از ابتدای خلقت تاکنون،انسان همواره در پی یافتن پناهگاهی مطمئن و تکیه گاهی قدرتمند بوده تا او را در برابر مشکلات و مصائب یاری داده و به وجود او آرامش بخشد، در این مسیر هر کس به چیزی دل بسته و او را گمشده خویش تلقی می کند، عده ای به سراغ بت پرستی رفته و به او دل می سپارند،عده ای زر اندوزی را پیش خود قرار داده و پول و ثروت را درمان همه دردهای خود میدانند و عده ای....

اما در این میان خدا شناسان و انسان های مومن تنها دل به خدا سپرده و شب و روز مشغول ذکر خدا هستند و معتقدند که تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست.

نماز یاد و ذکر خداست، نماز تسلی بخش و آرامشگر دل های مضطرب و خسته و مایه صفای باطن است. در این میان در جامعه اسلامیافرادی را می بینیم که کم کم از نماز فاصله گرفته و به جرگه غافلان در می آیند، آنچه در این نوشتار به طور گذرا به بحث و بررسی آن خواهیم پرداخت همین موضوع است که چرا برخی افراد (مخصوصا جوانان) با اهمیت ویژه ای که نماز در دین اسلام دارد و کلید سعادت بشر است از این فریضه غفلت می ورزند و نسبت به آن بی توجه هستند.

در ابتدا ویژگی های جوانان را بر شمرده ایم و با دسته بندی جوانان به سه دسته: جوانان معتقد، جوانان اعتقاد گریز و جوانان متزلزل، عوامل باز دارنده در باورمندی جوانان به نماز را مورد بررسی قرار داده و در ادامه چند مورد از آسیب هایی که جوانان در اثر غفلت از نماز به آنها دچار میشوند را بیان نموده ایم و بعد از نتیجه گیری، چند پیشنهاد ارائه شده است.

اسلام دین فطرت است و آموزه های حیات بخش آن چونان زلالی گوارا بر کویر دل مینشیند و عطش خداجویی و خداخواهی را فرو می نشاند. جوانی بهار عمر است و نماز، شبنم طراوت بخش این فصل است. باید جوان را شناخت و نماز را به او شناساند. باید به او اجازه داد تا با نیروی فطری و زلال خود آزادانه حقایق را بکاود و گوهر فطرت را از کاوش در صدف طبیعت بیابد.

لذا قبل از ورود به بحث در مورد جوان، بی توجهی و غفلت او از نماز و آسیب هایی که در این رهگذر بر پیکره جامعه و جوانان وارد میآید. بهتر است نگاهی گذرا داشته باشیم بر ویژگی های جوانان سپس وارد مقوله غفلت آنان از نماز شویم:

در بررسی نظرات و دیدگاه های روانشناسی به تعاریف متفاوتی از دوره نوجوانی و جوانی برمیخوریم.

مجموع یافتههای تعاریف نشان میدهد که نوجوانی و جوانی از دید روانشناسان، دورههایی است که فرد در آنها، دارای جنبههای افراطی و اغراق آمیز در سلوک و رفتار، توفان و فشار جسمانی، بحرانی ترین دوران زندگی، مرحله دگرگونی ژرف شخصیتی، نابسامانی در ساختار فیزیولوژیکی، بحران خودشناسی، مشکل اجتماعی شدن، مساله جنسی، بیماری های روانی و مانند آنهاست.

اسلام نیز این دوره را سکرالشباب تعبیر میکند که بیانگر در هم بودن اندیشهها و عقاید، زمان قدرت نیروی بدنی، شور و توان، رشد توانمندی های جسمانی و عقلانی، آمادگی پذیرش مسوولیت، شکل گیری شخصیت، دوران ابهام و پوشیدگی، شعله وری نیروی شهوانی وشکل گیری احساسات ظریف و سرگردان است.

همه جوانان، بحران انقلاب ژرف و شدید شخصیتی را میگذرانند و دگرگونی بلوغ، بر حسب وضعیت اجتماعی، شخص و حتی محیط جغرافیایی و فرهنگی جوانان تغییر میکند.

مهمترین نکته ای که در دوره جوانی قابل ذکر است، آن است که جوان، همه پذیرفتههای دوران کودکی، به ویژه مسائل مربوط به مذهب را زیر پرسش میبرد و میخواهد با توجه به شخصیت شکل پذیر و استقلال جو، نظامیاز ارزش ها درباره دین، حقیقت، زیبایی و قدرت به دست آورد. نظام ارزش ها، مبتنی بر شیوه نگران جوان از زندگی وموقعیت او در جهان و در مورد پدیدههای پیرامونی است.

جوانان را از دیدگاه باورمندی میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

۱) جوانان معتقد:

در برگیرنده جوانانی است که افزون بر تثبیت ویژگی های شخصیتی و انگیزشی در آنان، دارای کنش اجتماعی تعریف شده، روشن و شکل یافته ای هستند. اینان با درک شرایط محیطی، شناخت نسبتا دقیق از ماهیت و هویت خود، آگاهی از هنجارها، ارزش ها، اخلاق و آیین اجتماعی جامعه خود، به مرحله ای از دیدگاه کارکرد رسیده اند که با شناسایی شاخصهای هدفمندی در حال و آینده توانایی نگریستن به چشم اندازهای پیرامونی دارند.

۲) جوانان اعتقاد گریز:

در بر گیرنده جوانانی است که به دلیل نابسامانی های موجود در محیط خانوادگی، آموزشی و اجتماعی از یک سو و نبود پرورش و آموزش درست، برخوردار نبودن از دیدگاه های اندیشه ای و شناختی، برخورداری از امکانات مالی و رفاهی مهار نشده، اثرپذیری از تجددگرایی و رفاه زدگی، تهیدستی فرهنگی و شناختی در مقولههای گوناگون،خودشیفتگی ناشی از پوچ گرایی فرهنگ خانواده و گروه همسالان، خود باختگی اعتقادی و اندیشه، پذیرش ضد ارزش های طبقه ای و نابهنجاری های دیگر، بر گریبان جامعه و خانواده در آویخته اند. اینان همواره در تعلیق فکری، روحی شخصیتی و رفتاری، بی آنکه ارزش زمان را دریافته باشند، صرفا رفاه پسندی خویش را معیار سرزنش طبقات اجتماعی جامعه می دانند.

۳) جوانان متزلزل:

در بر گیرنده جوانانی است که در طبقههای گوناگون (بالا، متوسط، پایین) وجود دارند.پیشینه این گروه، نشانگر آن است که باورمندی مذهبی، ناشی از شرایط موجود در محیط خانه بوده است و با برخی از ارزش ها و اخلاقیات و معتقدات آشنایی داشته اند. از دیدگاه روان شناختی، از شخصیتی متزلزل برخوردارند. آسیب پذیری آنان،ناشی از نفوذپذیری احساساتی، دنباله روی کامل و بدون بررسی از همسالان و حتی شخصیتهای کاذب ذهنی، نرمش ناپذیری، خواست غریزی، رایگان گذراندن زمان خود در برنامه بهره گیران آنان است.

عوامل بازدارنده در باورمندی جوانان به نماز:

عوامل متعددی در باورمندی جوانان نقش بازدارنده دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود، پر واضح است که بازدارندگی این عوامل با یکدیگر برابر نبوده و برخی تاثیر بیشتر و تعدادی تاثیر کمتری را دارا می باشند.

۱) نقش منفی محیط خانواده:

عوامل بازدارنده در محیط خانواده که به گونه ای در ارتباط با اقامه نماز است. ناشی از چند عامل عمده است که سازش گذرای دوره خردسالی را به نوعی ایستادگی و ناسازگاری روحی و رفتاری تبدیل میکند، اگر چه بحث اجزای آن بسیار گسترده ونیازمند بررسی بیشتر میباشد، اما به دلیل محدودیت در زیر اشاره ای مختصر به آنها خواهیم داشت:

الف) رفاه زدگی و تجدد:

در برخی از محیطهای خانوادگی، پدر و مادر، یا دارای نقش انفعالی یا صریحا نقش بازدارنده دارند، اگر پدر و مادر در برابر فریضه نماز، بی تفاوت باشند یا آن را کاری عبث و بی نتیجه و ناسازگار با مسائل علمی روز بدانند، بی گمان آثار نامطلوبی در روحیه جوان بر جا میگذارد که عامل مهمی برای ایستادگی دوباره در برابر ارزشها خواهد بود.

ب) عدم هماهنگی گفتار و کردار بزرگسالان:

وجود حالت دوگانگی اندیشیدن، به دلیل پیدایش دگرگونی های ذهنی در جوان، همزمان با رویارویی با تناقصها و تضادهای رفتاری و گفتاری والدین، موجب گسستن رشتههای وابستگی اعتقادی می شود.

ج) خودفتوایی:

بسیاری از بزرگسالان این گونه خانوادهها، خود نیز دچار فرافکنی رفتاری، از راه توجیه گرایی آن به عنوان ابزار گریز از آگاهیهای سطحی علم زدگی میشوند. در این حالت، ابزار توجیه به عاملی سیستماتیک برای توسل به اصالت عقل، اصالت انسان، بی نیازی ذات باریتعالی، بی خبری از جهان، خودگریزی، شیوه برخورد با تعارض ها و ناسازی ها و سرانجام، خود فتوایی تبدیل میشود.

د) بی توجهی والدین:

اگر کانون خانواده را مهمترین عامل در شکل گیری شخصیت جوانان بدانیم مسلم است که هر گونه برخورد و واکنشی نسبت به مسائل مذهبی و نماز تاثیر مستقیمی در نحوه نگرش جوان به این مسئله خواهد داشت، در برخی از خانوادهها، اولیا، خود به نماز اهمیت نداده و اهمیتی نیز به روی آوردن جوانان به نماز نخواهند داد.

در برخی دیگر، پدر و مادر علیرغم خواندن نماز نسبت به فرزندان خود بی تفاوت بوده و به امر پایبندی فرزندان به نماز هیچ وقعی نمی نهند.

به هرحال این جوان که نسبت به سایر امور زندگی فردی و اجتماعی سربه زیر و تسلیم است. اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است که والدین در آن امور تاکید داشته اند اما در امور دینی اصراری به خرج نداده اند. مطمئنا اگر به بعد دینی آنها نیز توجه میشد قطعا خللی در او مشاهده نمی شد.

۲) نقش منفی محیط آموزشی:

از آنجا که زندگی اخلاقی جوان، بازتابی از نفوذ و تاثیر محیط آموزشی بر رفتار اوست، هر گونه نقش راستین یا انفعالی و ناسازی محیط و تعیین کننده ایده گرایی و رفتاریابی نوجوان و جوان خواهد بود.

آنگاه که محیط آموزشی، بدون آگاهی و شناخت از بازتاب های درونگرایی و برونگرایی و ویژگی های درونی جوان، و به صرف بخشنامه، در شرایطی نابسامان و به اجبار، به نماز در مدرسه و امید دارد تا بهانه ای برای گزارش به مدیران داشته باشند. تردیدی نمی توان داشت که میزان وازدگی و بیزاری، گریز و انفعال، خود فتوایی و... چنان افزایش مییابد که سال های پیاپی باید تا کارشناسان و عالمان اسلامی با بکارگیری راهکارهای جبرانی مطالعه شده بکوشند تا با خنثی کردن این گونه نقشهای منفی، جوان را به مقطع بی تفاوتی اولیه برسانند.

۳) نقش منفی مربیان دینی و پرورشی:

فطرت انسان، بسیار نرمش پذیر است. به این مفهوم که برای فرهنگ و محیط، از بین بردن کامل یا تضعیف تواناییهای بالقوه ژنتیکی، کاری آسان است. از سویی، تواناییهای بالقوه انسان در محیط نامطلوب و نامساعد، به آسانی تباه یا نابود می شود; مطالعه اجتماعی شور و هیجان مذهبی و گرایش جوانان به مذهب، نمایانگر آنست که اگر مذهب در راستای درست آن قرار گیرد، جوان را شیفته و مجذوب میکند.

نکته ای که مربیان دینی و پرورشی از آن غافل هستند و یا تخصص آن را ندارند. از این رو، هر گونه خشک اندیشی ناآگاهانه و توجیه کننده هدف، بویژه در مورد ارزش های دینی، و بخصوص در مورد نماز، باز پس زدن احساس و خواست جوان است. هرچه میزان پافشاری بر اینگونه الزام ها، نابخردانه شدت یابد، بنا به ویژگی ها و طبیعت و ماهیت جسمی روانی جوان، ستیز گرایی و جدال و موضع گیری و حس خود درست بینی را در او تقویت خواهد کرد.

۴) نقش منفی محیط اجتماعی:

ارضا نشدن نیازهای آرمانی و ارزشی جوان، یا ناشی از کردار و رفتار نابهنجار اوست و یا از نابسامانی و نابهنجاری و تسامح موجود در جامعه سرچشمه میگیرد. اگر چه میتوان در شعار گفت که جامعه باز، جامعه ای است که با ارضای نیازهای اساسی انسان، به والاترین هدف های وی مجال بروز میدهد، اما از یک سو، همه نیازها را نمی توان مشروع و بخردانه دانست و از سوی دیگر، ارزش های دگرگون شده و مفاهیم ارزشی در دوره جوانی نیز مورد پرسش قرار میگیرند. بنابراین آیا میتوان الگوی بزرگسالی را بر جوان تحمیل کرد ؟

۵) نقش منفی برخی نهادهای ارشادی جامعه:

هنگامیکه بزرگسالان، به جوان اجازه مخالفت کردن یا طرح پرسش ذهنی خود را نمی دهند. در حقیقت او را از درک مفاهیم ضمنی گوناگون، بی بهره میسازند.

جوان از سن ۱۴ سالگی، در زمان اجتهاد فطرت بسر می برد; زیرا مبانی اجتهاد و اظهار نظر در او رشد میکند و به دنبال شناخت راه است. در این حالت نباید ابزار تقلید و تلقین را بکار گرفت. در این سن او باید طرف رایزنی قرار گیرد تا حس مسوولیت، واکاوی مساله و درک آنها در او بالنده شود. وی در این دوره، اراده و تصمیم گیری و رهبری محیط پیرامون را تمرین میکند. دریغا که این دو نیروی سازنده و ارشادی، هنوز بدون مطالعه ویژگی های گروه سنی جوان و رها از شناخت فراگیر آنان، بر این باورند که آنچه خود پذیرفته اند و انجام می دهند; جوان باید بی چون و چرا بپذیرد و انجام دهد.

فرایند دگرگونیهای دوران «بحران های من» در جوان، او را بر این پندار میکشاند که مبلغان، رهبران و ارشاد کنندگان، از نابسامانیهای او شادمان هستند.

روحانیت و نهادهای ارشادی، گاه از ارزش های سنتی استفاده میکنند و ارزش های پیش بینی نشده در جوان را نادیده می گیرند یا نمی شناسند; ارزش هایی که به وسیله فرهنگ منتقل نمی شوند و شرایط زمان آنها را برای جوان جالب و دارای جاذبه میسازد.

میزان و ملاک بهنجاری جوان، نهایت درجه سازگاری اوست نه سازش، زیرا سازش; تسلیم بی قید و شرط است ولی سازگاری، همنوایی آگاهانه با اصول و مبانی است. دامنه دانستههای جوان را باید متناسب با شرایط، سلیقه و ویژگی او افزایش داد، نه متناسب با خواست و سلیقه خود.

اگر جوانی احساس امنیت فردی و اجتماعی نکند، هیچگونه آموزه ای از سوی نهادهای ارشادی اجتماعی، در او تاثیر نخواهد گذاشت و اگر از پذیرش ظاهری و مقطعی او دلخوش باشیم. دامچاله دراز مدتی، برای خود حفر کرده ایم. از سویی، نا آگاهی جوان از دانش ضد اسلامی، به آسانی او را در تعلیق نگه میدارد و توان قیاس و استقرار و نتیجه گیری را از وی می گیرد.

۶) نقش منفی علم زدگی و روشنفکر گرایی:

گزند شایان توجه علم زدگی امروز آنست که چشم طبیعت بین علم زده، باز و چشم فطرت بین او بسته مانده است. بی گمان، آنگونه انسان شناسی که به قلم این گونه علم زدگان نگاشته میشود راهی به جز رویارویی با مذهب ندارد. از دیدگاه چنین انسان شناسی، سرگرم نگه داشتن انسان به هر پدیده ای که بتواند بقایای فطرت را به فراموشی سپارد و ریشه ارزش گذاری در راستای فطرت را بسوزاند و نوعی ارزش های دروغین را جایگزین ارزش های فطری کند اصل دانسته می شود. علم زدگی و روشنفکر گرایی پنهان امروز، بدیهی ترین امور فطری انسان و به ویژه جوان را انکار میکند به گونه ای که شرایط زیربنا و شناخت و ارزش گذاری انسان را روبنایی بیش نمی دانند. در حالیکه در جهان بینی فطرت، کمال انسان سازی در ارج نهادن به دستگاه شناخت است.

تلاش این گونه علم زدگان بر آنست که جوان زیر پوشش خود، خواه در محیط خانواده آموزشی، اجتماعی و خواه با کاربست رسانههای گروهی به ویژه روزنامه و مجله و... را به این سو جهت دهند که اعتماد به ادراک، ضد دانش و پیشرفت است، علم گراست و اگر شک نکند خودگراست. آنگاه که رقابت روشنفکری، مبتنی بر تشکیک باشد، هر کس که در مسیرهای بیشتری شک را سرایت دهد، روشنفکر تر است.

این گونه علم زدگان طبیعت گرا میکوشند با تحمیل خود اندیشیهای طبیعت گرایانه خود، بریدگی از سنت، دلیل جویی علمی برای هر پدیده مذهبی، حتی دستورهای صریح و روشن حضرت حق، تقدیر گرایی مذهبی و نه خرافی، ناباورمندی ایمانی و دل آگاه و مانند آنها را به جوانان زیر پوشش آموزش و اندیشه خود تحمیل کنند و دریغا که جوانان بسیاری بدون پژوهش و آگاهی، از آبشخور آنان سیر میشوند و بدون مطالعه، پذیرای قلم و بیان آنان هستند.

۷) نقش منفی فشارهای ناشی از جامعه:

یکی از علل مستقیم افت جوانان نسبت به مسایل دینی به خصوص فریضه نماز، فشارهای ناشی از جامعه است. گاه جوان در یک محیط معتقد به نماز و یاد خدا بزرگ میشود، سپس به منظور تحصیل یا به خاطر کار به محیط دیگر منتقل میشود. محیطی که انگیزه شرارت و جاذبه جاهلیت نسبت به مسائل دینی در آن شدیدتر است. اینجاست که یک کشمکش خشونت بار درونی در او شکل میگیرد که در نتیجه یا در برابر شرارتها، مقاومت می کند یا آن جاذبههای جاهلیت و شرارت را میپذیرد، به قول معروف هم رنگ جماعت میشود.

۸) نقش منفی احساس گناه در دل جوان:

«یکی از علت های مهم بی نمازی بچهها، احساس گناه است، نوجوانان بعد از اینکه دچار یک خطای جنسی یا یک انحراف میشوند که در سنین نوجوانی (و جوانی) زیاد به چشم میخورد از خودشان بدشان میآید و چون فکر میکنند نماز خوان واقعی نیستند، نماز را ترک میکنند.»

۹) نقش منفی گروه همسالان:

بسیاری از غفلت ها از مسائل مذهبی ناشی از مجالست با افراد غافل میباشد به طوری که گفته اند «نقش گروه همسالان آنقدر جدی است که گاهی میتوان اندیشه ای را واژگون کنند و حتی در این افراد و اعتقادات آنها اثر می گذارند»، «المر» علی دین خلیله قرینه»: وچه بسیارند افرادی که بر اثر مباشرت های گروه دوستان به بیراهه و فساد کشانده شده اند.

۱۰) نقش منفی رسانه های تبلیغاتی احزاب سیاسی:

توسعه شبکههای ماهواره ای و اینترنت توسعه دامنه تاثیرگذاری مطبوعات مبدل و سینما و مشکلات اقتصادی و بروز اختلاف میان احزاب و تشکل های سیاسی میتواند ارزش های دینی و بنیان های اعتقادی جامعه را تحت تاثیر قرار داده و آسیب پذیر سازد.

۱۱) نقش منفی سایر عوامل:

علاوه بر مواردی که بیان شد عوامل دیگری نیز موجب غفلت جوان از نماز می شود که به جهت اختصار فقط به چند مورد اشاره می کنیم:

الف) عدم آگاهی و بینش کافی از فرایض مذهبی بخصوص نماز

ب) تسویف (واگذاری امور به آینده): که این طبیعت نفس بشر است که انسان را به ویژه در کارهایی که به مراقبت و دقت نیاز دارد را به بعدا موکول می نماید. مسلما نماز نیز از این قاعده مستثنی نیست.

ج) سستی و تنبلی: بسیاری از افرادی که نسبت به نماز پایبند نیستند، علت بی توجهی خود را نسبت به نماز تنبلی ذکر می کنند و بیان می کنند که به نماز اعتقاد دارند و حتی وجوب آن را نیز ذکر می کنند، ولی به علت سستی و بی حوصلگی از انجام آن سر باز می زنند که البته علت اصلی آن ضعف اعتقادی است. چون اگر از عمق به نماز اعتقاد داشتند هر چند سخت نیز باشد آن را به خاطر تنبلی کنار نخواهند گذاشت.

آسیب های ناشی از غفلت از نماز

با توجه به مطالب ذکر شده و با توجه به اینکه از نماز در دین اسلام با عنوان هایی نظیر ستون دین، سیمای دین و ... نامبرده شده است و اثرات بسیاری نیز چه از بعد فردی و چه از جنبه اجتماعی برای آن شمرده شده است. بدیهی است که اگر جوانی گرفتار یک یا چند مورد از موارد بازدارنده از نماز شد، از برکات و آثار نماز بی بهره شده و به علاوه دچار آسیب هایی نیز خواهد شد. در ادامه به برخی از آسیب هایی که فرد به علت غفلت از نماز به آنها مبتلا می شود بطور مختصر اشاره خواهد شد:

۱) ابتلا به تنگی معیشت در دنیا:

می دانیم که از مهمترین مصادیق ذکر در دین مقدس اسلام نماز است. کسی که از نماز غفلت می ورزد و از ذکر خدا روی بر می گرداند، فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، دچار زندگی سخت و تنگی در معیشت می شود:

و من اعراض عن ذکری فان له معیشه ضنکا

و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ می شود (طه ۱۲۴)

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه می فرمایند:

«اگر خداوند فرموده کسی که از ذکر من اعراض کند معیشتی ضنک یعنی تنگ دارد برای این است که کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمی ماند که به آن دل ببندد و آن را یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوشش های خود را منحصر در آن کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده وبه تمتع از آن سرگرم شود و این معیشت او را آرام نمی کند، چه کم باشد و چه زیاد، برای اینکه هر چه از آن به دست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمی شود و دائما چشم به اضافه تر از آن می دوزد بدون اینکه این حرص و تشنگی اش به جایی منتهی شود. پس چنین کسی دائما در فقر و تنگی بسر می برد.

۲) ابتلا به اضطراب و افسردگی:

کسی که از نماز غفلت ورزد چون تکیه گاه مطمئنی در برابر مشکلات و مسائل خود ندارد دچار اضطراب و نگرانی شده و نهایتا به افسردگی مبتلا می شود، چون خود نماز یکی از عوامل اصلی از بین برنده اضطراب و افسردگی می باشد.

«بیماری روانی به عنوان اصلی ترین مساله در غرب مطرح است، اضطراب و افسردگی به عنوان بزرگترین بیماری روانی غرب دامنگیر همه کسانی شده که از مذهب و رفتارهای مذهبی گریزان بوده اند. در کتاب عوامل فراموش شده در بهداشت روانی، ذکر شده که روانشناسان به کمک محققان دیگر به این نتیجه رسیده اند که اگر بخواهیم بیش از ۵۰ درصد از کسانی که به عنوان بیماری روانی بستری شده اند و تخت ها را اشغال کرده اند را درمان کنیم. ناگزیر باید از مذهب بعنوان مهمترین عامل درمان این بیماران روانی بهره مند شویم.

یکی از نکات مثبت نماز، راز و نیاز با خدا و بیان مشکلات و مسائل در درگاه خدا و طلب یاری از او است که این مساله در کاهش اضطراب و ناراحتی فرد بسیار موثر است چرا که روانشناسان معتقد اند یادآوری و بازگویی مشکلات به وسیله شخص موجب کاهش شدت اضطراب و تخفیف ناراحتی ها و مشکلات می شود.

۳) از بین رفتن تکیه گاه برای غافل و عدم آرامش:

کسی که از ذکر خدا که به گفته قرآن تنها عامل آرامش بخش است، روی گردان و غافل شود، بتدریج آرامش خود را از دست می دهد. بنحوی که برای بدست آوردن آن باید به نماز متوسل شود. دکتر توماس هایسلوپ می گوید: «مهمترین عامل خواب آرامش بخشی که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی بدان پی بردم، همین نماز است. همچنین پیامبر اکرم (ص) هنگام فرا رسیدن وقت نماز می فرمودند: ای بلال با اذان ما را به آرامش برسان.

علاوه بر این که شخص مومن با نماز به آرامش دست پیدا می کند، پس از نماز به عنوان تعقیقات نماز به دعا و نیایش مشغول می شود که این خود به تداوم آرامش درونی باری مدتی پس از نماز کمک می کند. یکی دیگر از عواملی که سبب آرامش فرد می شود وجود تکیه گاهی مطمئن است تا در مشکلات به آن تکیه زده و آرامش خود را از دست ندهد، قرآن کریم این تکیه گاه مطمئن را نماز دانسته ومی فرمایند: یا ایهاالذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرین

ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است ( سوره بقره آیه ۱۵۳ )

۴) سقوط و اسارت فرد غافل:

به نظر کارل فیزیولوژیست معروف فرانسوی یکی از شرور ناشی از فقدان نیایش در میان یک ملت سقوط آن ملت است، بر اساس این بینش می شود گفت: بی نمازی پذیرش بند اسارت بیگانه و مقدمه سقوط قطعی یک ملت اسلامی است و نماز برج و بارویی است که جامعه های مسلمان را از جملات و آسیب های شیطان حفظ می کند. امام علی (ع) می فرمایند:

انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداو و البعضا» فی الخمر و المسیر و یصدکم عن ذکرالله و عن الصلوه

فهل انتم منتهون

شیطان قصد دارد که بوسیله شراب و قمار میان شما عداوت و کینه برانگیزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد پس شما آیا از آن دست بر می دارید.

(تا با فتنه و فریب شیطان مبتلا به انواع بلاها نشوید)؟

۵) دست و پا زدن در دریای شک و تردید:

«به گفته یکی از روانکاوان بزرگ، دینداری و ایمانداری در عصر ما یک ضرورت است از آن بابت که ایمان ستونی است که ما را در طوفان زندگی از افتادن و مغلوب شدن نگاه می دارد. آن کسی که مذهب ندارد همچون غریقی است که مداوم در دریای شک و تردید و بی تکلیفی دست و پا می زند و هر روز و هر ساعت ایده ای دارد و با خود و طبیعت خود و اهل دنیا پیوسته در جدال و کشمکش است.تقویت دین مخصوصا برای نسل نوجوان به دلیل کنترل اضطراب درونی که از خصایص این سن است کنترل و تعدیل غریزه جنسی که آغاز بیداری اش در نوجوانی است و ... در کل آشنا کردن و پایبند کردن نوجوان حب وجود حسابرسی دقیق در آفرینش ضروری است.

۶) کاهش قوه تخیل و خلاقیت در فرد غافل:

تحقیقات نشان داده است که بچه هایی که با احساس مذهبی رشد کنند از قدرت تخیل بیشتر برخوردارند و بالطبع خلاقیت بیشتری دارند.

اگر ما به زندگی مخترعان و مکتشفان و نام آوران تاریخ علوم و تکنولوژی در دنیا مروری بکنیم، خواهیم دید که از جمله ویژگی های این افراد این بود که از احساس مذهبی زیبایی برخوردار بوده اند و وقتی بحث از احساس مذهبی است بالطبع رفتار مذهبی که نمودش در نماز تجلی می کند بیشتر به ذهن متبادر می شود.

۷) تبعیت غافلان از هدایت شیطانی در جامعه:

وجعلناهم ائمه یهدون الی النار

و ما قرار می دهیم ایشان را پیشوایانی که پیرامون خودشان را هدایت می کنند به سوی راه های شیطنت و راه های آتش و دروازه های کفر و فساد و شهوت و تباهی.

و ایشان هستند که با تفکر و اندیشه و با شیطنت و تبهکاری خودشان برای مردم نیایش ها و راه و روش هایی را درست می کنند تا آنان را به سوی فساد و تباهی سوق بدهند و از آنجا که پیروی و قدرت و ثروت خود را از طریق ظلم و ستم به دست آورده اند، پیرامون خود را نیز به ظلم و ستم، البته به نام علم و صنعت و رفاه و سعادت دعوت می کنند.

همانند این رفتاری که امروز در جهان غرب و در آمریکا ملاحظه می شود و اینان طبیعتا جامعه ها را به سوی تباهی و عناد و فراموشی یاد خداوند و فرو رفتن در شهوات و دور شدن از اخلاق انسانی سوق می دهند.

۸) بی تفاوتی غافل نسبت به حجاب اسلامی:

زن بی حجاب همچون میوه شاخه ای است که از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند و حجاب برترین حفاظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و بهترین کلاس تمرین و آموزش درس حجاب، خواندن نماز از سوی بانوان است. چه اینکه زن موظف است در هر شبانه روز پنج مرتبه با حجاب کامل رو به درگاه پروردگار یکتا بایستد و با او راز و نیاز کند و درست به همین دلیل است که نوک حمله تهاجم فرهنگی دشمن مساله حجاب و نماز است و در کتاب «بدون دخترم هرگز» که به وسیله دشمنان انقلاب اسلامی نوشته شده و بعدا به صورت فیلم درآمده است دو موضوع بیشتر مورد تهاجم واقع می شود، یکی نقش زن و ارزشی که زن در جمهوری اسلامی دارد و دیگر مساله نماز، چه نماز جماعت و چه نماز جمعه.

۹) حضور در محافل غیر ارزشی:

پر واضح است که شخصی که با نماز رابطه ای ندارد با مسجد نیز قطع رابطه می کند و اوقات خود را بیشتر در مجالس لهو و لعب و مراکز خرید و ... می گذرانند و مسلم است که از نظر پروردگار عالم، برترین جاها مساجد هستند، در این مورد به ذکر یک حدیث از نبی مکرم اسلام (ص) بسنده می کنیم که می فرمایند: «محبوبترین جای شهرها نزد خداوند مسجد است و منفورترین جای دنیا نزد او بازار است.»

۱۰) گرفتار شدن غافل در شهوات:

همانگونه که در سوره عنکبوت، خداوند متعال نماز را عامل دوری انسان از فحشا و منکرات بر شمرده اند در آیاتی نیز اولین اثر غفلت از نماز و ضایع کردن نماز را تبعیت از شهوات و گرفتار شدن در باتلاق شهوات برشمرده است از جمله در آیه ۵۹ سوره مریم می فرمایند:

اولئک الذین انعم الله علیهم ... . اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خرو سجدا و بکیا فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا

آنان کسانی بودند که مورد انعام پروردگار واقع شدند... مردمی که هر گاه آیات خدای رحمان بر آنان تلاوت می شد ، سجده کنان و گریه کنان به روی می افتادند. سپس مردمی جانشین آن قوم خدا پرست شدند که نماز را تباه و خواهش های دل را پیروی کردند. زود است که گمراهی خود را ببینند و گرفتار شر شوند.

برای بیان تاثیر شدید غفلت از نماز در ابتلا به شهوات و گناهان به روایت زیر اشاره می کنیم: «روایت شده که زنی خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد ای رسول خدا به یارانت بفرمایید بروند با شما کاری دارم ... سپس گفت شوهر دار بوده ام ، مرتکب زنا شدم ..، بچه به دنیا آمد او را در خمره سرکه خفه کردم و سرکه نجس را به مردم فروختم. رسول خدا (ص) پس از بیان حکم گناه وی، فرمودند: آیا می خواهی بدانی چرا درون این چاه افتاده ای و این گناهان را مرتکب شده ای؟ من گمان می کنم که تو نماز عصر نمی خوانی؟

۱۱) سستی در انجام وظایف:

غفلت از نماز عامل غرق شدن در شهوات، و شهوات نیز عاملی است برای سست شدن در انجام وظایف، کندی می گوید: آمریکا آینده دردناکی پیدا خواهد نمود. چه جوانان غرق شهواتند و دیگر حاضر نیستند وظایفی را که به آنان محول می گردد بخوبی انجام دهند و از میان هر هفت جوانی که به سربازی اعزام می شوند شش تن آنان نالایق و سست از آب در می آیند.

۱۲) قطع ارتباط غافل با علمای دین:

از جمله مواردی که دشمنان انقلاب اسلامی به دنبال آن هستند قطع ارتباط جوانان با علمای دین است.

«مستر همفر جاسوس کهنه کار انگلیس می نویسد: باید اساس هر گونه نماز جماعتی را با اشاعه اتهامات به ائمه جمعه و جماعات بر هم زد و از استقبال مردم ار آن کاست مخصوصا لازم است دلایلی بر فسق و فجور امام جماعت ارائه داد تا هر گونه رابطه ای بین امام و مردم با سوظن و دشمنی با او از میان برود.

آسیب های فراوان دیگری نیز بر سر راه غفلت کنند از نماز وجود دارد که به علت محدودیت و رعایت اختصار از آنها صرف نظر می کنیم.

نتیجه گیری

امروزه ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند تفکر و اندیشه درباره اتخاذ مناسب ترین و موثرترین و روش های پرورش و تقویت احساس مذهبی و رفتارهای خداجویانه در میان شکوفه های حیات و سرمایه های راستین جامعه فردای کشور اسلامیمان هستیم تا آنها را از گزند طوفان های سهمگین بی اعتقادی و بی بند و باری حفظ کرده و از آسیب های غفلت از معنویات به ویژه نماز مصون داریم.

اهمیت تقویت احساس مذهبی برای نسل ما در عصر حاضر به چند دلیل است:

۱)گسترش آلودگی در جهان امروز

۲)توسعه خطر اعتیاد به همه صورت هایش در جهان

۳) توسعه تبلیغات زهرآگین خصم در عصر جهانی بویژه در سرکوبی اسلام

۴)سو» استفاده از مذهب پذیری مردم و القائات وارونه هر اسم مذهبی

۵) وجود دوراهی و شک و تردیدهای ناشی از ایسم های موجود در جهان

۶)وجود تمایل به بی قیدی ها و احساس رهایی از همه آنچه تحت عنوان قیدی است و به همین ترتیب نیاز به تعدیل خود پرستی ها و خودمداری های بشر امروز و ایجاد قید و کنترل برای هوای نفس انسان بحث خود را در کلامی از استاد قرائتی خلاصه می کنیم، ایشان می فرمایند:

«حقیقت آن است که در کار معرفی نماز کوتاهی های زیادی شده است و نتیجه آنکه نماز هنوز جایگاه شایسته خود را حتی در نظام اسلامی ما بدست نیاورده است. این مسوولیت سنگین بر دوش دانشوران و آشنایان به معارف اسلامی است که نماز را به همه و به خصوص به نسل جوان بهتر و گویاتر بشناسند. از کودک دبستانی تا پژوهشگر دوره های عالی، هر یک به فراخور ذهن و معرفت خود می توانند در راه شناختن نماز و رازهای آن قدم هایی بردارند و با ناشناخته هایی آشنا شوند، حتی عرفای بزرگ نیز برای سالکان وادی معرفت، اسرار الصلوه نوشته و آموخته اند. یعنی اعماق این اقیانوس همچنان ناشناخته و پیمودنی است.

پیشنهادات (راهکارهای عملی) :

۱)آموزش مربیان در رابطه با نحوه برخورد با دانش آموزان و جذب آنها به نماز.

۲)برگزاری کلاس های آموزش خانواده با موضوع نماز و چگونگی جذب جوانان به نماز.

۳)جوان در برابر تحمیل تجربه بزرگسالان به او، حساس و موضع گیر است، بنابراین آنان باید به جای تکرار واگویی تجربه های خود خواستار دریافت یافته هایی از تجربه های جوان و بحث و گفت وگو پیرامون آن باشند.

۴) تالیف و معرفی کتب سودمند که مورد علاقه جوانان نیز باشد.

۵) بررسی و شناخت عوامل جاذبه و دافعه و به کارگیری آنها.

۶) پرهیز از سختگیری های بیجا و غیر منطقی.

۷) برقراری ارتباط صمیمی بین دو نهاد خانه و مدرسه و هماهنگ نمودن روش های تربیتی در این دو کانون

۸) گوش دادن به سوالات دانش آموزان و پاسخ به شبهات القا شده با حضور صاحب نظران در مدرسه یا تلویزیون.

۹) هماهنگ کردن گفتار و کردار در خانه و مدرسه توسط اولیا و مربیان.

۱۰) گنجاندن آثار و اسرار نماز در کتب درسی.

۱۱) پرهیز از هرگونه برخورد قهرآمیز و اجباری یا تحکمی با جوان برای اقامه نماز.

۱۲) تنوع بخشیدن به برنامه های تبلیغاتی در مورد نماز جهت جذب سلیقه های مختلف.

۱۳) تبلیغ نماز به شیوه و روش های نوین.

۱۴) ترک شیوه های سنتی و تبهر مبلغین به علوم جدید رفتاری روانشناسی و ... .

۱۵) آموزش صحیح خانواده با کمک گیری از رسانه های گروهی.

۱۶) توجه به معنویت در تمام اجزای نظام.

۱۷) تنزل سطح اقتصادی و معشیتی مسوولین جهت مقبولیت در میان جوانان و نوجوانان به خاطر توجه به سخنان آنها.

۱۸) ساخت مساجد و نمازخانه های مناسب با توجه به شرایط روز و روحیات جوان.

۱۹) بهره گیری از روش های علمی، خصوصا از طریق تکریم و تشویق نوجوانان و جوانان.

۲۰) انطباق علم و عمل و رفتار و کردار مسوولین و مبلغین دینی.

۲۱) در کتب درسی به مبانی علمی نماز توجه شود.

۲۲) تشکیل جلسات مستمر بین اولیا و مربیان جهت همسو کردن امر تربیت در محیط خانه و مدرسه.

۲۳) مبلغ دین باید آگاه ، مقبول و آراسته به صفاتی باشد که نوجوان را قانع کند.

۲۴) استفاده از فیلم، تمثیل و ادبیات غنی جهت تشویق دانش آموزان به نماز.

۲۵) استفاده از هنر برای ترسیم زیبایی دین.

نویسنده : اکبر رضائی پور