ـ مسأله: برای انجام کلیه اعمال حج و عمره نیّت لازم است، و مقصود از نیّت: قصد بجا آوردن اعمال است قربهٔ إلی الله، مثلاً چنین نیّت می کند: حجّ تمتّع بجا می آوردم و در ابتدا عمره تمتّع انجام می دهم قربهٔ الی الله.

اعمال عمره تمتّع

۱) احرام

مسأله: اوّلین عمل از اعمال عمره تمتّع احرام می باشد، و احرام بایداز میقات بسته شود.

میقات

ـ مسأله: جاهائی برای بستن احرام حج یا عمره تعیین شده است و به هرکدام از آنها (میقات) گفته می شود، که واجب است احرام در آنجا بسته شود، و جایز نیست اختیاراً از آنجا به مکّه معظّمه بدون احرام عبور کند، و این اماکن (میقاتها) عبارتند از: مسجد شجره، وادی عقیق، جحفه، یلملم، قرن المنازل، مکه مکرّمه، منزل حاج، جعرانه، محاذات یکی از مواقیت، ادنی الحلّ، فخّ.

ـ مسأله: مسجد شجره: میقات اهل مدینه منوّره است و هرکسی که خواسته باشد از راه مدینه به حج برود، و جایز است احرام بستن در بیرون مسجد بطوری که محاذی و برابر آن باشد از طرف راست و چپ برای کسی که به طرف مکه معظّمه ایستاده باشد و احوط استحبابی این است که در صورت امکان در داخل مسجد احرام بسته شود، و کسی که از راه مدینه به مکّه برای حج می رود و به مسجد شجره می رسد میقات دیگری نیز بین راه به نام (جحفه) دارد اما نمی تواند از مسجد شجره بدون احرام گذشته و از جحفه احرام ببندد مگر شخص بیمار یا ضعیف و مانند آنها که معذورند و نمی توانند از مسجد شجره احرام ببندند.

ـ مسأله: شخص جنب و حایض نمی تواند وارد مسجد شجره بشود و احرام ببندد مگر در حال عبور، یعنی از دربی داخل و از درب دیگر خارج شود و درحال عبور احرام ببندد و در غیر این صورت باید بیرون از مسجد و در محاذات آن محرم شود، یعنی مسجد را طرف راست یا چپ خود قرار دهد.

ـ مسأله: وادی عقیق: میقات اهل عراق و نجد است و هرکسی که از آنجا عبور کند هرچند اهل عراق و نجد نباشد، و این میقات دارای سه قسمت است: اوّل: مسلخ که جزء اوّل آن است. دوّم: غمره نام وسط آن. سوّم: ذات عرق آخر آن.

ـ مسأله: احتیاط استحبابی این است که اگر مانعی از قبیل بیماری و تقیّه ندارد از غمره احرام بسته شود و تا ذات عرق به تأخیر نیفتد.

ـ مسأله: جحفه: میقات اهل شام و مصر و مغرب است و هرکسی که از آنجا عبور کند هرچند اهل آنجا نباشد، این در صورتی است که از میقات قبل (مسجد شجره) محرم نشده باشد.

ـ مسأله: یلملم: نام کوهی است و میقات اهل یمن می باشد و هرکسی که از آنجا عبور کند.

ـ مسأله: قرن المنازل: میقات اهل طائف است و هرکه از آنجا عبور کند.

ـ مسأله: مکّه مکرّمه: میقات حجّ تمتّع است ـ نه عمره آن ـ و همچنین میقات حج (قران) و (افراد) برای اهل مکّه می باشد.

ـ مسأله: منزل خود شخص: میقات کسی است که منزلش به مکّه معظّمه از میقات نزدیکتر باشد، و چنین شخصی می تواند از منزل خود احرام ببندد و لازم نیست برای احرام به یکی از میقاتهای دیگر برود گرچه مستحب است احتیاطاً از منزل خود احرام ببندد و در میقات تجدید نماید، و چنانچه دو منزل دارد یکی قبل از میقات و دیگری بعد از میقات، احوط احرام از میقات است.

ـ مسأله: جعرانه: میقات برای مجاورین بیش از دو سال در مکّه مکرّمه می باشد.

ـ مسأله: محاذات یکی از مواقیت پنج گانه اوّلیه، برای کسی است که عبورش از هیچ یک از مواقیت نباشد.

ـ مسأله: ادنی الحلّ: یعنی نزدیکترین مکان به حرم، میقات عمره مفرده است که بعد از حج (قران) یا (افراد) انجام می شود، بلکه میقات است از برای هر عمره مفرده برای کسی که در مکّه باشد و بخواهد عمره مفرده بجا آورد، و بهتر آن است که از (حدیبیّه) یا (تنعیم) و یا (جعرانه) احرام ببندد.

ـ مسأله: فخّ: میقات بچّه هائی است که از مدینه منوّره بیایند و در مسجد شجره محرم نشده باشند، و اگر از راههای دیگر بیایند باید از میقاتهای مربوطه احرام ببندند.

ـ مسأله: احرام بستن پیش از میقات جایز نیست، همچنانکه عبور از میقات در حال احرام کفایت نمی کند، بلکه بایستی از خود میقات احرام بسته شود، و از این حکم دو مورد استثنا شده است:

۱) آنکه نذر نماید که پیش از رسیدن به میقات از محلّ معیّنی محرم شود، در این صورت قبل از میقات احرام صحیح است، و احتیاج به تجدید آن در میقات یا عبور از میقات ندارد، و در این حکم بین احرام حج واجب یا مستحب و یا عمره مفرده فرقی نیست.

۲) کسی که قصد دارد عمره مفرده را در ماه رجب انجام دهد و بیم داشته باشد که اگر احرام را از میقات ببندد موفّق به درک عمره نشود برای چنین شخصی جایز است قبل از میقات محرم شود.

ـ مسأله: کسی که نذر کرده پیش از میقات احرام ببندد و برخلاف نذر خود از میقات احرام بست احرام وی باطل نیست، ولی کفاره مخالفت نذر بر او واجب می شود اگر عمداً برخلاف نذر رفتار کرده باشد.

ـ مسأله: همانطوری که تقدیم احرام بر میقات جایز نیست تأخیر آن از میقات نیز جایز نمی باشد، پس کسی که قصد حج یا عمره یا دخول مکّه مکرّمه را دارد نمی تواند در حال اختیار بدون احرام از میقات عبور نماید، هرچند میقات دیگری در پیش داشته باشد، و هرگاه بدون احرام از میقات عبور کرد واجب است به میقات برگردد و محرم شود مگر اینکه میقاتی در جلو داشته باشد مثل اینکه بدون احرام از مسجد شجره گذشته ولی جحفه در پیش است که احرام در آن کافی است.

ـ مسأله: هرگاه مکلّف از روی علم و عمد بدون احرام از میقات گذشت چنانچه امکان دارد واجب است به میقات برگردد، و چنانچه امکان برگشت نیست و در مسیرش میقات دیگری هست از آن محرم شود، و اگر میقات دیگری نباشد احرام و حجّش باطل است و قضایش واجب می باشد.

ـ مسأله: هرگاه انسان به جهت فراموشی یا ندانستن مسأله از میقات محرم نشد و از میقات گذشت هر وقت عذرش برطرف شد واجب است به میقات برگردد و محرم شود و چنانچه برگشتن به میقات ممکن نبود از هرجا که به میقات نزدیکتر است محرم شود مثلاً اگر داخل در حرم شده باید تا هرجا که می تواند از حرم دور شده و محرم شود، و اگر امکان خروج از حرم را نداشت از هرجا که هست باید محرم شود چه داخل مکه مکرمه شده باشد یا نه.

ـ مسأله: اگر زن حایض از روی ندانستن مسأله از میقات بدون احرام گذشت باید طبق مسأله قبلی رفتار نماید.

ـ مسأله: اگر به کلّی احرام را فراموش کرد تا این که کلیه اعمال عمره را به پایان رساند عمره او صحیح است، و همچنین اگر جاهل به مسأله بود یا اینکه احرام را در غیر میقات به تصوّر اینکه میقات است انجام داد.

ـ مسأله: کسی که وطنش بیش از شانزده فرسخ از مکه معظّمه دور باشد وقتی می خواهد حج یا عمره انجام دهد باید از یکی از میقاتها محرم شود، و اگر راهش به هیچکدام از مواقیت برخورد نداشت باید از محاذات یکی از آنها محرم شود.

ـ مسأله: کسی که مقیم مکه معظّمه است اگر بخواهد حجّ تمتّع انجام دهد واجب است به میقات برود و برای عمره تمتّع احرام ببندد، و اگر رفتن به میقات برایش ممکن نباشد در حکم کسی است که احرام را فراموش کرده و در مسأله های قبل بیانش گذشت.

احرام حجّ تمتّع

ـ مسأله: کسی که قصد حجّ تمتّع دارد و عمره تمتّع را انجام داده است باید از مکّه معظّمه محرم شود و به عرفات برود، و اگر عالماً و عامداً از جای دیگری غیر از مکّه محرم شد احرامش صحیح نخواهد بود، هرچند با احرام وارد مکّه شود، بلکه در صورت امکان واجب است احرام را در مکّه تجدید نماید، و در غیر این صورت حجّش باطل است.

ـ مسأله: کسی که احرام حج را بکلی فراموش نموده و تا پایان اعمال حج یادش نیاید، حجّش صحیح است و همچنین است حکم جاهل به مسأله.

ـ مسأله: کسی که می خواهد حج تمتّع انجام دهد اگر فراموش کرد محرم شود و بدون احرام به عرفات رفت باید در صورت امکان به مکّه برگردد و محرم شود و اگر امکان برگشت نبود در هرجا که هست حتی در عرفات از همانجا محرم شود، و جاهل به حکم نیز همین حکم را دارد.

واجبات احرام

مسأله: واجبات احرام سه چیز است:

۱) پوشیدن لباس احرام.

۲) نیّت.

۳) تلبیه.

لباس احرام:

ـ مسأله: اوّل از واجبات احرام: پوشیدن دو جامه احرام (ازار و رداء) است پس از کندن لباسهائی که پوشیدنش بر محرم حرام می باشد.

ـ مسأله: پوشیدن این دو لباس این طور است: یکی را مانند لنگ به دور کمر خود بسته که از ناف تا زانو بیاید (و به آن ازار گویند) و دیگری را مانند حوله حمّام بردوش بگیرد (و آن را رداء گویند) که هردو شانه را بپوشاند.

ـ مسأله: احوط این است که پوشیدن این دو جامه پیش از نیّت احرام و تلبیه باشد، و اگر نیّت و تلبیه قبلا انجام شده باید اعاده شوند.

ـ مسأله: پوشیدن دو جامه احرام واجب تعبّدی است، و شرط تحقّق احرام نیست و کیفیّت مخصوصی برای آن نمیباشد، امّا پوشیدن آنها به نحو متعارف احوط می باشد.

ـ مسأله: هرگاه از روی فراموشی یا ندانستن مسأله بدون اینکه لباسهای قبلی را بیرون بیاورد لباس احرام را پوشید، پس از توجّه باید لباسهای قبلی را بیرون بیاورد و احرامش صحیح است، و اگر پس از پوشیدن لباس احرام لباسهای قبلی خودش را از روی فراموشی یا ندانستن پوشید، پس از توجّه باید لباس عادی را بیرون بیاورد، و احرامش صحیح خواهد بود.

ـ مسأله: پوشیدن بیش از دو لباس احرام، در اوّل احرام یا بعد از آن، برای جلوگیری از سرما یا گرما و غیر آن اشکالی ندارد.

ـ مسأله: آنچه در لباس نمازگزار شرط است در دو جامه احرام نیز شرط می باشد، پس لازم است لباس احرام مباح و پاک باشد، و نجس بودن آن به نجاستی که در نماز بخشوده است اشکالی ندارد و چنانچه نجس شد لازم است فوراً تطهیر یا تعویض نمایند، و چنانچه تطهیر یا تعویض نکرد معصیت کرده ولی احرام صحیح است.

ـ مسأله: لباس احرام باید از حریر خالص نباشد حتّی برای زنان، و از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد، و برای مردان زربافت نباشد، و همچنین ازار و رداء بدن نما نباشد.

ـ مسأله: واجب نیست جامه های احرام را بطور دائم بپوشد، و برداشتن آنها برای ضرورت یا غیر آن مثل عوض کردن یا شستن و امثالش اشکالی ندارد.

نیّت:

مسأله: دوّم از واجبات احرام: نیّت می باشد، و در آن چند چیز معتبر است که بدون آنها احرام صحیح نخواهد بود.

۱) قصد قربت، یعنی به جهت اینکه خدا فرموده است محرم می شود.

۲) نیّت همزمان با شروع در احرام باشد.

۳) تعیین نوع احرام که برای کدام عمره، یا کدام حج و از طرف چه کسی است.

ـ مسأله: در صحّت نیّت داعی بر آن کافی است و گفتن به زبان و گذراندن از قلب لازم نیست، گرچه مستحب است در اعمال حج نیّت را بر زبان بیاورد و بگوید: احرام می بندم برای عمره تمتّع از (حجّهٔالاسلام) قربهٔ الی الله تعالی.

ـ مسأله: در صحّت احرام، مجرّد عزم بر ترک محرّمات از اوّل تا آخر احرام کافی است، یعنی اگر اوّل احرام قصدش ترک محرّمات باشد گرچه تا آخر استمرار پیدا نکند، احرامش باطل نخواهد شد.

تلبیه:

ـ مسأله: سوّم از واجبات احرام: تلبیه می باشد، یعنی گفتن این جمله: (لَبَّیْکَ اللهمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْک) و احوط اضافه نمودن این جمله است: (إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَهَٔ لَکَ وَالْمُلکَ لا شَریکَ لَکَ) و سزاوار است کلمه (لَبَّیْکَ) را در آخر آن اضافه کند، پس تلبیه کامل چنین است: (لَبَّیْکَ اللهمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْک، إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَهَٔ لَکَ وَالْمُلکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْک) . یعنی: پروردگارا مکرّراً فرمان تو را اطاعت میکنم، برای تو شریکی نیست، بدرستی که ستایش، تو را سزا است، و نعمت و ملک و پادشاهی از آن تو است، شریکی برای تو در آنها نیست.

ـ مسأله: قرائت تلبیه فقط یک بار واجب می باشد، و به وسیله آن احرام منعقد می شود، ولی مستحب است تلبیه را تکرار کند هنگامی که از خواب بر می خیزد، و بعد از هر نماز واجب، و به هنگام سوار شدن و در هر پستی و بلندی، و مستحب است هنگام سحر بسیار تلبیه بگوید، حتّی اگر جنب یا حایض باشد.

ـ مسأله: مستحب است در عمره تمتّع تلبیه را قطع نکند تا اینکه خانه های مکّه مکرّمه را مشاهده نماید، و در حجّ تمتع تا زوال روز عرفه (روز نهم) مستحب است تلبیه را قطع نکند و بعد از آن تلبیه نگوید.

ـ مسأله: اگر فراموش کند در مکان احرام (میقات) تلبیه بگوید و بعد از گذشتن از میقات به یادآورد در صورت امکان باید به میقات برگردد، و اگر نمی تواند از همانجا تلبیه بگوید و احرامش صحیح خواهد بود، و چنانچه داخل محدوده حرم شده است باید در صورت امکان خارج شود و تلبیه را بگوید.

ـ مسأله: بر مکلّف لازم است الفاظ تلبیه را یاد گرفته و با قرائت عربی صحیح ادا نماید (مانند قرائت نماز) هرچند با تلقین دیگری باشد، یعنی کسی با قرائت صحیح ادا نموده و این شخص از زبان او گرفته و صحیح ادا نماید. پس اگر این الفاظ را با قرائت صحیح یاد نگرفت و تلقین نیز برایش ممکن نبود واجب است آنچه را که می تواند بگوید و بنا بر احتیاط مستحب در این صورت جمع کند بین گفتن به میسور و گفتن ترجمه آن و نایب گرفتن دیگری که به جای او بگوید.

ـ مسأله: شخص گنگ و لال باید با انگشت خود به تلبیه اشاره نموده و زبان خود را حرکت دهد، و بهتر است که علاوه بر آنچه اشاره نموده نایب نیز بگیرد تا این کلمات را به نیابت او صحیحاً ادا نماید.

ـ مسأله: برای شخص بیهوش و بچّه غیر ممیّز دیگری نیابهًٔ تلبیه بگوید کرچه بیهوش اگر قبل از اعمال به هوش آمد احتیاط واجب این است که خودش برگردد به میقات و از آنجا محرم شود.

مسأله: احرام حج تمتّع و احرام عمره تمتّع و احرام حج (افراد) و احرام عمره مفرده بدون تلبیه محقّق نمی شود، و امّا احرام حج (قران) همانطوری که با تلبیه منعقد و محقّق می شود با (اشعار) و (تلقید) نیز محقّق می گردد امّا اشعار مختص به شتر قربانی است و تقلید مشترک است بین شتر و گاو و گوسفند قربانی، واولی در شتر جمع بین اشعار و تقلید است، بنا بر این در حج قران مخیّر است بین سه چیز: تلبیه یا اشعار یا تقلید.

ـ مسأله: اشعار عبارت است از: پاره کردن کوهان شتر، و احوط و افضل پاره کردن طرف راست کوهان است، و اولی این است که محرم در حال قیام اشعار کند، و بدن شتر را خون آلود کند.

ـ مسأله: تقلید قربانی ـ علی الأحوط ـ عبارت از این است که نعلین کهنه ای که با آن نماز خوانده به گردن قربانی آویزان نماید.

ـ مسأله: لازم نیست تلبیه همزمان بانیّت احرام و پوشیدن لباس احرام باشد بلکه احوط می باشد، و تأخیر تلبیه از نیّت احرام و پوشیدن لباس احرام جایز است.

ـ مسأله: در صحّت احرام طهارت از حدث اصغر و اکبر شرط نیست، بنا بر این احرام شخص بی وضو و جنب یا زن حایض و نفساء اشکالی ندارد.

ـ مسأله: تلبیه (یا اشعار و تقلید در حج قران) برای تحقّق احرام به منزله تکبیرهٔالاحرام است برای نماز، و احرام بدون آنها محقّق نمی شود، پس هرگاه نیّت احرام نموده و لباس احرام پوشیده امّا هنوز تلبیه نگفته (یا در حج (قران) اشعار یا تقلید ننموده) احرام محقّق نشده و انجام محرّمات احرام کفّاره نخواهد داشت.

ـ مسأله: کسی که می خواهد از مدینه منوّره به مکه معظّمه برود مستحب است تلبیه را تا (بیداء) (زمینی است که تقریبا ۲ کیلومتر بعد از مسجد شجره است) آهسته بگوید و از آن به بعد مستحب است جهراً (بلند) بگوید، و کسی که از راههای دیگر به مکه معظّمه می رود مستحب است مقداری از راه، آهسته تلبیه گفته و سپس جهراً بگوید، و نیز مستحب است تلبیه را در موقع احرام و پوشیدن لباس احرام آهسته بگوید، و کسی که می خواهد از مکّه به عرفات برود مستحب است تلبیه را تا رقطاء (نام محلّه ای است در مکّه) آهسته، و از آن به بعد جهراً بگوید.

ـ مسأله: در عمره تمتّع هنگامی که چشمش به خانه های مکّه معظّمه بیفتد لازم است تلبیه را قطع کند، و در عمره مفرده چنانچه خارج از حرم احرام بسته وقت ورود در حرم تلبیه را قطع کند، و اگر داخل مکّه بوده و خارج شده برای احرام وقتی چشمش به کعبه معظّمه افتاد تلبیه را قطع کند، و عموم حجّاج از ظهر روز عرفه تلبیه نگویند.

ـ مسأله: اگر بعد از پوشیدن لباس احرام و پیش از گذشتن از میقات شک کند که تلبیه گفته یا نه، بنا بر نگفتن بگذارد و تلبیه را بگوید، و اگر بعد از گفتن تلبیه شک کند صحیح گفته یا نه، بنا را بر صحت بگذارد و احرام و عملش صحیح است.

تروک احرام

مسأله: هرگاه مکلّف محرم شد بیست و پنج چیز بر او حرام می شود:

۱) شکار حیوان صحرائی

ـ مسأله: بر محرم شکار حیوان صحرائی حرام است، داخل حرم یا در خارج حرم باشد، البتّه شکار در حرم مطلقاً حرام است، چه برای محرم و چه برای غیر محرم و نیز حرام است کمک به شکارچی هرچند با اشاره باشد، و فرقی ندارد که شکارچی محرم باشد یا غیر محرم.

ـ مسأله: خوردن گوشت شکار بر محرم حرام است، چه خودش او را شکار کرده و ذبح نموده یا کسی که محلّ بوده شکار کرده و ذبح نموده باشد، چه این ذبح در حرم واقع شده باشد یا در غیر حرم.

ـ مسأله: ملخ در حکم حیوان صحرائی است، و برای محرم گرفتن و شکار و خوردنش حرام است.

ـ مسأله: جوجه و تخم حیوانات صحرائی حکم خود حیوانات را دارد، پس شکار جوجه یا کمک به شکارش و دلالت و راهنمائی دیگری برای شکارش و خوردنش، بر محرم حرام است، و نیز برداشتن تخم آن و خوردن و کمک و اشاره به برداشتن آن حرام می باشد.

ـ مسأله: احکام شکار مختصّ به حیوان صحرائی است، و این احکام در شکار حیوانات دریائی (مانند ماهی و غیره) و حیوانات اهلی (مانند گوسفند و شتر و غیره) جریان ندارد.

ـ مسأله: کشتن درندگان برای محرم جایز نیست، مگر در وقتی که به انسان حمله نمایند، و یا اینکه از آنها بترسد، و همچنین جایز است کشتن افعی، مارهای گزنده، عقرب، زنبور، موش، کلاغ، کرکس و باز شکاری، و کشتن این قسم حیوانات کفّاره ندارد.

کفّاره شکار:

ـ مسأله: در کشتن شتر مرغ یک شتر، و در کشتن گاو وحشی یک گاو اهلی، و در کشتن الاغ وحشی یک شتر یا یک گاو اهلی، و در کشتن آهو و خرگوش و روباه یک گوسفند، باید کفاره بدهد.

ـ مسأله: اگر شکاری کرده که کفّاره اش یک شتر است چنانچه عاجز شد از تهیّه شتر باید قیمت آن را گندم خریده بین فقرا تقسیم نماید، و کفایت می کند اگر شصت فقیر را اطعام نماید و به هریک (۷۵۰ گرم) گندم بدهد گرچه هزینه اطعام از قیمت شتر کمتر باشد، و چنانچه از این نیز عاجز شد هیجده روز روزه بگیرد، و لازم نیست این هیجده روز پی در پی باشد.

ـ مسأله: اگر کفّاره، گاو باشد و از آن عاجز شود قیمت آن را گندم خریده بین فقرا تقسیم کند و یا سی فقیر را اطعام نماید، و در صورت عجز نه روز روزه بگیرد.

ـ مسأله: اگر کفّاره گوسفند باشد و عاجز شود ده فقیر را اطعام نماید، و اگر عاجز شد سه روز روزه بگیرد.

ـ مسأله: هرگاه محرم در خارج حرم کبوتر یا مانند آن ـ از پرندگان ـ را شکار نموده و بکشد کفّاره اش یک گوسفند است، و اگر جوجه کبوتر و مانندش را بکشد یک بره یا بزغاله یا نصف درهم صدقه بدهد، و بنابر احتیاط در این صورت قیمت برّه یا بزغاله را به عنوان صدقه بپردازد.

ـ مسأله: هرگاه تخم کبوتر و مانندش را شکست و در آن جوجه متحرّک بود کفّاره اش یک گوسفند است و اگر جوجه متحرک نبود کفّاراش قیمت آن است.

ـ مسأله: هرگاه محلّ (غیر محرم) کبوتر یا مانندش را در حرم کشت، باید یک درهم یا قیمت آن حیوان را صدقه بدهد، گرچه احوط دوّمی است، و در جوجه آنها کفّاره نصف درهم و در تخم آن ربع درهم است.

ـ مسأله: هرگاه محرم در داخل حرم کبوتر و مانندش را بکشد کفّاره اش یک گوسفند به همراه قیمت آن می باشد، و اگر جوجه آنها را کشت کفّاره یک برّه یا یک بزغاله به همراه قیمت هریک از آنها بوده، و هرگاه تخم او را شکست اگر در او جوجه متحرّک بود کفّاره اش یک گوسفند، و اگر جوجه در او متحرک نبود باید قیمت آن را صدقه بدهد.

ـ مسأله: کفّاره شکار مرغ سنگخوار (قطاهٔ) و کبک و درّاج و مانند آنها یک گوسفند است، و کفّاره شکار گنجشک و قبّره (چکاوک) و صعوه (سنگانه) اگر در خارج حرم باشد، صدقه دادن قیمت آن یا صدقه دادن یک مدّ طعام میباشد، و اگر در حرم باشد دو برابر می شود و در جوجه آنها نیز همین حکم جریان دارد، و اگر تخم هریک از آنها را شکست قیمت تخم را صدقه بدهد.

ـ مسأله: در کفّاره کشتن یک ملخ مخیّر است بین صدقه دادن یک مشت گندم یا یک دانه خرما و اگر ملخ های زیادی را کشت کفّاره یک گوسفند است.

ـ مسأله: در کشتن موش صحرائی و خارپشت و سوسمار یک بزغاله است، و در مار مولک (عظایه) یک مشت طعام کفّاره بدهد، و کفاره کشتن عمدی زنبور مقداری طعام بوده مگر برای دفع اذیّت باشد که کفّاره ندارد.

ـ مسأله: در راهی که ملخ زیاد است باید محرم راه دیگری انتخاب کند تا باعث کشتن آنها نشود، و اگر نتواند این کار را بکند و خواه ناخواه ملخ پایمال می شود اشکالی ندارد.

ـ مسأله: اگر جماعتی در کشتن شکاری شرکت کردند بر هریک کفّاره جداگانه ای میباشد.

ـ مسأله: کفّاره خوردن شکار مانند کفاره خود شکار است، پس اگر محرم شکاری کرد و آن را خورد دو کفّاره باید بدهد، یکی برای شکار و دیگری برای خوردن آن.

ـ مسأله: کسی که شکاری همراه دارد و داخل حرم شود باید او را رها کند و چنانچه رهایش نکرد تا مرد باید کفّاره بدهد، بلکه نسبت به کسی که قبل از احرام شکاری کرده و سپس محرم شده نیز این حکم جاری است، یعنی باید بعد از احرام شکار را رها کند هرچند داخل حرم نشده باشد علی الأحوط.

ـ مسأله: در تعلق کفّاره کشتن شکار یا خوردنش فرقی نیست چه از روی عمد باشد یا سهو یا ندانستن مسأله.

ـ مسأله: با تکرار شکار، کفّاره نیز مکرّر می شود.

۲) جماع

ـ مسأله: دوّم از محرّمات احرام: نزدیکی با زنان است، چه در قُبُل باشد و چه در دُبُر، در احرام عمره باشد یا حج.

ـ مسأله: پس از آن که محرم طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، زن بر او حلال می شود، و همچنین پس از اتمام اعمال عمره تمتّع و قبل از احرام حج.

ـ مسأله: همانطوری که زن بر مرد محرم حرام است، مرد نیز بر زنی که در حال احرام است، حرام می باشد.

ـ مسأله: اگر در عمره تمتّع بعد از سعی و پیش از تقصیر از روی علم و عمد با زن نزدیکی نماید کفّاره اش بنا بر احتیاط یک شتر و اگر عاجز از شتر است یک گاو و اگر از آن نیز عاجز است یک گوسفند می باشد، ولی عمره اش صحیح است، امّا اگر این عمل پیش از سعی بود عمره اش باطل می شود و کفّاره دارد، و در صورت امکان باید اعاده نماید.

ـ مسأله: هرگاه به احرام حج محرم شد و پیش از وقوف در مزدلفهٔ (مشعر) از روی علم و عمد با زنی نزدیکی (جماع) کرد چنانچه زن راضی بوده حج هردو باطل می شود، ولی واجب است حج را تمام نمایند و در سال بعد نیز اعاده کنند، خواه حج واجب باشد یا مستحب، و چنانچه زن راضی نبوده حجّش باطل نیست و بر مرد دو کفّاره واجب می شود و بر زن کفّاره ای واجب نخواهد شد، و واجب است بین این زن و مرد از جای وقوع این عمل در این حج و حجّی که بعداً اعاده خواهند کرد جدائی باشد تا آنکه دوباره به آن محل برسند پس از وقوفین.

ـ مسأله: هرگاه محرم بعد از وقوف در مزدلفه از روی عمد و علم با زن نزدیکی نماید چنانچه پیش از طواف نساء باشد کفاره بر او واجب می شود، ولی حجش فاسد نیست، و چنانچه این عمل بعد از سه شوط و نیم از طواف نساء باشد حج صحیح بوده، و احتیاط استحبابی در دادن کفّاره است، و چنانچه بعد از طواف نساء باشد و قبل از نماز آن، کفّاره ندارد و حج نیز صحیح است.

ـ مسأله: هرگاه در عمره مفرده از روی علم و عمد پیش از سعی با زن نزدیکی نماید عمره اش باطل و کفّاره اش یک شتر است، و واجب است این عمره را تمام نموده و مجدّداً برای انجام عمره مفرده محرم شود و دوباره تمام اعمال را بجا آورد. و چنانچه این عمل بعد از طواف نساء و قبل از نماز طواف بوده عمره صحیح است و کفّاره ای ندارد، و چنانچه در اثناء طواف نساء باشد مانند مسأله سابق است، و امّا اگر بعد از سعی و قبل از تقصیر باشد عمره باطل نیست ولی کفّاره اش یک شتر است و همین احکام در عمره تمتّع نیز جریان دارد.

ـ مسأله: هرگاه با زن محرمه با رضایت خودش نزدیکی شود همان احکام مرد بر زن جاری است.

ـ مسأله: هرگاه محرم (از روی ندانستن مسأله و یا فراموشی و یا سهو، چه سهو و نسیان در حکم یا در احرام باشد) با زن خود جماع نماید عمره و حجّش صحیح است و کفّاره ندارد.

۳) بوسیدن

ـ مسأله: سوّم از محرمّات احرام: بوسیدن زن است.

ـ مسأله: جایز نیست محرم از روی علم و عمد زن خود را ببوسد، و چنانچه او را با شهوت بوسید و از او منی خارج شد لازم است یک شتر کفّاره بدهد، و اگر از روی شهوت بوسید و منی خارج نشد بنا بر اقوی کفّاره یک شتر است، و اگر بوسیدن از روی شهوت نبود و منی خارج شد کفّاره اش یگ گوسفند است، و همچنین اگر منی خارج نشود بنا بر اقوی کفّاره اش یک گوسفند است.

۴) لمس

ـ مسأله: چهارم از محرّمات احرام: لمس زن است.

ـ مسأله: شخص محرم نباید جایی از بدن خود را به بدن زنش از روی شهوت بمالد، و چنانچه این عمل را انجام داد و منی خارج شد باید یک شتر کفّاره بدهد.

۵) نگاه

ـ مسأله: پنجم از محرّمات احرام: نگاه کردن به زن و شوخی با او است.

ـ مسأله: هرگاه محرم از روی شهوت با زن شوخی نماید یا به او نگاه کند تا منی از او خارج شود کفّاره اش یک شتر است.

ـ مسأله: چنانچه عمداً به زن نامحرم نگاه کند و منی بیرون بیاید چه از روی شهوت باشد و چه نباشد و چه قصد بیرون آمدن منی داشته یا نداشته باشد چنانچه از لحاظ اقتصادی دارا باشد کفّاره اش یک شتر و اگر متوسّط الحال باشد یک گاو و اگر فقیر باشد یک گوسفند می باشد، و اگر منی بیرون نیاید گرچه معصیت کرده امّا کفّاره ندارد.

ـ مسأله: نگاه به زنی که به انسان محرم است بدون شهوت اشکالی نداشته و کفّاره ندارد.

ـ مسأله: زن در تمامی این احکام مانند مرد است، و نمی تواند به مرد از روی شهوت نگاه کرده یا او را لمس نماید، یا ببوسد.

۶) عقد نکاح

ـ مسأله: ششم از محرمات احرام: عقد نکاح است، چه برای خود باشد یا دیگری، عقد دائم یا موقّت، طرف مُحرِم باشد یا نباشد.

ـ مسأله: اگر محرمی برای محرم دیگری زنی را عقد نماید و زوج محرم دخول به زن نماید چنانچه زن نیز در احرام باشد و هرسه آنها مسأله را بدانند بر هرکدام یک شتر کفّاره است، و عقد باطل بوده و حرمت ابدی دارد.

ـ مسأله: اگر این عمل از روی جهل به مسأله یا فراموشی یا غفلت یا اضطرار انجام شود کفّاره ندارد.

ـ مسأله: اگر محرم برای خودش زنی را در حالی که هردو محرمند عقد کند همان حکم قبلی را دارد (از نظر علم و جهل و...) و اگر برای غیر محرم عقد را انجام دهد و زن و شوهر محرم نبودند عقد باطل است و محرم باید یک شتر کفّاره بدهد.

ـ مسأله: بر محرم حضور در مجلس عقد و همچنین شاهد شدن برای عقد بر محرم حرام است و همچنین بنا بر احتیاط حرام است بر محرم خواستگاری کند، امّا اگر به زن مطلّقه رجعیّه رجوع نماید اشکالی ندارد.

۷) استمناء

ـ مسأله: هفتم از محرّمات احرام: استمناء است به هر وسیله ای که باشد.

ـ مسأله: اگر محرم با آلت خود بازی نمود و منی از او بیرون آمد حکمش حکم کسی است که با زنش نزدیکی کرده باشد، بنا بر این اگر استمناء در احرام حج پیش از وقوف در (مزدلفه) باشد حجّش فاسد خواهد بود، و لازم است حج را تا آخر بجا آورده و در سال بعد اعاده نماید، همانطوری که اگر در عمره مفرده پیش از فراغت از سعی استمناء بکند عمره اش فاسد بوده و لازم است آن را به پایان رسانده و مجدّداً محرم به احرام عمره مفرده شود و عمره را تجدید نماید.

ـ مسأله : چنانچه محرم بدون بازی با آلت، استمناء نمود ـ مثلاً با نگاه کردن به زن اجنبیّه یا در نظر آوردن و خیالش ـ و منی از او بیرون آمد کفّاره اش اگر دارا است یک شتر و اگر متوسّط الحال است یک گاو و اگر فقیر است یک گوسفند می باشد، ولی حج و عمره اش باطل نخواهد بود.

۸) بوی خوش

ـ مسأله: هشتم از محرّمات احرام: استعمال بوی خوش است.

ـ مسأله: هرگونه استعمال بوی خوش از قبیل زعفران و عنبر و ورس و مشک چه خوردن، چه بوئیدن، چه مالیدن بر بدن بر محرم حرام است و همچنین حرام است پوشیدن لباسی که اثری از بوی خوش در او باشد، و احوط اجتناب از هر بوی خوشی است حتی مثل قرنفل و هل و کافور و عود.

ـ مسأله: خوردن گلها و میوه های خوشبو مانند به و سیب و ادویه جات خوشبو و معجونهای خوشبو اشکالی ندارد، و احوط در هنگام خوردن خودداری از بوئیدن آنها است.

ـ مسأله: کفّاره استعمال بوی خوش (از بوئیدن و خوردن و غیره) اگر زعفران یا مشک یا عنبر یا ورس باشد یک گوسفند است، و در بقیه کفاره نیست.

ـ مسأله: بر مُحرم حرام است که بینی خود را از بوی بد بگیرد، امّا تند عبور کردن از آن اشکالی ندارد.

۹) لباس دوخته برای مردان

ـ مسأله: نهم از محرّمات احرام: پوشیدن لباس دوخته است برای مردان.

ـ مسأله: پوشیدن پیراهن و عبا و شلوار و زیر شلواری و جامه دکمه دار و درع (زره) و هر جامه ای که آستین دار باشد و لو دوخته نباشد مانند لباسهای نایلون و یا کاموائی که یکسره بافته شده و مانند نمد چوپانها، بر مردان حرام است.

ـ مسأله: پوشیدن سه چیز استثنا شده و اشکالی ندارد حتی اگر دوخته باشد: همیان (که در آن پول می گذارند) و فتق بند و کمربند.

ـ مسأله: همانطوری که پوشیدن لباس دوخته حرام است گره زدن مثل لنگ و رداء نیز حرام می باشد بنا بر احتیاط، اما سوزن قفلی زدن و امثال آن اشکالی ندارد.

ـ مسأله: پوشیدن لباس دوخته در احرام برای زنان به هر نحوی مانعی ندارد مگر پوشیدن دستکش که جایز نیست، و احوط این است که زنها نیز به هنگام احرام ازار و رداء ـ که در لباس احرام گذشت ـ بپوشند، و فرقی ندارد زیر لباسها باشد یا روی لباسها البته میتوانند لباسهای خویش را به عنوان ازار و رداء بپوشند.

ـ مسأله: کفّاره پوشیدن لباس دوخته برای مردان اگر از روی علم و عمد باشد یک گوسفند است.

۱۰) چکمه و جوراب

ـ مسأله: دهم از محرّمات احرام: پوشیدن چکمه و جوراب است برای مردان، و هرچیزی که روی قدم پا را می پوشاند.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.