مفهوم و ارکان توبه :

توبه، به معنای بازگشت از گناه است ؛ ولی در آیات و روایات، توبه به خداوند نیز نسبت داده شده و یکی از نام های او «تواب» است. در این صورت ، توبه به مفهوم بازگشت خدای متعال از غضب خویش به رحمت است.

حقیقت توبه دارای سه رکن است :

۱) علم به معنای شناخت اهمیت زیان های ناشی از گناهان و درک این که هر گناهی ، حجاب میان بنده و خدا است. هنگامی که بنده این حقیقت را به خوبی بفهمد ، حالتی در او به وجود می آید

۲) توبه به شمار می رود و به موجب آن قلب او به دلیل از دست دادن محبوب خود ناراحت می شود

۳) توبه آنجاست که می داند عمل او سبب از دست دادن محبوب واقعی شده است. از این رو در صدد جبران آن برمی آید. بعضی از علمای اخلاق از این حالات سه گانه به انقلاب روحی تعبیر می کنند و می گویند توبه بروز نوعی دگرگونی در روح و جان آدمی است که او را وادار به تجدیدنظر در برنامه های خود می کند. خداوند در قرآن از این تغییر حالت که بازتاب اجتماعی نیز خواهد داشت به «تغییر درونی» یاد می کند؛ (یغیر ما فی انفسهم) (۱)

بزرگ مربی اخلاق حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند : «حقیقت توبه رجوع از احکام و تبعات طبیعت ، به سوی احکام روحانیت و فطرت است، چنانچه حقیقت انابه، رجوع از فطرت است و روحانیت، به سوی خدا و سفر کردن و مهاجرت کردن از بیت نفس به سرمنزل مقصود. پس منزل توبه، مقدم بر منازل انابه است» (۲)

دلایل وجوب توبه :

در آیات قرآن بارها به وجوب توبه اشاره شده که در ادامه بحث به آن خواهیم پرداخت و روایات اسلامی نیز به مسئله وجوب و فوریت توبه پرداخته است ازجمله اینکه امام علی (ع) به فرزندشان امام حسن (ع) فرموده است :

«اگر مرتکب گناهی شدی، هرچه زودتر آن را به وسیله توبه محو کن» (۳)

البته باید توجه داشت که امام معصوم هرگز مرتکب گناه نمی شود و دراین جا منظور تشویق دیگران به توبه و بیان اهمیت آن است. و درروایت دیگر ، حضرت رسول(ص) خطاب به ابن مسعود می فرمایند :

«ای ابن مسعود گناه را مقدم مکن و توبه را مؤخر نینداز بلکه توبه را مقدم کن و گناه را عقب بینداز» (۴)

همچنین حضرت علی (ع) از پیامبراکرم (ص) نقل نموده که :

«کسی که توبه را دربرابر هجوم اجل به تأخیر بیاندازد ، دربرابر بزرگ ترین خطر قرار می گیرد» (۵) یعنی عمرش درحالی به پایان می رسد که هنوز توبه نکرده است.

حدیث چهارم ، روایتی است که امام علی بن موسی الرضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرموده که :

«چیزی نزد خدا محبوب تر از زن یا مرد با ایمانی که توبه کند نیست» (۶)

تعابیری از این دست درلسان روایات می تواند دلیلی بروجوب توبه و فوریت آن باشد.

علاوه بر این احادیث ، دلیل عقلی روشنی بر وجوب توبه داریم ؛ زیرا عقل حکم می کند که باید دربرابر عذاب یقینی یا احتمالی خداوند وسیله نجات فراهم کرد و با توجه به این که توبه بهترین وسیله نجات است ، عقل آن را واجب می شمرد.

با عنایت به اینکه تمامی علمای اسلام بر وجوب توبه اتفاق دارند می توان گفت که ادله اربعه (قرآن، سنت، عقل، اجماع) بر وجوب توبه دلالت می کند و این وجوب هم به نحو فوری است ؛ چرا که مقتضای ادله چهارگانه وجوب فوری است.

ماهیت قبولی توبه :

علمای اسلام اتفاق نظردارند که چنانچه توبه جامع شرایط باشد درپیشگاه خداوند مقبول است. آیات و روایات به وضوح براین مطلب دلالت می کند ، ولی دراین ماهیت قبولی توبه عقلی است یا نقلی ، بحث های مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند ، سقوط عذاب و مجازات های الهی بعد از توبه جنبه تفضل دارد ؛ یعنی خدا می تواند بعد ازتوبه ، گناه بنده اش را نبخشد. برخی دیگر معتقدند ، سقوط عذاب به وسیله توبه واجب و لازم است و حتی عدم پذیرش بعد از توبه مجرم ، زشت و ناپسند است و خداوندحکیم کار قبیح نمی کند.

دراین بحث ممکن است نظر سومی مطرح شود و آن این که لزوم قبولی توبه امری عقلایی است ؛ یعنی اگر چه عقل ، پذیرش توبه گنهکار را واجب و لازم نمی شمرد ، ولی بنای عقلای جهان براین است که اگر کسی کار خلافی انجام داد و بعد درمقام عذرخواهی برآمد وتمام سوء عمل خود را جبران نمود ، عذر او را می پذیرند و اگر چنین توبه ای پذیرفته نشود خارج از موازین انسانیت و اخلاق شمرده می شود. بی شک خدای قادر و بی نیاز از هر کس و هر چیز سزاوارتر است که در این گونه موارد توبه و عذرخواهی توبه کاران را پذیرا باشد.

به بیان دیگر ، خداوند از عبادات و طاعات بندگان بی نیاز است و تمام تکالیف الهی برای تکامل و تربیت بندگان است ، چنان که درباره حج می خوانیم :

«لیشهدوا منافع لهم ، (۷) مردم مامور به زیارت خانه خدا هستند تا از منافع مادی و معنوی آنان بهره مند شوند»

آیات دیگری نماز را سبب دوری از منکرات ، روزه را سبب تقوا و زکات را مایه پاکی فرد و جامعه از رذایل شمرده است و به همین ترتیب همه تکالیف الهی اسباب سعادت انسان و نیل به مقام عبودیت محسوب می شوند ، همان سعادتی که هدف اصلی آفرینش انسان می باشد : «جن و انس را خلق نکردیم مگر برای عبادت پروردگار» (۸)

بنابراین ، عدم پذیرش توبه با فلسفه خلقت انسان منافات دارد و چون هدف از تکالیف و طاعات ، تربیت و تکامل انسان بوده و عدم پذیرش توبه به این هدف متعالی ضربه می زند ، عقل انسان حکم می کند که خداوند حکیم هیچگاه نقض غرض نمی نماید توبه آدمی را می پذیرد.

استثنائات قبولی توبه :

توبه گستره عامی دارد و به گناه یا گناهان خاص ، شخص یا اشخاصی معین اختصاص ندارد ، بنابراین وقتی سخن از توبه می رود ، توبه از تمام گناهان و نسبت به همه اشخاص و در هر عصر ومکانی است.

اگر توبه با شرایط آن صورت بپذیرد، مقبول درگاه الهی خواهد بود. تنها استثنایی که در این باره وجود دارد، زمانی است که انسان در آستانه مرگ به فکر توبه بیفتد. در این حالت توبه او پذیرفته نیست ، چرا که در آن زمان در های توبه بسته شده و اگر کسی در این حال توبه کند، توبه او اضطراری است، نه توام با میل و رغبت.

قرآن کریم می فرماید هنگامی که فرعون و لشگریانش وارد مسیر خشکی دریا شدند، ناگهان آب فرو ریخت و فرعون در حال غرق شدن گفت : «و ایمان آوردم که هیچ معبودی جز آن کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند نیست و من از مسلمین هستم» (۹)

که بی درنگ جواب شنید :

«آلان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین ، حالا ایمان می آوری ، در حالی که قبلا عصیان کردی و از مفسدان بودی»

به همین دلیل در مورد حدود اسلامی نیز آمده است که توبه شخص مجرم بعد از دستگیر شدن و گرفتاری در چنگال عدالت پذیرفته نیست ، چرا که این گونه توبه ها از روی اضطرار و ناچاری است.

برخی چنین پنداشته اند که توبه در سه مورد پذیرفته نیست :

اول، در مورد شرک و بت پرستی ، چرا که قرآن می فرماید : « خداوند شرک را نمی بخشد و پایین تر از آن را برای هر کسی بخواهد و شایسته بداند می بخشد.» (۱۰) اما این سخن ، سخن صحیحی نیست ، زیرا که در این آیه ، بحث از توبه نیست ، بلکه سخن از عفو بدون توبه است ، بدیهی است تمام کسانی که در آغاز اسلام از شرک توبه کردند و مسلمان شدند توبه آنان قبول می شود ولی اگر مشرک توبه نکند و با حال شرک از دنیا برود ، مشمول غفران الهی نخواهد شد.

بنابراین توبه سبب آمرزش تمام گناهان حتی شرک نیز خواهد شد.

دومین و سومین موردی که به گمان عده ای از استثنائات قبولی توبه به شمار می رود ، توبه بعد از گذشت زمانی طولانی از انجام گناه و یا توبه از گناهی که از روی عناد و لجاجت صورت پذیرفته و نه جهل و بی خبری.

اطلاق و یا دلالت آیات و روایات توبه به روشنی این دو نظر را نیز مردود می داند و در قبولی یا رد توبه ای که با شرایط تحقق یافته ، گذشت زمان و یا عناد و لجاجت شخص هیچ گونه دخالت و تاثیری ندارد ، چنان که رسول اکرم (ص) توبه درهر زمانی را روا دانسته و فرموده اند :

«که هر کس یک سال قبل از مرگش توبه کند خدا توبه او را می پذیرد، سپس فرمود یک سال زیاد است ، کسی که یک ماه قبل از مرگش توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد. سپس فرمود : یک ماه هم زیاد است ، کسی که یک جمعه قبل از مرگش توبه کند ، خداوند توبه او را می پذیرد. باز فرمودند : یک روز زیاد است ، کسی که یک ساعت قبل از مرگش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد ، سپس افزود یک ساعت هم زیاد است. کسی که قبل از این که جانش به گلو برسد توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد.

پاسخ به یک سؤال :

آیا ممکن است انسان از بعضی گناهان توبه کند ، در حالی که مرتکب گناهان دیگری می شود ؟

مثلا شخصی هم شرب خمر می کند و هم به غیبت می پردازد ، سپس تصمیم می گیرد شرب خمر را ترک کند در حالی که نسبت به غیبت چنین تصمیمی ندارد ؟

برخی از علمای اخلاق در پاسخ به این سؤال می گویند : توبه باید جنبه عمومی و همگانی داشته باشد و انسان از تمام گناهان توبه کند چرا که هر گناهی به مخالفت با پروردگار بازگشت می کند. ولی حق مطلب این است که تبعیض در توبه اشکالی ندارد ، چرا که ممکن است انسان از گناهی بیشتر بترسد و از عواقب شوم آن آگاه تر باشد و به همین جهت، از آن گناه توبه کند در حالی که مرتکب گناهان دیگری که قبح و مجازاتش کمتر است بشود ، توبه اکثر توبه کنندگان این گونه است و هرگز شنیده نشده که پیامبر اسلام (ص) یا ائمه علیهم السلام یا عالمی از علما چنین توبه ای را بی اعتبار و بی فایده بشمارد.

شیوه های تداوم توبه :

توبه و بازگشت از گناهان باید استمرار داشته باشد و هر زمانی خطایی از انسان سر زد ، بلافاصله به سراغ توبه رود تا ریشه های وسوسه را از ضمیر خود برکند و به اصلاح نفس خویش قیام نماید. آدمی از هر گناهی که توبه می کند ، باید کمال مراقبت را به خرج دهد تا توبه خود را نشکند و بر پیمان خود در پیشگاه الهی باقی بماند.

به تعبیر دیگر اگر هنوز انگیزه هایی از گناه در وجود انسان به چشم می خورد با آن به مبارزه برخیزد و جهاد با نفس را سرلوحه زندگانی خویش قرار دهد تا در صف تائبان و مجاهدان حق قرار گیرد. اما شیوه هایی را که برای استمرار بخشی به توبه و استمرار آن در ترک گناهان می توان ارائه کرد ، عبارت است از :

۱) جدا شدن از محیط گناه و عدم شرکت در مجالس معصیت. توبه کار در آغاز امر آسیب پذیر است و همانند بیماری می ماند که تازه از بستر بیماری برخاسته، و اگر در محل های متعفن و آلوده قدم بگذارد، بیماری او مجددا برمی گردد.

۲) باید در معاشرت های خود تجدیدنظر کند و از دوستانی که در گذشته او را به انجام گناه تشویق می کردند، فاصله بگیرد.

۳) هرگاه وسوسه و انگیزه گناه در او پیدا شد، به ذکر خدا روی آورد که: «ذکر خدا مایه آرامش دلهاست». (۱۱)

۴) همواره به آثار زیانبار گناه بیندیشد و به عواقب چنین اعمالی توجه داشته باشد.

۵) مطالعه داستان های گذشتگان و کسانی که بر اثر گناهان مختلف گرفتار مصائب دردناک شدند، و نیز دقت نظر در حالات پیامبران الهی علیهم السلام که دچار ترک اولی شدند می تواند بسیار مفید و اثر بخش باشد و انسان را به توبه وادارد و در مسیر حفظ آن و عمل به تکالیف دینی یاری رساند.

سید محمودرضا مقدس

۱- رعد (۱)

۲- چهل حدیث

۳- بحار الانوار ج ۴۷-ص ۰۱۲- میزان الحکمه - محمدی ری شهری- ج ۱- ص ۴۴۳

۴- بحار الانوار- ج ۴۷- ص ۴۰۱ و ۵۰۱

۵- مستدرک الوسایل- محدث نوری- آل البیت، ج ۱۲ -ص ۰۳۱

۶- وسایل الشیعه- ج ۶۱- ص ۵۷

۷- سوره - حج- آیه ۸۲

۸- سوره ذاریات- آیه ۶۵

۹- یونس-۹۰

۱۰- نساء- ۸۴

۱۱- سوره رعد- آیه ۸۲