مرحوم ثقهٔ الاسلام نوری در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و كتب آسمانی پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یكصد و هشتاد و دو اسم و لقب برای حضرت مهدی(علیه السلام)ذكر میكند و مدّعی است كه در این مقام، از استنباطهای شخصی و استحسانهای غیر قطعی خودداری نموده است كه در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدی، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعی، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [۴۰] )

كنیه های آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نوری ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از كنیههای ایشان شمرده است.

در اینجا به ذكر پارهای عناوین و صفات كه در ضمن زیارتهای مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید كه دقّت و تأمّلی در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتی را كه غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها برای امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده برایمان روشنتر سازد.

قابل ذكر اینكه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدی(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیاری از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز میتواند مصداق داشته باشد.

دیگر اینكه، آنچه ذكر می شود نه به ادّعای اسم یا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهوری از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینكه واژهای مفرد یا جملهای توصیفی باشد.

بقیّهٔ اللّه:

باقیمانده خدا در زمین.

خلیفهٔ اللّه:

جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه:

مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوی الهی كه اولیای حق رو به او دارند.

باب اللّه:

دروازه همه معارف الهی، دری كه خدا جویان برای ورود به ساحت قدس الهی، قصدش میكنند.

داعی اللّه:

دعوت كننده الهی، فرا خواننده مردم به سوی خدا، منادی راستین هدایت الی اللّه.

سبیل اللّه:

راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستای آن قرار دهد سر انجامی جز هلاكت نخواهد داشت.

ولی اللّه:

سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهی، دوست خدا.

حجهٔ اللّه:

حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه برای هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج میكنند.

نور اللّه:

نور خاموشی ناپذیر خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقایق توحیدی، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه:

دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستی، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالهٔ النّبوّهٔ:

فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء:

پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم).

علم الهدی:

پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

سفینهٔ النّجاهٔ:

كشتی نجات، وسیله رهایی از غرقاب ضلالت، سفینه رستگاری.

عین الحیوهٔ:

چشمه زندگی، منبع حیات حقیقی.

القائم المنتظر:

قیام كننده مورد انتظار، انقلابی بینظیری كه همه صالحان چشم انتظار قیام جهانی اویند.

العدل المشتهر:

عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر:

شمشیر كشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر:

ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهای سیاه فتنه و جور.

شمس الظلاّم:

خورشید آسمان هستی ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام:

بهار مردمان، سر فصل شكوفایی انسان، فصل اعتدال خلایق.

نضرهٔ الأیّام:

طراوت روزگار، شادابی زمان، سرّ سرسبزی دوباره تاریخ.

الدین المأثور:

تجسّم دین، تجسید آیین بر جای مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، كیان آیین، روح مذهب.

الكتاب المسطور:

قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوین، معجزه پیامبر در هیئت بشری.

صاحب الأمر:

دارنده ولایت امر الهی، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان:

اختیار دارِ زمانه، فرمانده كل هستی به اذن حق.

مطهّر الأرض:

تطهیر كننده زمین كه مسجد خداست، از بین برنده پلیدی و ناپاكی از بسیط خاك.

ناشر العدل:

برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.

مهدی الامم:

هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنمای همه طوایف بشریت.

جامع الكَلِم:

گردآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه:

یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادهٔ اللّه:

راهنمای مردم به سوی مقاصد الهی، راه بلد و راهبر انسانها در راستای اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه:

قیام كننده به دستور الهی، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیی المؤمنین:

احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهای اهل ایمان.

مبیر الكافرین:

نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنین:

عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الكافرین:

خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پیشگان.

منجی المستضعفین:

نجات دهنده مستضعفان، رهایی بخش استضعاف كشیدگان.

سیف اللّه الّذی لاینبو:

شمشیر قهر خدا كه كندی نپذیرد.

میثاق اللّه الّذی أخذه:

پیمان بندگی خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر:

مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پیدایش زمان.

ناموس العصر:

نگهدارنده زمان، كیان هستی دوران.

كلمهٔ اللّه التامه:

كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهی.

تالی كتاب اللّه:

تلاوت كننده كتاب خدا، قاری آیات كریمه قرآن.

وعداللّه الّذی ضمنه:

وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهی.

رحمهٔ اللّه الواسعهٔ:

رحمت بیپایان خدا، لطف و رحمت بیكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمین:

نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهای ربوبی.

معدن العلوم النبویّه:

گنجینه دانشهای پیامبری ـ خزانه معارف نبوی.

نظام الدین:

نظام بخش دین.

یعسوب المتقین:

پیشوای متقین.

معزّ الاولیاء:

عزت بخش یاران.

مذلّ الأعداء:

خوار كننده دشمنان.

وارث الانبیاء:

میراث بر پیامبران.

نور ابصار الوری:

نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور:

خونخواه شهیدان.

كاشف البلوی:

بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه:

مهیّا شده برای ریشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامهٔ الأمت و العوج:

مورد انتظار برای از بین بردن كژیها و نادرستیها.

المترجی لازالهٔ الجور و العدوان:

مورد آرزو برای بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن:

ذخیره شده برای تجدید واجبات و سنن الهی.

المؤمّل لاِحیاء الكتاب وحدوده:

مورد امید برای زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمهٔ علی التقوی:

گرد آورنده مردم بر اساس تقوی.

السبب المتصل بین الأرض و السماء:

واسطه بین آسمان و زمین، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب یوم الفتح و ناشررایهٔ الهدی:

صاحب روز پیروزی و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا:

الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستكاری.

الطالب بدم المقتول بكربلا:

خونخواه شهید كربلا.

المنصور علی من اعتدی علیه وافتری:

یاری شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذی یجاب اذا دعی:

پریشان و درماندهای كه چون دعا كند دعایش مستجاب شود.