زن امین الهی است و به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است. این مقام، حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن هدیه کرده است. در دورانی که میان ملل متمدن و غیرمتمدن موجود در دنیا، زن از جایگاهی پایین تر و پست تر از مرد برخوردار بوده و او را چیزی حد وسط بین انسان و حیوان می پنداشتند و حقوق و موقعیتش را نادیده می انگاشتند، کتاب آسمانی قرآن و دین مبین اسلام ظهور یافته و حیثیت و ارزش زن را به او بازگرداند. مربی انسان ها زن است، سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می کند.

خداوند انسان اعم از زن و مرد را در بهترین حالات خلق کرده است و قرآن نه تنها نگاه ویژه ای به زن دارد، بلکه وی را مستقل و کارآمد معرفی می کند. : زن مانند مرد انسانی است که همه مواهب رشد را دارا بوده، هیچ خللی در گوهر وجود او نیست و می تواند مراحل رشد و تکامل را به خوبی طی کند.خداوند انسان را از زن و مرد آفرید و بقای انسان را به این دو جنس داده است. خداوند در قرآن کریم در مواردی به هر دو جنس اشاره می کند.

در آیه ۳۵ سوره احزاب می فرماید :

به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.

قرآن تنها مجموعه قوانین نیست. محتویات قرآن صرفا یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست. در قرآن، هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر.قرآن همان طوری که در مواردی به شکل بیان قانون دستور العمل معین می کند و در جای دیگر وجود و هستی را تفسیر می کند،راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها، عزتها و ذلتها، ترقیها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بیان می کند.

قرآن کتاب فلسفه نیست، اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع که سه موضوع اساسی فلسفه است به طور قاطع بیان کرده است. قرآن به پیروان خود تنها قانون تعلیم نمی دهد و صرفا به موعظه و پند و اندرز نمی پردازد بلکه با تفسیر خلقت به پیروان خود طرز تفکر و جهان بینی مخصوص می دهد.زیر بنای مقررات اسلامی در باره امور اجتماعی از قبیل مالکیت، حکومت، حقوق خانوادگی و غیره همانا تفسیری است که از خلقت و اشیاء می کند. (۱)

تساوی حقوق زن و مرد در پیشگاه خداوند

از جمله شبهاتی که در زمینه حقوق زن و مرد مطرح می کنند، این است که اسلام حقوق زن و مرد را به طور مساوی مطرح نکرده است.(۲) برخی چنین تصور می کنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده و زنان در برنامه اسلام چندان جایی ندارند.(۳) برای کسانی که اندک آشنایی با دین مبین اسلام و کتاب آسمانی آن داشته باشد، تساوی زن و مرد به خوبی نمایان است. از دیدگاه اسلام، تنها معیار برتری و امتیاز، برای کسانی است که از تقوای بیشتری برخوردار باشد، و نزد خداوند جنس برتر مطرح نیست.(۴) یعنی زن و مرد هر دو به یک اندازه انسان می باشند و در انسانیت بینشان تفاوتی نیست . «به تعبیر منطقی آنها دو صنف از یک نوع می باشند، یعنی حقیقت و گوهر آنها یک چیز است، در انسانیت یکی را بر دیگری تفاضلی نیست، آنها فرزندان یک والدین می باشند، و از ارزش یکسان برخوردارند، تنها ملاک تفاوت در ارزش تقوا است که امری اکتسابی است و ربطی به جنسیت ندارد، چنانکه ربطی به نژاد، جغرافیا، طبقه اجتماعی، ثروت، زیبائی و غیر آن ندارد. » ( ۵ )

در سوره احزاب آیه ۳۵ آمده است:

»إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِیماً. »

همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خیرخواه و مسکین نواز و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان باحفاظ و خوددار و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند بر همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است

آیه فوق، برای زنان و مردان در صورت انجام کارهای نیک پاداش مساوی در نظر گرفته شده است؛ و این گونه نیست که چون مرد برتر است، به او پاداش ویژه ای داده شود.سوره کوثرکه بنابر تصریح مفسران در شأن حضرت فاطمه علیهاالسلام و بیان عظمت ایشان نازل شده است.

.»إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»

ما تو را (چشمه) کوثر دادیم. پس برای پروردگارت نماز گذار و قربانی کن دشمنت خود بی تبار خواهد بود.

اگر فاطمه (س) برای زن معاصر امروزین بهترین الگو است بدان جهت است که مکتب فاطمه (س) مجموعه ای از فضایل انسانی و منظومه ای از گلواژه های نیک زیستن است که در هسته مرکزی آن پیامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار این منظومه اند. جهان امروز به همان مقدار نیازمند به آرمانهای فاطمی است که جامعه دیروز جاهلی. زیرا که اصول حاکم برنظام جاهلی قدیم در شکلهای جدیدتر ارایه شده است.(۶)

زن در آغاز پیدایش اسلام، به کرامت انسانی خویش دست یافت، موقعیت اجتماعی خویش را به دست آورد و از حقوق و آزادی های حقیقی برخوردار گشت. اسلام ، همه ستم ها و برخوردهای وحشیانه ای که در دور جاهلیت نسبت به زنان صورت می گرفت، از کشتن گرفته تا پایمال نمودن ضروری ترین حقوق فردی، نهی نمود و زنده به گور کردن دختران را حرام گردانید.(۷)

و لاتقتلوا اولادکم خشیه املاق» از ترس تنگ دستی فرزندان خود را نکشید.( اسراء، آیه۳۰. (

در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنها نبوده است؛ بلکه و شرافت و حیثیت وی را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است، زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیت های خود را انتخاب کند. ( ۸ )

اسلام، آزادی زن را از زمانی مقرر داشت که وی را همسان و هموزن مرد دانست و زن را از اسارت و حقارت تاریخی، رهایی داد. اسلام در چهارده قرن پیش زنجیرهای اسارت را از دست و پای زن گسست. اسلام، برای زن حق مالکیت قائل شده است و زن می تواند مالک اشیای منقول و غیرمنقول باشد، حق خرید و فروش و واگذاری اموال خود را دارد، می تواند به آن گونه که بخواهد وصیت نماید. اسلام ، همه حقوق مدنی و سیاسی را که به مردان داده، به زن نیز بخشیده است. زن ، حق کار شرافتمندانه دارد، حق انتخاب دارد، و می تواند نماینده مجلس و کارمند اداره و قاضی شود.(۹)

کرامت زن در پوشیدگی و حجاب و عفت است. آنجا که آدم و حوا به سبب عدم اطاعت از سفارش الهی دچار برهنگی شدند و آیات شریفه حکایت از دور شدن از شأن و منزلت انسانی از قرب الهی و به عبارت دیگر نزول از درجه کرامت و شرف دارد، گویای این مطلب است که برهنگی و بی عفتی به معنای پایین و پست شدن است در حالی که پوشیدگی و عفت به معنای داشتن کرامت و ارزش است. حق تعالی، پوشش و حجاب و عفت و اختلاط نداشتن با مردهای اجنبی را برای او رقم زده است و برای حفظ شأن خودش او را به نداشتن حجاب و فاصله از مردان توصیه فرموده است. حجاب زن حقی است الهی. عصمت زن حق الله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.(۱۰)

گفته اند ، حجاب موجب سلب آزادی که یک حق طبیعی بشر است، می گردد. «نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود... مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بی اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن؛ ...(۱۱)

تفسیر غلط از آزادی باعث چنین تصوراتی شده است. امروز از سوی محافل غربی و غرب گرا، این گونه به مردم القا می شود که آزادی به معنای ارضای تمایلات، یا عدم التزام به قیود اخلاقی و اجتماعی است و آزادی زن در بینش و نگرش آنان، یعنی این که به هر شکل بتوان لباس پوشید، یا با هرکس بتوان رابطه برقرار کرد، تا مناسبات خانوادگی و اجتماعی را به هر صورت که مورد علاقه است، ترتیب داد. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. (۱۲)

داشتن آزادی معیار کرامت انسانی است. زن نیز مانند مرد آزادی هایی دارد. البته آزادی انسان در درون حدود و مقررات الهی است زیرا که مالک اصلی همه چیز و همه جا حق تعالی است. اوست که مالکیت را به انسان عطا فرموده و مالکیت انسان مالکیتی استعاره ای و موقتی است. آزادی او هم دارای شرایطی است. وجود مقررات و محدودیت ها هم به سبب کرامت انسانی است.

اگر قرآن کریم می فرماید برای ورود به خانه اجازه بگیرید: "یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها" ای کسانی که ایمان آورده اید غیر از خانه های خود داخل خانه های دیگر نشوید تا آنها را آگاه نساخته اید و سلام بر آنها نکرده اید برای این است که صاحب خانه متوجه شود که شخصی می خواهد وارد شود و خود را برای ورود او آماده کند. این محدودیت به سبب کرامت و جایگاه ساکنان خانه که معمولا زنان هستند، می باشد. برای حفظ خلوت آنها و آزادی درون خانه است که خداوند حکیم قانون و محدودیت مقرر می فرماید.(۱۳)

منابع و مواخذ

۱- شهید مرتضی مطهری "مجموعه آثار" ج‏ ۱۹ ص ۱۳۰

http://www.ksabz.net/paper.asp

۲- منزلت زن از منظری دیگر، هادی قطبی، ص ۱۸-۱۶

۳- تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۱۳

۴ - شخصیت وحقوق زن در اسلام(۳) - زن و آزادی - فصل اول: آزادی زن از دیدگاه اسلام

http://www.qomicis.com/farsi/library/jashnvarehnahaii/women

۵- همان منبع

۶- کوثر قرآن عباس کوثری ماهنامه کوثر شماره ۸

http://www.rahpouyan.com

۷- جلوه‏هایی از اندیشه اسلامی، محسن عابدی، ص ۶۹

۸- آزادی از دیدگاه امام خمینی، ص ۴۷

۹- اسلام، حقوق و آزادی‏های اساسی انسان و مسئله حقوق بشر، مصطفی الرافعی، ص ۶۰-۵۹

۱۰- "کرامت زن در قرآن و سخن امام خمینی(ره) به قلم نهله غروی نائینی.

http://www.iwna.ir/shownews.

۱۱-مسئله حجاب، مرتضی مطهری، ص ۱۰۰

۱۲- همان منبع ص ۷۹ -۷۸

۱۳- "کرامت زن در قرآن و سخن امام خمینی(ره) به قلم نهله غروی نائینی.

http://www.iwna.ir/shownews.

مریم ابدالی

کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی