ایمان , كفر, نفاق

« آن کتابی که هیچ تردیدی در آن نیست برای هدایت تقوا پیشگان است » بقره آیه ۲

« آن کتابی که هیچ تردیدی در آن نیست برای هدایت تقوا پیشگان است .» ( بقره آیه ۲)

آنگاه‌ كه‌ خداوند، بشری‌ را به‌ عنوان‌ رسولش‌ برگزید و كتابی‌ را، كه‌ هیچ‌ تردیدی‌ در آن‌ نیست‌ كه‌ برای‌ هدایت‌ تقوا پیشگان‌ است‌، برای‌ اندیشیدن‌ و چگونه‌ زیستن‌ انسانها فرستاد (سوره‌ بقره‌ آیه‌ ۲)، همانا كه‌ مخلوقات‌ عاقل‌، در آموزه‌های‌ وحی‌ نگریستند و بنابر تقسیم‌بندی‌ قرآن‌ در بیست‌ آیه‌ اول‌ سوره‌ بقره‌، نسبت‌ به‌ دین‌ به‌ سه‌ گروه‌ و حزب‌ تقسیم‌ شدند: گروه‌ اول‌ تقواپیشگان‌ هستند كه‌ خداوند طی‌ پنج‌ آیه‌ به‌ توصیف‌ آنان‌ پرداخته‌ است‌، و گروه‌ دوم‌ كفار هستند كه‌ در آیه‌ بعدی‌ ویژگی‌ آنان‌ را بیان‌ می‌كند و گروه‌ سوم‌ منافقان‌ هستند كه‌ طی‌ ۱۳ آیه‌ بعدی‌ به‌ تعریف‌ اوصاف‌ و بیان‌ ویژگی‌های‌ آنان‌ می‌پردازد.

دین‌ در حوزه‌ اندیشه‌ و در قلمرو اعمال‌ و رفتار انسان‌ مبانی‌ بنیادین‌ را از سوی‌ خداوند منان‌ تبیین‌ می‌سازد. چنانچه‌ اساس‌ این‌ مبانی‌، كه‌ همان‌ توحید و نبوت‌ است‌، پذیرفته‌ نشود، انسان‌ در گروه‌ كافران‌ قرار می‌گیرد و این‌ گروه‌ وضعیت‌ مشخص‌ و روشنی‌ در جوامع‌ انسانی‌ دارند; خداوند هرگز آنان‌ (كافران‌) را یاری‌ نخواهد كرد و لذت‌ زیستن‌ و بركت‌ بهره‌جستن‌ از وجود شخصی‌، خانوادگی‌ و اجتماعی‌ را از آنان‌ می‌گیرد چنین‌ كسانی‌ همانند ابزار و وسیله‌ای‌ كه‌ نمی‌دانند از كجا آمده‌ و آمدنشان‌ بهر چه‌ بوده‌ است‌، بدون‌ توجه‌ به‌ آرمانهای‌ الهی‌ زندگی‌ می‌كنند و می‌میرند و لذت‌ برای‌ آنها تنها در بعد حیوانی‌ منهای‌ جهت‌ ربانی‌ انسان‌ تعریف‌ می‌شود; یعنی‌ همه‌ چیز در همان‌ لذت‌ حیوانی‌ تعریف‌ می‌شود.

اما مشكل‌ بعد از پذیرش‌ توحید و نبوت‌ به‌ گونه‌ای‌ دقیق‌ و ظریف‌ و حتی‌ ناشناخته‌ در جامعه‌ دینی‌ مطرح‌ می‌شود و آن‌ مسئله‌ نفاق‌ است‌. منافقان‌ كسانی‌ هستند كه‌ به‌ زبان‌ می‌گویند ایمان‌ آوردیم‌، اما هرگز ایمان‌ نمی‌آورند، بلكه‌ با این‌ كار می‌خواهند به‌ خداوند و مردم‌ نیرنگ‌ بزنند. وقتی‌ این‌گونه‌ افراد در خلوت‌ خود جمع‌ می‌شوند، مومنان‌ را مسخره‌ می‌كنند، در حالی‌ كه‌ هنگام‌ ملاقات‌ با آنان‌ برخورد خوب‌ و فریبنده‌ای‌ دارند.

و اینان‌ كسانی‌ هستند كه‌ با نفوذ در جامعه‌ مومنین‌، جمع‌ آنان‌ را از ایمان‌ تهی‌ می‌سازنند و رفته‌رفته‌ جز پوسته‌ای‌ از دین‌ در جامعه‌ چیزی‌ نمی‌ماند و همین‌ مهم‌، موجب‌ تسلط كفار برجامعه‌ دینی‌ می‌شود. منافقان‌ به‌ ظاهر با مومنان‌، ولی‌ در باطن‌ با كفار برای‌ رسیدن‌ به‌ قدرت‌ بر جامعه‌ فعالیت‌ می‌كنند. آنان‌ به‌ آموزه‌های‌ دینی‌ اعتقاد قلبی‌ ندارند; بلكه‌ با مطالعه‌ در علوم‌ دینی‌ و شناخت‌ بعضی‌ از مفاهیم‌ آن‌ در جهت‌ تخریب‌ دین‌ و تحقیر مومنین‌، به‌ فعالیت‌های‌ علمی‌ و هنری‌ می‌پردازند. ساختن‌ چهره‌های‌ منافق‌ و ظاهرفریب‌ به‌ منظور ابزارسازی‌ آنان‌ در جهت‌ بدنام‌كردن‌ ایمان‌ و مومنان‌، از اهداف‌ مشترك‌ كفار و منافقان‌ است‌. ایمان‌; خیر محض‌، عشق‌ خالص‌ و محبت‌ پاك‌ است‌ و این‌ مفاهیم‌ هرگز بین‌ مردم‌ و در فطرت‌ بشر مذموم‌ نیست‌. بنابراین‌ كفار به‌ یاری‌ منافقان‌; كه‌ كافران‌ واقعی‌ و مومنان‌ ظاهری‌ هستند، مصادیق‌ ایمان‌ را كه‌ در وجود مومنان‌ تجسم‌ پیدا می‌كند، از بین‌ برده‌ و با شخصیت‌سازی‌ و تبلیغ‌ منافقان‌ به‌ عنوان‌ مومنان‌ و تخریب‌ مومنان‌ واقعی‌، راه‌ را برای‌ تسلط و ایجاد جای‌ پای‌ مطمئن‌ در سرزمین‌ مومنان‌ فراهم‌ می‌سازنند. كسانی‌ كه‌ با ظاهر دین‌ عملا علیه‌ دین‌ فعالیت‌ می‌كنند، نتیجه‌ و برآیند كارشان‌ به‌سود كفار و منافع‌ ملی‌ آنان‌ است‌. اینان‌ به‌ طور قطع‌ از دو دسته‌ خارج‌ نیستند; اول‌، منافقان‌ زیرك‌ كه‌ ظاهری‌ ایمانی‌ دارند و حتی‌ ممكن‌ است‌ به‌ ظاهر یك‌ مبلغ‌ دینی‌ درآیند. اینان‌ حقیقت‌ را می‌دانند، اما نفس‌ معاند آنان‌ دین‌ را به‌ واقع‌ نمی‌پذیرد و در عمل‌ و نتیجه‌ به‌ سود كفار و دشمنان‌ دین‌ فعالیت‌ علمی‌ و عملی‌ دارند. دوم‌، زاهدان‌ احمق‌، كه‌ این‌ دسته‌ ندانسته‌ و نفهمیده‌ ابزار دشمنان‌ دین‌ می‌شوند و برآیند تصمیمهای‌ آنان‌، موفقیت‌ دشمنان‌ دین‌ در جامعه‌ دینی‌ است‌.

جامعه‌ ایمانی‌ هرگز تسلیم‌ كفار نخواهد شد; زیرا حسب‌ اعتقاد و باورهای‌ فكری‌ مومنین‌ و با عنایات‌ مستقیم‌ خداوند، كه‌ وعده‌ای‌ خدشه‌ناپذیر است‌، مومنان‌ همانند كوههای‌ استوار، پایدارند، اما آسیب‌پذیری‌ جامعه‌ ایمانی‌ از طریق‌ نفاق‌ منافقان‌ و حماقت‌ جاهلان‌ است‌ كه‌ در بدنه‌ و ساختار مدیریتی‌ جامعه‌ ایمانی‌ نفوذ می‌كنند و زمینه‌ را در نهایت‌ برای‌ پیروزی‌ كفار فراهم‌ می‌سازنند. اگر این‌ انحراف‌ تحقق‌ پیدا نكند، جامعه‌ ایمانی‌ به‌ فضل‌ و توفیق‌ الهی‌، كه‌ قطعی‌ است‌، در تمام‌ زمینه‌های‌ علمی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌ و... سرآمد تمام‌ جوامع‌ جهانی‌ خواهد شد. در غیر این‌صورت‌ جامعه‌ ایمانی‌ ابتدا دچار نفاق‌ و سرانجام‌ گرفتار كفر خواهد شد و این‌ سنت‌ الهی‌ است‌ كه‌ نفاق‌ به‌ كفر منتهی‌ می‌شود.

اگر می‌خواهید مومنان‌ را از منافقان‌ نسبت‌ به‌ دین‌ خدا تشخیص‌ دهید، نگاه‌ نكنید كه‌ آنها چه‌ گفتند و الان‌ چه‌ می‌گویند، بلكه‌ دقت‌ كنید در این‌ كه‌ آنان‌ در گذشته‌ چه‌ عملكردی‌ داشتند و الان‌ چگونه‌ عمل‌ می‌كنند. آیا برآیند عملكرد آنان‌ به‌ سود كفار و منافع‌ ملی‌ بیگانگان‌ بوده‌ است‌؟ و خانواده‌های‌ ایرانی‌ را كه‌ می‌خواستند با خدا و برای‌ خدا زندگی‌ كنند، مهجور ساختند؟ و ظواهر جامعه‌ دینی‌ را به‌ سوی‌ بی‌بندوباری‌ سوق‌ دادند؟

مواردی‌ از این‌ دست‌ معیارهای‌ شناخت‌ نفاق‌ است‌. اگر چنین‌ است‌، جامعه‌ به‌ سوی‌ تسلط كفار پیش‌ می‌رود كه‌ در چند یا چندین‌ دهه‌ دیگر این‌ واقعیت‌ تلخ‌ به‌ اثبات‌ می‌رسد. بنابراین‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ انحراف‌ باید با خدا صادقانه‌ رفتار كرد و هرگونه‌ رفتار شخصی‌ و اجتماعی‌ خود را با معیار رضایت‌ و خرسندی‌ خداوند سنجید تا جامعه‌ای‌ ایمانی‌ داشته‌ باشیم‌ و با اقتدار و عزت‌ متكی‌ به‌ خداوند، در برابر بیگانگان‌ و كفار سربلند باشیم‌.