به عمل کار برآید به سخندانی نیست (سعدی)

مسلمانان با عملکرد خود می توانند به معنای واقعی دین اسلام، شیعه و ولایت فقیه دست پیدا کنند و حقیقت دین اسلام را به اطرافیان و جهانیان نشان دهند. لزومی ندارد دین اسلام و مذهب شیعه را برای دیگران تعریف کنیم و توضیح دهیم بلکه بهتر است با عملکرد خود معرف دین و مذهبمان باشیم. همان طور که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)، اهل بیت(ع) و امام راحل(ره) دین اسلام و مذهب شیعه را با عملکرد خود به جهانیان نشان دادند. اگر بخواهیم از عدالت، اخلاص، اخلاق و توحید سخن بگوییم باید در عمل به آنها بپردازیم تا دیگران از حاصل عملکرد ما بهره مند شوند. یعنی دین اسلام را در عمل باید تبلیغ کرد نه در شعار دادن. این نام مثل خطی است که به تنهایی ارزشی ندارد، اما همین خط در محدوده عملکرد یک نقاش، در گستره یک تابلوی نقاشی ارزش و معنا پیدا می کند. پس با توجه به این اصل می توان گفت: عمل کردن به دین اسلام، به قرآن و عدالت بزرگترین و تاثیرگذارترین راه برای معرفی آن به دیگران است. این شیوه از بهترین انواع تبلیغ به حساب می آید. امام صادق(ع) می فرماید: “مردم را به سوی حق دعوت کنید اما نه با گفتارتان بلکه به وسیله عملتان تا پرهیزگاری و کوشش، نماز ونیکی را در شما ببینند که این است حقیقت دعوت و تبلیغ.”(۱)

مبادا روزگاری فرا رسد که از اسلام و شیعه فقط نامش و از قرآن فقط کاغذ و نوشته هایش باقی بماند.

دنیای امروز ایجاب می کند که دین اسلام با روش و عمل نشان داده شود و مبادا خدای ناکرده از نام اسلام برای رسیدن به قدرت و منافع دنیوی استفاده شود.

پیامبر اعظم (ص) می فرماید:

“بگویم بدترین مردم کیست؟ همان که تنها غذا می خورد و به کسی چیزی نمی دهد و تنها سفر می کند و بنده خویش را می زند. اینک می خواهی بگویم بدتر از او کیست؟ همان که از شرش می ترسند و به خیرش امید نمی برند. حال می خواهی بگویم از این بدتر کیست؟! همان که آخرت خویش را به دنیا می فروشد. می خواهی بگویم چه کسی از این نیز بدتر است؟! آن کس که دین را وسیله ای کرده است برای خوردن دنیا.”(۲)

زیبایی حقیقی و جذابیت دین اسلام در روش و عملکرد است که آشکار می گردد، نه در گفتارها و نوشتارها یا پلاکاردها، لذا مسلمان ها باید در عمل، زیبایی و جذابیت اسلام را نشان دهند نه با کلماتی به ظاهر زیبا.

شعار دادن و تبلیغ محض به دین اسلام ضربه می زند و به مرور زمان گفته ها و نوشته ها معنای حقیقی خود را از دست می دهند. مبادا روزی فرا رسد که قبول آن هم برای مردم دشوار گردد و از دین اسلام و شیعه دیگر حقیقتی باقی نماند و معنا و مشی آن به افسانه تبدیل شود. پس با اعمال شایسته است که دین اسلام پابرجا می ماند. در حالی که با اعمال ناپسند، دین ضربه می بیند و حتی به فراموشی سپرده می شود. امروزه مشاهده می شود خیلی ها فقط به تبلیغ ظاهری در دین اسلام می پردازند که با سکوت کردن در مقابل چنین تفکرات و کنش هایی حقیقت عمل کشته می شود.

دین بدون عمل همانند زمین وسیعی است که در آن چاه آبی وجود دارد، ولی خشک است زیرا کسی نیست که در آن زمین کار کند و آن را به کشتزار یا باغی تبدیل نماید.

لذا این زمین، خشک و بدون محصول است، حال هرچه تبلیغ کنیم و بگوییم اینجا کشتزار یا باغ است کسی حرفمان را باور نمی کند و نمی پذیرد زیرا جز زمین خشک چیز دیگری مشاهده نمی شود. این تبلیغ به ضد تبلیغ تبدیل می شود.

حضرت علی(ع) می فرماید: ”اسلام را طوری تعریف کنم که دیگری قبل از من تعریف نکرده باشد: اسلام زیر بار رفتن است و زیر بار رفتن، یقین است و یقین، تصدیق است و تصدیق، اقرار است و اقرار، انجام است و انجام همان عمل است.”(۳)

ارائه راهکارها و روش تبلیغ در دین

دین اسلام را باید با عمل به آن، به دیگران آموزش داد. برای مثال اگر پدری هر روز صبح برای نماز بلند شود و نماز صبح را به جای آورد، از دروغ، مال حرام، غیبت، تهمت، غرور و شهوت آن اعمالی که دین اسلام نهی می کند، بپرهیزد فرزندش در خانواده اعمال پدر را می بیند و به او ایمان می آورد. در حقیقت فرزند به پدر ایمان نمی آورد، او به دین اسلام ایمان می آورد ولی از راه غیرمستقیم. در این حالت پدر می تواند فرزند را به همان اعمال تشویق کند و با عمل مکرر خود فرزندش را تربیت نماید. در حقیقت پدر الگویی برای فرزند خود شده است.

اگر معلم یک دبستان را در نظر بگیریم، او با روش ها و کردارها و اعمال خود می تواند دین اسلام را به خوبی به شاگردانش معرفی کند. شاگردانش را به درستکاری، اخلاق خوب و دوری از مال حرام و پرهیز از غیبت تشویق نماید.

در سطح کلان جامعه نیز باید الگوهایی مناسب و شایسته برای مردم ارائه گردد تا افراد ضمن تخلق به رفتار شایسته و دین مدارانه، بتوانند خود نیز در آینده الگوهای مفیدی برای تداوم راه شناخت اسلام و ایجاد زمینه ای برای تعالی جامعه اسلامی باشند.

حضرت علی(ع) می فرماید: “کسی که خود را تعلیم دهد و تربیت کند از نظر احترام از آموزگار و تربیت کننده مردم سزاوارتر است.”(۴)

ثارالله محمدعلی بخارایی

پی‌نوشتها:

۱- وسائل، ج۱، ص ۱۹۴

۲- نهج‌الفصاحه، ص ۲۸۴، سخن ۲۷۵۱ (ح ۴۶۴)

۳- نهج‌البلاغه خطبه ۱۲۰، ص ۸۹۷

۴- نهج‌البلاغه خطبه ۷۱، ص ۸۷۲