در باب قیامت کبری ، بسیاری از عبارات ملاصدرا را می توان یافت که ظاهر آنها مشعر به این نکته است زمان قیامت کبری همان زمان دنیاست. یعنی ما همین اکنون در زمان قیامت قرار داریم و احوال و اتفاقات آن در حال اتفاق افتادن هستند در توضیح این سخن لازم به ذکر است که وقتی می گوییم الان در قیام قرار داریم مراد آن نسبتی نیست که بین دنیا و آخرت قائل شدیم یعنی نمی خواهیم بگوییم که زمان قیامت چون مرتبه ای بالاتر از دنیا است پس می توان به یک معنا گفت که اکنون در قیامت هستیم(سخنی که در باب آخرت گفته بودیم) بلکه منظور آن است که قیامت همین حالا و در همین زمان و مکان دنیوی در حال وقوع است. البته به نظر می رسد تعبیرات دنیوی قرآن در خصوص قیامت، مانند افول ماه و خورشید و امثال آن در چنین برداشتی بی تاثیر نیست.

از جمله عباراتی که دارای چنین ظاهری هستند می توان موارد زیر را برشمرد:

ایشان در تفسیر سوره واقعه آیه (اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فکانت هباء منبثا( )۱) توضیحاتی در علوم طبیعی می دهند تا نشان دهند که در طول زمان زمین در حال از بین رفتن و کوه ها نیز در حال از دست دادن مواد خود و متلاشی شدن هستند ولذا اگر از جهت چندین هزار سال زمان نگاه کنیم وقوع وعده های آیات فوق را در زمان حال (دنیوی) تصدیق و تائید خواهیم نمود و همچنین بدین جهت است که (رجت الارض) برای اهل یقین دائمی است و همواره آن را به عین الیقین می بینند.(۲)

در کتاب اسرار الا یات نیز نسبت قیامت کبری به قیامت صغری؛ کلیت و جزئیت معرفی شده است.(۳) می دانیم که پسوند مصدرساز (میت) چه به کلمات (کل) و (جزء) و چه به کلمات (کلی ) و (جزیی) اضافه شود حاصل عبارات (کلیت و جزئیت) خواهد بود و از آنجا که کلی و جزیی مربوط به مفاهیم و کل وجزء در ارتباط با اشیاء خارجی هستند می توان سخن فوق را به دو گونه تفسیر کرد که البته در هر دو حال نتیجه آن چنین است که قیامت کبری به مجموعه زمان های خاص قیامت های صغری اطلاق می گردد. چرا که اگر در خصوص مفهوم قیامت کبری و صغری صحبت کنیم بدین معنا خواهد بود که قیامت کبری مفهومی عام و کلی است که شامل تمام مصادیق قیامت صغری می شود و اگر مراد قیامت کبری و صغری در خارج باشد معنای آن تشکیل یافتن قیامت کبری از مجموعه قیامت های صغری به عنوان اجزای آن خواهد بود. این معنی دوم در کتاب مهم اسفار نیز چنین بیان شده است که نسبت این دو قیامت نسبت یوم به ساعات است (که یوم از مجموع علت ها تشکیل می یابد) و در توضیح آن آمده است که همه اشیا با حرکات جوهری و تبدلات خود به سوی غایاتشان در حرکتند اما زمان تبدل جزیی و متناهی، متناهی بوده و زمان تبدل کلی غیرمتناهی نیز غیرمتناهی است.

ولی سنخ دیگری از عبارات نیز در کلام صدرالمتالهین وجود دارند که مانند اعتقاد عامه زمان قیامت کبری را آخر دنیا دانسته اند که از جمله آنها می توان به صفحه ۳۸۱ از کتاب مبدا و معاد، ۳۰۵ از کتاب شواهد و ۱۷۲ از تفسیر سوره طارق اشاره نمود.

اما در نهایت در چند مورد از اقوال شیخ صدرا توضیحات خاصی در این خصوص ملاحظه می شود که شاید بتوان ادعا کرد که هم سخن اصلی و نهایی ایشان است و هم به نوعی دو عبارت قبلی را با هم جمع و در خود حل می کند یعنی آنها را نیز دربرمی گیرد.

دیدیم که ایشان نسبت قیامت کبری به قیامت صغری را نسبت کل و جزء (یاکلی و جزیی) و نسبت یوم و ساعت معرفی کردند. اما در کلامی که شاید مکمل این توضیح باشد معتقد می شوند که درست است که قیامت شامل تمام روزها و مکان هاست اما این جمع جمعی عادی نیست چرا که مجموع زمان ها زمان ندارد(۴) این سخن تصریح در این نکته است که مراد ملاصدرا آن نیست که قیامت به معاد جمع زمان های ۱,t۲t و ... نبوده و خود خالی از زمان است. توجه داریم که استدلال مطوی دراین کلام شبیه استدلال مشهوری است که در بحث قدم و حدوث عالم و وجود زمانی موهوم قبل از خلقت اولین مخلوق مطرح می شود بدین ترتیب که اگر مجموع زمان ها دارای زمان باشد لازم می آید که خود این زمان نیز در زمان دیگری واقع شود و همین طور هر کدام از این زمان ها خود احتیاج به زمانی بالاتر دارند که این امر تا بی نهایت ادامه داشته و بنابر استحاله تسلسل محال است. در نتیجه قیامت که مجموع زمان هاست خود دارای زمان نیست.

این حقیقت در جای دیگر بدین ترتیب ذکر شده است (۵) که همه اشیا بنابر اصل حرکت جوهری در حرکتی هستند که به غایتی منتهی می گردد اما این غایات در نهایت امر به غایتی منجر می شوند که همه غایات در آن جمع اند این غایت (قیامت) یوم واحد الهی و بلکه لحظه یا حتی کمتر از لحظه ای است که حاوی جمیع اوقات و ازمنه و آیات می باشد که تمام نهایات در آن واقع می گردند.

همچنین در کتاب اسفار (۶) امر قیامت را به انبساط قوای نفس ناطقه به بدن و سپس رجوع این انوار به همان ذات واحد بسیط و در آخر انبعاث دوباره قوا در درون ذات به نحو تقومی، تشبیه نموده اند که ظاهرا عبارت مشعر به این معاس که خلق مثل انبساط قوا، قیامت معادل رجوع قوا به بدن و آخرت همچون انبعاث دوباره قواست.

از همه این عبارات چنین استنباط می شود که قیامت کبری مرتبه ای از مراتب هستی است که به نحو اطلاق سعی و وجودی شامل وحاوی همه ازمنه و امکنه می باشد زیرا در نظام وجودی صدرایی تنها مراتب بالاتر هستی را می توان شامل مرتبه پایین تر از خود دانست بدون اینکه لازم باشد وجوه عدمی یا نقصی مرتبه پایینی (مثل زمان) را نیز داشته باشد.

وجه جمع این نظریه با نظر اول که قیامت را مجموع زمان ها معرفی می کرد با توجه به اطلاق سعی قیامت نسبت به زمان و مکان دنیوی واضح است . اما درباره کیفیت جمع آن با نظر دوم یا ظاهر دین و اعتقاد عامه، مبنی بر اینکه قیامت آخر دنیاست باید گفت که بنابر توضیحات فوق این عبارات یا از باب مما شات با قوم مطرح شده اند (چنانکه اینچنین رویکردی در کتب ملاصدرا بسیار است) و یا اینکه این عبارت ها ناظر به قیامت صغری طرح گردیده اند بدین معنی که هر شیئی در نهایت عمر دنیوی خود وارد قیامت شده و به اصطلاح “قامت قیامته”، پس می توان گفت که قیامت آخر دنیاست.

اما شاید بهترین نحوه جمع این دو قول با توجه به رای آخوند متاله ما در خصوص حدوث عالم میسور باشد. وی در این باره معتقد به حدوث زمانی عالم است اما نه مثل متکلمین که قائل به خلق و ایجاد عالم و همین طور زمان در یک زمان موهوم (زیرا هنوز زمان تحقق نیافته است) می باشند.

بلکه او می گوید که چون کل عالم مابه ازای علی حده ای از اجزای آن ندارد پس با توجه به اینکه تک تک اشیای عالم وجودشان مسبوق به عدمشان است می توان گفت که کل عالم (البته عالم خلق و نه عالم امر) وجود مسبوق به عدم داشته و حادث زمانی است (۷) با مقایسه این نظریه با بحثی که در این نوشتار مورد نظر است می توان سخن ملاصدرا را در خصوص اینکه قیامت کبری آخر جهان است چنین تعبیر و تفسیر نمود که چون کل عالم غیر از مجموع اجزای آن نیست پس با توجه به اینکه قیامت هر جزء با مرگش واقع می شود که همان آخر زندگی دنیوی است، قیامت کبری نیز همان آخر دنیاست.

نکته آخر اینکه راجع به این همانی یا غیریت بین آخرت و قیامت (که هر دو را مرتبه ای بالاتر از عالم مادی دانستیم باید به این موضوع توجه داشت که هم در لسان شروع و هم در آرای فوق الذکر ملاصدرا قیامت دارای جنبه هایی از مادیت که مربوط به همین عالم حاضر است می باشد، در حالی که آخرت خالی از این جنبه است .

مراد از این جنبه مادیت وجود مباحث مربوط به ماکولا ت، حسیات و حور العین و امثال آن نیست چرا که این امور در آخرت نیز متحققند هر چند که بنابر مبانی صدرایی ماده آخرت با اینکه ماده است از سنخ مواد این عالم نیست ولی در هر حال می توان آن را مادی دانست (بنابر تعریف ماده به ذوالابعاد الثلاثه. ) آنچه که مختص بحث قیامت است اشاره به تغییراتی مادی در همین عالم حاضر محدوث مثل تغییرات حاصله در خورشید و ماه، کوه ها ، زمین و ... و به همین جهت بود که حکیم صدرالمتالهین قیامت را مجموع امکنه و ازمنه دانست و تنها این مطلب را بر آن افزود که مجموع زمان ها زمان ندارد.

یعنی با اینکه قیامت به دلیل زمان مند نبودن مرتبه ای بالاتر از عالم مادی است اما مرتبه ای است که خود دربرگیرنده و شامل و حاوی این عالم زمان مند است ولذا ادعای نگارنده این سطور آن است که در نظریه شیخ شیرازی ما قیامت کبری مرتبه ای از هستی است که بالاتر از جهان ماده و پایین تر از عالم آخرت واقع شده است و در نتیجه غیر از آن دو است . پس از بعدیت غیرزمانی و از جهت پایین به بالا را در نظر بگیریم می توانیم بگوییم که قیامت بعد از دنیا و آخرت نیز بعد از قیامت است و این خود وجه جمعی بین تئوری صدرا در این باره با ظاهر شریعت و اعتقاد عامه مسلمین می باشد.

مهدی دوستان

پی‌نوشت‌ها:

۱ - تفسیر سوره واقعه ، ص ۱۳۹

۲ - همان

۳ - ملاصدرا، اسرار الا‌یات ، تعلیقات ملاعلی نوری ، ص ۹۶

۴ - تفسیر سوره واقعه، ص ۱۷۷

۵- اسفار اربعه ،ج ۹، ص ۲۷۹

۶- همان ، ص ۲۸۰

۷ - ملاصدرا، المشاعر ،‌ص ۶۴