پیامبر اکرم سفر آسمانی و تاریخی خود را به همراه جبرئیل از خانه ام هانی دختر عموی خود و خواهر امیرالمومنین در مکه مکرمه آغاز کرد. وبا مرکبی به نام براق به بیت المقدس مشرف و از نقاط مختلف مسجد القصی , بیت اللحم و منازل انبیا و آثار آنان دیدن به عمل آوردند. در مرحله بعد از همان نقطه به آسمانها پرواز نمودند, ستارگان و نظام جهان بالارا مشاهده وبا ارواح پیامبران وفرشتگان آسمانی سخن گفتند, بهشت ودوزخ و درجات بهشتیان واشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده نمودند و این چنین از رموز هستی واسرار جهان آفرینش ووسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان خداوند متعال کاملا آگاه گشتند.

چون شب علم سیاه برداشت

شبرنگ تو رقص راه برداشت

سر بر زدی از سرای فانی

بر اوج سرای ام هانی

جبریل رسید طوق در دست

کز بهر تو آسمان کمر بست

برخیز هلا نه وقت خوابست

مه منظر تو آفتابست ......

برقی که براق بود نامش

رفق روش تو کرد رامش

هم حضرت ذوالجلال دیدی

هم سرّ کلام ِ حق شنیدی

از قربت ِ حضرت الهی

باز آمدی آن چنان که خواهی

یک کتاب بسیار دلپذیر دارد مولانا معین الدین کاشفی سبزواری تحت عنوان معارج النبوه ، که شاید مفصلترین حوادث معراج را نقل کرده باشد – به قول خودش از غثّ و سمین ، این کتاب در مکتبه نوریه رضویه پاکستان چاپ شده ، و نسخه ای از ان را استاد محترم فاضل افغانی آقای عبدالکریم تمنا در اختیار نگارنده گذاشته اند .

مولانا کاشفی گوید : جبرییل (ع) آمد و براق بر در حجره ی خواجه ی ما بداشت ، خواجه (ص) قدم در رکاب براق در اورده پرسید که ای جبرییل مرا به کجا باید رفت . گفت یا رسول الله ، دهلیز این سرا هفت منزل دارد ، در هر منزلی چندین محفل منتظر قدوم تواند ....چون از هفت آسمان گذشت ، خواجه (ص) فرمود که در ساق عرش بودم که آواز نعلین ِ بلال به گوش من رسید که در دل شب از خانه به مسجد می رفت ......"

کاشفی ، تعبیر لطیفی آسمانی دارد در مورد تصمیم کبریایی برای دعوت پیامبر ، و گوید :

"...نقل است که خطاب مستطاب به جبرییل امین در رسید که ای جبرییل ، امشب صومعه ی طاعت ِ خود را بگذار ... پر ِ طاووسی را به حلی و حلل فردوسی بیارای و کمر خدمتکاری بر میان بند و کلاه فرمانبرداری بر سر نه ، و میکاییل را بگوی تا کیل ارزاق از دست بنهد ، و اسرافیل را بگوی تا صور را ساعتی موقوف کند ، و عزراییل را بگوی تا زمانی دست از قبض ارواح باز دارد ، و رضوان را بفرمای تا درجات بهشت برین را آیین بندند ، و مالک را بگوی تا درکات دوزخ را به اقفال حلم و تسکین مقفّل گرداند ، بحار از تموّج ساکن شوند و ریاح از تنسّم باز ایستند..... حاملان عرش را بگوی تا فلک اطلس را لباس مقدس بپوشانند ... و هفتاد هزار فرشته ی مقدس را با خود به بهشت همراه ببر ، و براقی از براقهای بهشت اختیار کن ، و بر زمین بر.....و از شام به یثرب به حرا گذر کن ... از قریش قبیله ی بنی هاشم و از هاشم بنی عبدالمطلب ، در میان ایشان جوانی است سرو قد ماه خدی....با ادب بر سر بالین او رو و با وی بگوی :

امشب شب ِ قدر ِ تُست بشتاب

قدر ِشب ِ قدر ِ خویش دریاب

آرایش سرمدی است امشب

معراج محمدی است امشب ...

ابن دیلاق دنباله ی قصه را به زبان زمینیان چنین می گوید :

دستی زد و جبرییل آمد

بیند که خدا چه کار دارد ؟

فرمود که "ای امین درگاه

گر خورده براق ما جو و کاه

زینش کن و تا زمین فرو بر

آنجا ، در ِ خانه ی پیمبر

آهسته بزن ، چو گشت بیدار

بردارش و زود نزد ما آر"

جبرییل علیه السلام به فرمان ملک جلیل جلّ و علا ، جهت تحصیل براق به بهشت در امد.

در مرغزارهای بهشت چهل هزار براق دید که می چریدند.... جبرییل علیه السلام از میان این چهل هزار براق ، آن براق را که داغ اشتیاق محمدی (ص) بر میان جان داشت اختیار فرمود

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل فرمود که در شب معراج پیامبر خدا، جبرئیل کنار درخت بسیار بزرگی ایستاد. پیامبر درختی به آن بزرگی و عظمت ندیده بود. بر هر شاخه ای از آن درخت فرشته ای بود و بر هر برگی و میوه ای نیز فرشته ای. نوری از خدای متعال نیز آن درخت را در برگرفته بود.

جبرئیل به پیامبر خدا گفت:«سدره المنتهی این است؛ راه پیامبران ِ پیش از تو به همین درخت منتهی می شد. انان از این درخت جلوتر نمی رفتند و همین جا توقف می کردند، ولی تو از این درخت خواهی گذشت. اگر بخواهی از نشانه های بزرگش به تو نشان خواهم داد.»

دیر زمانی است که کیفیت معراج پیامبر اکرم مورد گفتگو می باشد و در جسمانی و یا روحانی بودن آن سخنان زیادی گفته اند.با این که صریح قرآن و روایات گواهی قطعی برجسمانی بودن آن می دهد.اما یک رشته اشکالات علمی , مانع از آن شده که گروهی این حقیقت را بپذیرندوسرانجام معراج پیامبر را روحانی خوانده اند . گروهی قدم فراتر نهاده معتقد شده اند که تمام این جریان دررویا بوده وپیامبردرخواب معراج را سیر کرده است.

اما برخورد قریش پس از شنیدن معراج پیامبر می رساند سیر این عوالم به صورت رویا نبوده است زیرا معتی نداشت که قریش به تکذیب خواب پیامبر برخیزند وجنجال بر پا کنند.

برخی دیگر معراج پیامبر را روحانی یعنی همان تدبیر در آفرینش الهی و مشاهده جلال و جمال وی و استغراق در فکر و ذکر حق , و سرانجام رهایی از قیود مادی و علائق قرب توصیف کرده اند. در صورتی که معراج روحانی وتقرب روحی از روشن ضمیران و پاکدلان نیز به ظهور رسیده است و قرآن این معراج مخصوص را از خصائص پیامبراکرم و آن را به عنوان امتیازی فوق العاده یاد میکند وانگهی بسیاری از شبها پیامبر دارای حالات قرب و روحانی بوده درحالی که معراج آسمانی در زمان و شب معینی تحقق یافته است.

زنده کردن مردگان , اژدها شدن عصا؛ شق القمر؛ زنده نگاه داشتن یونس پیامبر در شکم ماهی در قعر دریا و دهها معجزه امثال آن که کتابهای آسمانی آنها را تصدیق می کند از نظر اشکال و جواب دست کمی از معراج پیامبر اسلام ندارند.

تمام علل طبیعی و موانع خارجی مقهور اداره پروردگار جهان است و تنها اراده او به امر محال تعلق نمی گیرد و اما غیر آن هر چه باشد؛ هرگاه بخواهد جامه عمل به آنها بپوشاند می تواند خواه بشر توانایی آنرا داشته باشد خواه نداشته باشد.

مطالبی که در زمینه معراج به حضور خوانندگان عزیز ارائه خواهد شد براساس" رساله معراج به روایت فیض کاشانی" می باشد.که ازروایات مورد توجه ایشان از امام صادق(ع) در کتاب " نوادر الاخبار" آورده شده است.

" پاک ومنزه است خدایی که در مبارک شبی ، بنده خود (محمد(ص)) را از مسجد الحرام به مسجد القصی که پیرامونش را به قدوم خاصان خود مبارک ساخته ایم ، سیر داد تا آیات خود را به او بنماید.به درستی که خداوند شنوا و بیناست " سوره اسرا/۱

ازحضرت امام جعفر صادق و امام علی بن موسی الرضا روایت شده است : " کسی که سه چیز را انکار کند شیعه ما نیست : معراج ، سئوال قبر و شفاعت "

محل شروع معراج :

از ظاهر آیه شریفه محل شروع معراج پیامبر مسجد الحرام می باشد( چون تمامی مکه را مسجد الحرام می نامند بین مورخان در محل دقیق آن اختلاف است ).

چگونگی معراج :

بعضی گفته اند : معراج حضرت رسول در خواب بوده است و بعضی معراج را روحانی دانسته اند. اما چون حضرت رسول اکرم می فرمایند: در معراج انبیا را مشاهده کردم ؛ ملائک را دیدم ، بهشت وجهنم به من نشان داده شد ، به عرش و سدره المنتهی رسیدم و اشخاصی را در بهشت دیدم که متنعم به نعمتهای الهی بودند، افرادی را نیز در دوزخ دیدم که معذب به عذابهای شدید بودند واز علت وضع آنان آگاهی یافتم. لذا نمی تواند جز این باشد که آن حضرت با همین جسم خاکی به معراج رفته اند.

از علی بن ابراهیم قمی ، نقل شده است که حضرت امام جعفر صادق فرموده اند: جبرئیل ، میکایل و اسرافیل ، براق را نزد رسول خدا آوردند. یکی از آنان مهار براق و دیگری رکاب آن را گرفته و موسی جامعه حضرت را هنگام سوار شدن مرتب نمو ده اند. هنگامی که حضرت سوار بر مرکب شدند، لرزه ای بر اندام براق افتاد . جبرئیل با دست بر بدن براق اشاره ای کرد فرمود : ای براق آرام باش ، چون قبل از حضرت رسول اکرم پیغمبری سوار تو نشده است و بعد از این هم مانند ایشان سوار بر تو نخواهد شد. براق آرام شد و حضرت را به آسمان برد. جبرئیل نیز همراه حضرت بود و آیات الهی را در آسمان و زمین به حضرت عرضه می داشت.

پیامبر اسلام می فرماید:

در حال رفتن بودیم که شنیدم کسی مرا به نام صدا می زند. توجهی نکردم و راهم را ادامه دادم. دوباره شنیدم شخص دیگری مرا صدامیزند. به او نیز توجهی نکردم. سپس زنی را دیدم ، در حالی که دستهایی عریان داشت و تمام زینتهای دنیا را برآن پوشانده بود.گفت : محمد صبر کن ، با تو سخنی دارم ، اما به او هم توجهی نکردم. بعد از آن صدایی شنیدم که مرا خیلی ترساند. از آن صدا هم گذشتم.

پس از مدتی جبرئیل توقف کرد و به من گفت : نماز بخوانید. من هم از براق پیاده شدم و نماز خواندم ، جبرئیل گفت : دانستید در کجا نماز خواندید؟ گفتم خیر! گفت : در طیبه ( مدینه) همان جایی که مهاجرت شما در آنجا قرار میگیرد.پس از آن سوار مرکبم شدم و راه افتادیم. مجددا جبرئیل ایستاد و گفت : نماز بخوانید. پیاده شدم و در همان جا نماز خواندم . گفت : دانستید در کجا نماز خواندید؟ در طور سینا ، آن جایی که حضرت موسی با خدای خود صحبت کرد. دوباره سوار براق شدم ......

http://mastor.blogfa.com/۸۵۰۲.aspx