نقش عقل در استنباط قواعد و مقررات حقوقی از دیدگاه اسلام

عقل یكی از منابع غیرقابل انكار شناخت و معارف بشری در همه زمینه های مادی و معنوی حیات است در آموزه های مترقّی اسلام, آن مقدار كه از عقل ستایش شده, از كمتر مقوله ای تمجید گردیده است

● مقدّمه

عقل یكی‌ از منابع غیرقابل انكار شناخت و معارف بشری‌ در همه زمینه های‌ مادی‌ و معنوی‌ حیات است. در آموزه های‌ مترقّی‌ اسلام، آن مقدار كه از عقل ستایش شده، از كمتر مقوله ای‌ تمجید گردیده است و این ستایش به گونه ای‌ است كه به كاربرد و كارایی‌ عقل و تأثیر آن در شناخت واقعیت های‌ عالم هستی‌ و تمیز درستی‌ از نادرستی‌ و نیز استنباط احكام شرعی‌ نظر دارد;زیرا به مقتضای‌ برخی‌ روایات، بسان پیامبران و ائمّه، كه حجّت ظاهری‌ خداوند بر بندگان هستند، عقول بشری‌ نیز حجّت باطنی‌ حضرت پروردگار هستند. در روایت صحیح و معروف هشام از امام كاظم(علیه السلام)نقل شده است كه آن حضرت به ایشان فرمود:

«یا هشام، انّ لِلّهِ عِلِی‌ النّاسِ جحّتینِ حجّهٔ ظاهرهٔ و حجّهٌٔ باطنهٌٔ. فأمّا الظاهرهُٔ فالرّسلُ و الانبیاءُ و الائمّهُٔ و امّا الباطنهُٔ فالعقولُ.»۱ و در روایت دیگر از امام صادق(علیه السلام)قریب به همین مضمون نقل شده است كه «حجّهُٔ اللّهِ علَی‌ العِبادِ النبی‌ُّ، و الحجّهُٔ فیما بینَ العبادِ و بینَ اللّهِ العقلُ.»۲

این بدان روست كه خداوند متعال بشر را به گونه ای‌ آفرید كه اصول و كلّیت هر خیر و خوبی‌ را تماماً به وسیله عقل درك كند و كسی‌ كه عقل ندارد و یا آن كه از این موهبت الهی‌ بهره برداری‌ نمی‌‌كند، خواه غفلت و قصور ورزد و خواه دریافت های‌ عقلی‌ خود را اسیر شهوات قرار دهد، از دین نیز بی‌بهره خواهد بود. «قال رسوُل اللهِ(صلی‌ الله علیه وآله): اِنّما یُدركُ الخیرُ كلَّه بِالعقل و لا دینَ لِمَنْ لا عقلَ لَه.»۳

و نیز علی‌(علیه السلام) فرمودند: «العقلُ رسولُ الحقِ.»۴

اما آنچه محل بحث و تأمّل است، میزان كارایی‌ و ضوابط و شرایط كیفیت بهره وری‌ از عقل در زمینه شناخت دین و به ویژه در استنباط احكام و بالاخص در مسائل حقوقی‌ است. در این نوشتار، به این بحث مهم پرداخته شده است.

الف) مفاهیم و كلیات

۱) مفهوم عقل

واژه «عقل» در لغت و عرف عام و فلسفه و اخلاق، معانی‌ و اصطلاحات گوناگونی‌ دارد كه بررسی‌ آنها از حوصله این بحث خارج است. اما یادآوری‌ می‌شود كه آنچه با این نوشته مناسبت دارد بر خلاف آنچه برخی‌ نویسندگان پنداشتهاند كه «عقل، نیرویی‌ است درونی‌ و درك كننده اثبات یا نفی‌ قضایایی‌ كه از مفاهیم كلی‌ تشكیل یافتهاند»۵ نیست، بلكه مقصود از «عقل» منبع شناخت بشری‌ در برابر نقل (كتاب و سنّت) است. در این زمینه، فقیه محقق، آیهٔالله هاشمی‌ شاهرودی‌، در تقریر مبحث «خارج اصول» از استاد بزرگوارشان شهید آیهٔالله صدر می‌فرماید: مقصود از حكم عقلی‌ در این مباحث، حكم قوّه عاقله به معنای‌ فلسفی‌ آن نیست، بلكه مقصود حكمی‌ است كه عقل بشری‌ (منبع شناخت بشری‌، اعم از عقل فلسفی‌ یا دریافتهای‌ تجربی‌ و...) به نحو یقین و جزم بدون استناد به قرآن و سنّت صادر می‌كند.۶

ناگفته نماند بر اساس آنچه خواهد آمد فقط آن دسته از احكام عقلی‌ حجّت خواهند بود كه برخاسته از عقل سلیم و به تعبیر محدّث بحرانی‌ و شهید آیهٔالله صدر «عقل فطری‌»۷ باشد، نه احكام برخاسته از عقل آمیخته به عوامل غیرعقلی‌; زیرا احكام ناشی‌ از تمایلات نفسانی‌، غریزی‌، عاطفی‌، اجتماعی‌ و عقل غیرمسلّح و متأثر از عوامل غیر عقلی‌، گرچه در عرف مردم و كسانی‌ كه اهل تسامح و فاقد ژرف نگری‌ هستند و یا در بین كسانی‌ كه به جای‌ اتكا بر «حقیقت»، بر «خواست» بشری‌ اعتماد می‌نمایند این احكام را احكام عقل می‌نامند و بدان اعتماد می‌ورزند، ولی‌ در نظر اهل دقت و تأمّل اینگونه احكام عقلی‌ِ آمیخته با هوا و هوس و حدس و گمان ناظر به مصالح و مفاسد واقعی‌ انسانها نبوده، از این حیث قابل اعتماد نیستند.

۲) انواع ادراكات عقلی‌

ادراكات عقلی‌ از زاویههای‌ مختلف، تقسیم بندی‌های‌ گوناگونی‌ پیدا خواهند كرد: آنچه در مبحث ما كاربرد بیشتری‌ دارد، سه تقسیمبندی‌ ذیل است:

▪ عقل نظری‌ و عقل عملی‌:

ادراكات عقلی‌ گاهی‌ در حوزه «هست»ها و «نیست»ها مربوط به واقعیتهای‌ خارجی‌ هستند كه در این صورت، با مسامحه، «عقل نظری‌» نامیده می‌شوند۸ و گاهی‌ نیز در حوزه «باید»ها و «نباید»ها و مربوط به رفتارهایی‌ كه شایسته است و یا نباید انسان انجام دهد كه با مسامحه، «عقل عملی‌»۹ نامیده می‌شوند. تعبیر صحیح آن، همانگونه كه شهید بزرگوار آیهٔالله صدر یادآور شدهاند، تقسیم مدركات عقلی‌ به دریافتهای‌ نظری‌ عقل و دریافتهای‌ عملی‌ عقل می‌باشد.۱۰

در حقیقت، منظور از «عقل» همان «معقول» است و باید گفت: معقولات دو قسم هستند: معقولات نظری‌ و معقول عملی‌.۱۱

ب)مستقلات عقلی‌ و غیر مستقلات عقلی‌:

ادلّه ای‌ كه برای‌ اثبات احكام شرعی‌ به كار می‌روند، مانند قیاس ـ در اصطلاح منطقی‌ ـ همواره از پیوند دو مقدّمه تشكیل می‌شوند. گاهی‌ هر دو مقدّمه آن دلیل، برگرفته از منابع شرعی‌ است. در این صورت، آن را «دلیل شرعی‌» می‌نامند. ولی‌ گاهی‌ یكی‌ یا هر دو مقدّمه آن مستفاد از عقل است، خواه عقل نظری‌ باشد یا عقل عملی‌، در این صورت، آن را «دلیل عقلی‌» می‌نامند.

● دلیل عقلی‌، بر دو قسم است:

الف) مستقلات عقلیه:

هرگاه هر دو مقدّمه (صغرا و كبرا) در دلیل عقلی‌، عقلی‌ باشند، چنین دلیلی‌ را از گونه مستقلات عقلی‌ به حساب می‌آورند; چه این كه در اثبات حكم شرعی‌، عقل در این جا به طور مستقل و بی‌ آن كه منتظر دلیل شرعی‌ باشد، از حكم شرعی‌ پرده برمی‌دارد; مانند حكم عقل به حرمت شرعی‌ ظلم با استفاده از دو مقدّمه عقلی‌ كه می‌گوید:

۱) ظلم در نظر عقل قبیح است. (صغرا)

۲) هر چه را عقل بدان حكم كند، شرع نیز بدان حكم خواهد نمود. (كبرا)

پس ظلم شرعاً قبیح و زشت است. (نتیجه)

ب) غیر مستقلات عقلی‌:

هرگاه یكی‌ از مقدّمات (صغرا) شرعی‌ و مقدّمه دیگر، حكم عقلی‌ باشد، آن دلیل را «غیر مستقل عقلی‌» می‌نامند; زیرا عقل در اثبات حكم شرعی‌ در اینگونه موارد، نیازمند به ورود یك دلیل شرعی‌ دیگر است تا به ضمیمه آن بتواند یك حكم شرعی‌ را كشف كند;۱۲ مانند حكم به حرمت معطّل گذاشتن زن از سوی‌ همسرش به نحوی‌ كه نه با وی‌ حُسن معاشرت داشته باشد و نه او را طلاق دهد; زیرا به دلیل شرعی‌ (آیات و روایات)، این رفتار، ستم بر همسر است و به دلیل عقلی‌، ستمگری‌ حرام است. پس این رفتارِ نابخردانه حرام است.

ج) دسته بندی‌ قضایای‌ عقلی‌ مؤثر در استنباط:

قضایای‌ عقلی‌ را كه می‌توانند عناصر مشتركی‌ در كار استنباط و دلیلهای‌ عقلی‌ بر حكم شرعی‌ باشند، بر اساس استقرایی‌ كه در ابواب فقهی‌ صورت پذیرفته است و فقیه محقق و مدقّق شهید صدر آن را تبیین نموده است، می‌توان به نحو ذیل دسته بندی‌ كرد، اگر چه هر یك از این اقسام تأثیر متقابلی‌ بر یكدیگر دارند:

۱) مستقلات عقلیه;

۲) استلزامات عقلی‌ یا دلیل غیر مستقل عقلی‌;

۳) قضیه عقلی‌ تحلیلی‌ كه بحث و بررسی‌ آن بر محور تفسیر یك پدیده مشخص و معیّن است; مانند بررسی‌ حقیقت «وجوب تخییری‌».

۴) قضیه عقلی‌ تركیبی‌ كه پس از فراغ از تعریف و تبیین واژهها، به بررسی‌ محال بودن یا ضرورت چیزی‌ می‌پردازد; مانند بحث از «استحاله امر به ضدین» در وقت واحد، یا «استحاله اجتماع امر و نهی‌» در مكان و زمان مشخص.

۵) دلیل عقلی‌ مستقل و تركیبی‌ كه در نوع دلالت خود بر دو قسم است: سالبه و موجبه.

الف)دلیل عقلی‌ مستقل تركیبی‌ سالبه آن است كه از دلیل عقلی‌ مستقل، نفی‌ حكم شرعی‌ استنباط شود; مانند این قضیه: «به امری‌ كه مقدور انسان نیست و از طاقت آدمی‌ خارج است، نمی‌توان تكلیف كرد.»

ب) دلیل عقلی‌ مستقل تركیبی‌ موجبه آن است كه به واسطه دلیل مستقل عقلی‌، یك حكم شرعی‌ را اثبات كنیم; مانند قاعده «ملازمه»; یعنی‌: «هر چیزی‌ كه عقل به قبح آن حكم كند، شارع هم به حرمتش حكم می‌كند.»۱۳

نكته مهمی‌ كه در این جا باید یاداوری‌ نمود، تذكّری‌ است كه آیهٔ الله خوئی‌ (ره) بیان نمودهاند و آن این كه نقش عقل را در حوزه استنباط نباید به عقل عملی‌ و مسأله حسن و قبح عقلی‌ منحصر نمود، بلكه در باب عقل نظری‌ نیز عقل نقش مهمی‌ ایفا می‌كند;۱۴ همانگونه كه شهید صدر (ره) می‌فرماید: «عقل نظری‌ از دو طریق در استنباط حكم شرعی‌، نقش ایفا می‌كند: ۱. شناخت لوازم احكام (استلزام عقلی‌); ۲. شناخت ملاك تام احكام.»۱۵

۳) مراتب احكام عقلی‌ و تبیین محل بحث

برای‌ تبیین صحیح جایگاه عقل در استنباط قواعد و مقررات حقوق اسلامی‌ و اجتناب از خلط مباحث و ضعف در استدلال كه گریبانگیر برخی‌ از بزرگان شده است، باید مراتب گوناگون احكام عقلی‌ را از یكدیگر تفكیك نمود. احكام عقلی‌ را از این نظر می‌توان در چهار مرتبه دسته بندی‌ كرد:

الف) حكم عقل در مبادی‌ تصدیق به كتاب و سنّت;

ب) حكم عقل در مبادی‌ فهم كتاب و سنّت;

ج) حكم عقل در عرض كتاب و سنّت;

د) حكم عقل در طول كتاب و سنّت;

غفلت از اختلاف مراتب و سرایت دادن احكام و آثار مرتبهای‌ به مرتبه دیگر و یا اثبات توانمندی‌ عقل در دستیابی‌ به یك سلسله معارف و احكام به واسطه توانمندی‌ آن در مرتبه دیگر، ریشه برخی‌ از نارسایی‌ها و بی‌پایگی‌ بعضی‌ از استدلالها است; چنان كه اشكال برخی‌ از بزرگان بر اخباریان مبنی‌ بر عدم دست یابی‌ عقل به حسن و قبح اشیا به همین دلیل مخدوش است;۱۶ زیرا همان گونه كه شهید صدر می‌فرماید: اخباری‌ها نیز در صدد انكار كاشفیت دلیل عقلی‌ به طور مطلق نیستند، بلكه مقصود آنها انكار توانمندی‌ عقل در استنباط فروعات فقهی‌ و ادراكات غیر بدیهی‌ عقل نظری‌ و عملی‌ می‌باشد.۱۷ آنچه با بحث ما در این نوشته مناسبت بیشتر دارد و در استنباط احكام الهی‌ و حقوق اسلامی‌، بی‌واسطه یا با واسطه كمتری‌، ایفای‌ نقش می‌كند، به طور عمده، مرتبه سوم و تا حدی‌ مرتبه دوّم است. بنابراین، محور اصلی‌ بحث در تحقیق حاضر، بررسی‌ دو موضوع است:

الف) نقش عقل به عنوان یكی‌ از ابزارهای‌ مهم معرفت بشری‌ در فهم كتاب و سنّت;

ب) نقش عقل به عنوان یكی‌ از منابع معرفت بشری‌ در عرض كتاب و سنّت.

به نظر می‌رسد مناسب است كه در این مجال، اشاره مختصری‌ به دو مرتبه دیگر از مراتب مذكور و نقش عقل در آن مراتب در استنباط قواعد و مقررات حقوقی‌ بشود.

۴) نقش عقل در مبادی‌ تصدیق به كتاب و سنّت

تمسّك بهقرآن وسنّت نیازمند مقدّماتی‌ است كه برخی‌ از آنها جز از طریق عقل قابل اثبات نیستند و یا اگر احیاناً از راههای‌ دیگری‌ مانند فطرت، كشف و شهود و شناخت عرفانی‌، كه از سنخ شناخت حضوری‌ است، بتوان به یقین دست یافت، هر چند از ارزش والایی‌ برخوردار است،۱۸ همگانی‌ و قابل اعتماد نیست.۱۹ این گونه شناختهای‌ عقلی‌، كه حجّیت قرآن و سنّت به عنوان اصیلترین منابع حقوق اسلامی‌، متوقف بر آن است، مانند اثبات وجود خدا، لزوم بعثت پیامبران و عصمت انبیا و ائمّه اطهار(علیهم السلام)در استنباط حقوق اسلامی‌، بسیار تأثیر گذار می‌باشد;زیرا هر گونه استدلال به قرآن و سنت متفرّع بر حجّیت آنها است; برای‌ مثال، بر اساس دیدگاه كسانی‌ كه وحی‌ رایك تجربه دینی‌ نیازمند تعبیر می‌دانند، طبیعی‌ است كه حقایق و معارف برگرفته ازقرآنرا مانند سایر تجربهها متأثر از فرهنگ زمانه و گرفتار در محدودیتهای‌ تاریخی‌، زبانی‌، اجتماعی‌ و جسمانی‌ دانسته و بنابراین، مصون از خطا نمی‌دانند; چنانكه تصریح می‌كنند: «اعتنای‌ خداوند این نبوده است كه یك كتاب معصوم املا كند، یا تعالیم تخطّی‌ ناپذیر و خطا ناپذیری‌ القا كند...»۲۰ و یا راز خاتمیت دین اسلام را در این نكته می‌دانند كه وحی‌ اسلامی‌ را یك تجربه باطنی‌ پیامبر دانسته، كه بدون تفسیر و تعبیر، در اختیار مردم قرار گرفته است و در هر دورانی‌ تعبیری‌ مناسب و قرائت جدیدی‌ از آن ارائه گردد،۲۱ در حالی‌ كه چنین تفسیری‌ اساس حجّیت كلام انبیا و نیز عصمت آنان در مقام ابلاغ وحی‌ را مخدوش ساخته، به پرچیده شدن بساط نبوت خواهد انجامید و با حكمت الهی‌ منافات دارد; زیرا اگر تنها راه سعادت آدمی‌، كه همانا وحی‌ است، خود دستخوش تغییر و خطا گردد و بازتابی‌ از محیط اجتماعی‌ و فرهنگی‌ باشد، پس ارمغان بعثت پیامبران برای‌ بشر چه خواهد بود؟۲۲

مثال دیگر برای‌ تأثیر گذاری‌ حكم عقل در مرتبه مبادی‌ تصدیق به كتاب و سنّت، نوع نگرش در بحث سرّ خاتمیت است; زیرا اگر وحی‌ مربوط به دوران كودكی‌ بشر دانسته شود و ختم نبوت به معنای‌ خودكفا شدن خرد و دانش بشری‌ تفسیر شود، نتیجه آن خواهد بود كه «ایدهآل آن است كه مردم رفته رفته از تذكار نبی‌ مستغنی‌ گردند»۲۳ و بنابراین، "امروز دوران مأموریت نبوی‌ پایان یافته است و عقل بشر به جای‌ وحی‌ می‌نشیند."۲۴ "حجتِ و اعتبار سخن كسانی‌ كه مدعی‌ ارتباط با فوق طبیعت می‌باشند، پایان می‌پذیرد"۲۵ و آزادی‌ روحی‌ و عقلی‌ بشر اعلام می‌شود;۲۶ چه اینكه مقصود از خاتمیت این نیست كه پیامبر اسلام(صلی‌ الله علیه وآله)برای‌ همیشه انسان را كفایت می‌كند،۲۷ بلكه مقصود آن است كه انسان می‌تواند بدون وحی‌ و بدون نبوت جدیدی‌ روی‌ پای‌ خودش به زندگی‌ ادامه دهد و آن را كامل كند.

۲۸ از اینرو، پس از پیامبر(صلی‌ الله علیه وآله)سخن، رفتار، احساس و تجربه و قطع هیچ كس، حتی‌ امامان نیز، برای‌ دیگری‌ از نظر دینی‌، تكلیف آور و حجّت آفرین نیست.۲۹ نتیجه این نگرش همان است كه استاد شهید مطهری‌ فرمودند: «اگر این فلسفه، درست باشد، فلسفه ختم دیانت است، نه ختم نبوّت»

نویسنده:ابراهیم حسینی‌

منبع:ماهنامه معرفت

پی‌‌نوشت‌ها

۱ محمد بن یعقوب كلینی‌،اصول كافی‌، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل البیت(علیه السلام)، ج ۱، ص ۱۹، ح ۱

۲ همان، ص ۲۹، ج ۲۲

۳ محمد محمدی‌ ری‌شهری‌،میزان الحكمهٔ، قم، مركز النشر ـ مكتب الاعلام الاسلامی‌، ۱۴۰۴ هـ.ق، ج ۶، ح ۱۳۰۵۳، ص ۴۰۱

۴ همان، احادیث ۱۳ ـ ۱۷، ص ۳۹۶

۵ دفتر همكاری‌ حوزه و دانشگاه،درآمدی‌ بر حقوق اسلامی‌، قم، انتشارات اسلامی‌، ۱۳۶۴، ص ۳۲۷

۶ سید محمدباقر صدر،بحوث فی‌ علم الاصول، قم، مركز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۷ ق، ج ۴، ص ۱۱۹ ـ ۱۲۰.

۷ محمد حسین نائینی‌،فوائد الاصول، قم، مؤسسهٔ الاسلامی‌، ۱۴۰۶ ق، ج ۳، ص ۵۹، سید محمد باقر صدر، همان، ص ۱۲۴

۸ تسامح از این جهت است كه دو نوع عقل نداریم، یكی‌ به نام «عقل نظری‌» و دیگری‌ به نام «عقل عملی‌»، بلكه عقل هر انسانی‌ یكی‌ بیش نیست.

۹ تسامح در نام گذاری‌ به «عقل عملی‌» از دو جهت است. یكی‌ آن كه در «عقل نظری‌» گفته شد و دیگر آن كه كار عقل در همه حوزهها، ادراك و نظریهپردازی‌ است. عقل هرگز باید و نبایدی‌ ندارد، امر و نهی‌ از آنِ مولی‌ است. عقل تشخیص می‌دهد، اما همین تشخیص خود را با در نظر گرفتن نتایج و آثار مترتّب بر رفتارها و افعال اختیاری‌ انسان، در قالب ضرورت بالقیاس یا امتناع بالقیاس وبه صورتبایدونباید، و یاشایستهاستوشایسته نیست، بیان می‌كند.

۱۰ سید محمد باقر صدر، همان، ج ۴، ص ۱۲۰

۱۱ سید مصطفی‌ محقق داماد،اصول فقه(دفتر دوم منابع فقه) تهران، اندیشههای‌ نو در علوم اسلامی‌، ۱۳۶۳، ص ۱۳۵

۱۲ ر.ك:محمدرضامظفر،اصولالفقه،نشردانشاسلامی‌،ج۱،ص۱۸۸ـ۱۹۱

۱۳ سید محمدباقر صدر، پیشین، ص ۲۳۲

۱۴ ابوالقاسمخوئی‌،مصباحالاصول،مكتبهٔالداوری‌،۱۴۰۹ق،ج۲،ص ۵۵

۱۵ سید محمدباقر صدر، پیشین، ج ۴، ص ۱۲۰ ۱۲۱

۱۶ محمدحسین نائینی‌، پیشین، ج ۳، ص ۵۹

۱۷ سیدمحمدباقر صدر، پیشین، ج ۴، ص ۱۲۶ ـ ۱۲۷

۱۸ محمدتقی‌ مصباح،آموزش عقاید، چاپ پنجم، تهران، شركت چاپ و نشر بینالمللی‌، ۱۳۸۰، ج ۱، ص ۵۵ ـ ۶۰

۱۹ همو،آموزشفلسفه، ج۱،سازمانتبلیغاتاسلامی‌،۱۳۷۰،درس۱۳

۲۰ مجتهد شبستری‌،نقدی‌برقرائترسمی‌ازدین، تهران،طرحنو، ۱۳۷۹

۲۱ عبدالكریم سروش،فربهتر از ایدئولوژی‌، تهران، صراط، ۱۳۷۳

۲۲ جمعی‌ از نویسندگان،درآمدی‌ بر مبانی‌ اندیشه اسلامی‌، قم، مؤسسه آموزشی‌ و پژوهشی‌ امام خمینی‌، ۱۳۸۱

۲۳ عبدالكریم سروش،مدارا و مدیریت، تهران، صراط، ۱۳۷۶، ص ۴۱۰

۲۴ همو،«بسطتجربهنبوی‌»، كیان،ش۳۹ (آذرودی‌ ۱۳۷۶)، ص ۱۰ و ۱۲۱

۲۵ محمد اقبال لاهوری‌،احیای‌ فكر دینی‌ در اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران، رسالت قلم، بی‌تا، ص ۱۴۶ / ص ۲۰۴

۲۶ محمد اقبال لاهوری‌،احیای‌ فكر دینی‌ در اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران، رسالت قلم، بی‌تا، ص ۱۴۶ / ص ۲۰۴

۲۷ علی‌شریعتی‌، اسلامشناسی‌، چاپ۶، تهران پخش، ۱۳۷۸، ص ۶۳

۲۸ علی‌شریعتی‌، اسلامشناسی‌، چاپ۶، تهران پخش، ۱۳۷۸، ص ۶۳

۲۹ عبدالكریم سروش،«بسط تجربه نبوی‌»، پیشین، ص ۱۳۳ ـ ۱۳۵

۳۰ مرتضی‌ مطهری‌،مقدّمهای‌ بر جهان دینی‌ اسلامی‌، چاپ ششم، تهران، صدرا، ۱۳۷۲، ص ۱۷۶

۳۱ حبیب الله پیمان،فراخوان جاودانه به آزادی‌، تهران، چاپخش، ۱۳۷۷، ص ۱۴۶ / ص ۲۶۳

۳۲ حبیب الله پیمان،فراخوان جاودانه به آزادی‌، تهران، چاپخش، ۱۳۷۷، ص ۱۴۶ / ص ۲۶۳۳۳>

۳۳ مهدی‌بازرگان، آخرتوخدا هدفبعثتانبیاء، ص۲،۱۱/ص۲۹

۳۴ مهدی‌بازرگان، آخرتوخدا هدفبعثتانبیاء، ص۲،۱۱/ص۲۹

۳۵ علی‌ شجاعی‌ زند،«آمیزه عقل و ایمان در آموزه اسلامی‌»، نقد و نظر، قم، دفترتبلیغاتاسلامی‌حوزهعلمیه قم،ص۷، ش ۱ و ۲، ص ۲۴۸ ـ ۲۴۹

۳۶ درآمدی‌ بر مبانی‌ اندیشه اسلامی‌، پیشین، ص ۱۰۷

۳۷ علی‌ دژاكام،نواندیشان مسلمان در اندیشه استاد مطهری‌، تهران، قطران، ۱۳۷۹، ص ۱۰۰

۳۸ حسنعلی‌ علی‌اكبریان،درآمدی‌ بر قلمرو دین، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌، ۱۳۷۷، ص ۲۲۳

۳۹ در مواردی‌ كه مانند لزوم اطاعت از خداوند، مولوی‌ بودن حكم خداوند امكان ندارد، یقیناً بیان خداوند ارشادی‌ است، ولی‌ در دیگر احكام عقل، حتی‌ در مستقلات عقلی‌، مانند حسن عدل و قبح ظلم، ممكن است خداوند بیان مولوی‌ داشته باشد. به عبارت دیگر، صرف این كه عقل در مواردی‌ حكم داشته باشد، موجب نمی‌شود احكام شرعی‌ در آن موارد ارشادی‌ تلقی‌ شوند، بلكه اگر امكان صدور امر مولوی‌ باشد و خداوند متعال از حیث مولویت بدان امر نماید، باز آن احكام، مولوی‌ خواهد بود. (ر. ك: همان، ص ۲۲۳ و ۲۳۴)

۴۰ نظامهای‌ مختلف حقوقی‌، بر اساس نوع رابطهشان با دین و مذهب به دو دسته "سكولار" (نظامهای‌ حقوقی‌ بشری‌ و غیر مرتبط و غی مبتنی‌ بر مذهب) و "مكتبی‌ / مذهبی‌" (نظامهای‌ حقوقی‌ دینی‌ و مرتبط با مذهب یا مبتنی‌ بر مذهب) تقسیم می‌شوند.

۴۱ سید ابراهیم حسینی‌، «فقه و اخلاق»، قبسات، س ۴، ش ۳، مؤسسه فرهنگی‌ دانش و اندیشه معاصر، (پائیز ۱۳۷۸)

۴۲ ر.ك: سید محمدحسین طباطبائی‌،شیعه در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌، ۱۳۶۲ ق، ص ۱۷

۴۳ ر.ك: قدرتالله خسروشاهی‌ و مصطفی‌ دانش پژوه،فلسفه حقوق، چاپ پنجم، قم، مؤسسه آموزشی‌ و پژوهشی‌ امام خمینی‌، ۱۳۸۰، ص ۳۵

۴۴ همچنین ر. ك: انعام: ۱۴/ بقره: ۱۰۷/ توبه: ۱۱۶/ عنكبوت: ۲۲/ شوری‌: ۳۱/ رعد: ۱۱ / شوری‌: ۲۸/ فجر: ۲۹ـ۳۳

۴۵ محمدتقی‌ مصباح،پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، قم، مؤسسه آموزشی‌ و پژوهشی‌ امام خمینی‌(قدس سره)، ۱۳۸۰، ص ۲۱۹

۴۶ بقره: ۶۷/ آل عمران: ۶۵/ انعام: ۳۲/ اعراف: ۱۶۹/ یونس: ۱۶/ هود: ۵۱/ یوسف: ۱۰۹/انبیاء: ۱۰/ مؤمنون: ۸۰/ قصص: ۶۰/ صافات: ۱۳۸

۴۷ "(علامهمجلسی‌،بحارالانوار،ج۱۱ص ۱۶)

۴۸ احمد حسین شریفی‌ و حسین یوسفیان،خردورزی‌ و دین باوری‌، تهران، مؤسسه فرهنگی‌ دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۹، ص ۶۷

۴۹ احمد حسین شریفی‌ و حسین یوسفیان،خردورزی‌ و دین باوری‌، تهران، مؤسسه فرهنگی‌ دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۹، ص ۶۷

۵۰ حسنعلی‌ علی‌اكبریان،درآمدی‌ بر قلمرو دین، پیشین، ص ۲۰۱

۵۱ مرتضی‌مطهری‌، آشنایی‌ با علوماسلامی‌، كلام،تهران، صدرا، ص ۴۶

۵۲ سید محمدحسین طباطبائی‌،المیزان فی‌ تفسیر القرآن، چاپ سوم، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۷ ق، ج ۱، ص ۳ـ۴

۵۳ حسین شریفی‌ و حسین یوسفیان، پیشین، ص ۷۰ ـ ۷۱

۵۴ محمد باقر مجلسی‌، پیشین، ج ۱۱، ص ۲۵

۵۵ به دو روایت از امام باقر (علیه السلام) توجه كنید:

خداوند در قیامت به اندازه عقل بندگان از آنان باز خواست می‌كند. (محمد باقر مجلسی‌، پیشین، ج ۱، ص ۱۰۶); (محمدباقر كلینی‌،اصول كافی‌، ج۱، ص۲۶)

۵۶ محمد شریف، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمه زیر نظر نصرالله پورجوادی‌، تهران، نشر دانشگاهی‌، ج۱، ۱۳۶۲، ص ۶۱۹

۵۷ ر.ك: محمدتقی‌ مصباح یزدی‌،راهنماشناسی‌، تهران، امیر كبیر، ۱۳۷۵، ص ۹ ـ ۳۰ همو،معارف قرآن، ۳ ـ۱ (خداشناسی‌، انسانشناسی‌) قم: در راه حق، ج ۱ـ۳، ص ۵۰۱ ـ ۵۱۲

۵۸ ابوالفتح محمد بن عبد الكریم شهرستانی‌،الملل و النحل، چاپ سوم، قم، منشورات الشریف الرضی‌، ۱۳۶۷، ج ۱، ص ۴۸

۵۹ مرتضی‌ مطهری‌،عدل الهی‌، تهران، صدرا، ص ۱۷

۶۰ محمدتقی‌ سبحانی‌، «عقل گرایی‌ و نصگرایی‌ در كلام اسلامی‌»، نقد و نظر، قم، دفترتبلیغاتاسلامی‌حوزهعلمیه; س ۱، ش ۳ و ۴ (۱۳۷۶)، ص ۲۱۰

۶۱ احمد حسین شریفی‌ و حسین یوسفیان، پیشین، ص ۵۶ ـ ۵۷

۶۲ سیدحسینطباطبائی‌، المیزانفی‌تفسیر القرآن، ج ۱، پیشین، ص ۵ ـ۹۶۳ محمدهادی‌ معرفت،تفسیر و مفسّرون، قم، مؤسسه فرهنگی‌ التمهید، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۴۶۰ ـ ۴۶۱ / ص ۹ ـ ۵

۶۴ محمدهادی‌ معرفت،تفسیر و مفسّرون، قم، مؤسسه فرهنگی‌ التمهید، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۴۶۰ ـ ۴۶۱ / ص ۹ ـ ۵

۶۵ وی‌ دستآموز سیاست مزوّرانه انگلستان بوده و توجیه كننده مظالم استعمار انگلیس بوده، و از سوی‌ آنان حمایت مالی‌ و سیاسی‌ می‌شده است و باحصار نامرئی‌ كه پیرامون او كشیدهاند، او را استحاله نمودهاند.

۶۶ همان، ص ۵۱۴ / ص ۵۱۵ ـ ۵۱۶/ ص ۵۱۲

۶۷ همان، ص ۵۱۴ / ص ۵۱۵ ـ ۵۱۶/ ص ۵۱۲

۶۸ همان، ص ۵۱۴ / ص ۵۱۵ ـ ۵۱۶/ ص ۵۱۲

۶۹ ر. ك: ابوجعفر صدوق،عیون اخبارالرضا، چاپ دوم، ج ۲، قم، مشهدی‌، ص ۸۵ باب ۳۲ / ابوعلی‌ فضل بن الحسن الطبرسی‌،مجمع البیان، فی‌ تفسیر القرآن، ج ۹، بیروت،دارالمعرفهٔ، ۱۴۰۶ق، ص ۶/محمدباقرمجلسی‌،پیشین، ج ۱۷، ص ۲۱۳، ش ۱۲

۷۰ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۵۷ / ص ۴۶۴ ـ ۴۶۵

۷۱ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۵۷ / ص ۴۶۴ ـ ۴۶۵

۷۲ ر. ك: مجموعه فتاوای‌ جدید و شاذ شیخ یوسف صانعی‌

۷۳ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۶۱ ـ ۴۶۲، در تبیین سخن سید محمدحسین فضلالله در كتابمن وحی‌ القرآن، ج ۳، ص ۱۶۰ و ۱۶۱

۷۴ ر. ك: سیدابراهیم حسینی‌، «فمینیزم علیه زنان»، كتاب نقد، ش ۱۷ (زمستان ۱۳۷۹) / ص ۴۶۳

۷۵ ر. ك: سیدابراهیم حسینی‌، «فمینیزم علیه زنان»، كتاب نقد، ش ۱۷ (زمستان ۱۳۷۹) / ص ۴۶۳

۷۶ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۶۳ به نقل از نویسندهای‌ مصری‌ در مقالهای‌ با عنوان «تشریع قوانین مصری‌ و رابطه با فقه اسلامی‌» / ص ۴۶۳

۷۷ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۶۳ به نقل از نویسندهای‌ مصری‌ در مقالهای‌ با عنوان «تشریع قوانین مصری‌ و رابطه با فقه اسلامی‌» / ص ۴۶۳

۷۸ محمدهادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۶۴

۷۹ همان، ص ۴۵۷ ـ ۴۵۸ به نقل از: سید محمدباقر صدر،المدرسهٔ القرآنیهٔ، ص ۱۸

۸۰ ر. ك: نهج البلاغه، خطبه ۱۵۸

۸۱ محمدباقر مجلسی‌، پیشین، ج ۱۷، ص ۲۱۳

۸۲ محمد بن یعقوب كلینی‌، پیشین، ص ۵۸، ش ۱

۸۳ محمد هادی‌ معرفت، پیشین، ص ۴۶۵ ـ ۴۶۶

۸۴ سید محمدحسین طباطبائی‌،المیزان، ج ۱، ص ۹

۸۵ مضمون حدیث متواتر بین شیعه و سنّی‌:

۸۶ ر. ك: محمد هادی‌ معرفت، پیشین، ج ۱، ص ۴۳۷ ـ ۴۴۷.

۸۷ سید محمدحسین طباطبائی‌،المیزان، ج ۳، ص ۸۶ ـ ۸۷

۸۸ محمد: ۲۴/ ص: ۲۹

۸۹ دخان: ۵۸/ قمر: ۱۷/ زمر: ۲۸

۹۰ زخرف: ۳۰/ نحل: ۴۴

۹۱ ر. ك: محمد هادی‌ معرفت، پیشین، ج۱، ص ۸۷ ـ ۸۸.

۹۲ (ابراهیم: ۴)

۹۳ (یوسف: ۲) (رعد: ۳۷); (شوری‌: ۷) و نیز ر.ك: نحل: ۱۰۳/ شعرا: ۱۹۵/ فصّلت: ۴۴/ طه: ۱۱۳/ زمر: ۲۸/ زخرف: ۳/ احقاف: ۱۱۲.

۹۴ ر. ك: عبدالكریم سروش، «بسط تجربه نبوی‌» همو، «ذاتی‌ و عرضی‌»، كیان ش ۳۶، گفتگو با سروش در خصوص «اسلام، وحی‌ و نبّوت»، مجله آفتاب، ش ۱۵/ همو، بازتاب اندیشه، همو، (خرداد ۱۳۸۱)، قم، مؤسسه فرهنگی‌ طه، ش. ۲۷، صص ۲۴۰ ـ ۲۴۳ / ص ۲۴۳ ـ ۲۴۴

۹۵ ر. ك: عبدالكریم سروش، «بسط تجربه نبوی‌» همو، «ذاتی‌ و عرضی‌»، كیان ش ۳۶، گفتگو با سروش در خصوص «اسلام، وحی‌ و نبّوت»، مجله آفتاب، ش ۱۵/ همو، بازتاب اندیشه، همو، (خرداد ۱۳۸۱)، قم، مؤسسه فرهنگی‌ طه، ش. ۲۷، صص ۲۴۰ ـ ۲۴۳ / ص ۲۴۳ ـ ۲۴۴

۹۶ مستفاد از تفسیرهای‌المیزان،مجمعالبیان،التبیان در ذیل آیات مذكور و نیز بیانات استاد مصباح یزدی‌

۹۷ ر. ك: انعام: ۹۲ و ۹۱، حج: ۴۹، فرقان: ۱، سبأ: ۲۸، شوری‌: ۷، ابراهیم: ۵۲، اعراف: ۱۵۸، احزاب: ۱۴۰.

۹۸ برای‌ مثال ر. ك: نجم: ۵ تا ۷/ تكویر: ۱۹ تا ۲۱/ قیامت: ۱۶ تا ۱۸/ هود: ۱۲/ اسراء: ۷۴/ نساء: ۱۶۳ تا ۱۶۵/ مزّمّل: ۵/ بقره: ۱۱۰/ قصص: ۳۰، شوری‌: ۵۱ تا ۵۲/ انبیاء: ۲۵/ نساء: ۱۷۴/ جنّ: ۲۶ ـ ۲۸/ عنكبوت: ۴۸/ ابراهیم: ۱۱/ بروج: ۲۱ ـ ۲۲/ زخرف: ۴.

۹۹ ر. ك: حسنعلی‌ علی‌ اكبریان، پیشین، ص ۲۰۹ ـ ۲۱۳.

۱۰۰ فیدیسم (Fideism = faith - ism) یا ایمانگرایی‌ دیدگاهی‌ است كه می‌گوید: وجود خداوند را باید تنها بر اساس اعتقاد پذیرفت و عقل قادر به ارائه هیچ گونه رهنمودی‌ در این باب نیست. بر اساس این دیدگاه، دین در پی‌ آن نیست كه عقل را خاضع خویش كند، بلكه می‌خواهد دل را مسحور خود گرداند. از این رو، باید از ارزیابی‌ عقلانی‌ باورهای‌ دینی‌ بر حذر بود، و در برخی‌ دیدگاه های‌ افراطی‌ از این نگرش، اصولاً وحی‌ و پیام الهی‌ نه تنها برتر از عقل، بلكه ضد عقل است. (ر. ك: فصلنامه نقد و نظر، اقتراح، قم، دفتر تبلیغات اسلامی‌، س ۱، ش ۲، (بهار ۷۴)، ص ۱۵ و نیز احمد حسین شریفی‌ و حسن یوسفیان، پیشین، ص ۵۹ ـ ۶۶.)

۱۰۱ عبداللهجوادی‌آملی‌، شریعت درآینه معرفت، تهران،رجاء،۱۳۷۲، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۸

۱۰۲ برخی‌ از محققان این انتساب را به معتزله ناتمام می‌دانند. ر. ك: احمدحسین شریفی‌ و حسین یوسفیان، پیشین، ص ۵۱ ـ ۵۶.

۱۰۳ ابوحامد الغزّالی‌;المستصفی‌ فی‌ اصول الفقه، مصر، دار صادر، ۱۳۲۲ هـ.ق، ج ۲، ص ۲۴۶ / محمد ابراهیم جنّاتی‌،منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی‌، تهران، ۱۳۷۰، ص ۲۴۱

۱۰۴ عبدالعظیم شرف الدین،تاریخ التشریع الاسلامی‌، الطبعهٔ الرابعهٔ، بنغازی‌ منشورات جامعه قار یونس، ۱۹۹۳م، ص ۲۷۴

۱۰۵ همان، محمد ابراهیم جنّاتی‌، پیشین، ص ۲۵۴ ـ ۲۵۶

۱۰۶ نورالدین بن مختار الخادمی‌،علم المقاصد الشرعیهٔ، الریاض، مكتبهٔ العبیكان، ۱۴۲۱ ق، ص ۳۶ ـ ۳۷

۱۰۷ محمد ابراهیم جنّاتی‌، پیشین، ص ۲۶۷ / همو،درآمدی‌ بر حقوق اسلامی‌، ص ۳۴۳ / ص ۳۴۳

۱۰۸ محمد ابراهیم جنّاتی‌، پیشین، ص ۲۶۷ / همو،درآمدی‌ بر حقوق اسلامی‌، ص ۳۴۳ / ص ۳۴۳

۱۰۹ محمد ابراهیم جنّاتی‌، پیشین، ص ۲۶۷ / همو،درآمدی‌ بر حقوق اسلامی‌، ص ۳۴۳ / ص ۳۴۳

۱۱۰ عن علی‌(علیه السلام): ( محمدبن الحسن الحرّالعاملی‌،وسائل الشیعهٔ، بیروت، داراحیاء التراث العربی‌، ۱۸۶۰، ص ۲۶، حدیث ۱۴

۱۱۱ در آیات ذیل تأمّل شود (نساء: ۱۰۵);

۱۱۲ هر چیزی‌ كه بدان علم نداری‌، دنبال مكن (اسراء: ۳۶)

۱۱۳ بی‌تردید، گمان در وصول به حقیقت، هیچ سودی‌ نمی‌رساند. (نجم: ۲۸)

۱۱۴ شیخ حر عاملّی‌، پیشین ج ۱۸ / كتاب القضاء، باب ۶ من ابواب صفات القاضی‌، ص ۲۱ تا ۴۱

۱۱۵ همان، ص ۲۵، حدیث۱۰: «عن ابان بن تغلب، عن ابی‌ عبداللّه(علیه السلام)قال: اِنّ السّنّهَٔ لا تُقاس، الا تری‌ اَنّ المرأهَٔ تقضی‌ صومَها و لا تقضی‌ صلاتَها، یا ابان انّ السّنّهٔ اذا قیست محقالدین.»

۱۱۶ همان، ص ۲۷، حدیث۲۱: «عنِ غیاث بن ابراهیم، عن الصادق(علیه السلام)، عن آبائه عن امیرالمؤمنین ـ (علیهم السلام

۱۱۷ همان، ص ۳۲، ح ۳۲

۱۱۸ دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، پیشین، ص ۳۴۷

۱۱۹ محقّق حلّی‌،معارج الاصول، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌، ص ۱۲۵

۱۲۰ ابن قدامهٔ، المغنی‌

۱۲۱ ر.ك:قوانین الاصول

۱۲۲ ر.ك: صبحی‌ محمصانی‌،فلسفه التشریع فی‌ الاسلام

۱۲۳ برای‌اطلاع ازتعاریف گوناگون«استحسان» ر.ك:جناتی‌،منابع اجتهاداز دیدگاه مذاهب اسلامی‌،ص۳۱۰ـ ۳۱۵/ عبدالعظیم شرفالدین، پیشین،ص


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 8 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.