و جان و تمام وجود به ندای پروردگار خود لبیک بگویند:

«به یاد آور هنگامی که مکان کعبه را برای ابراهیم خلیل(ع) معین کردیم تا مرجع عبادت پرستندگان را فراهم کند و به او گفتیم که: خانه مرا برای طواف کنندگان و نمازگزاران و راکعان و ساجدان پاکیزه نگه دار و در بین مردم دعوت حج را اعلان کن تا از هر سو و به هر وضع و با هر وسیله ممکن از پیاده و سواره و از دور و نزدیک به ندای تو پاسخ دهند و به منظور انجام و زیارت کعبه گرد آیند.»(حج۲۷.)

حج نمایشگر معارف اسلامی است که دارای ظرفیت های بسیاری در تعیین خط مشی حیات انسانی و پاسخ به نیازهای آدمی و وسیله جامعه سازی و دربرگیرنده منافع اسلام و مسلمین است و زائران کشورهای اسلامی در این کنگره، از آن منافع بهره مند می شوند. امام خمینی(ره) احیاگر حج ابراهیمی می فرمود:

«حج کانون معارف الهی است که از آن محتوای سیاست اسلام را در تمامی زوایای زندگی باید جستجو نمود.»(۲)

در نوشتار حاضر گوشه هایی از ظرفیت های سیاسی اجتماعی این کنگره عظیم با توجه به آیات قرآن بیان شده است که آن را با هم از نظر می گذرانیم.

پیوند دین و سیاست

از ابعاد مهم حیات آدمی بعد سیاست و اجتماع است. دست یابی به بهترین شیوه زندگی در راه رسیدن به آرمان های عالی و دیرینه بشر و نیل به کمال مطلوب در زیر سایه عدل و قسط با رعایت اصول انسان دوستی و حق مداری از مهم ترین دغدغه ها و تلاش های آدمی در میدان اندیشه و عمل بوده است. این هدف و آرمان در ظل دست یابی به مدینه فاضله که زمینه ساز تحقق آن آرمان ها و وصول به کمال می باشد در اندیشه متفکران و مصلحان جهان نمودار گشته است که سیاست را به عنوان ابزاری لازم در خدمت همه جانبه این برنامه دانسته اند.

از ویژگی های دنیای معاصر و انسان متجدد، ظهور سکولاریسم یا فرهنگ دنیوی است. این مسئله مهم رابطه انسان با سکولاریسم و عصری سازی دین به طور گسترده ای میان متفکران مسلمان مطرح شده است و مواضع دوگانه ای نسبت به آن اتخاذ نموده اند؛ گروهی پروژه سکولاریزه کردن اسلام را مطرح کرده و همه امور دینی و مذهبی را از صحنه جامعه و از متن عمومی انسان رانده و آن را یک امر شخصی قلمداد می کنند.

درحالی که با مطالعه قرآن کریم می توان به پیوند ذاتی میان اسلام به عنوان یک برنامه جامع برای تنظیم زندگی انسان و میان دغدغه های دنیوی بشر و تلاش برای دستیابی به شیوه مطلوب زندگی پی برد. اگر جوهر وحقیقت سیاست، هنر زیستن وکار کردن با دیگران است، در این صورت ارکان خمسه اسلامی (نماز، روزه، زکات، حج، ولایت) مناسب با اعتلای روحیه همکاری و فعالیت گروهی انسان ها است و آموزه های اسلام در پی زندگی سعادتمند مادی و معنوی انسان شکل گرفته است. و اگر جان و جوهر سیاست، تلاش در پی کسب قدرت باشد، باز هم به سختی می توان جهان بینی سیاسی تر از اسلام پیدا کرد؛ اسلام که همواره طبیعت انسانی را با نیازهای جسمی و روحی اش می شناسد، هرگز به صرف شرح و بیان آرمان هایش راضی نیست بلکه مدام درصدد فراهم ساختن وسایلی برای جامه عمل پوشاندن به آنهاست و قدرت یک وسیله اساسی برای رسیدن به اهداف والای دین است.(۳)

حج نمونه ای از آموزه های اسلامی است که برخلاف مدعای سکولاریسم پیوند میان دین و اجتماع، معنویت و سیاست بوده و ناظر به ابعاد مختلف حیات آدمی است. مراسم عبادی سیاسی حج که رکن مهمی از ارکان اسلامی است، از تار و پود معنویت و سیاست بافته شده است که قابل تفکیک از هم نیستند مگر آنکه حج را از مفهوم و حقیقت آن تهی نماییم.

حج نمونه یک زندگی پویای جمعی و پرتحرک در ابعاد مختلف برای یافتن هنر استفاده از امکانات در یک نظم زمانمند با هدف رشد و تعالی فرد و جامعه است. با ظرفیت های سیاسی اجتماعی حج می توان برنامه زندگی بهتر را بر محور توحید و نفی طاغوت و صلح جهانی پی ریزی کرد و بر سر این سفره گسترده، مسلمین را متحد و منسجم نمود. آیات حج در قرآن به جنبه های سیاسی اجتماعی آن توجه فراوانی دارد.

از دیدگاه قرآن، کنگره جهانی حج، در برگیرنده منافع مسلمین است و زائران کشورهای اسلامی در این کنگره، از آن منافع بهره مند می شوند: «در میان مردم آهنگ حج را صلا ده تا پیاده یا سواره، بر شتران لاغر (رهوار) از سرزمین های دور به سوی تو آیند و شاهد منافع خود باشند و در روزهای معین خدا را یاد کنند که آنان را از گوشت حیوانات روزی داده است. پس بخورید از آنها و به مستمندان نیازمند بخورانید.»(حج.۲۸)

ابن عباس در تفسیر این آیه می گوید: «منافع یاد شده در آیه، عبارت است از منافع دنیا و آخرت. منافع آخرت خشنودی خداوند است و منافع دنیا آن چیزی است که مردم از گوشت قربانی و تجارت به دست می آورند.»(۴)

در این آیه، جمله «لیشهدوا منافع لهم» اطلاق دارد و منافع دنیوی و اخروی را شامل می شود و لذا حج، جامع منافع فردی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی است.

امام علی بن موسی الرضا(ع) در توضیح منافع فرمود: «منافع و آثار حج تمام اهل زمین از شرق و غرب و در دریا و خشکی را فرا می گیرد؛ چه آنها که حج به جا می آورند و چه آنها که به جا نمی آورند.»(۵) حضرت امام (ره) در تفسیر جمله «لیشهدوا منافع لهم» فرمود:

«چه نفعی بالاتر از آنکه دست جباران جهان و ستمگران عالم از سلطه بر کشورهای مظلوم کوتاه شود و مخازن عظیم کشورها برای مردم خود آن کشور باشد... حج برای این است که مشکلات یک سال مسلمین را بررسی کنند و درصدد رفع مشکلات برآیند.»(۶)

بنابراین حج وسیله قیام و حرکت مردم در تمام ابعاد حیاتی اعم از فردی و اجتماعی، و معنوی و سیاسی است که: «خداوند کعبه و بیت الحرام را وسیله استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده است.»(مائده.۹۷) تا این «پرچم مقدس» و مراسم شکوهمند آن برپاست آئین اسلام نیز برجاست. امام ششم علیه السلام فرمود: «لایزال الدین قائما ما قامت الکعبه ؛(۷) پیوسته دین پابرجاست تا زمانی که کعبه برقرار است.» حضرت زهرا(س) فرمود: «جعل الله الحج تشییدا للدین؛(۸) خداوند، حج را مایه استحکام و تقویت پایه های دین قرار داد.»

تشکیل امت واحد

زندگی جمعی به معنای صرفا دور هم بودن نیست بلکه زندگی انسان زمانی ماهیت اجتماعی به خود می گیرد که نوعی ایده، خلق و خوی و اندیشه بر عموم مردم حکومت کند تا به آنها وحدت و یگانگی بخشد.(۹) بنابراین امت واحده را می توان جامعه ای هماهنگ، با هدف واحد به سوی کمال و سعادت تعریف کرد. این ظرفیت مهم سیاسی اجتماعی که نیاز آدمی برای نیل به سعادت است در حج نهفته شده است. حج، صرفا عبارت از مجموعه ای از «مسلمانان» نیست، بلکه از یک مجموعه فراتر رفته، به یک حالت عمومی، اجتماعی و تاریخی می رسد که در زمینه ها و صحنه های مختلف عقیدتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی عرض اندام می کند. در حج همه جامه احرام پوشیده و به سوی دوست بر گرد محور کعبه پروانه وار در حرکت اند. امت اسلامی یکدست، یک رنگ، با یک شعار، همرزم و هم عزم، بی هیچ تشخص و بی هیچ نشانه ای که فردیت را نشان دهد در یک صف، لبیک گویان به دعوت معبود خویش در صحنه اند. در گردهمایی بزرگ حج همه از خود رها و هر کس همچو ابراهیم یک امت می شود.

آیات حج، عموم مردم را مخاطب خود قرار داده است و نه خصوص مؤمنان. بنابراین عمومیت آیات، حج را به عنوان امری جهانی معرفی کرده است.(۱۰) حج می تواند نمونه یک جامعه ایده آل با هماهنگی و وحدت و رعایت حقوق یکدیگر و حاکمیت عدالت، به سوی پیشرفت و زندگی سعادتمندانه انسان باشد. در حدیث آمده است: «خداوند مردم را آفرید و... آنچه از دستورهای دینی و مصلحت های دنیوی آنان بود مقرر داشت. پس حج را تشریع کرد تا مردم از شرق و غرب گرد هم آیند و با یکدیگر آشنا شوند.» سپس در پایان حدیث می فرماید: «اگر هر قوم و ملتی در حج، تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلی که در آن است بیندیشند، همگی نابود می گردند و کشورهایشان ویران می شود. منافع آنها ساقط و اخبار واقعی در پشت پرده قرار می گیرد.»(۱۱)

نمونه صلح جهانی و همزیستی مسالمت آمیز

اسلام دینی فراملی و دارای جنبه های بسیار گسترده بین المللی است و فرای تفاوت های نژاد، زبان و وطن در جهت وحدت و برابری موحدان عالم تاکید نموده است.(۱۲) همگرایی میان انسان ها از دیدگاه قرآن از اهمیت فراوانی برخوردار است و برای تحقق این همگرایی، این مؤلفه ها را پیشنهاد می دهد: اخوت، مودت، الفت، رحمت در قبال همدیگر، رأفت، عفو، فضل، صفح، اصلاح، تعارف، احترام به سایر ادیان و پیامبران الهی و رد انحصارطلبی گروهی خاص در مورد خداوند.

اخوت نوع بشر که قرآن به آن توصیه کرده(۱۳) در واقع جنبه ای بین المللی دارد. نهاد حج یا زیارت مکه که مهد توحید است از همان آغاز اسلام نقش مهمی در پروراندن این اخوت و ایجاد روابط بیشتر انسان ها، ایفا کرده است. در اجتماع جهانی حج، همه در مقابل خدای واحد قهار مساوی اند؛ شاه و رعیت، و سفید و سیاه با لباس یک رنگ، شانه به شانه هم، به انجام این مناسک مشغول اند و می توان مصالح همه انسان ها و همه کشورها را مدنظر قرار داد تا منافع صلح طلبانه آن فراگیر شود.

آیات قرآن و روایات تأکید بر این دارند که در حج، مردم نباید با تنگ نظری و محدودنگری، تنها به مصالح و منافع و منطقه جغرافیایی خاص خود بیندیشند که این نوع تفکر با فلسفه و بینش جهان شمول و انسان دوستی اسلام در تضاد است و جهان را به ویرانی دچار و سرنوشت انسان ها را تباه می سازد.

حج رعایت کرامت و حقوق انسان را به «حاجی» می آموزد و این الگویی برای زندگی رحمت مدارانه و صلح طلبانه و امنیت کامل او می تواند باشد. حج گزار در پی مساوات با مردم است و خود را نسبت به دیگری برتر نمی بیند و اقوامش را بر دیگران مقدم نمی شمارد و افراد و ملت ها را یکسان و برابر می بیند.

پیامبر ختمی مرتبت(ص) در خطبه حجه الوداع که میثاق نامه حج و قطعنامه تاریخی برای تمام حج گزاران است به بیان اصول اساسی و حقوق الهی و طبیعی مردم اشاره می کند(۴۱) که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

۱) اصل مساوات

۲) امنیت جان و مال مردم

۳) پالایش سنت های ضدانسانی

۴) رعایت حقوق زنان

۵) رعایت حقوق کارگزاران و زیردستان

۶) اصل برادری

۷) مساوی بودن همه در برابر قانون

۸) برخورد ناصحانه با زمامداران

۹) اتحاد همه جانبه مؤمنان. بنابراین حج نویدبخش جامعه جهانی بر پایه صلح و امنیت اجتماعی و سیاسی برگرد توحید است.

نمایشگر حکومت اسلامی

یکی از پاکیزه ترین میوه های شجره طیبه حج، حکومت اسلامی است. اگر هدف حکومت اسلامی تکمیل نفوس و برقراری عدالت و نظم و بر سر جای خود نشاندن جباران و گردنکشان باشد حج نمونه ای از این هدف والاست. و از سوی دیگر در بقا و تکرر حج، حکومت اسلامی تاثیرگذار است.(۵۱)

حضرت ابراهیم و اسماعیل هنگامی که ستون های کعبه را بالا می برند در دعایی می خوانند: «پروردگارا! از میان فرزندان ما رسولی را برانگیزان که آیات تلاوت کند و به تعلیم و تزکیه مردم همت بگمارد.»(بقره۱۲۹.) جمعیت گسترده، نیازمند نظم و راهنمایی است و مردم باید در برابر قانون واحد، خاضع باشند. بنابراین باید بر هر اجتماعی پیشوایی واحد باشد که از فرمان او اطاعت کنند و چون مردم در حج از اقصی نقاط عالم جمع می شوند نیاز به کسی است که امور آنها را سامان دهد. به همین علت منصب امارات حج و امیر حج از زمان رسول اکرم(ص) مرسوم بوده است. «امارت حج» از منصب هایی است که ارتباط مستقیم با حکومت اسلامی دارد. نصب امیرالحاج از شؤون حکومت و از اختیارات و وظایف حاکم اسلامی است و کسی نمی تواند بدون اذن حاکم، این منصب دینی و اجتماعی را برعهده بگیرد.(۶۱)

از دلایل دیگر بر ضرورت حکومت اسلامی، مفاد آیات سوره توبه می باشد. این آیات تبلور بعد سیاسی حج و تجلی استقلال فرهنگی آن است. برائت از مشرکان به طور تمام در حج محقق می شود به گونه ای که سیطره ای برای احدی از کفار و مشرکان بر هیچ یک از مسلمانان باقی نماند؛ این خود تجسم عالیترین مراتب حکومت اسلامی در حج است. آیا طرد سران الحاد و در هم کوبیدن سنگرهایشان جز در پرتو حکومت اسلامی امکان پذیر است؟

در روایت آمده است: «اگر مردم نتوانستند به حج بروند بر رهبر مسلمانان لازم است که برخی از مردم را با هزینه بیت المال به حج بفرستد و عده ای را که توان مالی دارند و به حج نمی روند به اجبار روانه حج کند.»(۷۱) این بیان نشان دهنده لزوم حکومت اسلامی است که زمامداری عادل بر آن حکم می راند.

«بنابراین اگر حکومت اسلامی نباشد، حج را مغز، عمره را روح، عرفات را معرفت، منا را تقرب، رمی جمره را طرد شیطان، ایام تشریق را نور، ماه حرام را حرمت، شب های دهگانه را کرامت و شفع و وتر را عزت نیست و سرانجام بیت الحرام میعادگاه امن مردم نخواهد بود.»(۸۱)

ایجاد امنیت

برخورداری از امنیت در زندگی اجتماعی و مصونیت از عواملی که آرامش زندگی و حقوق فرد و جامعه را به مخاطره می افکند، از آرمان ها و نیازهای مهم بشر است. اسلام، امنیت را یکی از اصول زندگی و حالتی اجتناب ناپذیر در زندگی جمعی و فردی در بهره وری از مزایا و مواهب حیات و نیز زمینه ساز تکامل و ارتقای بشر تلقی کرده است.(۹۱)

امنیت اجتماعی، ابعاد بسیار زیادی دارد که از اصلی ترین سرچشمه های حفظ و افزایش امنیت اجتماعی در هر جامعه، تقوای درونی انسان ها است. این تقوای درونی در حج به مرتبه اعلای خود می رسد. شعاع نورانیتی که از باطن اعمال حج برمی خیزد، سرچشمه مهمی در ایجاد امنیت است. حاجی در چنین مقری مراتب انزجار خود را از هرگونه فساد و فسادانگیزی و انگیزه های فاسد اعلام می دارد. اگر حاجی اعمال حج را با توجه به حقایق روحی آن به انجام رساند در واقع به تجدید و بازسازی شخصیت خویش موفق گشته، و از گذشته آمیخته به گناه و فساد خود رهیده، و از نو با خدای خویش تجدید عهد می نماید که همواره جبهه خود را در مبارزه با شیطان و تمایلات نفسانی، نیرومند می سازد و هیچگاه به فکر تعرض به جان و مال دیگری نخواهد افتاد.

از مهم ترین خصیصه های حج و مسجدالحرام، امنیت است. کسی که به مسجدالحرام پناه ببرد، امنیت پیدا می کند و کسی حق آزار و اذیت او را ندارد، زیر مسجد الحرام جزء حرم خداست و هر کسی که داخل حرم خدا شود، امنیت دارد؛ «و من دخله کان امنا؛ (آل عمران. ۷۹) و هر کسی که داخل حرم خدا شود، امنیت دارد و از هرگونه تصرفی در امان است.»

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرماید: «هر بشری به حرم خدا درآید و در آنجا پناه بگیرد از خشم خدا در امان خواهد بود و هر حیوان وحشی و یا پرنده آسمانی به حرم خدا درآید در امان خواهد بود که او را رم ندهند و آزار نکنند تا آن هنگام که از حرم خدا بیرون شود.»(۰۲)

و قرآن شکنجه دردناک را برای کسانی وعده داده است که حقوق و امنیت این بیت را رعایت ننموده اند: «هر کس در حرم خدا از روی ستم به ظلم برخیزد از عذاب دردناک تلخکام گردد.»(حج۲۵.) بنابراین از اهداف مهم حج برقراری امنیت همه جانبه در حفظ مال و خون مردم از انواع تهاجمات است.

انسجام اسلامی

یکی از اهداف مهم اسلام، انسجام و اتفاق مسلمین است. قرآن کریم خطاب به امت اسلامی می فرماید: «شما مانند دیگران نباشید که پس از آنکه آیات روشن الهی بر ایشان آمد فرقه فرقه شدند و اختلاف پیدا کردند؛ برای چنین کسانی عذاب عظیم است.» (آل عمران. ۱۰۵) و نیز فرمود: «با یکدیگر نزاع نکنید که سست خواهید شد و بوی شما (نیرو و امکانات شما) از میان خواهد رفت.» (انفال. ۶۴)

پیشرفت و قدرت در هر جامعه ای تابع انسجام همه امکانات آن جامعه است و تا زمانی که عناصر مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه از انسجام و منطق درونی برخوردار نباشد نمی توان به سوی پیشرفت و عظمت گام نهاد. انسجام اسلامی فراهم کننده قدرتی حقیقی است که می تواند تکیه گاه استواری برای مسلمانان در رویارویی فرهنگی با تمدن های معارض باشد؛ زیرا اگرچه مسلمانان از نیروی عظیم انسانی، امکانات مادی فراوان، موقعیت های استراتژیک، روحیه معنوی بالا، فرهنگ و دیدگاه اعتقادی و فکری مترقی برخوردارند، اما چنانچه میان این اجزا و عناصر پراکنده اتحادی ایجاد نشود همان طور که در حال حاضر چنین است این مجموعه عظیم کارآیی نخواهد داشت.(۱۲) قرآن کریم بر این نکته تاکید دارد که وحدت، مایه استواری و نیرومندی است و اختلاف موجب شکست و سستی. با اندکی تامل در وضع و اعمال حج می توان فهمید که یکی از اهداف اصلی و ظرفیت های گسترده حج، انسجام مسلمانان و نزدیک شدن قلوب آنها است. حج میعادگاه مسلمین از اقصی نقاط عالم است که خواه و ناخواه یکدیگر را در زمان و نقطه واحد ملاقات می کنند و پیوندشان محکم تر می گردد. این وحدت وانسجام که قرآن کریم بر آن پافشاری کرده، در مرکز دعوت اسلام، مکه معظمه در زمان اجتماع مسلمین برای فریضه حج متحقق می شود.

امام علی(ع) فرمود: «جعله سبحانه و تعالی لاسلام علما؛ (۲۲) خداوند کعبه را پرچم اسلام قرار داد.» پرچم رمز بقا و استقلال و مقاومت هر جمعیت و ملتی است. کعبه به عنوان قبله مشترک و حرم امن الهی و میعادگاه موحدان و حج به عنوان کنگره سراسری و عمومی موحدان، می تواند نقطه مشترک و عامل وحدت بخش امت اسلام باشد. بدین جهت امیرالمؤمنین(ع) در وصف حج فرمود:«والحج تقویه لدین؛(۳۲) حج تقویت کننده و قدرت بخش دین است.»

رایزنی ومشورت و مبادله فرهنگی

هر حکومتی برای پیشبرد مقاصد خود در کنار قوای دیگر، قوه مقننه را که وظیفه قانون گذاری براساس مشورت دارد، در نظر می گیرد. در سطح ملل اسلامی و به تعبیر دیگر امت واحده اسلامی، رایزنی و مشورت و تبادل نظر باید به شکل مدرن و پویا انجام گیرد و زمانی مناسب تر از موسم حج و محلی نیکوتر ازمحل اجتماع بزرگ حج جهت تحقق این امر دیده نمی شود. اقوام و ملل مختلف می توانند از این فرصت استثنایی استفاده نمایند و آخرین تجارب سودمند خود را در اختیار مسلمانان قرار دهند و نقاط ضعف و قدرت را با نظر کارشناسی مطرح نمایند. امام راحل(ره) می فرماید:

«حجاج محترم جهان را دور هم گرد آورده و در مصالح اسلام و مشکلات مسلمین تبادل آراء نموده و در حل مشکلات و راه رسیدن به آرمان مقدس اسلام تصمیمات لازم را اتخاذ نمایید و راه های اتحاد بین همه طوایف و مذاهب اسلامی را بررسی کنید.(۴۲)

آشنایی مسلمانان با یکدیگر در این کنگره عظیم جهانی توحید و تبادل نظر در مسائل جهانی مسلمین و خروج از حصار تنگ نژاد و سرزمین و رنگ و سایر مشخصه های اقلیمی و پیوستن به اقیانوس بی کران امت اسلامی و جهان انسانی و چنگ زدن به ریسمان الهی که جهان اسلام را به صورت یک پیکر درآورده تا در جهت حل مشکلات و دردها و رنج ها به رایزنی و چاره اندیشی بپردازند.(۵۲)

تبری از طاغوت

در نگاه قرآن، حاکمیت توحید و خدامحوری بر زندگی انسان راز مهم باریابی به مقام سعادت است، و نیل به توحید بدون تبری تام از شرک و الحاد و انزجار از مشرک و ملحد میسر نیست. ابراهیم خلیل(ع) پس از آنکه بتها را نابود کرد، اصل توحید فطری را آشکار ساخت و پیامبر اکرم(ص) نیز فرمود: «محکم ترین دستگیره های ایمان، دوستی در راه خدا و دشمنی در راه خدا و دوست داشتن اولیای خدا و تبری جستن از دشمنان خداست.»(۶۲)

پس در حج که بسیاری از مسلمین حضور دارند و تمام عالم نظاره گر آنهاست، برائت از طاغوت و شرک، نمود ویژه ای یافته است. پیامبر اکرم(ص) به دستور وحی الهی، سخن گوی اسلام، علی ابن ابیطالب(ع) را مامور اعلان تبری از مشرکان کرد تا به طور قاطع مرز توحید ازشرک جدا شود. صدور قطعنامه حکومت اسلامی از سوی وحی با زبان گویای علی(ع) چهره سیاسی حج را کامل نمود. (سوره توبه)

اعلان برائت از مشرکین باید به صورت یک سنت در میان مسلمین پایدار بماند و مسلمانان در هر کجا که هستند و به خصوص در کنار خانه کعبه، بساط انواع شرک را برچینند. آنان باید در همه زمان ها شرک را در هر لباسی بشناسند و از آن اعلان برائت کنند. بنابراین تا انسان در روی زمین زندگی می کند وظیفه حج و زیارت بر عهده اوست و تا شرک در جهان است اعلام تبری از او نیز جزء مهم ترین وظیفه های او به شمار می رود.

نمایش قدرت و عزت اسلامی

قدرت را توانایی عملی کردن خواسته ها به رغم مخالفت دیگری دانسته اند و برخی آن را توانایی فکری و عملی برای ایجاد شرایط و نتایج مطلوب معرفی نموده اند.(۷۲) حج نمایانگر قدرت و توانایی اجتماعی سیاسی اسلام است، قدرت برآمده از اجتماع مومنین برگرد توحید است که می توان در مناسبات جهانی و چالش های پیش روی ملل مسلمان بهره های فراوانی از آن به دست آورد. بنابراین حج، قدرتی هدفمند برای مقاصد توحیدی اسلام پدید می آورد.

همچنین حج به دنبال عزت بخشیدن به معارف اسلامی و بلند مرتبه کردن کلمه الله است و این رفعت و بلند مرتبگی را همه یکصدا ندا می دهند که: «عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنین است.» (مومنون.۸) حج، نمایشگاه عزت و رفعت و استواری مسلمین است که بدون توجه به هیاهوی غرب و شرق، یکصدا فریاد لااله الا الله سر می دهند و یکدل و یکصدا از شیاطین جنی و انسی و از طاغوت و شرک تبری می جویند. بنابراین حج می تواند تصویری مثبت و چهره ای موجه، قدرتمند و صلح طلب از اسلام را به جهانیان ارائه دهد.

خاتمه

ابراهیم(ع) بانی کعبه، معمار خانه آزادی، بت شکن تاریخ، عاشقانه و آگاهانه حج را در نبرد با شرک، جهاد با ابلیس و نفی طاغوت و میعادگاه موحدان عالم بنیان نهاد؛ و در این راه با تحمل آوارگی ها و رنج ها و گذشت از خویش و ذبح اسماعیل(ع)، مشعل توحید را در شب ظلمت نمرودی برای بشر روشن کرد تا بشر پناهی امن بیابد و از حرمت و کرامت الهی بهره مند شود و هیچ کس نتواند گزندی به او برساند و دیگران هم از گزند او در امان باشند.

حج، حریم امن، پاک و آزاد برای انسان همراه با ایمان و عشق، عقیده و عمل همچون ابراهیم و هاجر و اسماعیل(ع) در حرکتی به سوی کمال در جهتی ثابت شکل گرفته است تا زندگی بهتر و سرشار از صلح، خیر، انسان دوستی و سعادت را برای همه در هر شکل و ظاهر، با هر عنوان و تشخیص و با هر مرز و نشانه ای برای انسان نوید دهد. خلاصه حج عهدی است میان عاشق و معشوق و راهی است نهادینه شده در پیکره هستی که باید با دلی پاک و جانی شیفته به برکت آن، بارقه عزت موحدان و صاعقه ذلت مشرکان را به نظاره نشست.

سیدمهدی موسوی

مرکز فرهنگ و معارف قرآن

پانوشتها:

۱- کافی. .۲ ۱۸

۲- صحیفه نور ج۰۲، ص ۷۲۲

۳- عنایت، حمید، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، ص۷.۱

۴- تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۲۱

۵- بحارالانوار، ج۶۹، ص۲.۳

۶- حج در کلام و پیام امام خمینی، ص۵ و ۸۶ و ۸۵.۱

۷- وسائل الشیعه، ج۸، ص ۴.۱

۸- اعیان الشیعه، چاپ، ج۱، ص۵۱.۳

۹- مطهری، جامعه و تاریخ، ص ۹.۱

۰۱- ر.ک: آل عمران، آیه: ۷۹؛ مائده، آیه: ۷۹؛ بقره، آیه: ۵۲۱؛ حج، آیه: ۷.۲

۱۱- وسایل الشیعه، ج۸، ص.۹

۲۱- ر.ک: حمیدالله، محمد، سلوک بین المللی دولت اسلامی، ترجمه سید مصطفی محقق داماد، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، چ سوم، ۴۸۳۱؛ ص۵۵ و عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی (ج۳ حقوق بین الملل اسلام)، تهران، ج۳، بخش پنجم.

۳۱- نمونه آیات ناظر به اخوت بشر: بقره ۲۶؛ مائده ۹۶. نسا، ۱؛ حجرات ۳۱؛ بقره ۳۱۲، یونس ۹۱؛ یوسف ۴۰۱، انبیاء ۷۰۱؛ روم ۲۲. ر.ک: سلوک بین المللی اسلامی، ص۲.۵

۴۱- کافی ج۴، ص۲۴۴-۲۵۲. ر. ک: جوادی آملی، صهبای حج، قم، اسراء، ص۳۷.۴

۵۱- با استفاده از کتاب شریف صهبای حج، تألیف آیت الله جوادی آملی، ص۱۱۱- ۰۲.۱

۶۱- ورعی، سیدجواد، امارت حج و زعامت حجاج، فصلنامه میقات حج، ش۰.۳

۷۱- وسائل الشیعه، ج۸ ص۵۱، حدیث امام صادق(ع).

۸۱- جوادی آملی، صهبای حج، ص۰۲.۱

۹۱- ر.ک: عمید زنجانی، فقه سیاسی ج۳ ص ۳۶۳-۰۱.۴

۰۲- گزیده من لایحضر الفقیه، ج۱، ص ۲۲.۲

۱۲- سید محمدباقر حکیم، وحدت اسلامی (از دیدگاه قرآن و سنت)، ترجمه عبدالهادی فقهی زاده (تهران: تبیان، ۷۷۳۱) ص۱.۳

۲۲- نهج البلاغه، خطبه.۱

۳۲- نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ۴۴.۲

۴۲- صحیفه نور، ج۰۲، ص۱۳.۱

۵۲- با استفاده از مقاله: سبحانی نیا محمد، حج ابراهیمی و مبانی آن از دیدگاه امام خمینی قدس سره، میقات حج ش۰.۳

۶۲- کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۶۲.۱

۷۲- ر.ک: عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، تهران، نشر نی، ص ۸۹-۳۹. نقیب زاده، احمد، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، تهران، سمت، ص ۲۲۸-۰۳۲.