بلوغ در زبان تازی به معنای وصول و رسیدن است. فقهای اسلام این واژه را در معنای خاصی به كار برده و از آن «پایان دوران كودكی و آغاز تكلیف» را اراده كرده اند. به این معنا كه بلوغ را یكی از شرایط طبیعی تكلیف دانسته كه پس از آن فرد باید خود را به آداب و وظایف الهی مقید سازد.

اسلام برای این دوران اهمیت فراوانی قایل شده است; زیرا كودك یا نوجوان چون به بلوغ می رسد، وارد مرحله تازه و عالی تر از ادراك و شعور و فهم مسایل و احساس مسؤولیت می گردد. از این رو، خداوند این سن معین را فاصله میان كودكی و مردانگی یا زنانگی قرار داده است و با ورود به این دوران همه احكام شرعی بر پسر و دختر بالغ مترتب می شود. بدین معنا كه از لحظه ای كه دختر و پسری نشانه بلوغ (یا نشانه های بلوغ) در آنان پدیدار شد، از نظر شرعی مكلف به انجام همه تكالیف شرعی از آموزه های دستوری هستند و می بایست در برابر آموزه هایی از این دست فرمانبر بوده و از اوامر و نواهی الهی پیروی نماید. با توجه به این تكلیف شرعی است كه در اصطلاح عموم مردم دوران بلوغ را دوران تكلیف می گویند. بنابر آیات و روایات و متون فقهی از هنگامی كه كودك بالغ می شود، در واقع شخصیت مستقلی است كه از آن لحظه باید با توجه به آن استقلال شخصیتی خود عمل نماید. از آن دم است كه در برابر كارهای نیك و بدش پرسش و مؤاخذه می شود و باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد ; چنان كه می بایست در روز رستاخیز نیز پاسخگوی آن ها بوده و حجت شرعی داشته باشد. این بازپرسی در دنیا و آخرت نسبت به اعمال و رفتار از همان آغاز بلوغ و تكلیف است.

در فقه اسلامی بلوغ جایگاه ویژه ای دارد و از شرایط عمومی تكلیف بوده و احكام و مقررات تكلیفی و موضوعی را به دنبال دارد.

ـ در كتاب های فقهی بالغین از احكام خاصی برخوردارند كه عبارتند از:

۱) عمل به همه واجبات شرعی چون نماز، روزه، خمس و زكات و نیز ترك نواهی شرعی مانند زنا، رشوه، دروغ و بهتان بر او لازم و ضروری است;

۲) فرد بالغ می تواند معاملات و عقود را اجرا نماید;

۳) همه حدود شرعی چون حد قذف و زنا بر او جاری می شود;

۴) لازم است اگر پیش از آن ختنه نشده، ختنه كند.

بلوغ در آموزه های دینی

بلوغ چیست؟ دگرگونی ها در اندام و احساسات و اندیشه را بلوغ گویند.

صاحب جواهر می گوید: «بلوغ كمال طبیعی انسان است. با بلوغ، نسل آدمی حفظ می شود و عقل قوت می یابد. این حالت، گذر از دوران طفولیت به مرز كمال و رسیدن به رتبه زنان و مردان است». برخی دیگر می گویند: «بلوغ آغاز آمادگی جنسی است، زمانی كه اندام های تناسلی، توان انجام وظایف خود را پیدا كنند، این حالت «سن راهقه» نامیده می شود. در دختران از دوازده سالگی تا چهارده سالگی حاصل می شود و با پدیده حیض و بر آمدن پستان ها همراه است. اما در پسران بین دوازده و شانزده سالگی واقع می شود و با خروج منی، تغییر صدا و رشد موی صورت، همراه است.

از بلوغ در قرآن و احادیث تعریفی یافت نمی شود، بلكه تنها به برخی از نشانه ها و أمارات آن همانند: قاعدگی، احتلام، حیض، سن و جز این ها اشاره شده است.

سن نشانه عادی یا تعبدی؟

آیا «سن» اماره تعبّدی است یا نشانه و اماره عادی و طبیعی است؟ بیشتر فقیهان به طور ضمنی پذیرفته اند «سن» كه در روایات به آن اشاره شده، اماره تعبّدی و قرارداد شرعی است. قریب به اتفاق فقیهان سنّ تعبدی را در دختران نه سالگی می دانند; و شیخ طوسی از بینانگذران فقه استدلالی شیعی در این باره ادعای اجماع كرده است. ابن ادریس شاگرد نقاد و تیزهوش مكتب وی می گوید: ظاهر مذهب آن است كه نه سال، سن بلوغ می باشد. صاحب جواهر الكلام از محققان و متتبعان فقه شیعی ضمن طرح این شبهه كه اگر بلوغ شرعی «احتلام» و امور دیگر مثل سنّ و غیر آن علامت و كاشف طبیعی باشد، نتیجه استصحاب، عدم بلوغ است، لكن این مطلب خلاف رأی اصحاب است كه سن بلوغ را شرعی می دانند نه علامت و كاشف.

و نیز یكی از فقهای صاحب نظر معاصر می گوید: «بلوغ یك موضوع خارجی است. مثلاً الان روز است این یك موضوع خارجی است. كسی نمی تواند بحث بكند كه نه الآن شب است و اگر در این زمینه هزار روایت هم وارد بشود الآن شب است ما نمی توانیم بپذیریم چون این روایات بر خلاف واقع می باشد. موضوعات خارجی یك امر واقعی است و ارتباط با تعبّد ندارد ما نمی توانیم تعبّداً بگوییم الآن شب است. تعبد در یك سلسله امور اعتباری است نه در امور حقیقی و واقعی. تعبد فقط در مسایل اعتباری قابل فرض است از قبیل: وجوب نماز، وجوب یك امر اعتباری است، امر حقیقی خارجی نیست. تمام احكام خمسه این چنین اند. ولی بلوغ جنسی یك امر واقعی خارجی است. فلذا باید ببینیم كه این امر خارجی (یعنی بلوغ) كی محقق می شود؟... حالا صد روایت آمدند گفتند دختر در ۹ سالگی بالغ می شود و بررسی كردیم و دیدیم كه چنین بلوغی در سن نه سالگی وجود ندارد. چون بلوغ یك امر واقعی است و نمی توان به آن روایات با دید تعبد نگاه كرد، تعبد در آنجا معنی ندارد. ما این مطلب را از كلمات فقها و از آیات و روایات استنباط می كنیم. یعنی شارع مقدس نخواسته بلوغ را یك امر تعبدی مانند سایر احكامی كه در اعبتاریات جاری می شوند قرار بدهد. مثلاً در قرآن می فرماید: «وَابْتَلُواْ الْیَتَـمَی حَتَّی إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاح» بلوغ نكاح یك امر تكوینی است این امر تكوینی باید محقق شود تا محقق نشود بالغ نیست حال می خواهد فرد ۱۰ سال داشته باشد، ۹ سال یا ۱۵ سال داشته باشد این امر باید در خارج محقق شود. یكی از آیات شریفه «وَإِذَا بَلَغَ الاَْطْفَـلُ مِنكُمُ الْحُلُمَ» است. لغت كلمه «حلم» را این چنین معنی كرده اند یعنی این كه به سنی برسد كه قوای جنسی رشد پیدا كند به طوری كه بتواند در خواب محتلم شود... نكته ای كه از آیات استفاده می شود این است كه در هیچ كدام از آیات، سنی برای بلوغ در نظر گرفته نشده و اگر سن تعیین می شود به عنوان اماره تعیین شده... اینكه بعضی از فقها سن ۹ سالگی را مناط قرار داده اند به این خاطر است كه اشتباه كرده اند و اشتباه آن ها در این است كه چون در روایات آمده كه دخترها در سن ۹ سالگی بالغ می شوند و لابد باید همیشه در ۹ سالگی بالغ شوند بلكه در روایاتی هم ذكر شده كه بلوغ به سن نیست بلكه به حیض می باشد... در روایت می گوید: «اگر دختری در ۹ سالگی حیض شد بالغ است». صاحب جواهر می گوید: «بلوغ از امور طبیعی شناخته شده در لغت و عرف است نه از موضوعات شرعی كه باید از سوی شرع دانسته شود.» از این رو، شیخ طوسی تحقق بلوغ را وابسته به یكی از سه امر احتلام، كمال عقل و رویش مو دانسته و مسأله سنّ را مطرح نكرده است.

فقهایی كه سن بلوغ را ۹ سالگی دانسته اند یكی از ادله آنان اجماع است در حالی كه با وجود روایات، اجماع مدركی بوده و اجماع مدركی مستقلاً ارزشی بلكه باید روایات را مورد رسیدگی قرار داد.

در روایات نشانه های بلوغ در دختران با ۶ عنوان بیان شده است:

۱) رسیدگی به ۹ سالگی;

۲) رسیدن به ۱۳ یا ۱۴ سالگی;

۳) رسیدن به ۹ سالگی همراه با قاعدگی;

۴) قاعدگی بدون اشاره به سن;

۵) یكی از دو علامت حیض و یا حمل;

۶) رشد عقلانی و جسمانی.

بدون تردید اختلاف اخبار در تعیین سن بلوغ دختران به دلیل اختلاف محیط زندگی، اوضاع جغرافیایی عوامل ژنتیكی و فیزیكی و نوع تغذیه آنهاست و روشن است كه این نوع اختلاف ها در رشد جسمی و جنسی آنان دخالت دارد و موجب ناهمگونی دختران در مسأله عادت ماهانه و بلوغ است. بر این اساس نمی توان سن خاصی را به طور مطلق در همه مناطق علامت بلوغ قرار داد بنابراین می توان گفت روایاتی كه ۹ سالگی را نشان بلوغ دختران دانسته است مختص دخترانی است كه در زمان صدور روایات در ۹ سالگی دارای نشانه های بلوغ (حیض و حمل) بوده اند و رسیدن به ۹ سالگی برای بلوغ موضوعیت نداشته بلكه طریقیت دارد و تعیین ۹ سالگی برای بلوغ در زمان صدور روایات از باب تعیین مصداق بوده نه از باب ماهیت آن. پس معیار بلوغ دختر عادت ماهیانه است. و با بررسی روایاتی كه رسیدن به ۹ ـ ۱۰ ـ ۱۲ و یا ۱۳ سالگی را نشانه بلوغ می داند به دست می آید كه معیار واقعی حیض است، زیرا در بعضی از روایات وجوب نماز بر دختران را رسیدن به سن ۱۳ سالگی به شرط عدم حیض دانسته است یعنی اگر دختر قبل از ۱۳ سالگی حیض ببیند باید نماز بخواند.

در برخی از روایات ۹ سالگی را معیار ثواب و عقاب دانسته البته به شرط آنكه در ۹ سالگی حیض ببیند. همانگونه كه در یك دسته از روایات لزوم پوشش برای دختران مقید به زمان حیض شده است. پس می توان گفت: حیض در دختران به منزله منی در پسران است و بلوغ دختر به سن خاصی مربوط نیست بلكه منوط به حایض شدن و یا (در موردی كه بر اثر عوارض مزاجی حیض او تأخیر افتد و یا اصلاً حیض نبیند) رسیدن به سنی است كه در آن معمولاً دختران صلاحیت برای حایض شدن را پیدا می كنند.

آیت الله مرعشی در این رابطه می نویسد: «اصحاب هر چند به روایت ۹ سالگی عمل كرده اند اما نمی توان در این چنین مسایل از آنان تبعیت كرده بلكه نمی توان به این روایات عمل نمود; زیرا یكم: با روایات دیگر سازگار نیستند; دوم: با واقعیت خارجی غالباً مطابقت ندارد; سوم: با ملاكی كه در قرآن برای بلوغ ذكر شده كه رسیدن به حد احتلام باشد، هماهنگ نمی باشند».

برخی می گویند: «در آیات قرآن تحدید سنی مطرح نشده و در سخنان پیامبر بزرگوار اسلام نیز سخنی كه دلالت بر سن داشته باشد سراغ نداریم و همچنین در سخنان ائمه تا حضرت امام باقر(ع) از طرف دیگر تشریع با رحلت پیامبر به پایان رسیده و ائمه حافظ و مفسر شرع بوده اند... و اگر سن بلوغ تشریع دینی بود در زمان پیامبر(ص) بیان می شد به ویژه آنكه از مسایل مبتلا به زنان بوده است و وجهی در تأخیر بیان آن وجود ندارد و همچنین اخفای آن... حاصل این كه: این قرائن و امور دیگری چون جهانی بودن دین، اختلاف رشد زنان ناحیه های مختلف جهان و... این اطمینان را می دهد كه شارع مقدس بر سنّ خاص به عنوان اماره ای تعبدی نظر نداشته است». برخی از فقها و مراجع معاصر بلوغ دختران را ۱۳ سالگی می دانند:

آیت الله صانعی نشانه های بلوغ دختران را تمام شدن ۱۳ سال قمری می داند. آیت الله مرعشی می گوید: «با تحقیقاتی كه به عمل آمده لازم است سن ۱۳ سالگی را در دختران اماره بلوغ دانست مگر آن كه ثابت گردد پیش از رسیدن به این سن امارت دیگر بلوغ در او ظاهر گردیده».

عوامل مؤثر در بلوغ زودرس

نژاد، تغذیه و عوامل فیزیكی و روانی موجود در محیط زیست فرد و جز این ها در ظهور بلوغ و میزان و ترشح هورمون های مربوط آن اثر می گذارد. مثلاً ویتامین E را از جمله عوامل تغذیه ای مؤثر به شمار می آورند. هم چنین نژاد، عوامل فیزیكی و محیط جغرافیایی در بعضی از اقوام مناطق گرمسیر نزدیك خط استوا، موجب بلوغ زودرس می شوند. آثار بلوغ جسمانی دختران در «جثه» كه از ممالك آفریقایی به شدت گرمسیر است در ۹ یا ۱۰ سالگی بروز می كند، در حالی كه در «لابونی» شمالی ترین منطقه اروپا در شمال شبه جزیره اسكاندیناوی در ۱۸ سالگی رخ می دهد. وضع نامساعد اخلاقی در اجتماعات بی بند و بار نیز باعث بلوغ زودرس در آن جوامع می شود. سن پیدایش بلوغ در نژادهای مختلف نیز متفاوت است و عوامل محیطی، فرهنگی، خانوادگی، موروثی و تغذیه ای در پیدایش بلوغ مؤثر می باشد.

به عنوان مثال: در هندوستان دخترها دیرتر از دخترهای انگلیسی و آمریكایی بالغ می شوند و حتی بعضی از محققان و پژوهشگران، چنین برآورد كرده اند كه در كشورهای اروپایی هر ده سال دخترها در حدود سه الی چهار ماه زودتر از سنینی كه قبلاً بالغ می شدند به بلوغ می رسند. در ایران نیز مطالعات آماری در مقایسه بین سن قاعدگی دختران و مادران و مادر بزرگ های آنان پایین آمدن قاعدگی را به مرور زمان نشان می دهد.

احتلام تنها نشانه بلوغ از نظر قرآن

چنان چه اشاره شد درباره نشانه و یا نشانه های بلوغ در میان روایات و نیز به تبع آن، میان فقیهان اختلاف است.

برخی نشانه های بلوغ را در پسران عبارت از :

۱) روییدن موی خشن روی شرمگاه و پیرامون آلت مردانگی ;

) احتلام یا تراوش منی ;

۳) ورود به شانزده سالگی ;

علایم و نشانه های آن را در دختران عبارت از:

۱) روییدن موی خشن بر روی شرمگاه و اطراف آلت تناسلی ;

۲) احتلام ;

۳) دیدن حیض

۴) ورود به سن ده سالگی، دانسته اند.

با توجه به موارد مشابه و موافقات در می یابیم كه روییدن موی خشن و احتلام در میان دختران و پسران مشترك است ; اما مسأله احتلام امری است كه در دختران رخ نمی دهد، به آن مفهومی كه در پسران وجود دارد. بنابراین از نظر فیولوژی اثبات احتلام دختران امری دشوار می نماید; اما حیض در دختران به نظر می رسد همانند احتلام در پسران باشد كه نشانه طبیعی بلوغ است; زیرا آمادگی تولید مثل در پسر به تراوش منی و احتلام و در دختران به حیض پدیدار می گردد; به این معنا كه دختران با دیدن حیض و پسران با احتلام در می یابند كه به دوران بلوغ جنسی و تولید مثل (مردانگی و زنانگی) رسیده اند. اما موارد اختلاف دیگر چون سن از آن جایی كه مبنای قوی و ادله استواری از روایت و غیر آن ندارد، به نظر می رسد كه نمی توان بر پایه آن حكم قطعی به نشانه بودن آن كرد.

خلیل منصوری


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.