ام حسبت ان اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا (۱)

ای رسول ما تو پنداری که قصه اصحاب کهف و رقیم در مقابل این همه آیات قدرت و عجایب حکمتهای ما واقعه عجیبی است.

هنگامی که سالهای زیادی از عروج پسر مریم، علیه السلام، می گذشت و هنوز جهان متبرک به قدوم مبارک پیامبر اسلام، صلی الله علیه وآله، نشده بود، در عهد دقیانوس، در میان جامعه پرفتنه و اجتماع عصیانگر که دستورات پیامبر خدا را فراموش کرده و از دین خدا رویگردان شده و سر بر آستان بتها فرود می آوردند، جوانانی در خفا ایمان خود را حفظ کردند و با تحمل سختیها و مشکلات فراوان بر عهدی که با خالق یکتا بسته بودند وفادار ماندند و از شربت لطف الهی سیراب گشتند. امام صادق، علیه السلام، در شرح حال ایشان درآن زمان می فرماید: «اصحاب کهف ایمان خود را از مردم (مشرکان) کتمان می کردند و ظاهرا در کفرورزی با آنها همسویی می نمودند و این کار برای آنها بسیار دشوار بود. (۲) »

لذا اگرچه ایشان در شهر کفار و تمدن آلوده به شرک زندگی می کردند و مجبور به تبعیت از آداب و فرهنگ کفر بودند ولی هرگز از آرمانهای بزرگی که عیسی، علیه السلام، در انجیل به آن وعده داده بود رویگردان نشده و از ایمان به خدا و اجرای دستورات پیامبر خدا دوری نجستند و همچون کبوترهای اسیر در قفس تنگ و تاریک دنیای پر از ظلم و جهل، برای رسیدن به سرچشمه نور و حقیقت به این سو و آن سو می پریدند.

براستی می توان ایشان را مفسران حقیقی مفهوم انتظار در زمان غیبت حجت خدا و الگویی برای این مفهوم دانست که با انتظار تحقق وعده های الهی و با تاکید بر فرمانهای پیامبر خدا، خود را از فتنه های شیاطین در امان نگه داشتند و دامن خود را به دنیا و ظواهر و جاذبه هایش آلوده نساختند و به اذن خداوند بر علیه بت پرستی و کفر زمان قیام کردند، چنانکه خداوند در قرآن می فرماید: «ما بر دلهای آنها علاقه (محبت و ایمان به خدا) را محکم ساختیم که آنها قیام کرده و گفتند: خدای ما پروردگار آسمانهاو زمین است و ما هرگز جز آن خدای یکتا، هیچ کس را به خدایی نمی خوانیم که اگر بخوانیم سخت راه خطا و ظلم را پیموده ایم » (۳) و در آیه ای دیگر از قول ایشان می فرماید: «اینان قوم ما هستند که خدایانی غیر خدای یگانه برگرفتند، در صورتی که هیچ دلیل روشنی بر خدایی آنها ندارند، چه ظلمی بالاتر از این افترا و دروغی است که بر خدا می بندند». (۴)

پس خداوند امر هدایتشان را به عهده گرفت و از آنان دستگیری کرد چراکه درخواسته هایشان با خالق یکتا صادق بودند و این خصلت نیکو در وجود ایشان مقدمات نجاتشان را فراهم کرد.

در حدیثی از نبی اکرم نقل است که: «اگر کسی با خداوند از سر صدق به صحبت نشیند، حتما نجات خواهد یافت.» (۵) لذا ایشان که طالب هدایت و بندگی بودند به درگاه خداوند پناه برده و از او استمداد کردند که سخن خداوند در قرآن دلیلی بر این مدعاست که می فرماید: «آنگاه که آن جوانان در غار کوه، پنهان شدند، از درگاه خداوند مسئلت کردند که تو در حق ما به لطف خاص خود، رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایت کامل مهیا ساز». (۶) پس خداوند بر جوانمردان پنهان در غار که از خستگی دوران انتظار و سختی بودن در میانه کفر و ظلم زمان، به خواب رفته بودند، منت نهاد و ایشان را به عنوان آیتی از قدرت خویش بعد از ۳۰۹ سال حفاظت از خواب بیدار کرد و بر مرتبه ایمان و هدایتشان افزود و ایشان را در مقام رفیعی فرود آورد.

امام باقر، علیه السلام، راوی حکایتی است بدین شرح: «پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله، بعد از فراغت از نماز خود در دل شبی، ابوبکر، عمر و عثمان و علی، علیه السلام، را نزد خود فراخوانده و از آنها خواستند تا نزد اصحاب کهف رفته و سلام مخصوص ایشان را به آنها ابلاغ نمایند، آنگاه بادی وزید و آنها را در محل غار فرود آورد، ابتدا ابوبکر به خاطر تقدم در سن و سپس عمر و عثمان هریک جداگانه به طرف درب غار رفته و سلام پیامبر را به اصحاب کهف ابلاغ نمودند، اما هیچ جوابی نشنیده و بازگشتند، اینک نوبت امیرالمؤمنین، علیه السلام، بود، او نزدیک غار آمد و گفت: السلام علیکم و رحمهٔ الله و برکاته، سلام بر شما باد که خداوند دلهایتان را به یکدیگر پیوند داد. من فرستاده رسول خدا به سوی شما هستم، لحظه ای بعد از آن غار صدایی بگوش رسید که می گفت: و علیکم السلام یا وصی رسول الله، صلی الله علیه وآله، و رحمهٔ الله و برکاته، مقدمت را گرامی می داریم ما دستور داریم با هیچ کس جز رسول خدا و یا جانشین او صحبت نکنیم.» (۷)

اصحاب کهف در رکاب قائم، علیه السلام

جوانمردانی که پس از ۳۰۹ سال خواب بیدار شده بودند، در چشم مردم، افراد مقدسی جلوه کردند که خداوند نظر خاص بر ایشان روا داشته است. پس آمدند تا جوانان غار را برای دنیای خود خرج کنند و از ایشان برای رسیدن به شهرت، رونق تجارت و ترقی شهر استفاده کنند، لیکن آنها بر آنچه که همه بزرگش می شمردند راضی نشدند و بر دنیا که دامهای خود را برایشان گسترده کرده بود، پشت کردند و اگرچه در آن زمان مسیحیت بر دین بت پرستان چیره شده بود، لیکن ایشان وعده خداوند را که غلبه کامل حق بر باطل بود تحقق یافته ندیدند.

پس زندگی در دنیا برایشان قابل تحمل نبود، لذا از خداوند مرگ را طلب کردند و شاید در آن لحظه این آرزو را در دل پروراندند که خداوند حیات و زندگی در عرصه زمین را در دولت کریمه حق روزی آنان گرداند تا شاهد شکوه و عظمت ایمان و اسلام بر پهنه زمین باشند و از خوان پربرکت اهل بیت عصمت و طهارت بهرمند شوند. لذا اگر چنین آرزویی کردند و به درگاه خداوند دعایی داشتند. پس از روایات چنین برمی آید که خداوند دعای آنان را مستجاب خواهد نمود و این عده جزء ۳۱۳ نفری خواهند بود که در روز اول ظهور با یوسف فاطمه، علیهاالسلام، بیعت می کنند و در دولت حقه فرمانروایان روی زمین به امر آن حضرت خواهند بود. (۸)

و اگر چنین دعا و آرزویی در کار نبوده باشد، از جمله الطاف خاص الهی به جوانمردان کهف این است که ایشان در دولت حقه قائم آل محمد، علیه السلام، برانگیخته می شوند و در رکاب حضرتش خواهند بود. چنانکه امام صادق، علیه السلام، هنگامی که یاران قائم را بر می شمرند،اصحاب کهف را نیز از جمله یاران خاص آن حضرت معرفی می کنند: «اصحاب الکهف سبعهٔ نفر مکسلمینا و اصحابه » (۹) ،اصحاب کهف که هفت نفرند، منظور مکسلمینا و همراهانش می باشد، و همچنین در آثار مفسران متعدد اشاره به این موضوع شده که آنها در نخستین روز ظهور رجعت و در اولین روز اعلام ظهور با امام مهدی، علیه السلام، بیعت می کنند. (۱۰)

پس آنها از ذخایر دولت کریمه آقا امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف، هستند که برای او محفوظ خواهند ماند. چنانچه امام صادق، علیه السلام، می فرماید: «یاران صاحب الامر، علیه السلام، برای او محفوظ هستند، حتی اگر تمام مردم از بین بروند، خداوند یاران مهدی را نزد او می آورد.» (۱۱)

غار مخوف اصحاب کهف در کجا واقع شده است؟

شهری که اصحاب کهف در آن ساکن بودند بنا بر روایتی که در بحارالانوار از حضرت علی، علیه السلام، نقل شده است «افسوس » (۱۲) نام داشت که افسوس پیش از میلاد مسیح یکی از شهرهای معروف جهان بوده که معبد معروف «دیانا» که از عجایب هفتگانه بوده در این شهر قرار داشت. که این معبد از طرف مرد شهرت طلبی به نام «اروسترات » در سال ۳۵۶ق.م طعمه حریق شده تا بدین وسیله نام او در تاریخ جاویدان بماند.

این شهر کلا از بین رفته و بر خرابه های آن دهکده «آیاسلوغ » به وجود آمده که آیاسلوغ در استان «آیدین » ترکیه در ۶۵ کیلومتری «ازمیر» و ۵ کیلومتری دریای اژه قرار دارد. (۱۳) در یک کیلومتری «آیاسلوغ » غاریست که مردم ترکیه برای آن اهمیت فراوانی قایل هستند و آنجا را بعنوان مرقد مطهر اصحاب کهف زیارت می کنند، اما اخیرا غار دیگری در کشور اردن در ۸ کیلومتری عمان (پایتخت اردن) کشف شده که نشانه های غار اصحاب کهف بر آن منطبق تر است. (۱۴)

همچنین غار دیگری در نزدیکی شهر دمشق در کشور سوریه منتسب به اصحاب کهف است. لازم به ذکر است علامه طباطبایی، قدس سره، پس از تحقیقات ارزنده ای به این نتیجه رسیده اند که نشانه های یادشده در قرآن کریم از غار اصحاب کهف بر غار «افسوس » در ترکیه منطبق تر است. (۱۵)

و همچنین از ابن عباس نقل می کنند که معاویه در جنگ مضیق نزدیک روم رفته بود و به غاری که اصحاب کهف در آن مدفون اند نزدیک شد. معاویه اصرار داشت که از درون غار مطلع شود. قبلا چند نفر را برای کاووش به داخل آن فرستاد ولی تندباد شدیدی وزید که نتوانستند پیش بروند. ناچار معاویه از این فکر منصرف شد.

البته در کتب مختلف و تفسیرهای گوناگون از شهرهای دیگری به نامهای مختلف من جمله «فیلادرفیا» و کوه «آنجلس » به میان آمده که در سریال «مردان آنجلس » به کارگردانی آقای فرج الله سلحشور شاهد استفاده از این اسامی بودیم. که نشان می دهد حجهٔ الاسلام محمد سعید بهمن پور، نویسنده و محقق سریال به مفسرانی رجوع کرده اند که در آثارشان از این اسامی استفاده شده است، چنانکه اسامی استفاده شده برای اصحاب کهف در فیلم با روایتی که در جلد ۱۴ بحارالانوار از حضرت علی، علیه السلام، نقل شده تفاوت دارد، چراکه حضرت علی، علیه السلام، ایشان را به نام های «مکسلمینا»، «میشیلینا»، «تلمیخا»، «دیرنهوس »، «مرنوس »، «ساذریوس » و «قطمیر چوپان » معرفی می کنند، که البته تفاوت در اسامی افراد و مکانها و یا در شرح خود داستان به برداشتهای مختلف و یا نقل قولهای گوناگونی برمی گردد که هر یک از مفسران به یکی از آنها استناد می کند که به طور مثال در مورد کلمه «رقیم » در قرآن، برخی از مفسران آن را نام روستای نزدیک غار می دانند (۱۶) و برخی دیگر نام سگ اصحاب کهف و برخی نام لوح مسی و یا سنگی نصب شده در کنار غار می دانند و برخی نام کوهی می دانند که غار بر روی آن واقع شده و راجع به کلمه «وصید» هم یک چنین اختلاف نظری وجود دارد که البته این قبیل اختلافات نمی تواند به حقیقت داستان و پیام های آن خدشه ای وارد سازد.

چراکه خداوند در قرآن می فرماید: «بعضی خواهند گفت که عده آن اصحاب کهف، سه نفر بود و چهارمین سگ آنها و برخی دیگر از روی خیالبافی و غیبگویی می گویند عده آنها پنج نفر بود و ششمین سگ آنها و برخی دیگر گویند هفت نفر بودند و هشتمین سگ آنها (ای رسول ما) بگو خدای من به عده آنها آگاه تر (از خلق) است که بر عدد آنها از خلق بجز افراد قلیلی که از طرف حق به وحی دانسته اند هیچ کس آگاه نیست. پس تو با اهل کتاب در این موضوع مجادله مکن، جز آن که هرچه بظاهر وحی دانستی اظهار کن. دیگر هرگز فتوی از احدی در این باب مپرس » (۱۷)

پی‏نوشت:

۱. سوره کهف، آیه ۹

۲. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۴۲۶.

۳. سوره کهف، آیه ۱۴.

۴. سوره کهف، آیه ۱۵.

۵. بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۴۲۶.

۶. سوره کهف، آیه ۱۰.

۷. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۴۲۰.

۸. الملاحم والفتن، ص ۲۰۳ - دلایل‏الامامه، ص ۳۰۹ - ۳۱۹.

۹. معجم‏الاحادیث امام مهدی (حدیث امام صادث).

۱۰. المیزان، ج ۱۳، ص ۳۱۰ - تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۱ - تفسیر صافی، ج ۳، ص ۲۳۸ - تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۳۲ - نورالثقلین، ج ۲، ص ۸۵ - و ارشاد مفید، ص ۳۶۵ - بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۹۱.

۱۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷.

۱۲. بحارالانوار، ج ۱۴، ص‏۴۱۱ و عرائس ثعلبی، ص ۲۳۲.

۱۳. قاموس الاعلام ترکی، ج ۱، ص ۵۰۶ و ج ۲، ص ۱۰۰۱ و دائرهٔ‏المعارف حیات، ص ۱۰۱۵.

۱۴. این غار در سال ۱۹۶۳م مطابق ۱۳۴۲ش کشف شد و کتابی در این‏باره بنام «اکتشاف کهف اهل الکهف‏» منتشر شد.

۱۵. تفسیر المیزان، ج ۱۳، ص ۲۹۹.

۱۶. تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۱.

۱۷. سوره کهف، آیه ۲۴.

سعید سام کن