آیین و آیین ها در نیرنگستان

با توجه به تحریفاتی كه از طریق انتقال فردی حادث می شود و همچنین این واقعیت كه هیربدستان و نیرنگستان با سبكی موجز و هدف روشن كردن مسائل برای افراد متخصص, توسط روحانیان و برای روحانیان تألیف شده بودند, اشتیاق پژوهشگران برای مطالعه نمونه هایی اینچنین از دانش عهد ساسانی, تا كنون محدود بوده است

نیرنگستان[۱] از جمله متون عالمانه دینی است كه در آن بخش هایی از اوستا ـ كتاب مقدس زرتشتیان ـ كه به نحوه اجرای آیین های دینی مربوط می شوند، همراه با تفاسیرشان، به خط و زبان پهلوی ساسانی ارائه شده اند. این اثر حاوی قوانین آیینی و همچنین داوری مفسران گوناگون در مورد آنهاست.

مقاله «آیین و آیین ها در نیرنگستان» مندرجات كتاب را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهد. مطالبی كه در بخش نخست آمده اند، عبارتند از: نقش روحانیان اجراكننده آیین ها در كسب ثواب دینی برای نیایش گزاران; نحوه نگرش به خطاهای احتمالی كه ممكن است توسط فرد روحانی طی انجام مراسم گوناگون صورت گیرد; درجات این خطاها و عواقب آنها; چگونگی جبران خطاها; و نحوه برخورد با حوادث پیش بینی نشده ای كه ممكن است طی مراسم روی دهند.

بخش دوم به بررسی نیایش های مهمی كه در نیرنگستان به آنها اشاره شده است، می پردازد:

۱) نیایش های كوتاه كه عمدتاً شامل فدیه و آیین های وابسته هستند

۲) آیین های عالی كه برخوانی یسنا همواره جزء اصلی آنها را تشكیل می دهد. آیین های نامبرده با مراسمی كه امروزه توسط پیروان این دین اجرا می شوند، قیاس شده اند.

انتقال شفاهی نقش مهمی در تاریخ متون دینی و مقدس زرتشتی گری بازی می كند. در حالی كه بسیاری از دانشمندان بر این اعتقادند كه زرتشت، كسی كه سنت زرتشتی اصل خود را به او نسبت می دهد، در دوران پیش از تاریخ ـ احتمالا حدود ۱۲۰۰ یا ۱۰۰۰ پ.م. ـ می زیسته است، به نظر می رسد در ایران هیچ الفبای مناسبی برای ارائه نظام آواییِ زبان متون مقدس این دین، كه از جمله زبان های ایرانی باستان بوده، وجود نداشته است تا اینكه چنین خطی طی دوران ساسانی (۲۲۶ تا ۶۵۱ م.) ایجاد گردید. تا آن زمان، اوستا، مجموعه متون مقدس ایرانی باستان، می بایست به صورت شفاهی منتقل شده باشد. در طول زمان، مركزیت فرهنگ زرتشتی از شرق ایران به غرب كشور، یعنی قلب شاهنشاهی هخامنشی (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پ.م.)، جایی كه «اوستایی» زبانی بیگانه بود، انتقال یافت. این مسئله كه بیگانگی نسبی این زبان مقدس سبب شد تا روحانیان غرب ایران همه متون مقدس را واژه به واژه بخاطر بسپارند، مورد بحث دانشمندان قرار گرفته است.[۲] این امر نیز به نوبه خود باعث گردید بسیاری از متون، كه شاید تا آن زمان آزادانه تر منتقل می شدند، تثبیت شوند. احتمالا در همان زمان یا شاید كمی بعد، هنگامی كه، در روند تحول زبان های جوامع زرتشتی، عصر «ایرانی باستان» جای خود را به «ایرانی میانه» داد، زبان «اوستایی» به صورت زبانی بسیار مبهم درآمد و ترجمه ساده واژه به واژه آن به زبان های ایرانی هم عصر، شكل گرفت. این امر روحانیان را قادر ساخت تا حدودی معنای اوستا را درك كنند، در حالی كه به دلیل ساده بودن روش ترجمه، علمای روحانی (هیربد he¦rbed) توانستند، ظاهراً بدون تكیه به متون مكتوب، تعداد زیاد و قابل توجهی از متون اوستایی را همراه با ترجمه آنها (كه تحت عنوان زند Zand شناخته می شدند) به خاطر بسپارند. اما ترجمه های زند همیشه روشنگر نبودند و در طول زمان تفاسیر علمای روحانی نیز همراه با ترجمه های اصلی به خاطر سپرده شدند. متون موجود زند همه به زبان پارسی میانه و پهلوی هستند، گرچه در دیگر زبان های ایرانی نیز متون مشابهی می بایست وجود می داشته اند.

در تعدادی از متون، این تفاسیر عالمانه بسیار طولانی تر از اوستاـ وـ زند اصلی شدند، و به نظر می رسد كه در برخی موارد، اصل اوستایی متن شاید تنها یك مستمسك بوده كه به آموزگار روحانی امكان می داده درباره موضوعی كه به نظرش مهم می رسیده، بحث كند. نمونه های اصلی متونی از این دست عبارتند از: ویدوداد Wâ¦de¦wda¦d یا وندیداد ـ Vendâ¦da¦d كه امروزه به عنوان یك متن نیایشی به كار می رودـ و موضوع اصلی این مقاله، هیربدستان He¦rbedesta¦nو نیرنگستان Ne¦rangesta¦n. به نظر می رسد كه این متون اصالتاً نه به سنت نیایشی، كه سنت عالمانه زرتشتی گری ساسانی تعلق دارند.[۳] در حالیكه وندیداد سرانجام به عنوان بخشی از نیایش های زرتشتی برخوانده شد (نك: پایین)، هیربدستان و نیرنگستان ویژگی عمدتاً عالمانه خود را حفظ كردند. نكته فوق بدین معناست كه، برخلاف متون نیایشی كه بطور منظم توسط گروه های روحانیان خوانده می شدند و اینان می توانستند خطاهای یكدیگر را به هنگام بر خوانی اصلاح كنند، این متون را تنها یك آموزگار به شاگردان خود منتقل می كرد و اینان نیز در مقامی نبودند كه خطاهای آموزگار خود را اصلاح كنند.

با توجه به تحریفاتی كه از طریق انتقال فردی حادث می شود و همچنین این واقعیت كه هیربدستان و نیرنگستان با سبكی موجز و هدف روشن كردن مسائل برای افراد متخصص، توسط روحانیان و برای روحانیان تألیف شده بودند، اشتیاق پژوهشگران برای مطالعه نمونه هایی اینچنین از دانش عهد ساسانی، تا كنون محدود بوده است. داراب دستور پشوتن سنجانا متن دستنویس HJ را در سال ۱۸۹۴[۸]

مانند بسیاری از متون زرتشتی، نیرنگستان فعلی بسیاری از ویژگی های یك متن «شفاهی» را حفظ كرده است. نقایص دستوری زیادی هم در بخش های اوستایی و هم بخش های پهلوی متن وجود دارند و به همین نسبت داوری های مفصلی نیز از جانب مفسران روحانی گوناگون در كنار یكدیگر ذكر شده اند. با توجه به اینكه در یك نظام شفاهی امكان مقایسه جزئی سنت های مختلف وجود ندارد، هیچ روشی ابداع نشد تا اعتبار نسبی داوری شخصیت های معتبر (دستور) dastwar را تثبیت كند. نیرنگستان یك نظام قوانین موردی را منعكس می كند. این كتاب حاوی داوری هایی در مورد یك رشته پرسش های مرتبط با آیین هاست. علاوه بر قوانین و قواعد عملی، این متن اطلاعات مهمی در مورد نحوه تفكری كه بنیاد داوری ها بر آن قرار داشته اند، به دست می دهد. بدین ترتیب این اثر بینشی به نظام «مطالعات آیینی»، آنگونه كه توسط مقامات مذهبی زرتشتی آموزش داده می شده، فراهم می آورد.

شواهد متن را تا آنجا می توان همزمان قلمداد نمود كه زمانی كه مطالب به نگارش در می آمدند، توسط یك مقام مذهبی تأیید می شدند. در عین حال، این اثر دارای لایه های گوناگون نیز هست كه منعكس كننده نقطه نظرهای نسل هایی از آموزگاران روحانی زرتشتی می باشند. متأسفانه نمی توان در این مورد اطمینان داشت كه عقاید مندرج در این كتاب ریشه در دوران پیش از اسلام دارند یا دوران اسلامی; تا كنون برای هیچیك شواهد كافی به دست نیامده است. عدم اشاره به وندیداد در نیرنگستان، كه در متن نسبتاً متأخر ضمایم شایست نشایست[۹] بطور مداوم از آن به عنوان یك منبع معتبر و احتمالا یك متن نیایشی یاد می شود، اشاره به این دارد كه نیرنگستان پیش از ضمایم صورت نهایی خود را یافت، اما این چیزی بیش از یك تاریخگذاری نسبی نیست.

در مطالبی كه خواهند آمد، شواهد نیرنگستان در این موضوعات مورد بررسی قرار می گیرند:

۱) اجرای آیین ها و شیوه تفكری كه داوری های مندرج در كتاب بر بنیاد آن قرار دارند،

۲) برخی آیین های فردیِ مذكور در متن و ارتباط متقابل آنها.

● بخش نخست: قوانین مربوط به اجرای آیین ها

مانند بسیاری از ادیان دیگر، آیین های زرتشتی بطور معمول به موجودات الهی تقدیم و توسط روحانیان برای روان افرادی كه در مراسم شركت می كردند، اجرا می شدند. ثواب دینی، كمیتی مشخص و قابل سنجش قلمداد می شد، چیزی شبیه پس انداز در حساب آسمانی كه سرانجام سرنوشت روان را پس از مرگ تعیین می كند. قطعه زیر مشخص می كند كه چگونه روحانیان می توانستند مردم عامی را بطرق گوناگون در كسب ثواب دینی یاری كنند:

(۷.۵) Mard ka abe¦r tuwa¦nâ¦g yazis§n pad mizd pa¦dixs§a¦y kardan; harw ۲-e¦n kirbag o¦h bawe¦d. Pad drahm-e¦ be dahe¦d harw ۲-e¦n radâ¦ha¦. *Kehâ¦ha¦ kirbag *o¦h bawe¦d... Mard ka abe¦r tuwa¦nâ¦g xrafstar ⦠grift pad waha¦g fro¦xtan pa¦dixs§a¦y; harw ۲-e¦n kirbag *o¦h bawe¦d, *o¦h griftan ra¦y ud *o¦h o¦zadan ra¦y.

(۵.۷) اگر یك روحانی بسیار توانا باشد، می تواند یزش[۱۱]

به عبارت دیگر، روحانیان می توانستند سعادت انجامین روان های انسان های دیگر را با «فروختن» (یا بواقع بخشیدن، نیرنگستان ۳.۷) اجرای یك آیین و همچنین عمل دور از انتظار گرفتن و كشتن یك جانور موذی و «فروختن» این اعمال، فزونی دهند. در هر حال، روشن است كه دغدغه كلی نویسندگان نیرنگستان اجرای آیین ها بوده است. تا آنجا كه بتوان از یك نظام مطالعات آیینی در این كتاب صحبت كرد، این نظام بر دو چبز متمركز بوده:

۱) روش صحیح اجرای یك آیین مؤثر،

۲) ارزیابی شرایط معكوس یا نامناسب كه می توانسته تأثیر یك آیین و ثواب حاصل از آن را تحت الشعاع قرار دهد.مانند بسیاری از نظام های مشابه دیگر، بخصوص فقه اسلامی، ضوابط و تعاریف، نقشی اساسی در قوانین موردی زرتشتی ایفا می كنند. در حالیكه انتظار می رود ثوابی از اجرای یك آیین حاصل شود، اشتباهات سخت هم ممكن است تأثیر عكس داشته باشند و به گناهان فرد نیز بیفزایند. برای آگاهی از آنچه سبب یك اشتباه گناه آلود می شود، فرد باید نسبت به ملزومات هر آیین آگاهی داشته باشد. با این حال، آنچه در یك آیین گناه است، ممكن است در آیینی دیگر مجاز باشد، و در برخی موارد فرد می تواند اعمال آیینی خود را به عنوان بخشی از مراسمی كه معمولا نسبت به آنچه مورد نظر بوده، در سطح پایین تری قرار دارد و در آن یك اشتباه، گناه محسوب نمی شود، تعریف دوباره كند. بعلاوه، اگر آیین نهایتاً آیین نباشد، نه ثواب می افزاید نه گناه; از این رو دانستن این نكته ضروریست كه تحت چه شرایطی آنچه در نظر بوده كه یك آیین باشد، می تواند بعنوان چیزی در حدّ یك تجربه، تعریف شود.

معمولا در نیرنگستان نخست قانون كلی می آید، سپس بحث در مورد اتفاقات ناگوار. قوانین كلی و تعاریف به فردگویند كه، برای مثال، هر یك از پاس های (ga¦h) روز چه زمان آغاز می شوند (برای مثال ۱.۲۸; ۱.۲۹); چه آیین هایی می توانند در گاه های خاصی اجرا شوند (مثلا ۵.۲۹); كدامیك از اوراد تقدیمی شنومن (s§nu¦man) مناسب هستند (۱۶.۲۹) چه حیواناتی می توانند قربانی شوند (۴۰ـ۳۶); چه تعداد روحانی باید در مراسم شركت كنند (۷.۲۵); حداقل تعداد شنوندگان چه میزان می تواند باشد (۹،۸) و همینطور در مورد آبی كه باید تقدیس شود (۱۵.۳۰).

درجات گناه همانگونه سنجیده می شوند كه ثواب; كوتول درجات مختلف گناه را بررسی كرده است.[۱۳] توسط فرد دیگری از خواب بیدار شود، گناهكار نخواهد بود اگر فرد دوم او را از خواب بیدار نكند (نیرنگستان ۲). مجدداً ضوابط و تعاریف نقش برجسته ای را ایفا می كنند: اگر فرد بدلیل مست بودن نتواند گاهانبار را اجرا كند، پرسش اساسی این خواهد بود كه آیا میزان نوشیدنی ای كه مصرف كرده، قانونی است و بدین ترتیب تواند «خوراك» تعریف شود، یا «زیاده روی»؟ در مورد اخیر فرد گناهكار می شود (نیرنگستان ۱۱)، اما در مورد نخست، خیر (نیرنگستان ۱۲). مفسری بنام سوشانس (So¦s§a¦ns) می گوید كه شخص برای اینكه بتواند بر پای خویش راه رود، می تواند سه پیاله بنوشد و سه پیاله دیگر هم; اما در جای دیگر، كی آدُربوزِد (Kay-Adur-bo¦ze¦d) اعتقاد دارد كه «دو پیاله و اندكی افزون بر آن» زیاده است.

بنابر تعاریف، اگر اجراكننده اصلی مراسم یا یكی از دستیارانش گناهكار یا «شكاك» باشند، آیین ناقص خواهد بود. جدا از این، ممكن است مسائل ناگوار نیز طی مراسم روی دهند: برای مثال یك صدای ناگهانی می تواند باعث شود بخشی از نیایش شنیده نشود; یا ممكن است چیزی داخل آب مقدس (زوهر Zo¦hr) بیفتد; ممكن است یك روحانی بخشی از متن را از نظر بیندازد یا در برخوانی اشتباه كند; یا دو اجراكننده اصلی (كه در عین اجرای مراسمی كاملا متفاوت می توانند كنار یكدیگر بنشینند) ممكن است بخشی از متن را به صورت هم آوا بخوانند كه گناه محسوب می شود،[۱۴] مگر اینكه از پیش توافق كنند كه متن را به این صورت ادا كنند.

نقایص در اجرای رسمی یك آیین می تواند سلسله عواقبی بدنبال داشته باشد. معمولا چنین است كه روحانی خاطی به میزان متناسب با خطا، گناهكار می شود.

(۲۶.۵)[۱۵] E¦wkardag ga¦ha¦mba¦r ne¦ yaze¦d, pad jud. Ga¦ha¦mba¦r ⦠e¦wkardag [pad ham-hayya¦r] ne¦m tana¦puhl pa¦yag. Pairi auuahe vars§te¦ e x t¬ Ast ke¦ e¦do¦n go¦we¦d ha¦d pad-iz ya¦t pa¦yag ast.

(۵.۲۶) گاهانبار را هم آوا نباید برخواند، بلكه جداگانه. گاهانباری كه هم آوا

فیلیپ ج. كرین بروك

آژیده مقدم

[۱]. مشخصات كتابشناختی این اثر از این قرار است:

[۳]. این سنت متون دیگری را نیز شامل می شده است كه فاقد اصل اوستایی بوده اند; مانند متن قانونی مادیان هزار دادستان MAdayAn I HazAr DAdestAn .

[۱۰]. یزش از ریشه ـ yaz اوستایی، به معنی «ستودن، نیایش كردن» و همان واژه ایست كه امروزه به «جشن» با بار معنایی متفاوت بدل گشته است. در متون زرتشتی این واژه در كاربردی كلی و برای «اجرای مراسم دینی» بكار می رود. م.

[۱۱]. ترجمه ها در این مقاله برگردان ترجمه های نویسنده هستند. با توجه به نزدیكی زبان های فارسی و پهلوی، در برخی موارد این امكان برای مترجم وجود داشت كه ترجمه ای نزدیك تر به متن اصلی ارائه كند، اما جهت حفظ امانت از این كارخودداری شد. م.

[۱۳]. گاهانبارها جشن های بزرگ ابرانیان بودند كه به بزرگداشت آفرینش شش آفریده اهورامزدا ـ آسمان، آب، زمین، گیاه، حیوان و انسان ـ در شش هنگام سال ـ میانه بهار، میانه تابستان، پایان تابستان، میانه پاییز، میانه زمستان و پایان زمستان ـ برگزار می شدند. م.

[۱۴]. احتمالا به این دلیل كه شاید علت آن عدم تمركز باشد.

نینچنیا ی یاتسوا ل صا هكیلاح رد ،دناهدش پ اچ كیلاتیا ت روص ه ب ریسفت و یولهپ همجرت ،ی ناریا نتم رد .[۱۵] كیلاتیا ی یاتسوا ی اهدنب ی اههمجرت و یولهپ و ی یاتسوا ت احلاطصا و اهدنب ،ی سراف همجرت رد ;تسین.دناهدش