مقدمه

“فلسفه حیات” یا “هدف زندگی” از مسائل مهم انسان شناسی و یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان نتواند دریابد که “هدف از حیات چیست” و پاسخی مناسب برای این پرسش نداشته باشد زندگی را پوچ و بی معنی خواهد یافت. همه فعالیت های آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی از زندگی روشن باشد. هدف فرد از کار کردن، تحصیل علم، توالد و تناسل و حتی غذا خوردن، ادامه زندگی است و هدف از زندگی و ادامه آن، پایه نگرش و جهان بینی او محسوب می شود.

با اندکی دقت می توان فهمید، هدفی که ما برای زندگی خود در نظر بگیریم همه زندگی ما را تحت الشعاع خود قرار می دهد، به عباتی دیگر به زندگی ما “جهت” و “معنی” می دهد. لذا اگر انسان ها در زندگی خود روش های متفاوتی دارند، به این دلیل است که هدف های متفاوتی را دنبال می کنند، هرقدر این هدف والاتر و ارجمندتر باشد، به همان اندازه زندگی انسان از ارزش و کیفیت عالی تری برخوردار خواهد شد، بنابراین سعادت و کمال انسان در گرو “شناخت هدف” و آگاهی از “فلسفه حیات” است اما معمولا آن قدر سرگرم به کارهای روزمره و ظواهر زندگی و کامیابی های مادی می شود که وی را از توجه به این مسئله اساسی باز می دارد. چه بسیار افرادی که سال ها در این دنیا زندگی می کنند اما هرگز به این اساسی ترین مسئله خود نمی اندیشند یا نسبت به آن بی اعتنا هستند که اگر حتی لحظه ای به طور جدی این مسئله برای آنها مطرح شود، تحول و تحرک عمیقی را برایشان به ارمغان خواهد آورد.(۱)

هدف از خلقت انسان(۲)

هدف از خلقت انسان چیست؟ هرگاه با این پرسش روبرو شویم دو معنا به ذهن ما خطور می کند:

الف) هدفی که شامل خالق می شود.

ب) غایت و غرض، شامل خالق نشده بلکه در برگیرنده مخلوق است.

پاسخ به معنای اول (هدف فاعل)

آیا خالق دارای هدف و غرض است؟ آیا برای خالق انگیزه و محرکی وجود داشته تا انسان را بیافریند؟ آیا می توان مانند اشاعره هیچ هدفی را برای خدا در نظر نگیریم؟ یا همچون معتزله خدا را فاعل بالقصد دانسته که استکمال ذات می کند؟

آر ی، این امری است که خلقت نمی تواند به این معنا هدف داشته باشد، زیرا که هدف به معنی انگیزه، یعنی عامل فاعل و محرک فاعل، چیزی است که موجب می شود، کننده، کاری را انجام دهد و اگر آن نباشد، فاعل از انجام آن امتناع می کند. ما به این معنا درباره خدا نمی توانیم قائل به هدف و غرض بشویم زیرا هدفی که برانگیزاننده فاعل است معنایش این است که طبعا فاعل در کار خود می خواهد به آن برسد و استکمال ذات نماید و این مستلزم نقص فاعل است یعنی به این نحو هدف داشتن تنها در فاعل های بالقوه و در مخلوقات صادق است و در خالق راه پیدا نمی کند.(۳) حال برای اینکه مطلب فوق به صورت عقلانی و با دلایل متقن بیان شود در ذیل آن از برهان وجوب و امکان (برهان سینوی) که در نمط چهارم کتاب اشارات ابوعلی سینا ذکر شده و خود، آن را بهترین برهان در اثبات وجود خدا دانسته است (زیرا در آن، تنها یک محاسبه عقلی ما را به نتیجه می رساند) استفاده می کنیم.

برهان وجوب و امکان (برهان سینوی()۴:

)

مضمون برهان چنین است: وقتی در موجودات نظر می کنیم، می توانیم بگوییم که هرموجودی بنا به فرض عقلی، از یکی از دو قسم ممکن و واجب خارج نیست، یعنی هر موجودی بنا به تقسیم عقلی یا ممکن الوجود است و یا واجب الوجود. اگر واجب الوجود باشد که مدعای ما (یعنی نیاز جهان به یک علت یا فاعل واجب الوجود) ثابت می شود و اگر ممکن الوجود باشد، لا محاله باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود، زیرا می دانیم که ممکن الوجود از ناحیه خود ایجاب نمی کند که موجود یا معدوم باشد.بنابراین بود و نبود یک ذات ممکن وابسته به علتی خارج از اوست. با بودن او این ذات ممکن، به مرحله وجوب می رسد و موجود می شود و بدون آن معدوم می گردد.حال اگر این علت را بررسی کنیم، درمی یابیم که یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود، درصورت اول، مدعای ما ثابت است و در حالت دوم محتاج به علت دیگری است که آن علت دوم هم یا وجب الوجود است و یا ممکن الوجود، اگر ممکن الوجود باشد، حاجت به سومی می افتد و ... اما سرانجام باید به یک علت یا فاعل واجب الوجود منتهی شود و گرنه سلسله ممکنات هرگز به درجه وجوب و در نتیجه به مرتبه وجود نمی رسد. سپس وجوب زنجیره ممکنات باید از ناحیه موجودی باشد که وجوب او ذاتی است و از ناحیه موجود دیگری نمی باشد و آن پروردگار عالمیان است.

وقتی ما به صورت عقلانی پذیرفتیم که در عالم امکان واجب الوجودی هست که، سرسلسله علت هاست و وجودش قائم به غیر نیست این امر، مسلم می شود که او همان بی نیاز مطلق است زیراهرگونه نیاز برابر است با ممکن الوجود بودن.پس واجب الوجود یعنی رب العالمین همان منبع فیض است که افاضه او با اختیار است. چه بسا کسانی که خداوند را از جهت افاضه با خورشید و یا چشمه جوشان مقایسه می کنند، ایشان راه را به غلط رفته اند زیرا هیچ یک از این دو (خورشید و چشمه جوشان) در افاضه خود مختار نیستند و فقط ذات اقدس الله است که چنین خصوصیتی را داراست یعنی منبع فیض با اختیار است.

از آنچه که گذشت می توان چنین نتیجه گرفت که معنای اول (هدف زائد بر ذات خالق یکتا) کاملا باطل و بی اساس است زیرا قائل شدن غرض برای رب العالمین منتهی به پذیرفتن نقص در ذات او شده و این امر خلاف واجب الوجود بودنش می باشد.

پاسخ به معنای دوم (هدف فعل)

می دانیم هر عملی که خالی از هدف باشد پوچ و باطل است و از طرفی دیگر بر ما ثابت گردید که نمی توان هدفی زائد بر ذات پروردگار در نظر گرفت، پس هدف از آفرینش شامل فعل خدا که همان انسان است می گردد حال قبل از اینکه به بیان هدف فعل بپردازیم توضیحات زیر را بیان می کنیم:

می دانیم همواره کلمه حق در مقابل باطل قرار گرفته است و در میان عامه مردم به دو معنای اصلی به کار می رود.

۱) حق به معنای آنچه که در عالم خارج تحقق دارد یعنی آنچه هست و واقعیت دارد

۲) حق به معنای آنچه باید باشد.

وقتی در علوم عینی می گوییم حق، ناظر به معنای اول است و زمانی که در حقوق و ادیان و اخلاق از آن سخن می گوییم به معنای دوم یعنی آنچه باید باشد، است.

به طور خلاصه حق به معنای اول مربوط به انسان و جهان (هر دو) می باشد و حق به معنای دوم فقط درباره انسان است، چون “باید و نباید” مربوط به اختیار و انسان می شود، لذا علوم طبیعی میدانش انسان و جهان و دایره علوم حقوقی انسان است و بس.(۵)

اما قرآن کریم کلمه حق را در معنایی به غیر از این دو معنایی که از نظرتان گذشت به کار می برد. سوره آل عمران آیه ۱۹۱:

الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا ...

ـ ترجمه:

آنانکه خدا را یاد می کنند در حال ایستاده و نشسته و خفتن، دائم اندیشه می کنند در آفرینش آسمان ها و زمین و گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده ای ...

این جهان را، این آسمان ها و زمین را باطل نیافرید ه ای و بر حق آفریده ای یعنی چه؟ آیا قرآن می خواهد بگوید که انسان های اندیشمند تفکر می کنند و می گویند آسمان و زمین واقعیت عینی است؟ آیا معنای دیگر مدنظر است؟ تکلیف و باید و نباید مربوط به آسمان و زمین است؟! یا باید و نباید مربوط به خداست؟ این حق و باطل چیست؟ آری معنای سوم آن هدفدار بودن است و یا بهتر بگوییم حق در معنای سوم یعنی یک واقعیت ساماندار و هدفدار.(۶)

نویسنده مرضیه کاظم خلج

پی‌نوشت‌ها:

۱- مراجعه کنید به کتاب “بینش اسلامی” کتاب درسی دوره پیش‌دانشگاهی.

۲- رک، هدف زندگی، مطهری، بخش اول

۳- همان

۴- مراجعه کنید به کتاب “فلسفه” کتاب درسی دوره پیش‌دانشگاهی

۵- رک، حق و باطل از دیدگاه قرآن، شهید بهشتی

۶- آیاتی که چنین مضمونی (هدفدار بودن جهان آفرینش) را بیان داشته‌اند عبارتند از: (ص ۲۷)، (انبیا ۱۶)، (دخان ۳۸)، (نحل ۳)، (زمر ۵)، (ابراهیم ۱)، (تغابن ۳)، (عنکبوت ۴۴)، (غاشیه ۲۲)، (روم ۷)، (مومنون ۱۱۵)، (قیامت ۶)