تعریف امامت

اولین سخنی که در باب امامت می گویند ،تعریفی است که از امامت می کنند.در این تعریف اختلافی نیست.می گویند:(( الامامه ریاسه عامه فی امور الدین والدنیا)). امامت ریاستی است عمومی هم در امور دینی و هم در امور دنیوی.خواجه تعبیری کلامی دارد می گوید:((الامام لطف))مقصود این است که امامت هم نظیرنبوت ازمسائلی است که از حد بشری بیرون است وبه همین جهت انتخاب امام از حد استطاعت بشری بیرون است و بنابراین آن طرفی است ازآن طرف باید بیاید مثل نبوت است که از طریق وحی وتعیین الهی باید بیاید با این تفاوت که نبوت مستقیما از ناحیه ی خداست ارتباط پیغمبر است با خدا،و امامت ، تعیینی است از ناحیه ی پیغمبر از ناحیه ی خدا.

امامت در قرآن

در قرآن چند آیه هست که مورد استدلال شیعه در باب امامت است یکی از این آیات :

((انما ولیکم الله)) اتفاقا در همه ی اینها روایات اهل تسنن هم وجود دارد که مفاد شیعه و تایید می کند. ما آیه ای در قرآن داریم به این صورت: ((انما ولیکم لا الله و رسوله و الذین آمنوا یقیمون الصلوه و یوتون الزکات و هم راکعون)).انما یعنی منحصرا .معنی اصلی آن ولی و سرپرست است.ولایت یعنی تسلط و سرپرستی.سرپرست شما فقط و فقط خداست و پیغمبرخدا و مومنینی که نمازرا به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.

امامت رهبری

رهنمایی دینی نوعی رهنمایی است که از افق غیبت باید رسیده باشد،یعنی راهنما باید غیبی باشد رهبری نیز چنین است که پیغمبر اکرم و بعضی پیا مبران دیگر هم راهنما بوده اند و هم رهبر و هم ختم نبوت راهنمایی الهی است نه ختم رهبری الهی.

وظیفه ی نبی تبلیغ است:((و ما علی الرسول الا البلاغ)) ولی وظیفه ی امام این است که ولایت و سرپرستی و رهبری کند کسانی را که او را پذیرفته اند.

رهبر به یک تعریف،کسی است که باعث تسهیل گروه در نیل به هدف رهبری بشود.

به عبارت دیگر :ولی آسانگر نیل به مقصود است،راهنمای دستگیر است ، احیانا تنها راه را نمی نماید بلکه وسائل ملی آن و رسیدن به فرجام آن را نیز فراهم می آورد.

معنی امام

کلمه ی امام یعنی پیشوا. کلمه ی پیشوا در فارسی درست ترجمه ی تحت اللفظی کلمه ی امام است در عربی.خود کلمه ی امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد.پیشوا یعنی کسی که پیشرو است عده ای تابع و پیرو او هستند اعم از آن که پیشوا عادل و راه یافته و درست رو باشد یا باطل و گمراه باشد.قرآن در یک جا می فرماید:((و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا))ما آنها را پیشوایان هادی به امر خودمان قرار دادیم.

امامت حفظ دین

حقیقت این است که وقوع خلل در دین به سادگی امکان پذیر نیست بلکه بنا بر یک اصل روانشناسی و جامعه شناسی یک نهضت انقلاب همین که موفق شد و دشمن از مواجهه ی رود روی مایوس گشت ،حرکتش در جبهه ی دشمن متوقف می شود و دشمن بدون انکه واقعا تحت تاثیر واقعی نهضت قرار گرفته باشد بلکه صرفا برای بهره برداری و بر اساس تشخیص سود خود به نهضت می پیوندد بدون انکه به روح و معنی و هدف نهضت ایمان داشته باشد. به هر حال منظور اصلی این است که همان طور قرآن می فرماید: ((الیوم یئس الدین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون))از خارج دنیای اسلام بر اسلام نباید ترسید،از داخل باید ترسید.ترس از داخل هم منحصر به این است که مردم به علل خاصی شهوانی و غیره فسق و فجور کنند بلکه از نفاق داخلی ،از نیروهایی که از مواجهه ی علنی با اسلام می ترسند و ماسک اسلام به چهره می زنند و هدفهای پلید خود را زیر سرپوش شعارهای اسلامی انهم شعارهای غلیظ و شدید با تهی کردن اسلام از درون و محتوا و ابقاء اندام و پوستها و با تغییر دادن مسیر وهدف و بالاخره با نوعی تحریف معنوی عملی می سازند از اینها باید ترسیدو از فریب خوردن ساده دلان مسلمان از این گروه منافق سنگ اسلام بر سینه زن.

امامت به معنی مرجعیت دینی

پیغمبر مبلغ وحی بود.مردم وقتی می خواستند از متن اسلام بپرسند از پیغمبر می پرسیدند:ابوبکردر فلان جا چنین گفت،اشتباه کرد بعد خودش گفت:(( ان لی شیطانا یعترینی)) یک شیطانی است که گاهی بر من مسلط می شود و من اشتباهاطی می کنم و یا عمر در فلان جا اشتباه و خطا کرد و بعد گفت این زنها هم از عمرفاضل تر و عالم ترند.

می گویند وقتی که ابوبکر مرد خاندان او و از جمله عایشه که دختر ابوبکر و همسر پیغمبر بود گریه و شیون

می کردند.صدای شیون که از خانه ی ابوبکر بلند شد عمر پیغام داد که به این زنها بگویید ساکت شوند.ساکت نشدند.عمر برای بار دوم پیغام داد و گفت اگر نه با تازیانه ادبشان می کنم. به عایشه گفتند عمر دارد تهدید می کند و می گوید گریه نکنید.گفت به او بگویید بیاید تا ببینم چه می گوید .عمر به احترام عایشه آمد و گفت: من از پیغمبرم شنیدم که اگر کسی بمیرد و کسانش برایش بگریند او معذب می شود گریه های اینها عذاب است برای او.

عایشه گفت تو نفهمیده ای قضیه چیز دیگری است: وقتی یک مردخبیث مرده بود و کسانش بر او گریه می کردند پیامبر گفت: در حالیکه اینها می گریند او عذاب دارد می کشد.نگفت گریه ی اینهاباعث عذاب او می شوند.

به علاوه اگر گریه کردن بر میت حرام باشد ما گناه می کنیم چرا خدا یک بی گناه را عذاب کند او چه گناهی دارد.

عمر گفت عجب اینطور بوده مطلب؟! اگر زنها نبودند عمر حلال شده بود.

حدیثی در باب امامت

این حدیث را ما شیعیان اغلب به این عبارت نقل می کنیم:((من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه))هر کس بمیرد و پیشوای زمان خود را نشناسد،مرده است از نوع مردن زمان جاهلیت،این تغییر خیلی شدیدی است چون در زمان جاهلیت مردم اصلا مشرک بودند و حتی توحید و نبوت هم نداشتند.

در کافی که معتبرترین کتاب حدیث شیعه می باشد،این حدیث هست.عمده این است که این حدیث در کتاب های اهل تسنن هم هست،آنها در روایتی به این عبارت نقل کرده اند :((من مات بغیر امام مات میته جاهلیه.))هر کس بدون امام بمیرد مانند این است که در جاهلیت مرده است. به عبارت دیگری هم که شیعه نقل می کند:((من مات و لا امام له مات میته جاهلیه.))این عبارتها خیلی زیاد است و نشان دهنده ی اهتمام زیاد پیامبر اکرم به مسئله ی امامت است.

دو حدیث دیگر از امام صادق(ع)

ان الارض لا تخلوا الا و فیها امام:زمین هیچگاه خالی از امام باقی نمی ماند.

لو بقی اثنان لکمان احدهما الحجه علی صاحبه:اگر هر فنر در روی زمین باقی بمانند یکی از اینها باید حجت در روی زمین باشد،غیر از این نیست.