نگرش انسان سازی که در آثار معنوی عالمان ربانی و کاملاً روحانی به چشم می خورد، منطبق نمودن آیات فقهی و اجتماعی قرآن کریم با مفاهیم معنوی و حقایق ژرف عرفانی است؛ به بیان دیگر، عرفان اصیل اسلامی در تمامی آیات قرآن جلوه ای دلگشا دارد و احکام شرع مقدس و لطایف عرفان ناب به زیبایی تمام درهم تنیده اند و لازم و ملزوم یکدیگرند؛ آن یک، سرای دنیا را براساس قوانین الهی بنا می کند و این یک، سرای آخرت را بر مبنای عقاید حقه می سازد. آری، شریعت، مزرعه حاصل خیزی است که بذر معارف را به نیکویی در خود می پرورد و سعادت دنیا و آخرت را به انسان ارزانی می دارد.

اساسا یکی از ابعاد اعجازگونه قرآن کریم، هماهنگی و همسویی ظاهر و باطن آیات آن است؛ چنان که در اندیشه متعالی اهل معرفت، نشانه حقانیت تاویل و برداشت های معنوی از آیات، هماهنگی آن با تفسیر و احکام ظاهری آیات می باشد۱. در این نوشتار، کوشیده ایم تا آیه ۳۴ و ۳۵ سوره مبارکه توبه (آیه کنز) را از این منظر(۲) بکاویم و لطایف ظاهری و باطنی مفهوم «کنز» را با توجه به آرای معرفتی مرحوم آیت الله شاه آبادی(ره) به تصویر کشیم.

اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

مفهوم لغوی و فقهی کنز

«کنز» در لغت به معنای گنجینه است. ۳ در قاموس قرآن آمده است که مراد از «کنز»، گنج و مال اندوخته است۴. از نظر فقهی نیز به هر مالی که حقوق الهی آن، همچون زکات، پرداخت نشده باشد، «کنز» می گویند۵. صاحب بیان المعانی در این باره نوشته است: «همانا خداوند چنین مالی را کنز (گنج) نامید؛ زیرا صاحبان آن، حق الهی را در مورد آن ادا نکردند. هر مالی که چنین باشد، کنز (گنج) نامیده می شود.»۶

تفسیر رهنما نیز در این باره آورده است: «و برای آن، اموال ایشان را کنز خواند که زکات آن ها را نداده بودند و در راه خیر نفقه نمی کردند.»۷ و یا در حدیث نبوی می خوانیم: «کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز؛۸ هر مالی که زکاتش پرداخت شود، گنج نیست.»

از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «زمانی که قائم ما قیام کند، بر هر صاحب مالی، استفاده از اموال پنهانش (کنز» را حرام می کند، مگر این که آن را آشکار سازد (در معرض استفاده دیگران قرار دهد و واجبات آن را بپردازد). پس آن حضرت از این اموال در راه مبارزه با دشمنانش بهره می برد. و این، همان کلام حق تعالی است که در کتاب خویش فرموده: و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به مجازاتی دردناک بشارت ده.»۹

بنابراین، قرآن کریم و روایات شریف اسلامی بر حرمت گنجینه ساختن یا پنهان نمودن طلا و نقره و یا هر مالی که حقوق الهی در آن وجود دارد و باید آن را ادا کرد، دلالت دارند و به انفاق آن ها در راه خدا دستور داده اند۱۰. پس آن که دل به محبت اموال دنیا بسپارد و قلب خویشتن را از تعلق زر و سیم پر سازد و از پرداخت حقوق واجب الهی همچون خمس و زکات سر باز زند و از انفاق و کمک به محرومان و مستمندان جامعه روی گرداند، در سرای آخرت به جای همنشینی با نیکان و صالحان در جنت نعیم مقربین، همنشین همان چیزی خواهد شد که در دنیا دل به محبت آن بسته بود و این گونه، رنگ سعادت را نخواهد دید و اموال و ثروت دنیا که وسیله آزمایش بندگان و ابزار نیل به سعادت دنیوی و اخروی است، موجبات هلاکت و شقاوت او را فراهم خواهد ساخت. رسول خدا(ص) فرمود: «طلا و نقره، پیشینیان شما را به هلاکت افکند و این دو، هلاک کننده شما نیز هست»۱۱.

از این رو، آیت قرآنی «قد أفلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود ببخشد»۱۲، برای کسی مصداق خواهد یافت که اموال خویشتن را به برکت انفاق در راه خدا و ادای دیون الهی، پاک و تطهیر نموده است. بدیهی است وقتی مال انسان طهارت یافت، اساسی ترین امر زندگی او اصلاح شده و در واقع، زیربنای یک زندگی سالم و معنوی پی ریزی گردیده است. قرآن کریم تصریح می کند که پرداخت حقوق مالی و انفاق در راه حق تعالی، سعادت انسان را تضمین می کند و منظور آیه فوق (قد أفلح من تزکی) سعادت در دنیا و آخرت است.

مفهوم شناسی عرفانی کنز از منظر آیت الله شاه آبادی

آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی(س)، در کتاب گرانقدر خویش، شذرات المعارف، با استفاده از آیات و روایات به توضیح یک حدیث قدسی پرداخته اند. در این روایت نبوی، حق تعالی فرموده است: «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف؛۱۳ من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.» مرحوم شاه آبادی(س) از حدیث قدسی مذکور ده اشاره لطیف عرفانی برداشت نموده اند۱۴ که به تناسب بحث، برخی از اشارات ایشان را بررسی می کنیم.

در اندیشه معنوی این فقیه عارف پیشه، ذات حق تعالی عین دارایی است (والله الغنی و أنتم الفقراء)۱۵ و دارایی او به نحو بساطت است. از این دارایی بسیط، به گنج (کنز) تعبیر شده است. از این رو، مراد از «کنز» در حدیث قدسی، دارایی و غنای حق تعالی به شکل بساطت و مطلق است؛ یعنی خداوند در غنا و دارایی خویش به کسی یا چیزی متکی نیست و بالذات، غنی و بی نیاز است.

ایشان در تبیین ویژگی «مخفی» بودن این کنز می نگارد: «حق متعال از جهت وحدت و دوری از کثرت، مخفی است و آنچه باعث شد این گنج نهفته تجلی نماید، حب ذات به شناخته شدن در آینه وجود بود و مقصود اصلی حق نیز، استظهار یا اظهار کمال و جمال خود بوده است.»

در پایان، ایشان اشارات مذکور را بر بحث (شکر حق ذات خود را» تطبیق می دهد؛ چه این که شکر به بیان قرآنی «والله شکور حلیم»،۱۶ از صفات الهی است و حق تعالی آن صفت را به بندگان خویش نیز موهبت نموده تا متخلق به صفت شکر گردند۱۷.

مرحوم شاه آبادی(س) در ادامه تبیین این روایت شریف می فرماید: «کنت کنزاً مخفیاً، بیانگر علم حق است به دارایی ذاتی و اسمایی خود، و فأحببت أن أعرف، نشانگر حب ذات است به ظاهر ساختن کمالات خویش، و فخلقت الخلق لکی أعرف، دلالت بر ثنای حق می کند بر دارایی خود که این ثنا، همان عطا و فیض و ظهور و اظهار کمالات خویش است و این، معنای شکرگذاری حق است.»

ایشان بعد از بیان این حقایق نغز می فرماید: «و ا ز این جا معلوم می شود که ثنای دارایی، دهندگی است. پس چون غنی قیام به دهندگی کند، ثنای دارایی نموده و متخلق به خلق حق باشد و مظهر او گردد و هرگاه قیام به عطا نکند، کفران دارایی نموده است، و الزم عطایا، قیام به واجبات مالی و دادن حقوق الهی است.»۱۸

در فراز پایانی این سخن ایشان روایت قدسی مزبور را که آکنده از لطایف عرفانی است، به یک موضوع فقهی همچون پرداخت واجبات مالی و ادای حقوق الهی در اموال مرتبط می سازد و بخشندگی و پرداخت دیون مالی را نشانه تخلق انسان به خلق و خوی خداوند می داند؛ به بیان دیگر، اگر آدمی می خواهد آینه دار گنج الهی و مظهر اسما و صفات حق تعالی باشد، باید شکر دارایی خویش را با عطا و بخشش به جای آورد.

قرآن کریم در وصف کسانی که دیگران را از مواهب الهی و دارایی خود محروم می سازند و در واقع، کفران نعمت حق می کنند، می فرماید: «ولا یحسبن الذین یبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و لله میراث السماوات و الارض والله بما تعملون خبیر؛۱۹ و کسانی را که زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردناک نوید ده. روزی که آن را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید، پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»

اما همین مال، اگر در مسیر انفاق به نیازمندان مصروف گردد و واجبات الهی اش پرداخت شود، وسیله سعادت آدمی می شود؛ «قد افلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود بخشد.» به همین جهت است که آیت الله شاه آبادی(س) مقصود از حقیقت کنز را با توجه به روایات این باب، حب قلبی به دنیا و تعلق به زخارف آن می دانند که مراتب مختلف یا شدت و ضعف دارد. همین حب قلبی است که منشأ معاصی و یا ترک واجبات مالی می گردد۲۰ و در این اکتناز قلبی (محبت و تعلق قلبی به مال و منال دنیا)، تفاوتی میان ثروتمند و فقیر نیست. از این رو، دارای غیر محب (ثروتمند وارسته از مال دنیا)، مکتنز نیست، همچون بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)؛ اما فقیر محب (مستمند وابسته به مال دنیا)، مکتنز است.

در اعتقاد آیت الله شاه آبادی بر انسان که شایستگی مقام خلیفه اللهی را دارد، بایسته است که به جای اکتناز مال، به اکتناز (محبت قلبی) حضرت رحمان و اولیای بزرگوارش همت گمارد۲۱ و بداند که چنانچه در این سرای فانی، اموال خویش را صرفاً وسیله وجاهت و آسایش خود قرار دهد، در آن سرای باقی که «یوم تبلی السرائر»۲۲ است، با داغ شدن پیشانی اش مفتضح می شود و با داغ شدن پهلو و پشت، از او سلب آسایش و راحتی می گردد؛ ۲۳ چنان که در آیه ۳۵ توبه آمده است: «... روزی که آن (زر و سیم) را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ کرده ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید. پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»

به اشارت لطیف روایت نبوی «حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات»،۲۴ کسی که در این سراچه ظاهری و عالم شهود، به آسایش دنیوی و لذایذ فناپذیر آن دل خوش دارد و از پرداخت حقوق مالی خود عصیان ورزد، در سرای باطن و عالم غیب، گرفتار آتش دوزخ است و این عمل او به شکل اژدهایی جلوه می کند که اعضا و جوارحش را که در دنیا سال ها از لذایذ اموال کنزی آمیخته با حقوق فقرا استفاده کرده بود قطعه قطعه می سازد و در واقع، حقیقت این اکتناز مالی، آتشی است سوزنده که بر قلب اسیر و زنگار گرفته اش زبانه می کشد؛ «ویل لکل همزه لمزه ¤ الذی جمع مالا وعدده¤ یحسب ان ماله اخلده¤ کلا لینبذن فی الحطمه ¤ و ما ادراک ماالحطمه ¤ نارالله الموقده¤ التی تطلع علی الافئده ؛۲۵ وای بر هر بدگوی عیبجوی، آن که مالی فراهم کرد و بر شمرد، می پندارد که مالش او را جاوید کند، چنین نیست ] که می پندارد[؛ حتماً در آتشی شکننده افکنده شود. و تو چه می دانی آتش شکننده چیست؟ آتش برافروخته الهی است؛ آتشی که بر دل ها افتد و زبانه کشد.»

در روایت آمده است که وقتی محمدبن مسلم از امام صادق(ع) درباره معنای آیه «سیطوقون ما بخلو به یوم القیامه »۲۶ پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «هر کس از پرداخت زکات خودداری کند، خداوند این عمل او را به صورت اژدهایی از آتش، ظاهر سازد که بر گردن او قلاده گردد و گوشت او را پاره کند تا زمانی که از محاسبه فارغ شود. و این، همان معنای کلام خدای متعال است که فرمود، زود باشد که آنچه بخل ورزیده اند، در روز قیامت طوق گردنشان شود.»۲۷

در سطور فوق به وضوح مشاهده نمودید که عالم ربانی، حضرت آیت الله شاه آبادی(س) از یک حدیث قدسی که صبغه عرفانی و معنوی دارد، استفاده اجتماعی می کند و آن را با یک موضوع فقهی که پرداخت واجبات مالی مانند خمس و زکات است، مرتبط می سازد و این چنین، روح عرفان را در کالبد فقه و زندگی انسان می دمد و مسائل شرع مقدس را با حقایق عالم اعلا مرتبط می سازد.

آری، حق تعالی ذات غنی مطلق است و در کمال دارایی و غنا است و زیبایی ثروت، به دهندگی و بخشش آن است. از این رو، خداوند متعال علاوه بر این که غنی مطلق است، غنی ستوده و زیبا نیز هست؛ «و اعلموا ان الله غنی حمید»؛۲۸ یعنی ثروتمندی است که اهل بخشش و کرامت است؛ چرا که بخشندگی، زینت ثروت است۲۹. پس ثروتی از آلایش دنیا تطهیر می یابد که صاحب آن مال، زکات و خمس آن را داده باشد و یا به برکت صدقه در راه حق و حقیقت و صرف مشروع و معقول اموال خویش در راه خداوند، آن را تزکیه نموده باشد. همچنان که خداوند از کنز مخفی ظهور یافت تا در مرآت وجود، خود را بنمایاند و بشناساند، انسان نیز باید به منظور نیل به مرتبت خلیفه اللهی، اموال خویش را پنهان نسازد و آن را در معرض استفاده نیازمندان قرار دهد و پرده بخل و خودخواهی را از ثروت خود برگیرد و با اقتدا به ذات الهی آن را جلوه بخشد تا روح و روانش تزکیه یابد و در دنیا از لطف و عنایت ربوبی بهره مند شود و در آخرت از سعادت و رستگاری حظی وافر ببرد؛ چنان که بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)، با مصرف ثروت خویش در راه اعتلای دین و معنویت و پاسداشت رسول مکرم اسلام(ص)، شرافت مادری برترین و بهترین زنان عالم، حضرت فاطمه اطهر(س) را نصیب خود نمود و والاترین گوهر هستی را در صدف وجود خویشتن پرورش داد.

همان گونه که حق تعالی به سبب اعطای کنز پنهان خویش و نمایان ساختن آن، شناخته گردید، از رهگذر انفاق اموال و بخشش و مجاهدت مالی در راه خدا و آشکار ساختن ثروت خویش برای محرومان و مستضعفان جامعه، می توان به نعمت معرفت نفس که همانا معرفت خدا است نایل شد و اساسا نشانه عارف واقعی آن است که نفس خود را شناخته و آن را از اسارت مادیات رها ساخته و از آلایش دنیا پاک نموده است؛ «العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها.»۳۰

به بیان دیگر، نتیجه بخشش، عرفان و معرفت است؛ حق تعالی در پرتو تجلیات و جلوه گری های کنز مخفی خویش، جمال و کمال خویش را در آینه وجود، خاصه در مرآت تمام نمای انسان کامل، به ظهور رساند تا شناخته شود و انسان نیز در سایه ایثار و بخشش اموال خویش، از زنگار هوا و هوس می رهد و آیینه قلبش از تیرگی حب الشهوات طهارت می یابد و حقیقت خلیفه اللهی را در وجود صیقل یافته خود به نظاره می نشیند و به زیور معرفت نفس مزین می گردد.

قرآن کریم، از یک سو، به انفاق اموال ظاهری و تطهیر آن دستور می دهد و این گونه، در اندیشه حل معضلات اجتماعی و بهبود وضع محرومان و نیازمندان جامعه در هر زمان و مکانی است و به مسلمانان نیز تعلیم می دهد که نسبت به وضع فقرا بی تفاوت نباشند و اموال خود را از طریق قانونی و شرعی در معرض استفاده نیازمندان و منافع عمومی قرار دهند و حقوق الهی موجود در دارایی خویش را بپردازند، و از سوی دیگر، در معنایی عمیق تر و آرمانی والاتر، از انسان به عنوان خلیفه الله می خواهد که اوصاف الهی خویش را ظهور دهد تا در پرتو مجاهدت به وسیله مال و نفس خویش، آینه دار گنج بی پایان ربوبی و مظهر اسما و صفات الهی شود.

آن که کنز دنیوی را پنهان نمی سازد و دل از تعلق به مال و منال دنیا می گسلد و آن را در معرض بهره مندی مستضعفان و فقیران جامعه قرار می دهد و دارایی خویش را در راه اعتلای دین و احیای کلمه الله به کار می گیرد، درواقع، اولین قدم سلوک الی الله را برداشته و از این فتنه یا ابتلای بزرگ پیروزمندانه بیرون آمده۳۱ و آن گاه توفیق آن را می یابد تا گنجینه ضمیرش که همان گوهر نفیس فطرت الله است، آشکار گردد و بر سریر خلیفه اللهی تکیه زند و به زیور کمال و جمال آراسته شود و آینه دار گنج الهی شود. چنین انسانی است که مصداقی روشن از روایت نبوی «فتخلقوا بأخلاق الله»۳۲ می گردد و خدیجه وار ثمرات روح فزای فاطمی را عاید اجتماع انسانی و اسلامی می سازد.

با توجه به آنچه گذشت می توان راز تقدم مجاهدت مالی را در قرآن بر مجاهدت نفسی دانست و اهمیت آن را به عنوان رمز گشایش ابواب باطنی انسان یادآور شد؛ زیرا محبت به دنیا، سرآمد تمام خطاها و گناهان است و آتشی است که همه نیکی ها را می سوزاند۳۳ و آن که دل به زخارف دنیا بسته، هیچ گاه نمی تواند دل به خدا و اولیای او بسپارد و جان خویش را در راه حق و حقیقت ایثار نماید؛ به دیگر سخن، بدون «سعی» در مسیر دشوار انفاق و ایثار اموال در راه خداوند، شایستگی نیل به مقام دلارای «صفا» و «مروت»، و نوشیدن از سرچشمه زلال «خیر» و «سعادت» حاصل نمی گردد و نشانه شیعیان و مومنان راستین، مجاهدت خالصانه مالی و جانی آنان در راه مستقیم پروردگارشان می باشد؛ «لکن الرسول والذین امنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون؛۳۴ ولی پیامبر و کسانی که به او ایمان آوردند، با اموال و جان هایشان جهاد کردند و همه نیکیها برای آن ها است و ایشان، همان رستگاران اند.»

علی نعیم الدین خانی

۱- تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، سیدحیدر آملی، ج ۱، ص ۲۳۲، ۲۳۸، ۲۳۹ و ۳۰۲؛ همان، ج ۲، ص .۵۱۴

۲- توبه ۳۴-.۳۵«ای کسانی که ایمان آوردید! بسیاری از دانشمندان یهود و راهیان، اموال مردم را به ناروا می خورند و ]آنان را[ از راه خدا باز می دارند و کسانی که زر و سیم را گنجینه می کنند و آن را در راه خدا هزینه نمی کنند، ایشان را به عذابی دردناک خبر ده! روزی که آن ]گنجینه[ ها در آتش دوزخ بگذارند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود اندوختید. پس ]کیفر[ آنچه را می اندوختید، بچشید!

۳- فرهنگ ابجدی، ص .۸۵۶

۴- قاموس قرآن، ج ۶، ص .۱۵۰

۵- آیات الاحکام، استرآبادی، ج ۱، ص .۳۲۴

۶- بیان المعانی، ج ۲، ص .۲۶۷

۷- ترجمه و تفسیر رهنما، ج ۳، ص .۱۵۹

۸- بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۶۱، ح .۴

۹- الکافی، ج ۴، ص ۱۳۹، ج .۸

۱۰- ر.ک: تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص .۲۱۴

۱۱- کتاب الخصال، ج ۱، ص .۴۳ ح .۳۷

۱۲- اعلی۱۴.، ترجمه عاملی؛ ترجمه مشکینی؛ ترجمه خسروی.

۱۳- بحارالانوار، ج ۸۴، ص .۱۹۸

۱۴- ر.ک: شذرات المعارف، عارف حکیم آیت الله العظمی محمدعلی شاه آبادی، توضیح و تقریر: آیت الله نورالله شاه آبادی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ۱۳۸۶ش، چاپ اول، شذره چهارم، ص ۱۳۶-.۱۵۸

۱۵- محمد۳۸.: «خداوند، بی نیاز است و شما همه نیازمندید.»

۱۶- تغابن۱۷.: «خداوند، شکرکننده و بردبار است.»

۱۷- ر.ک: ابراهیم۵.؛ لقمان۳۱.؛سبأ۱۹.؛شوری.۳۳.

۱۸- شذرات المعارف، شذره چهارم، ص .۱۵۳

۱۹- آل عمران. ۱۸۰

۲۰- امام علی(ع): «حب المال یوهن الدین و یفسد الیقین؛ دوستی مال، دین را سست می کند و یقین را فاسد می نماید.» (تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص ۳۹۶، ح ۸۳۱۶)

۲۱- ر.ک: توبه.۲۴.

۲۲- طارق۹.: «در آن روز که اسرار نهان ]انسان[ آشکار می شود.»

۲۳- در آیه ۳۵ توبه از وجاهت به «جبهه» و از راحتی به «جنب» و «ظهر» تعبیر شده است. (شذرات المعارف، شذره چهارم، ص ۱۵۷)

۲۴- بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۷۸، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج ۲، ص ۵۴۱: «اطراف و جوانب بهشت را ناراحتی ها فرا گرفته، و شهوات و هواهای نفسانی اطراف و جوانب دوزخ را فراگرفته است.»

۲۵-همزه۱.-.۷

۲۶- آل عمران.۱۸۰.

۲۷- نواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ۲۳۴، الکافی، ج ۳، ص ۵۰۴

۲۸- بقره. ۲۶۷: «بدانید خداوند، بی نیاز و شایسته ستایش است.»

۲۹- امام علی(ع): الشکر زینه الغنی، سپاس زیور توانگری است.» (تحف العقول، ص ۹۰)

۳۰- تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص .۲۳۹ ح .۴۸۴۱

۳۱- انفال. ۲۸: «واعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه و ان الله عنده اجر عظیم.»

۳۲- بحارالانوار، ج ۵۸، ص .۱۲۹

۳۳- رسول خدا(ص) فرمود: «حب الدنیا راس کل خطیئه و مفتاح کل سیئه و سبب احباط کل حسنه .» (ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۲۱)

۳۴- توبه. .۸۸