زنان در قرآن, سنت و تفسیر

موضوع این کتاب, پژوهش درباره زنان مورد اشاره در قرآن و سنت اسلامی, و مسائل حقوقی مربوط به نقش و جایگاه اجتماعی ایشان در فرهنگ اسلامی است

موضوع این کتاب، پژوهش درباره زنان مورد اشاره در قرآن و سنت اسلامی، و مسائل حقوقی مربوط به نقش و جایگاه اجتماعی ایشان در فرهنگ اسلامی است. کتاب حاوی دو بخش اصلی است: بخش نخست به بررسی چهره زنان معروف در تاریخ انبیای پیش از اسلام چون حوا، همسران نوح، لوط و ابراهیم، زلیخا، زنان مورد اشاره در زندگی موسی، بلقیس و مریم می پردازد و سیمای ایشان را از درون قرآن، سنت و تفاسیر اسلامی می جوید. بخش دوم به موضوع همسران پیامبر اختصاص دارد و پس از جستاری در مفهوم امهات المؤمنین در قرآن و سنت، سرانجام به بررسی مسائل بحث انگیز زنان در قرآن و سنت از منظر متفکران جدید مسلمان می پردازد.

مؤلف این کتاب، خانم باربارا استواسر، استاد زبان عربی در دانشکده ادبیات عرب دانشگاه جرج تاون در آمریکا است. وی در فاصله سال های ۱۹۹۳_ ۱۹۹۹ مدیر مرکز مطالعات معاصر عربی در همین دانشگاه بود و به مدت دو سال (۱۹۹۸ و ۱۹۹۱) نیز ریاست انجمن مطالعات خاورمیانه بر عهده داشته است. علاوه بر عضویت در انجمن های مختلف در حوزه مطالعات اسلامی، زنان و خاورمیانه، از جمله سرویراستاران دو مجله مهم خاورشناسی به نام های جهان اسلام و مجله خاورمیانه است. و فوق لیسانس خود در رشته مطالعات خاورمیانه از دانشگاه کالیفرنیای آمریکا و دکتری خویش را در مطالعات تطبیقی اسلامی و سامی از دانشگاه مونستر دریافت کرده است. از وی به جز این کتاب و مقالاتی متنوع در مجله های آمریکایی، آلمانی، عربی و ترکی، کتاب دیگری با عنوان The Islamic Impulseمنتشر شده است. مرکز مطالعات معاصر عربی (CCAS) نیز به تازگی کتابی از وی با عنوان:

▪ A Time to Reap; Thoughts on Calendars and Mellennialism

منتشر کرده است که مؤلف در آن، نحوه تکامل تاریخی اسلام، مسیحیت و یهودیت را بررسی می کند.

عناوین هر یک از فصول کتاب حاضر به ترتیب زیر است: قرآن و پیامبران خداوند; حوا; همراهان نوح و لوط; زلیخا; زنان پیرامون قصه موسی; بلقیس، ملکه سبا; مریم; امهات المؤمنین در قرآن; امهات المؤمنین در حدیث; تفاسیر و برداشت های جدید اسلامی.

پیشگفتار کوتاه کتاب حاوی گزارشی از سابقه علاقه مؤلف به موضوع کتاب و نیز سپاسگزاری وی از شمار بسیاری از پژوهشگران مسلمان و غربی است که وی را به گونه ای در تألیف کتاب یاری رسانیده اند. پس از آن، مولف در مقدمه دغدغه های اصلی خویش در کتابش را در این پنج نکته مطرح می کند:

۱) نقل و روایت قرآن از قصه زنان یاد شده در کتاب مقدس از نظر ماهیت، فضا، مضمون، باورهای کلامی، آموزه های اخلاقی و مانند آن عمیقاً اسلامی است;

۲) مطالب مربوط به کتاب مقدس در تفاسیر اسلامی از اهمیت بسیار برخوردارند و به خوبی نشان می دهند که مفسران اولیه چگونه و تا چه اندازه این بخش ها را اسلامی وانمود کرده اند;

۳) تفاسیر اسلامی از آن جهت بسیار با ارزش اند که تمام بحث و جدل های عالمان مسلمان بر سر مسائل سیاسی و اجتماعی را در خود ثبت کرده اند;

۴) نه تفسیر و نه هیچ یک از متون دیگر علوم قرآنی را نمی توان به معنای تجزیه و تحلیل امروزی، «تفسیر» دانست. به بیان ریچارد مارتین این مطالب عمدتاً شرح و بسط قرآن اند و به معنای نقد ادبی امروز ]در حوزه کتاب مقدس[ حوزه نیازمند (تفسیر)اند;

۵) باورهای دینی بر دو دسته اند: یکی اندیشه های وحیانی که عیناً به صورت حقایقی دینی حفظ و منتقل می شوند، و دیگری اندیشه های تفسیری که به صورت شرح و بیان از سوی مؤمنان ارائه می شوند (و غالباً به صورت رسوم و شعایر در می آیند). از آنجا که به دلیل اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی در هر عصر و هر مکان، این دو دسته باور دینی به شدت با یکدیگر پیوند خورده اند، دشوارترین پرسش، بحث در تفاوت میان اندیشه وحیانی و اندیشه تفسیری خواهد بود.

مؤلف در هر یک از فصول با توجه به پنج نکته پیش گفته، ابعاد مختلف کلامی، فقهی، اجتماعی و تاریخی قصه هریک از زنان اشاره شده در قرآن را در لابه لای تفاسیر قدیم و جدید اسلامی جستجو می کند و همین روش را در بررسی موضوع همسران پیامبر از نظر قرآن و حدیث پی می گیرد. در این بخش وی بیش از همه به خدیجه، عایشه و زینب بنت جحش و ماجرای طلاق او از پسر خوانده پیامبر، یعنی زید می پردازد و نیز مسأله حجاب در آیات قران را _ که در اصل به همسران پیامبر فرمان داده شده است _ در تفاسیر قدیم و جدید بررسی می کند.

از جمله نکات گفتنی تقسیم بندی خاصی است که مولف در تفاسیر جدید اسلامی، از نیمه دوم قرن بیستم به این سو انجام می دهد. این تقسیم بندی شامل سه گرایش تجدد طلبانه، سنت گرایانه و بنیاد گرایانه است. شیخ محمد عبده، فضل الرحمان و محمود محمد طه در دسته اول; عالمان رسمی الازهر چون محمد متولی العشراوی و نیز یوسف قرضاوی در دسته دوم; و سید قطب و پاره ای از اخوان المسلمین متأخر در دسته سوم جای می گیرند.

از جمله ضعف های عمده کتاب، عدم شمول و جامعیت آن در منابع قدیم و جدید اسلامی است. منابع کهن مؤلف تنها شامل کتب روایی و تفاسیر مفروف اهل سنت چون تفسیر طبری، زمخشری، فخر رازی، جلالین، بیضاوی، ابن کثیر، قصص الانبیاء کسائی، صحیح بخاری، سیره ابن اسحاق، طبقات ابن سعد می شود. هم چنین مؤلف در رجوع به منابع جدید، بیشتر از هر جا، مفسران و نویسندگان مصری چون شیخ محمد عبده، رشید رضا، سید قطب، محمد حسین هیکل، عایشه بنت الشاطی، محمدالبهی، عباس محمود عقاد، محمد متولی الشعراوی را در نظر داشته است و به ندرت به آثار کسانی چون ابوالاعلی مودودی، آفتاب حسین، فضل الرحمان (از پاکستان)، محمود و محمد طه و عبدالله احمد النعیم (از سودان) و یوسف قرضاوی (از قطر) اشاره کرده است. وی با آن که حتی به آثار فمینیست های مسلمان جهان عرب چون لیلا احمد و فاطمه مرنیسی رجوع می کند، از هیچ یک از مفسران قدیم و جدید شیعی و نیز هیچ یک از نویسندگان جدید ایرانی یا ترک زبان نامی نمی برد. میراث کهن شیعی که در آن زنان بزرگی چون فاطمه و زینب علیها السلام نقش بسیار مهمی ایفا می کنند و نیز دیدگاه های متأخر نویسندگان شیعه یا فارسی زبان ایران درباره جایگاه زن در اسلام، همگی در این کتاب مغفول مانده اند.

۱- گلستان قرآن، ش ۱۲۴.

زنان در قرآن، سنت و تفسیر آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۴.ix +۲۰۶ ص.