Locked دریافت Toolbar آفتاب
مقالات دین و اندیشه دین و مذهب دعای ابوحمزه ثُمالی | صفحه ۳
۴ مهر ۱۳۸۶
  ◊   دفعات نمایش : ۸۷۰        Wednesday, Sep 26, 2007
دعای ابوحمزه ثُمالی
به نام خداوند بخشاینده مهربان
خدایا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مکن و مکر مکن به من...
۳۲۱ قبلى صفحه اول
دعای ابوحمزه ثُمالی

جَمیـعِ خَلْقِکَ تَحْتَ قَدَمَی وَاکْفِنی شَرَّ الشَّیطانِ وَشَرَّ السُّلْطانِ

زیر پای من قرارش ده و کفایت کن مرا از شر شیطان و شر سلطان

وَسَیئاتِ عَمَلی وَطَهِّرْنی مِنَ الذُّنوُبِ کُلِّها وَاَجِرْنی مِنَ النّارِ

و بدی های کردارم و پاکم کن از گناهان همگی، و از آتش دوزخ

بِعَفْوِکَ وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّهَٔ بِرَحْمَتِکَ وَزَوِّجْنی مِنَ الْحوُرِ الْعینِ بِفَضْلِکَ

به وسیله عفو خود پناهم ده و به رحمت خویش داخل بهشتم گردان و از حوریه های بهشتی به فضل خود به همسریم درآور

وَاَ لْحِقْنی بِاَوْلِیآئِکَ الصّالِحینَ مُحَمَّد وَ الِهِ الاَْبْرارِ الطَّیبینَ

و ملحقم کن به دوستان شایسته ات محمد و آلش آن نیکان پاک

الطّاهِرینَ الاَْخْیارِ صَلَواتُکَ عَلَیهِمْ وَعَلی اَجْسادِهِمْ وَاَرْواحِهِمْ

پاکیزه و برگزیده درودهای تو بر ایشان و بر جسدهاشان و بر ارواحشان

وَرَحْمَه اللهِ وَبَرَکاتُهُ اِلهی وَسَیدی وَعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ لَئِنْ طالَبْتَنی

و رحمت خدا و برکاتش ای خدای من و آقای من، سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد

بِذُنوُبی لاَُطالِبَنَّکَ بِعَفْوِکَ وَلَئِنْ طالَبْتَنی بِلُؤْمی لاَُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ

گناهان بازخواست کنی من نیز تو را به عفو و گذشتت مطالبه می کنم و اگر به پستی ام مرا مؤاخذه کنی من هم به کرمت

وَلَئِنْ اَدْخَلْتَنِی النّارَ لاَُخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّی لَکَ اِلهی وَسَیدی اِنْ

تو را مطالبه می کنم و اگر به دوزخم ببری به دوزخیان گزارش می دهم که دوستت دارم ای خدای من و آقای من

کُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاَِوْلِیآئِکَ وَاَهْلِ طاعَتِکَ فَاِلی مَنْ یفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ

اگر نیامرزی مگر دوستانت و پیروانت را پس به که پناه برند گناهکاران

وَاِنْ کُنْتَ لا تُکْرِمُ اِلاّ اَهْلَ الْوَفآءِ بِکَ فَبِمَنْ یسْتَغیثُ الْمُسْیئوُنَ

و اگر اکرام نکنی مگر نسبت به وفادارانت پس به که استغاثه کنند بدکرداران

اِلهی اِنْ اَدْخَلْتَنِی النّارَ فَفی ذلِکَ سُرُورُ عَدُوِّکَ وَاِنْ اَدْخَلْتَنِی الْجَنَّهَٔ

خدایا اگر به دوزخم ببری این کار موجب خوشحالی دشمنت گردد و اگر به بهشتم ببری

فَفی ذلِکَ سُرُورُ نَبِیکَ وَاَ نَا وَاللهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَنَبِیکَ اَحَبُّ اِلَیکَ مِنْ

موجب خوشحالی پیامبرت بشود و من به خدا سوگند مسلماً می دانم که خوشحال شدن پیامبرت را بیشتر از

سُرُورِ عَدُوِّکَ اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَمْلاََ قَلْبی حُبّاً لَکَ وَخَشْیهًٔ

خوشحال شدن دشمنت دوست داری خدایا از تو می خواهم که دلم را پرکنی از محبت و ترس از

مِنْکَ وَتَصْدیقاً بِکِتابِکَ وَایماناً بِکَ وَفَرَقاً مِنْکَ وَشَوْقاً اِلَیکَ یا

خودت و تصدیق به کتابت و ایمان به خودت و هراس و اندیشه از خود و اشتیاق به سوی خود

ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ حَبِّبْ اِلَی لِقائَکَ وَاَحْبِبْ لِقآئی وَاجْعَلْ لی فی

ای صاحب جلال و بزرگواری مرا دوستدار لقای خویش کن و نیز لقای مرا دوست بدار و در

لِقآئِکَ الرّاحَهَٔ وَالْفَرَجَ وَالْکَرامَهَٔ اَللّـهُمَّ اَلْحِقْنی بِصالِحِ مَنْ مَضی

لقای خود برای من آرامش و گشایش و کرامتی قرار ده. خدایا مرا به شایستگان از مردم گذشته ملحق کن و از شایستگان باقیمانده

وَاجْعَلْنی مِنْ صالِحِ مَنْ بَقِی وَخُذْ بی سَبیلَ الصّالِحینَ وَاَعِنّی عَلی

قرارم ده و به راه شایستگانم ببر و کمکم ده بر مخالفت با

نَفْسی بِما تُعینُ بِهِ الصّالِحینَ عَلی اَنْفُسِهِمْ وَاخْتِمْ عَمَلی بِاَحْسَنِهِ

هوای نفسم بدانچه کمک دادی شایستگان را بر مخالفتشان با هوای نفس و ختم کن کارم را به نیکوترین کارهایم

وَاجْعَلْ ثَوابی مِنْهُ الْجَنَّهَٔ بِرَحْمَتِکَ وَاَعِنّی عَلی صالِحِ ما اَعْطَیتَنی

و پاداشم را از آن کار به رحمت خود بهشت قرار ده و کمکم ده در آنچه به من داده ای که در کار صالح به کار بندم

وَثَبِّتْنی یا رَبِّ وَلا تَرُدَّنی فی سُوء اسْتَنْقَذْتَنی مِنْهُ یا رَبَّ

و ثابت قدمم دار و بازم مگردان به بدی هایی که از آن نجاتم داده ای. ای پروردگار

الْعالَمینَ اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ ایماناً لا اَجَلَ لَهُ دوُنَ لِقائِکَ احْینی ما

جهانیان، خدایا از تو خواهم ایمانی که انتهایش ملاقات تو باشد و تا زنده ام داری به همان ایمان

اَحْییتَنی عَلَیهِ وَتَوَفَّنی اِذا تَوَفَّیتَنی عَلَیهِ وَابْعَثْنی اِذا بَعَثْتَنی عَلَیهِ

زنده ام دار و چون بمیرانیم بر همان ایمان بمیرانم و چون برانگیزیم بر همان ایمان برانگیزم

وَاَبْرِءْ قَلْبی مِنَ الرِّیآءِ وَالشَّکِّ وَالسُّمْعَهِٔ فی دینِکَ حَتّی یکوُنَ

و پاک کن دلم را از ریا و شک و خودنمایی در دینت تا در نتیجه

عَمَلی خالِصاً لَکَ اَللّـهُمَّ اَعْطِنی بَصیرَهًٔ فی دینِکَ وَفَهْماً فی

عملم خالص برای تو باشد. خدایا به من عنایت کن بصیرتی در دینت و فهمی (در شناختن)

حُکْمِکَ وَفِقْهاً فی عِلْمِکَ وَکِفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِکَ وَوَرَعاً یحْجُزُنی

حکمت و درک خاصی در فهم علمت و دو سهم از رحمتت و پرهیزکاری آنچنانی که مرا

عَنْ مَعاصیکَ وَبَیضْ وَجْهی بِنوُرِکَ وَاجْعَلْ رَغْبَتی فیـما عِنْدَکَ

از گناهانت بازدارد و رویم را به نور خود سفید گردان و شوقم را بدانچه پیش تو است قرار ده

وَتَوَفَّنی فی سَبیلِکَ وَعَلی مِلَّهَٔ رَسوُلِکَ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ اَللّـهُمَّ

و در راه خود و بر کیش پیامبرت صلی الله علیه وآله بمیرانم خدایا

اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَسَلِ وَالْفَشَلِ وَالْهَمِّ وَالْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَالْغَفْلَهِٔ

به تو پناه می برم از کسالت و سستی و اندوه و ترس و بِخالَت و بی خبری

وَالْقَسْوَهِٔ وَالْمَسْکَنَهِٔ وَالْفَقْرِ وَالْفاقَهِٔ وَکُلِّ بَلِیهٔ وَالْفَواحِشِ ما ظَهَرَ

و سنگدلی و بیچارگی و فقر و نداری و از هر بلا و هرزگی هر چه آشکار باشد

مِنْها وَما بَطَنَ وَاَعوُذُ بِکَ مِنْ نَفْس لا تَقْنَعْ وَبَطْن لا یشْبَعُ وَقَلْب لا

از آنها و هر چه پنهان و پناه می برم به تو از نفسی که قانع نباشد و شکمی که سیر نشود و دلی که

یخْشَعُ وَدُعاء لا یسْمَعُ وَعَمَل لا ینْفَعُ وَاَعوُذُ بِکَ یا رَبِّ عَلی

نهراسد و دعایی که پذیرفته نشود و کاری که سود ندهد و پناه می برم ای پروردگارم در مورد

نَفْسی وَدینی وَمالی وَعَلی جَمیعِ ما رَزَقْتَنی مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

خویشتن و دین و مال و همه آنچه به من روزی کرده ای از شیطان رانده درگاهت

اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ اَللّـهُمَّ اِنَّهُ لا یجیرُنی مِنْکَ اَحَدٌ وَلا اَجِدُ

که به راستی تو شنوای دانایی. خدایا کسی نیست که مرا از تو درپناه خود گیرد و جز تو پناهگاهی

مِنْ دوُنِکَ مُلْتَحَداً فَلا تَجْعَلْ نَفْسی فی شَیء مِنْ عَذابِکَ وَلا

نیابم پس مرا در چیزی از عذاب خود قرارم مده و مرا به هلاکت و عذاب دردناک

تَرُدَّنی بِهَلَکَهٔ وَلا تَرُدَّنی بِعَذاب اَلیم اَللّـهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّی وَاَعْلِ

بازمگردان. خدایا عملم را بپذیر و نامم را بلند کن و

ذِکْری وَارْفَعْ دَرَجَتی وَحُطَّ وِزْری وَلا تَذْکُرْنی بِخَطیئَتی وَاجْعَلْ

درجه ام را بالا بر و گناهم را بریز و به خطایم مرا یاد مکن و

ثَوابَ مَجْلِسی وَثَوابَ مَنْطِقی وَثَوابَ دُعآئی رِضاکَ وَالْجَنَّهَٔ

پاداش این مجلس مرا و پاداش گفتارم را و پاداش دعایم را خوشنودی خودت و بهشت قرار ده

وَاَعْطِنی یا رَبِّ جَمیعَ ما سَاَلْتُکَ وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ اِنّی اِلَیکَ

و بده به من ای پروردگار من، تمام آنچه را از تو خواستم و از فضل خویش بر من بیفزا که من به راستی به سویت

راغِبٌ یا رَبَّ الْعالَمینَ اَللّـهُمَّ اِنَّکَ اَنْزَلْتَ فی کِتابِکَ اَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ

مشتاقم. ای پروردگار جهانیان، خدایا، تو خود در کتابت قرآن برای ما نازل فرمودی که ما گذشت کنیم از کسی که

ظَلَمَنا وَقَدْ ظَلَمْنا اَنْفُسَنا فَاعْفُ عَنّا فَاِنَّکَ اَوْلی بِذلِکَ مِنّا وَاَمَرْتَن

به ما ستم کرده و ما به خودمان ستم کردیم پس از ما درگذر که تو از ما سزاوارتر بدین کار هستی و به ما دستور دادی

اَنْ لا نَرُدَّ سائِلاً عَنْ اَبْوابِنا وَقَدْ جِئْتُکَ سائِلاً فَلا تَرُدَّنی اِلاّ بِقَضآءِ

که هیچ خواهنده ای را از در خانه مان بازنگردانیم و من به صورت خواهندگی به درگاهت آمده ام و بازم مگردان جز با روا شدن

حاجَتی وَاَمَرْتَنا بِالاِْحْسانِ اِلی ما مَلَکَتْ اَیمانُنا وَنَحْنُ اَرِقّآءُکَ

حاجتم و به ما دستور دادی که نسبت به بردگان مان احسان و نیکی کنیم و ما بردگان توییم

فَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنَ النّارِ یا مَفْزَعی عِنْدَ کُرْبَتی وَیا غَوْثی عِنْدَ

پس ما را از آتش دوزخ آزاد فرما. ای پناهم در هنگام اندوه و غم ای فریادرسم در هنگام

شِدَّتی اِلَیکَ فَزِعْتُ وَبِکَ اسْتَغَثْتُ وَلُذْتُ لا اَلوُذُ بِسِواکَ وَلا اَطْلُبُ

سختی به درگاه تو زاری کنم و به تو استغاثه کنم و به تو پناه آرم و به دیگری پناه نبرم و گشایش نخواهم

الْفَرَجَ اِلاّ مِنْکَ فَاَغِثْنی وَفَرِّجْ عَنّی یا مَنْ یفُکُّ الاَْسیرَ وَیعْفوُ عَنِ

جز از تو، پس تو به فریادم برس و گشایشی در کارم بده ای که اسیر و گرفتار را آزاد کنی و از گناه

الْکَثیرِ اِقْبَلْ مِنِّی الْیسیرَ وَاعْفُ عَنِّی الْکَثیرَ اِنَّکَ اَنْتَ الرَّحیمُ

بسیار بگذری. طاعت اندک را از من بپذیر و از گناه بسیارم بگذر که به راستی تو مهربان

الْغَفوُرُ اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ ایماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبی وَیقیناً صادِقاً حَتّی اَعْلَمَ

آمرزنده ای. خدایا از تو خواهم ایمانی که همیشه دلم با آن همراه گردد و یقینی راست و کامل که بدانم

اَنَّهُ لَنْ یصیبَنی اِلاّ ما کَتَبْتَ لی وَرَضِّنی مِنَ الْعَیشِ بِما قَسَمْتَ لی

مسلماً چیزی به من نرسد جز آنکه بر من نوشته ای و خوشنودم کن در زندگی به همانکه نصیبم کرده ای

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

پنجم و نیز شیخ فرموده که در سحر این دعا را می خوانی

ای مهربانترین مهربانان

یا عُدَّتی فی کُرْبَتی وَیا صاحِبی فی شِدَّتی وَیا وَلِیی فی نِعْمَتی

ای ذخیره ام در گرفتاری ام و ای یار همراهم در سختی و ای سرپرستم در نعمت

وَ یا غایتی فی رَغْبَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی وَالْمُؤْمِنُ رَوْعَتی

و ای منتهای رغبت و شوقم تویی پوشاننده زشتی ام و انیت بخش هراسم و نادیده گیر

وَالْمُقیلُ عَثْرَتی فَاغْفِرْ لی خَطیئَتی اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خُشُوعَ

لغزشم، پس بیامرز برای من خطایم را. خدایا از تو خواهم فروتنی

الاْیمانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِی النّارِ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ

ایمان به تو را پیش از آنکه خواری در دوزخ فروتنم گرداند. ای یگانه، ای یکتا، ای بی نیاز

لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ وَلَمْ یکُنْ لَهُ کُفْواً اَحَدٌ یا مَنْ یعْطی مَنْ سَئَلَهُ تَحَنُّناً

ای که فرزند ندارد و فرزند کسی نیست و برایش همتایی نیست هیچکس ای که هرکس از او درخواست کند از روی عطوفت

مِنْهُ وَرَحْمَهًٔ وَیبْتَدِئُ بِالْخَیرِ مَنْ لَمْ یسْئَلْهُ تَفَضُّلا مِنْهُ وَکَرَماً

و مهر به او می دهد و آغاز به نیکی کند از روی فضل و کرم نسبت به کسی که از او درخواست نکرده (خدایا) به حق

بِکَرَمِکَ الّدائِمِ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَهَبْ لی رَحْمَهًٔ واسِعَهًٔ

کرم همیشگی ات. درود فرست بر محمد و آل محمد و ببخش به من رحمتی وسیع

جامِعَهًٔ اَبْلُغُ بِها خَیرَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِٔ اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْتَغْفِرُکَ لِما تُبْتُ

و جامع که به وسیله آن به خیر دنیا و آخرت نائل گردم. خدایا من از تو آمرزش خواهم برای گناهانی که پس از توبه

اِلَیکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فیهِ وَاَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ خَیر اَرَدْتُ بِهِ وَجْهَکَ

کردن دوباره بدانها دست زده ام و از تو آمرزش خواهم برای هر کار خیری که در انجام آن ذات تو را قصد کردم

فَخالَطَنی فیهِ ما لَیسَ لَکَ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد

ولی چیزهای دیگری هم در آن مخلوط گشت. خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاعْفُ عَنْ ظُلْمی وَجُرْمی بِحِلْمِکَ وَجُودِکَ یا کَریمُ یا مَنْ لا

و بگذر از ظلم و جنایت من به بردباری و بخشش خود ای بزرگوار، ای که

یخیبُ سآئِلُهُ وَلا ینْفَدُ نائِلُهُ یا مَنْ عَلا فَلا شَیءَ فَوْقَهُ وَدَنی فَلا

نومید نکند خواهنده اش را و تمام شدنی نیست عطایش. ای که والا است و چیزی فوق او نیست و نزدیک آمد

شَیءَ دُونَهُ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَارْحَمْنی یا فالِقَ الْبَحْرِ

و چیزی از او نزدیکتر نیست. درود فرست بر محمد و آل محمد و به من رحم کن ای شکافنده دریا

لِمُوسَی اللَّیلَهَٔ اللَّیلَهَٔ اللَّیلَهَٔ السّاعَهَٔ السّاعَهَٔ السّاعَهَٔ اَللّـهُمَّ طَهِّرْ

برای حضرت موسی، در همین امشب، امشب، امشب، همین ساعت، همین ساعت، همین ساعت. خدایا پاک کن

قَلْبی مِنَ النِّفاِِ وَعَمَلی مِنَ الرِّیآءِ وَلِسانی مِنَ الْکِذْبِ وَعَینی مِنَ

دلم را از نفاق و کارم را از ریا و زبانم را از دروغ و چشمم را از

الْخِیانَهِٔ فَاِنَّکَ تَعْلَمُ خائِنَهَٔ الاَْعْینِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ یا رَبِّ هذا

خیانت، زیرا تویی که خیانت های چشم ها و آنچه را سینه ها در خود پنهان کنند می دانی. پروردگارا اینجاست

مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ هذا مَقامُ الْمُسْتَجیرِ بِکَ مِنَ النَّارِ هذا مَقامُ

جایگاه پناه برنده به تو از آتش. این است جایگاه پناه خواهنده تو از آتش

الْمُسْتَغیثِ بِکَ مِنَ النّارِ هذا مَقامُ الْهارِبِ اِلَیکَ مِنَ النّارِ هذا مَقامُ

این است جایگاه فریادخواه تو از آتش. این است جایگاه گریزان بدرگاهت از آتش. این است جایگاه

مَنْ یبُوءُ لَکَ بِخَطیئَتِهِ وَیعْتَرِفُ بِذَنْبِهِ وَیتُوبُ اِلی رَبِّهِ هذا مَقامُ

کسی که بازگشته به سوی تو از خطاکاری اش و معترف است به گناهش و به سوی پروردگارش توبه کند. این است جایگاه

الْبآئِسِ الْفَقیرِ هذا مَقامُ الْخآئِفِ الْمُسْتَجیرِ هذا مَقامُ الْمَحْزُونِ

مستمند بینوا. این است جایگاه ترسان پناهنده، این است جایگاه اندوهناک

الْمَکْرُوبِ هذا مَقامُ الْمَغْمُومِ الْمَهْمُومِ هذا مَقامُ الْغَریبِ الْغَریقِ

غمزده، این است جایگاه دلگیر افسرده، این است جایگاه دور از وطن غرق شده

هذا مَقامُ الْمُسْتَوْحِشِ الْفَرِِِ هذا مَقامُ مَنْ لا یجِدُ لِذَنْبِهِ غافِراً

این است جایگاه وحشت زده هراسان، این است جایگاه کسی که نیابد جز تو آمرزنده ای

غَیرَکَ وَلا لِضَعْفِهِ مُقَوِّیاً اِلاّ اَنْتَ وَلا لِهَمِّهِ مُفَرِّجاً سِواکَ یا اَللهُ یا

برای گناهش و نه توانا بخشی برای ناتوانی اش جز تو و نه غمزده ای برای اندوهش جز تو. ای خدا، ای

کَریمُ لا تُحْرِِْ وَجْهی بِالنّارِ بَعْدَ سُجُودی لَکَ وَتَعْفیری بِغَیرِ مَنٍّ

کریم، مسوزان رویم را به آتش، پس از آنکه برای تو سجده کرده و بدون آنکه منتی بر تو داشته باشم

مِنّی عَلَیکَ بَلْ لَکَ الْحَمْدُ وَالْمَنُّ وَالتَّفَضُّلُ عَلَی ارْحَمْ اَی رَبِّ اَی

آنرا به خاک مالیده ام بلکه برای تو است ستایش و منت گذاری و زیاده بخشی بر من. رحم کن ای پروردگارم ...

رَبِّ اَی رَبِّ بگوید تا آنکه نفس قطع شود ضَعْفی وَقِلَّهَٔ حیلَتی وَرِقَّهَٔ جِلْدی وَتَبَدُّدَ

... به ناتوانی و بیچارگی من و نازکی پوست بدنم و گسیختن

اَوْصالی وَتَناثُرَ لَحْمی وَجِسْمی وَجَسَدی وَوَحْدَتی وَوَحْشَتی

بند بند اعضایم و فرو ریختن گوشت تنم و پیکرم و تنهایی ام و وحشت

فی قَبْری وَجَزَعی مِنْ صَغیرِ الْبَلآءِ اَسْئَلُکَ یا رَبِّ قُرَّهَٔ الْعَینِ

قبرم و بی تابی ام از بلای کوچک. از تو خواهم پروردگارا روشنی دیده

وَالإِغْتِباطَ یومَ الْحَسْرَهِٔ وَالنَّدامَهِٔ بَیضْ وَجْهِی یا رَبِّ یوْمَ تَسْوَدُّ

و شادمانی در روز حسرت و پشیمانی، سفید گردان رویم را پروردگارا در روزی که روها سیاه گردند

الْوُجُوهُ آمِنّی مِنَ الْفَزَعِ الاَْکْبَرِ اَسْئَلُکَ الْبُشْری یوْمَ تُقَلَّبُ الْقُلُوب

امانم بخش از هراس بزرگ، از تو خواهم مژده در روزی که دل ها و دیده ها زیر و رو گردند

وَالاَْبْصارُ وَالْبُشْری عِنْدَ فِراِِ الدُّنْیا اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی اَرْجُوهُ عَوْناً

و مژده در وقت جدایی از این دنیا. ستایش خاص خدایی است که امید کمک او را در دوران

لی فی حَیاتی وَاُعِدُّهُ ذُخْراً لِیوْمِ فاقَتی اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی اَدْعُوهُ وَلااَدْعُو

زندگی دارم و برای روز بینوایی ام او را ذخیره کرده ام. ستایش خدایی را است که او را بخوانم و جز او

غَیرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَیرَهُ لَخَیبَ دُعائی اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی اَرْجُوهُ وَلا

کسی را نخوانم و اگر هم غیر او را بخوانم دعایم به اجابت نرسد. ستایش از آن خدایی است که امیدم به او است و جز

اَرْجُو غَیرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَیرَهُ لاََخْلَفَ رَجائی اَلْحَمْدُ للهِِ الْمُنْعِمِ

او به کسی امید ندارم و اگر به دیگری امید داشته باشم ناامید گردم. ستایش خاص خدای نعمت بخش

الْمُحْسِنِ المُجْمِلِ الْمُفْضِلِ ذِی الْجَلالِ والاِْکْرامِ وَلِی کُلِّ نِعْمَهٔ

نیکوده زیبا کردار زیاده بخش است که صاحب جلال و بزرگواری است و سرپرست هر نعمت

وَصاحِبُ کُلِّ حَسَنَهٔ وَمُنْتَهی کُلِّ رَغْبَهٔ وَقاضی کُلِّ حاجَهٔ اَللّـهُمَّ

و صاحب هر خوبی و سرحد نهایی هر شوق و رغبت و برآرنده هر حاجتی است. خدایا

صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَارْزُقْنِی الْیقینَ وَ حُسْنَ الظَّنِّ بِکَ

درود فرست بر محمد و آل محمد و روزیم کن یقین و خوش گمانی به خودت

وَاَثْبِتْ رَجآئَکَ فی قَلْبی وَاقْطَعْ رَجآئی عَمَّنْ سِواکَ حَتّی لا اَرْجُو

و محکم کن امیدت را در دلم و قطع کن امیدم را از غیر خود تا اینکه جز تو به کسی امید

غَیرَکَ وَلا اَثِقَ اِلاّ بِکَ یا لَطیفاً لِما تَشآءُ اُلْطُفْ لی فی جَمیـعِ

نداشته و جز تو به کسی اعتماد نکنم. ای لطف کننده به هر چه خواهی، به من لطف فرما در تمام

اَحْوالی بِما تُحِبُّ وَتَرْضی یا رَبِّ اِنّی ضَعیفٌ عَلَی النّارِ فَلا

حالاتم بدانچه دوست داری و خشنود شوی. پروردگارا من بر تحمل آتش ناتوانم پس

تُعَذِّبْنی بالنّارِ یا رَبِّ ارْحَمْ دُعآئی وَتَضَرُّعی وَخَوْفی وَذُلّی

به آتش عذابم مکن. پروردگارا به دعا و تضرع و ترس و خواری

وَمَسْکَنَتی وَتَعْویذی وَتَلْویذی یا رَبِّ اِنّی ضَعیفٌ عَنْ طَلَبِ

و بیچارگی و پناهندگی و پناه خواهیم رحم کن، پروردگارا من از طلب

الدُّنْیا وَاَنْتَ واسِعٌ کَریمٌ اَسْئَلُکُ یا رَبِّ بِقُوَّتِکَ عَلی ذلِکَ وَقُدْرَتِکَ

دنیا ناتوانم و تو گشایش ده بزرگواری. از تو خواهم پروردگارا به نیرویت بر این کار و قدرتی که

عَلَیهِ وَغِناکَ عَنْهُ وَحاجَتی اِلَیهِ اَنْ تَرْزُقَنی فی عامی هذا وَشَهْری

بر آن داری و بی نیازی ات از آن و نیاز من بدان که روزی ام کن در این سال و در این ماه

هذا وَیوْمی هذا وَساعَتی هذِهِ رِزْقاً تُغْنینی بِهِ عَنْ تَکَلُّفِ ما فی

و در همین امروز و همین ساعت یک چنان روزی ای که به وسیله آن مرا از به زحمت درآوردن آنچه در

اَیدی النّاسِ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَّیبِ اَی رَبِّ مِنْکَ اَطْلُبُ وَاِلَیکَ

دست مردم است بی نیاز کنی. از آن روزی حلال و پاکیزه ات، پروردگارا از تو می جویم و به درگاه

اَرْغَبُ وِایاکَ اَرْجُو وَاَنْتَ اَهْلُ ذلِکَ لا اَرْجُو غَیرَکَ وَلا اَثِقُ اِلاّ بِکَ

تو رغبت کنم و از تو امیدوارم و تو شایسته آنی به جز تو به کسی امید ندارم و جز تو به کسی اعتماد ندارم

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَی رَبِّ ظَلَمْتُ نَفْسی فَاْغفِرْ لی وَارْحَمْنی

ای مهربان ترین مهربانان. پروردگارا من به خویشتن ستم کرده پس مرا بیامرز و به من رحم کن

وَعافِنی یا سامِعَ کُلِّ صَوْت وَیا جامِعَ کُلِّ فَوْت وَیا بارِئَ النُّفُوسِ

و عافیتم ده ای شنوای هر صدا و ای گردآرنده هر چه از دست رفته و ای آفریننده جان ها

بَعْدَ الْمَوْتِ یا مَنْ لا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ وَلا تَشْتَبِهُ عَلَیهِ الاَْصْوات

پس از مرگ. ای که نپوشانندش تاریکی ها و مشتبه نشود ر او صداها

وَلا یشْغَلُهُ شَیءٌ عَنْ شَیء اَعْطِ مُحَمَّداً صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وآلِهِ اَفْضَلَ

و سرگرمش نکند چیزی از چیز دیگر، عطا کن بر محمد صلی الله علیه و آله بهترین چیزی را

ما سَئَلَکَ وَاَفْضَلَ ما سُئِلْتَ لَهُ وَاَفْضَلَ ما اَنْتَ مَسْؤُولٌ لَهُ اِلی یوْمِ

که او از تو خواسته و بهتر چیزی که برای او از تو درخواست شده و بهتر چیزی که از تو تا روز

الْقِیامَهِٔ وَهَبْ لِی الْعافِیهَٔ حَتّی تُهَنِّئَنِی الْمَعیشَه وَاخْتِمْ لی بِخَیر

قیامت برای او درخواست کنند و تندرستی به من عنایت کن تا اینکه زندگی بر من گوارا شود و کارم را

حَتّی لا تَضُرَّنی الذُّنُوبُ اَللّـهُمَّ رَضِّنی بِما قَسَمْتَ لی حَتّی لا

ختم بخیر فرما تا گناهان زیانم نرساند. خدایا خشنودم گردان بدانچه روزی ام کرده ای که دیگر

اَسْئَلَ اَحَداً شَیئاً اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَافْتَحْ لی

از هیچ کس چیزی نخواهم. خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و خزینه های رحمتت را بر من

خَزآئِنَ رَحْمَتِکَ وَارْحَمْنی رَحْمَهًٔ لا تُعَذِّبُنی بَعْدَها اَبَداً فِی الدُّنْیا

بگشا و رحمتی به من بده که پس از آن هرگز در دنیا

وَالأخِرَهِٔ وَارْزُقْنی مِنْ فَضْلِکَ الْواسِعِ رِزْقاً حَلالاً طَیباً لا تُفْقِرُنی

و آخرت مرا عذاب نفرمایی و روزی ام ده از فضل وسیع خود روزی حلال پاکیزه ای که مرا جز بدرگاهت فقیر و نیازمند

اِلی اَحَد بَعْدَهُ سِواکَ تَزیدُنی بِذلِکَ شُکْراً وَاِلَیکَ فاقَهًٔ وَفَقْراً وَبِکَ

درگاه دیگری نکنی و سپاسگزاری مرا در برابرش افزون و نیاز و احتیاجم را به درگاه خود زیاده گردانی

عَمَّنْ سِواکَ غِناً وَتَعفُّفاً یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا

و به وسیله خود مرا از دیگران بی نیاز و خویشتن دار گردانی. ای نیکوکار و ای زیباکردار، ای نعمت بخش، ای زیاده بخش، ای

مَلیکُ یا مُقْتَدِرُ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاکْفِنِی الْمُهِمَّ کُلَّهُ

پادشاه، ای نیرومند، درود فرست بر محمد و آل محمد و مهمات کارم را کفایت فرما و به خوبی حاجت روایم

وَاقْضِ لی بِالْحُسْنی وَبارِکْ لی فی جَمیعِ اُمُوری وَاقْضِ لی جَمیعَ

کن و در تمام کارهایم برکت ده و همه حاجاتم را برآورد

حَوائِجی اَللّـهُمَّ یسِّرْ لی ما اَخافُ تَعْسیرَهُ فَاِنَّ تَیسیرَ ما اَخافُ

خدایا آسان گردان برایم آنچه را از دشواری اش می ترسم، زیرا آسان کردن آنچه من از دشواری اش می ترسم

تَعْسیرَهُ عَلَیکَ سَهْلٌ یسیرٌ وَسَهِّلْ لی ما اَخافُ حُزُونَتَهُ وَنَفِّسْ عَنّی

بر تو آسان و کوچک است و هموار ساز برایم آنچه را از ناهمواری اش می ترسم و برطرف کن از من

ما اَخافُ ضیقَهُ وَکُفَّ عَنّی ما اَخافُ هَمَّهُ وَاصْرِفْ عَنّی ما اَخافُ

آنچه را از فشار و تنگی اش ترسم و باز دار از من آنچه را از اندوهش ترسم و دور ساز از

بَلِیتَهُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَللّـهُمَّ امْلاَءْ قَلْبی حُبّاً لَکَ وَخَشْیهًٔ مِنْکَ

من آنچه را ترس گرفتاری اش را دارم. ای مهربان ترین مهربانان، خدایا دلم را پرکن از دوستی و ترس خود و

وَتَصْدیقاً لَکَ وَایماناً بِکَ وَفَرَقاً مِنْکَ وَشَوْقاً اِلَیکَ یا ذَاالْجَلالِ

تصدیق کردنت و ایمان به تو و هراس و شوق به سویت، ای صاحب جلال

وَالاِْکْرامِ اَللّـهُمَّ اِنَّ لَکَ حُقُوقاً فَتَصَدَِّْ بِها عَلَی وَلِلنّاسِ قِبَلی

و بزرگواری، خدایا به راستی برای تو به گردن من حقوقی است پس آنها را بر من ببخش و برای مردم نیز

تَبِعاتٌ فَتَحَمَّلْها عَنّی وَقَدْ اَوْجَبْتَ لِکُلِّ ضَیف قِری وَاَ نَا ضَیفُکَ

به عهده من حقوقی است که تو آنها را ادا فرما و تو برای هر میهمانی پذیرایی مقرر فرمودی و من نیز میهمان توام

فَاْجعَلْ قِرای اللَّیلَهَٔ الْجَنَّهَٔ یا وَهّابَ الْجَنَّهِٔ یا وَهّابَ الْمَغْفِرَهِٔ وَلا

و پذیرایی ام را در این شب بهشت قرار ده ، ای بخشاینده بهشت، ای بخشاینده آمرزش

حَوْلَ وَلا قُوَّهَٔ اِلاّ بِکَ ششم می خوانی دعای ادریس را که شیخ و سید روایت کرده اند

جنبش و نیرویی نیست جز به تو

طالب آن رجوع بمصباح یا اقبال نماید هفتم می خوانی این دعا را که مختصرترین دعاهای

سحر است و در اقبال است:

یا مَفْزَعی عِنْدَ کُرْبَتی وَیا غَوْثی عِنْدَ شِدَّتی

ای پناهگاهم در هنگام غمزدگی و ای دادرسم در هنگام سختی و دشواری

اِلَیکَ فَزِعْتُ وَبِکَ اسْتَغَثْتُ وَبِکَ لُذْتُ لا اَلُوذُ بِسِواکَ وَلا اَطْلُبُ

به درگاهت زاری کنم و به تو استغاثه کنم و به تو پناه آرم و به جز تو به دیگری پناه نبرم و گشایش

الْفَرَجَ اِلاّ مِنْکَ فَاَغِثْنی وَفَرِّجْ عَنّی یا مَنْ یقْبَلُ الْیسیرَ وَیعْفُو عَنِ

را جز از تو نخواهم، پس به دادم برس و گشایشی به من ده ای که بپذیری (طاعت) اندک را و بگذری از (گناه

الْکَثیرِ اِقْبَلْ مِنِّی الْیسیرَ وَاعْفُ عَنِّی الْکَثیرَ اِنَّکَ اَنْتَ الْغَفُورُ

بسیار، بپذیر از من (طاعت) اندک را و بگذر از (گناه) بسیار که به راستی تو آمرزنده

الرَّحیمُ اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ ایماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبی وَیقیناً حَتّی اَعْلَم

و مهربانی، خدایا از تو ایمانی خواهم که همیشه دلم با آن همراه باشد و یقینی خواهم که (بدان وسیله) بدانم

اَنَّهُ لَنْ یصیبنی اِلاّ ما کَتَبْتَ لی وَرَضِّنی مِنَ الْعَیشِ بِما قَسَمْتَ لی

که چیزی به من نرسد جز آنچه برایم نوشته ای و خشنودم کن از زندگی به همان که نصیبم کرده ای

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا عُدَّتی فی کُرْبَتی وَیا صاحِبی فی شِدَّتی وَیا

ای مهربان ترین مهربانان، ای ذخیره ام در غمندگی و ای یار همراهم در سختی و ای

وَلِیی فی نِعْمَتی وَیا غایتی فی رَغْبَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی

سرپرستم در نعمت و ای منتهای شوق و رغبتم، تویی پوشاننده زشتی هایم

وَالاْمِنُ رَوْعَتی وَالْمُقیلُ عَثْرَتی فَاغْفِرْ لی خَطیـئَتی یا اَرْحَمَ

و امان بخش هراس و دلهره ام و چشم پوش لغزشم پس بیامرز خطایم را ای مهربان ترین

الرّاحِمینَ

مـهربـانـان

هشتم می خوانی این تسبیحات را که در اقبال است نیز سُبْحـانَ مَنْ یعْلَمُ

منزه است آنکه

جَوارِحَ الْقُلُوبِ سُبْحـانَ مَنْ یحْصی عَدَدَ الذُّنُوبِ سُبْحـانَ مَنْ لا

مصیبات و تأثرات دل ها را داند، منزه است آنکه شماره گناهان را دارد، منزه است آنکه

یخْفی عَلَیهِ خافِیهٌٔ فِی السَّماواتِ وَالاَْرَضینَ سُبْحـانَ الرَّبِّ

چیزی در آسمان ها و زمین ها بر او پنهان نماند، منزه است پروردگار

الْوَدُودِ سُبْحـانَ الْفَرْدِ الْوِتْرِ سُبْحـانَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ سُبْحـانَ مَنْ

مهرپیشه، منزه است یکتای یگانه، منزه است خدای بزرگ و بزرگتر، منزه است آنکه

لا یعْتَدی عَلی اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحـانَ مَنْ لا یؤاخِذُ اَهْلَ الاَْرْضِ

ستم بر اهل کشور خود نکند، منزه است آنکه نگیرد زمینیان را

بِاَ لْوانِ الْعَذابِ سُبْحـانَ الْحَنّانِ الْمَنّانِ سُبْحـانَ الرَّؤُفِ الرَّحیمِ

به عذاب رنگارنگ، منزه است احسان بخش پرنعمت، منزه است خدای رؤف مهربان

سُبْحـانَ الْجَبّارِ الْجَوادِ سُبْحـانَ الْکَریمِ الْحَلیمِ سُبْحـانَ الْبَصیرِ

منزه است خدای مقتدر بخشنده، منزه است (خدای) بزرگوار بردبار، منزه است (خدای) بینای

الْعَلیمِ سُبْحـانَ الْبَصیرِ الْواسِعِ سُبْحـانَ اللهِ عَلی اِقْبالِ النَّهارِ

دانا، منزه است بینای وسعت بخش، منزه است خدا هنگام آمدن روز

سُبْحـانَ اللهِ عَلی اِدْبارِ النَّهارِ سُبْحـانَ اللهِ عَلی اِدْبارِ اللَّیلِ واِقْبالِ

منزه است خدا هنگام رفتن روز، منزه است خدا در وقت رفتن شب و آمدن

النَّهارِ وَلَهُ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَالْعَظَمه وَالْکِبرِیآءُ مَعَ کُلِّ نَفَس وَکُلِّ

روز و از آن او است ستایش و شوکت و بزرگی و کبریا با هر نفس کشیدن و هر

طَرْفَهِٔ عَین وَکُلِّ لَمْحَهٔ سَبَقَ فی عِلْمِهِ سُبْحانَکَ مِلأَ ما اَحْصی

چشم به هم زدن و هر اشاره ای که در علم او گذشته است منزهی تو به پری آنچه کتاب

کِتابُکَ سُبْحانَکَ زِنَهَٔ عَرْشِکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ

تو احصا کند. منزهی تو هموزن عرشت منزهی تو . . .

سازمان تبلیغات اسلامی
۳۲۱ قبلى صفحه اول
  |  دعای‌ابوحمزه‌ثمالی
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
یاریس گران بخریم یا ۲۰۶ محبوب؟
اختلافات خانوادگی منجر به قتل شد
اختلافات خانوادگی منجر به قتل شد
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
قاتل دانش‌آموز ایلامی مجازات شد
قاتل دانش‌آموز ایلامی مجازات شد
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
قیمت سكه و دلار افزایش یافت
قیمت سكه و دلار افزایش یافت
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
آدم‌ها مثل صندوق پست هستند
اگر کم‌مو شده‌اید این اشتباهات را نکنید
اگر کم‌مو شده‌اید این اشتباهات را نکنید
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
موسیقی محلی
 آلبوم Iran Dances,Bushehr Dances
◊  اگر بخواهی بر عالم فرمانروا باشی باید عقل بر تو حاکم باشد . سه نه ک  ◊