عبادت

فرمود حضرت باقر(ع):بود رسول خدا صلی الله علیه واله پیش عایشه در شب او پس گفت:ای رسول خدا چرا خودت را به زحمت می اندازی جان خود را وحال انکه امرزیده است خداوند برای تو انچه پیش بوده است از گناه تو وانچه پس از این اید؟ فرمود: ای عایشه ایا نباشم بنده ی سپاسگزار؟فرمود حضرت باقر(ع):وبود رسول خدا صلی الله علیه واله که می ایستاد بر سر انگشتهای دو پای خود پس فرو فرستاد خدا سبحانه وتعالی:طه ما انزلنا علیک القران لتشقی.(یعنی محمد یا ای طالب حق هادی ما فرو نفرستادیم بر تو قران را تابه مشقت افتی).

در حدیثی است که رسول خدا (ص)از هیچ مجلسی بیرون تشریف نمی برد مگر انکه بیست وپنج مرتبه استغفار می کرد.

سنت دوم رسول اکرم(ص)که عبارت است از سه روز روزه در هر ماه پس اخبار کثیره که بالغ بر چهل حدیث می شود در فضل ان وارد است و در کیفیت ان بین علمای اعلام خلاف است. انچه مشهور بین انها و موافق با اخبار کثیره است و عمل رسول خدا(ص) در اخر عمر و ائمه ی هدی بر ان بوده ان است که سه روز پنجشنبه ی اول که روز عرض اعمال است و چهارشنبه ی اول دهه ی دوم که روز نحس مستمر وروز نزول عذاب است و پنجشنبه ی اخر از دهه ی اخر که نیز روزه عرض اعمال است میباشد

ودر روایتی وارد است که در سابق هر وقت عذابی نازل می شد در یکی از این ایام نازل می شد. پس رسول اکرم(ص) در این ایام مخوفه روزه می گرفت.

پیامبر و بهداشت

جناب رسول اکرم (ص) اب وضو و مسواک خود را زیر سر مبارک می گذاشتند در شبها و سر ظرف اب وضو را با چیزی می پوشاندند و وقتی از خواب بیدار می شدند مسواک می کردند و وضو می گرفتند و چهار رکعت نماز می خواندند و می خوابیدند و پس از ان بیدار می شدند و مسواک می کردند و وضو می گرفتند و نماز می خواندند.

مهربانی پیامبر

رسول اکرم(ص) برای این کافرهایی که مسلمان نمی شدند غصه می خوردند. در ایه ی شریفه ای هست که :مثل اینکه می خواهی خودت را برای اینها هلاک کنی.می خواست که همه ی عالم به نور برسند. مبعوث شده بود برای اینکه همه ی این هیاهو هایی که در دنیا هست و این هیاهوها برای خود است برای رسیدن به قدرت خود است. این هیاهو ها را از بین ببرد. ویک خداخواهی در مردم ایجاد کند توجه به نور ایجاد کند.

رسول خدا (ص) که علمش از وحی الهی ماخوذ بود و روحش به قدر بزرگ بود که یک تنه غلبه بر روحیات میلیونها میلیون بشر کرد تمام عادات جاهلیت و ادعان باطله را زیر پا گذاشت و نسخ جمیع کتب کرد وختم دایره نبوت به وجود شریفش شد سلطان دنیا و اخرت و متصرف در تمام عوالم بود باذن الله تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود. کراهت داشت که اصحاب برای احترام او به پا خیزند.وقتی وارد مجلس می شد پایین می نشست. روی زمین طعام میل می فرمود و روی زمین می نشست و می فرمود((من بنده ای هستم می خورم مثل خوردن بنده و می نشینم مثل نشستن بنده))

اخلاق آن حضرت

حضرت صادق(ع)نقل است که پیغمبر (ص)دوست داشت بر الاغ بی پایان سوار شود وبا بندگان خدا در جایگاه پست طعام میل فرماید وبه فقرا به دو دست خود عطا فرماید. ان بزرگوار سوار الاغ می شد ودر ردیف خود بنده ی خود یاغیر آن را می نشاند. در سیره ی ان بزرگوار است که با اهل خانه خود شرکت در کار خانه می فرمود. و به دست مبارک گوسفندان را می دوشید. جامه وکفش خود را می دوخت. وبا خادم خود اسیا می کرد وخمیر می نمود. و بضاعت خود را به دست مبارک می برد. و مجالست با فقرا و مساکین می کرد و هم غذا می شد. اینها و بالاتر از اینها سیره ی ان سرور است و تواضع ان بزرگوار است. در صورتی که علاوه بر مقامات معنوی ریاست و سلطنت ظاهری ان بزرگوار نیز به کمال بود.

غضب رسول(ص)

از طرق عامه منقول است که پیغمبر خدا(ص) وقتی غضب می فرمود اگر ایستاده بود می نشست واگر تشسته بود به پشت می خوابید تا غضبش ساکن می شد.

در زمان پیغمبر (ص) چه تهمتها و ناسزاها به ایشان می گفتند ولی ایشان از تبلیغ دین اسلام دست بر نمی داشت.

پیغمبر در مسجد زندگی می کرد ودر همان مسجد هم با مردم معاشرت می کرد و از همان مسجد هم تجهیز می کرد جیوش را برای کوبیدن قدرتها.

مدیر و مربی

در همه امور پیامبر با وسعت اندیشه وسعه صدر و حسن تدبیرش وبا ویژگی خاصی که خداوند به او داده بود تونست برتری و تفوق خود را بر سایر مردمان و در همه زمانها نشان دهد. ان حضرت با انکه یتیمی طرد شده بود توفیق یافت از جهنم بیابان عربستان بهشت دولتهای اسلامی و مهد تمدن و فرهنگ اسلامی را بنیان نهد. و از مردمان ان دیار که از نظر اخلاق و عادات از بدترین مردمان روی زمین به شمار می امدند پیوسته رهبران و سرورانی جهانی به وجود اورد.

در بلندای اخلاق

پیامبر(ص)دلیرترین وبردبارترین و عادلترین و پاکترین و بخشنده ترین مردمان بود. حتی یک درهم و دینار برای یک شب نزد ایشان باقی نمی ماند. او از همه مردم زاهد تر بود وساده تر زندگی می کرد.

حیا وازرم او از دیگران بیشتر بود. هیچ گاه در چهره ی کسی خیره نمی شد. از همه مردم اسان گیر تر بود. دعوت هر ازاده و بنده ای را اجابت می کرد. هدیه را می پذیرفت حتی اگر جرعهای شیر بود و سعی می کرد ان را جبران کند و به دیگران بخوراند. هیچ گاه در برابر دعوت کنیز یا تهیدستی تکبر نمی ورزید واز ان با روی باز استقبال می کرد. ان حضرت به خاطر خدا نه به خاطر خودش خشمگین می شد و فرمان خدا را اجرا می کرد اگر چه به زیان خود یا یکی از یارانش تمام میشد. روزی یاران ان حضرت به وی پیشنهاد کردند از نیروی مشرکان دیگر علیه دشمنان مشرکش سود جوید اما ان حضرت پیشنها د انان را رد کردو فرمود: ما از مشرکان یاری نمی جوییم. حال انکه پیامبر در ان هنگام بسیار به کمک انان نیاز داشت. ان حضرت از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می بست و هر گاه خوردنی فراهم می شد هر چه می یافت می خورد و چیزی را بر نمی گرداند. خوراکش ساده بود. در حالی که تکیه داده بود غذا نمی خورد. با تهیدستان هم سفره می شد و با فقرا مجالست می کرد. دانشمندان را گرامی می داشت و به هیچ کس جفا نمی کرد. از فعالیت های اجتماعی پیامبر ان بود که از بیمار هر کس که بود و به هر نحو عیادت می کرد وبه تشییع جنازه ی مردگان می رفت. به تنهایی راه می رفت. هیچ گاه حشم و خدم برای خود نمی گرفت.

هر مرکبی که حاضر بود سوار می شد چه اسب و چه استر و چه الاغ. گاه پا برهنه می رفت و گاهی با کفش. زمانی ردا در بر می کرد و گاهی بدون ردا و بدون عمامه و کلاه خارج می شد ولی وقتی راه می پیمود به نیرو مندی می رفت نه با ضعف و سستی. به هنگام رفتن پاهایش را از زمین می کند ان چنان که گویی از فراز به نشیب می اید. بوی خوش را بسیار دوست می داشت . او صاحب غلامان و کنیزان بود ولی هیچ گاه بر انها برتری نمی جست.وقتی را از دست نمی داد که در اطاعت خداوند نباشد. با هر کس که دیدار می کرد در سلام گفتن سبقت می جست. هر کس برای کاری در کنار او بود صبر می کرد تا وی جدا شود. به هر یک از یارانش که بر می خورد دستش را برای مصافحه دراز می کرد. وان گاه دست او را می گرفت و انگشتانش را در انگشتان او فرو می برد وان گاه دست دیگرش را بر روی دست او می نهاد. اگر به نماز ایستاده بود. وکسی برای کاری نزد وی می امد نمازش را زودتر تمام می کرد و انگاه رو به شخص کرده می گفت:ایا کاری دارید؟

وچون حاجت او را روا میکرد دوباره به نماز می ایستاد. بیشتر به حالت تواضع می نشست. یعنی زانوانش را با دو دست بغل می کرد و تا اخر مجلس می نشست. هیچ گاه دیده نشد در میان یارانش پاهایش را دراز کند. بیشتر رو به قبله می نشست. هر کس را که بر وی وارد می شد گرامی می داشت وگاهی اوقات برای افرادی که از بستگان او هم نبودند جامه اش را برای نشستن می گستراند. گلیم را زیر پای کسی می انداخت که بر وی وارد شده بود و اگر ان فرد نمی پذیرفت ان قدر اصرار می کرد تا بپذیرد. هر کس به سخن پیامبر گوش می سپرد گمان می برد که وی در نظر پیامبر گرامی ترین مردمان است. تا انجا که هر کس در محضر او می نشست از چهره و نگاه مبارک پیامبر برخوردار می شد.

برای احترام و گرامی داشت یارانش انان را به کنیه فرا می خواند و اگر کسی کنیه نداشت ان حضرت خود کنیه ای برای او تعیین می کرد.

در مورد زنان نیز اگر فرزندی داشتند انها را به نام فرزندانشان می خواند و گر نه کنیه جدیدی برای انها بر می گزید. حتی کودکان را نیز با کنیه صدا می زد.

از دیگران به خشم دورتر و به خشنودی نزدیکتر و نسبت به مردم از دیگران دلسوزتر و سود مندتر بود.

هرگاه در مجلسی حاضر می شد می فرمود:خداوندا پاک ومنزهی وستایش تو راست. گواهی دهم که معبودی جز تو نیست. از تو امرزش خواهم و به سوی تو بازگشت می کنم.

پیامبر و یاران

وقتی در میان یارانش حضور می یافت به درستس معلوم نبود که کدام یک از انان حضرت محمد (ص) است. زیرا خود را در میان انان جای می داد. یعنی جای ویژه ای برای خود تعیین نمی کرد. اما بعدا چون تعداد ملاقات کنندگان حضرت رو به افزلیش رفت و واردان در پیش رویش می پرسیدند که کدام یک از شما محمد هستید؟برای ان حضرت سکویی گلین درست کردند. با این وجود ان حضرت باز هم می فرمود:من بنده ای بیش نیستم.

پیامبر اسلام خدا ترس تر از همه بود. نسبت به خدا از همگان پروای بیشتری داشت. در شناخت خدا از همه داناتر و در اطاعت از خداوند از همه نیرومند تر و در عبادت خدا شکیبا تر و محبتش به خدا از دیگران بیشتر و زهدش از همه زیاد تر بود.

ارتباط قلبی پیامبر با خدا

انقدر به نماز می ایستاد که کف پاهایش از کثرت نماز شکافته می شد. وقتی به نماز می ایستاد اشکهایش روان می شد. از صدای گریه وناله اش زمینی که روی ان نماز می خواند می لرزید. گاه انقدر روزه می گرفت که گفته می شد:دیگر افطار نمی کند و گاه نیز روزه نمی گرفت تا جایی که می گفتند:او دیگر روزه نمگیرد. نظافت بدنش را رعایت می کرد. جامه اش پاکیزه بود. موی سر و محاسنش را مرتب می کرد وشانه می زد.

مراعات نظافت

دندانهایش را مسواک می کرد و بوی خوش به کار می برد به طوری که از دور نیز بوی خوش او را در می یافتند. شخصی که با وی همنیشینی یا مصافحه کرده بود به نیکی شناخته می شد زیرا بوی خوش عطر پیامبر از وی نیز به مشام می رسید. ان حضرت گرسنه را سیر می کرد و حاجتمندان را یاری می داد و بدهی بدهکاران را ادا می کرد.

علی(ع)و پیامبر اکرم(ص)

او دلیر ترین مردم بود. تا انجا که امام علی (ع) فرمود:اگر ما را در روز بدر مشاهده می کردید می دیدید که ما به پیامبر که نزدیک ترین از همه ما به دشمن بود و با سختی تمام می جنگید پناه می بردیم. و نیز همان حضرت فرموده است :هنگامی که شعله ی جنگ بر افروخته می شد و دو گروه دست به کار نبرد می شدند ما به رسول خدا پناه می اوردیم.هیچ کس از رسول خدا به دشمن نزدیکتر نبود.

او از تمام مردم بخشنده تر ودر گفتار راستگوتر و در پناه دادن وفادارتر از همه بود.

خلق و خویش از دیگران ملایم تر و نسبش پاک بود. هر کس که او را میدید تحت تاثیر هیبت ان حضرت واقع می شد. هر کس با او رفت وامد می کرد دوستش می داشت. چیزی از وی تقاضا نمی شد جز انکه ان را می بخشید.

بخشش خاتم(ص)

روزی مردی به نزدش آمد و چیزی در خواست کرد. پیامبر آنقدر به وی گوسفند بخشید که میان دو کوه را پر کرد. آن مرد به سوی قبیله اش بازگشت و گفت:اسلام اورید که محمد انچنان می بخشد که گویی بیمی از تنگدستی ندارد. او هر منکری را زشت می انگاشت وبه هر خوبی فرمان میداد.

بالاخره انکه وی برای هر خوبی سرمشق و برای هر فضلی نمونه و برای هر چیزی که انسان را در هر دو جهان سود می بخشسد راهبر بود.

بر او وبر دودمانش برترین و پاک ترین درود هاو سلامها باد.

منابع و ماخذ :

۱- سیره نبوی منصوره جاسبی

۲- زندگینامه چهارده معصوم (ع). آیت الله سید محمد تقی مدرسی