اگر ما در هر نمازی چند بار از خدی سبحان استعانت می کنیم و می گوییم:

{اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِین}، راه کمک رسانی را هم خدا بیان فرموده است. یعنی این چنین نیست که شما به ما بگویید: کمک برسان و ما رایگان کمک برسانیم، اگر سخن از {اِیّاکَ نَسْتَعِین} است راهش را هم قرآن به ما آموخت که:

{واستعینوا بالصّبر و الصّلوهٔ}. و این صبر به «صوم» تفسیر و تطبیق شده است. در بیان نورانی امام صادق(علیه السلام) هست که می فرماید: {وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهٔ }قال یعنی بالصّبر الصّوم، آن گاه فرمود: «اذا نزلت بالرَّجلَ نازلهًٔ او الشدّهٔ فلیصمّ».

[(۱)۱ ـ سوره بقره، آیه ۴۵ و ۱۵۳ (۲)۲ ـ روضهٔ المتقین ج۳ ص۲۲۸ ]

نه تنها در مسأله جنگ بلکه اگر مشکلات دیگری هم بری انسان پیش آید بری حل آن مشکلات، روزه بگیرد.

باید دید این روزه چه نقشی دارد که مشکل را حل می کند؟ انسان را به کجا می رساند که بر مشکل پیروز می شود؟ این امساک ظاهری است یا اسراری دارد که آن اسرار روح را به مقام بالا می رساند و روح بلند بر طبیعت فائق می شود؟

فرمود بری پیروزی بر شدائد روزه بگیرید، خدا از این راه به شما کمک می رساند، چون «الصّوم لی و أنا أجزی بِه» اگر کسی بری خدا روزه گرفت، چون کارها بهدست اوست مشکل را حل می کند، فرمود: ما کارها را بری افراد که در مسیر مستقیماند راحت می کنیم: {وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَی * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی }.

در عظمت ماه مبارک

رسول الله(صلی الله علیه وآله) از ماه مبارک رمضان به «شهر الله» یاد فرمود: «قد أقبل الیکم شهر الله» ماه خدا به شما روی کرد، چون در این ماه صوم الله مطرح است، چون روزه مال خداست و این ماه، ماه روزه است، لذا ماه مبارک رمضان را شهر الله می نامند، چه این که ماه رجب «شهر ولایت» است و ماه شعبان هم «شهر نبوت و رسالت». و در دعاهی ماه رجب فرمودند که از خداوند متعال بخواهید که زمینه توفیق ماه مبارک رمضان از هم اکنون بری شما مهیّا و فراهم بشود.

اینطور نیست که هر کس بتواند به عظمت ماه مبارک رمضان راه بیابد قبل از این که مقدماتی را طی کرده باشد.

در روایتی فرمودند: شما نگویید: رمضان آمد، رمضان رفت، بگویید: شهر رمضان آمد و شهر رمضان رفت، زیرا رمضان اسمی از اسمهی مبارک خدی سبحان است.

اگر انسان در این شهرالله به لقاءالله نرسد به باطن روزه نرسیده است، بلکه یک روزهی در سطح طبیعت گرفته است و پاداشی را هم که به او می دهند در همان سطح است. این که می فرماید: «الصّوم لی وَ أنا اجزی به» یعنی روزه مال من است و من شخصاً جزی روزهدار را خواهم داد. سخن از «مَن» است، خودش را مطرح می کند، روزه ماه من است و من هستم که جزی روزهدار را می دهم، به فرشتگان نمی گویم او را بهشت ببرید، من خودم جزی او را می دهم.

خودش چگونه جزا می دهد؟ به یک عدهی می فرماید: {فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی }. حال آیا در آنجا سخن از خوردن و پوشیدن و نوشیدن است، یا انسان به جایی می رسد که از آنچه بنام خوردن و پوشیدن و امثال اینهاست، می گذرد و به جایی می رسد که جی آنها نیست، در عین حال که خوراکی ها و پوشاکی ها را در مرتبه نازله دارد، فرمود: {إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّات وَنَهَر * فِی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِیک مُقْتَدِر}

اگر روزه بری این است که انسان به تقوا برسد، تقوا دو درجه دارد: یکی همان بهشتی است که درآن نعمتهی فراوان موجود است: {اِنَّی الْمُتَّقِینَ فِی جَنّات وَ نَهَر} بری لذائذ ظاهری است، یکی هم عندالله

[(۱)۱ ـ سوره قمر، آیه۵۴ ]

است، آنجا دیگر سخن از سیب و گلابی نیست. سیب و گلابی از آن جسم و بدن اوست که «جنّات وَ نَهَر» بری بدن اوست، امّا لقاء حق بری روح اوست. این سرّ و باطن روزه است.

همه ماهها پشت سر ماه مبارکند

امام سجاد(علیه السلام)در دعا وداع می فرماید:

«السلام علیک من شهر لاتنافسه الأیام من شهر»

«سلام بر تو ی ماهی که هیچ ماهی با تو مسابقه و رقابت ندارد.»

در منافسه وقتی انسان می دود و مسابقه می دهد، نفس نفس می زند تا به مقصد برسد، خدی سبحان هم فرمود: بری گرفتن فضایل منافسه بدهید: {فَلْیَتَنافَسُ الْمُتَنافِسُون} شما نفس نفس بزنید تا آن شی ء نفیس و ارزنده را بگیرید.

امام(علیه السلام) در خطاب به ماه مبارک می فرماید: هیچ ماه و ایامی و لحظاتی با تو منافسه نمی کند و رقابت ندارد: تو پیشگامی و همه ماهها به دنبال تو هستند. اینچنین نیست که انسان بگوید: در ماه مبارک رمضان حرفها را می شنوم و بعداً عمل می کنم، اگر فعلاً عمل نشود، بعداً هم عمل نمی شود، چون زمانهی دیگر آن قدرت را ندارد که با ماه مبارک رمضان در کسب توفیق انسان رقابت کنند.

ماه مبارک با همراهانش می آید

در بیان نورانی نبی گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله)هست که حضرت می فرماید:

«أیّها الناس قد أقبل إلیکم شهرالله بالبرکهٔ والرّحمهٔ و المغفرهٔ». فرمود: مردم ماه خدا رو کرده است، سخن از آمدن و نزدیک شدن نیست، این ماه به خدا منسوب است و این ماه خدا با همراهانش به شما رو کرده است «بالبرکهٔ و الرحمهٔ و المغفرهٔ» با برکت و رحمت و مغفرت. مواظب باشید و به استقبالش بشتابید، آماده باشدید که او را درست درک کنید.

«برکت» خیر مستدام است، آنچه که می ماند برکت است، در بیابان گودالی هایی که آبها در آن جمع می شود و می ماند را «بِرکه» می گویند. این ماه به همراه برکت، رحمت و مغفرت است. رحمت و مغفرت تنها آمرزش از گناهان نیست، آن درجات عالیه را هم خدی سبحان رحمت می نامد. رحمت خاصّه که مخصوص مؤمنین است:

{اِنَّ رَحْمَهَٔ اللهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِین}

در ماه مبارک رمضان تحصیل این رحمت خاصّه آسان است.

اول سالِ اهلِ سیر و سلوک

از ابن طاووس نقل شده است که می فرماید: عدهی اول سالشان اول فرودین است. یک نوجوان اول سال او اوّل فروردین است که تلاش می کند لباس نو بپوشد، درختها اوّل سالشان فروردین است که لباسهی نو و تازه در بر می کنند، یک تاجر که کارگاه تولیدی دارد در فرصت دیگری اوّل سال را تعیین می کند، امّا آنها که اهل سیر و [(۱)۱ ـ اعراف، آیه۵۶ ] سلوکند، اوّل سالشان ماه مبارک رمضان است، حسابها را از ماه مبارکی تا ماه مبارک بررسی می کنند، که ماه مبارک رمضان گذشته چه درجهی داشته و امسال چه درجهی دارند، چقدر مطلب فهمیده و چقدر مسائل برایشان حل شده است، چقدر در برابر گناه قدرت تمکین داشته و چقدر در برابر دشمن قدرت تصمیم دارند.

ماه مبارک رمضان بری سالکان الی الله ماه محاسبه است. لذا امام سجّاد(علیه السلام)فرمود: هیچکس در سراسر جهان به اندازه ما در این ماه استفاده نکرد.

«و اربحنا أفضل ارباح العالمین».

اگر انسان یک مسافری است که سفر ابد در پیش دارد، ره توشه آن سفر ابد را باید در همین چند روز تهیه کند، و اگر درهی آسمان به چهره مؤمن باز می شود، و اگر مؤمن می تواند با وارستگی به باطن عالم راه پیدا کند، و اگر بهترین فرصت، ماه مبارک رمضان است، پس بهترین سود را ماه مبارک رمضان و اهلش دارند.

رضا ساعی شاهی