تجلی رحمانیت پروردگار در سیره امام حسن مجتبی ع

بیست و هشتم صفر سالروز شهادت امام حسن مجتبی ع است امام کریمی که در سال های امامت خویش با وجود محدودیت های دستگاه حکومت به هدایت و راهنمایی مردم پرداخت و با تربیت یارانی شایسته نقش بسیار موثری را در تبیین و گسترش دین اسلام ایفا کرد

«هرفردی در مصیبت فرزندم حسن مجتبی گریه کند، چشمان او در روزی که همه دیده ها نابینا خواهد بود، روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل ها اندوهناک خواهند بود، از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم های او در پل صراط، در روزی که قدم ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند.» این سخنان حضرت محمد(ص) درباره امام حسن(ع) به شمار می رود.

امام حسن مجتبی(ع) در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اسلام(ص) را درک کرد و پس از آن نزدیک به 30 سال همراه پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب (ع) بود و در سه جنگ جمل، صفین و نهروان سپاه اسلام را همراهی کرد.

امام حسن مجتبی(ع) پس از شهادت حضرت علی(ع) به مدت 10 سال مقام امامت را بر عهده داشت. حکومت اموی پس از صلح با امام حسن(ع) گرچه به بسیاری از اهداف خود رسید اما وجود مبارک آن امام(ع) را مانع از به اجرا درآوردن نیات خود می دانست. بدین گونه معاویه تصمیم داشت از هر راه ممکن امام دوم شیعیان(ع) را به شهادت برساند. در نهایت «جعده» همسر امام حسن (ع) دختر اشعث بن قیس را مناسب ترین فرد برای تحقق بخشیدن به این هدف دریافت. جعده به طمع وعده های معاویه، آن حضرت را با ریختن زهر در آب آشامیدنی مسموم کرد و طولی نکشید زهر بر بدن مطهر آن امام(ع) اثر کرد و کریم اهل بیت در 28 صفر سال 50 هجری در 47 سالگی به شهادت رسید. پیکر مطهر ایشان در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی به مناسبت سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) به گفت وگو با حجت الاسلام «مرتضی سلیمانی» پژوهشگر امور دینی و استاد حوزه پرداخت. وی صلح امام حسن مجتبی را ناشی از محفوظ ماندن شیعیان از توطئه های دشمنان دانست و گفت: زندگی امام حسن(ع) سرشار از آموزه های دینی برای مسلمانان به شمار می رود.

زندگی اهل بیت(ع) سرشار از آموزه های دینی

زندگی اهل بیت(ع) مملو از درس ها و آموزه های بسیاری است. روایات تاریخی کمتری نسبت به دیگر ائمه درباره امام حسن مجتبی(ع) وجود دارد زیرا این حضرت به احترام پدر بزرگوار خود تا زمان حیات ایشان لب به سخن و ایراد خطابه و اندرز نگشود و این امر تا زمانی که به امامت رسید، ادامه داشت و هیچ گفته ای از ایشان در دست نیست. این امام بزرگوار مقام منزلت بالایی داشت و در جنگ هایی مانند صفین و جمل در کنار دیگر صحابه پیامبر اکرم(ص) به نبرد می پرداخت.

همنشینی امام حسن مجتبی(ع) با اقشار ضعیف جامعه

امام حسن مجتبی(ع) نسبت به دردمندان و ضعفا در جامعه بسیار دلسوز بود و با اقشار مستضعف و کم درآمد همراه و همنشین می شد. هیچ فقیر و مِسکینی از در خانه حضرت ناامید باز نمی گشت و حتی خود ایشان به سراغ فقرا می رفت و آنها را به منزل دعوت می کرد. این امام والامقام تمام توان خویش را در راه انجام دادن امور نیک و خداپسندانه به کار می گرفت و اموال فراوانی را در راه خدا می بخشید. تاریخ نویسان و دانشمندان در شرح حال زندگانی ایشان، بخشش های بی سابقه و انفاق های بسیار بزرگ و بی نظیری ثبت کرده اند. به خاطر این بخشندگی ها و کارهای نیکی که از طرف امام حسن مجتبی(ع) در مسیر خیر، احسان و کمک به طبقات درمانده و نیازمند انجام می گرفت، آن حضرت را کریم اهل بیت لقب داده اند.

صلح امام حسن مجتبی(ع) زمینه ساز ماندگاری قیام عاشورا

قیام امام حسین(ع) و صلح امام حسن(ع) هر 2 برای مصلحت دین اسلام بود. گرچه نهضت امام حسین(ع) در تاریخ نسبت به صلح امام حسن(ع) ماندگارتر شد اما اگر صلح این امام همام نبود، به یقین قیام سیدالشهدا(ع) هم شکل نمی گرفت. در واقع این صلح سبب شد تا هسته اولیه شیعه در مدینه حفظ شود. امام(ع) با توجه به شرایط سیاسی- اجتماعی کوفه تصمیم گرفت تا صلح نامه معاویه را بپذیرد زیرا با این عمل کیان تشیع حفظ می شد و زمینه را برای قیام امام حسین(ع) و تشکیل مدرسه فقهی شیعه در دوران امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فراهم می کرد. در زمان حیات این امام بزرگوار مردم در برابر ستمگری های معاویه سکوت می کردند و توجهی به دروغ ها، تزویر و سیاست آمیخته با ستمگری معاویه نداشتند اما پس از شکسته شدن صلح از طرف معاویه، دیگر جامعه این فریبکاری ها را بر نمی تابید. ایشان در روشنگری جامعه پیرامون دستگاه خلافت اهتمام ویژه ای داشتند و فرهنگ اهل بیت(ع) و اسلام ناب محمدی را در جامعه آن روز احیاء کرد. سیاست های بنی امیه دیگر روشنگری دومین امام شیعیان(ع) را نتوانست تحمل کند و به همین دلیل برای شهادت ایشان به توطئه دست زد و امام مظلوم را در خانه خود و به وسیله همسرش به شهادت رساند.

«محمدحسین صبوری» جامعه شناس و استاد دانشگاه با اشاره به بخشش های فراوان امام حسن مجتبی(ع) به نیازمندان و ضعفا گفت: بخشش و کرامت یکی از مهمترین ویژگی امام حسن(ع) به شمار می رفت. این ویژگی مورد تاکید بزرگان و علمای دینی است اما نادیده گرفتن خطای دیگران نیز میزان دارد. در ادامه گفت وگوی پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا با او را از نظر می گذرانیم.

نهادینه کردن فرهنگ بخشش در زندگی روزمره

برخی از اشتباه ها و خطاها که از طرف برخی افراد رخ می دهد، ممکن است تبعات اجتماعی نداشته باشد و با گوشزد کردن به فرد خطاکار قابل گذشت باشد تا او نیز به اصلاح رفتار خویش اقدام کند اما برخی اشتباهات تنها برای فرد آثار سویی ندارد، بلکه تاثیرات منفی آن آسیب های اجتماعی فراوانی را به دنبال خواهد داشت. جامعه ایرانی بر پایه فرهنگ ایرانی- اسلامی بنا شده است که بخشش و کرامت در آن نهادینه و بخشی از آن به شمار می رود. گذشت در برابر افرادی که ظلم و تعدی کرده اند، همیشه یک خصلت مثبت تلقی می شود. آزادی بیان، حق تعیین شغل، حق شهروندی و ... از جمله حقوق اولیه هر فرد است که اگر به هر یک از آنها صدمه ای وارد شود، جامعه نیز از آسیب های آن مصون نخواهد ماند. چنانچه اگر آزارها، تاثیرات اجتماعی داشته باشد، جسارت دیگران برای استمرار آن کار خطا را در پی خواهد داشت و بخشش باعث جسور شدن دیگر مجرمان و آن عمل ناپسند هم برای برخی به منزله یک الگو تلقی می شود. در چنین موقعیتی باید دانست، این مساله فراتر از حقوق فردی است و حقوق اجتماعی در میان می آید که باید از مرتکبان چنین جرایمی بازخواست شود.

بخشندگی لازمه زندگی ایرانی- اسلامی

در جامعه کنونی نیاز به کرامت احساس می شود زیرا هستند افراد نیازمند که باید در این زمینه نهادهای خیریه ای به نام امام حسن(ع) یعنی الگوی کرامت تاسیس شود و با برنامه های مختلف افراد را تحت حمایت خودشان قرار دهند. ایشان به شیعیان آموخت که در عین عزت می توان بر مواضع قدرت ایستاد و دشمن را با دیپلماسی به نابودی رساند. با توجه به سیاست رفتاری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی امام دوم شیعیان(ع) می توان دیپلماسی غلط دشمن را شکست داد و بحث کرامت و بخشش را در جامعه امروزی که بسیار به آن نیاز است پیاده کرد و با نهادینه سازی آن بتوان افراد نیازمند بیشتری را از حمایت های مادی و معنوی برخوردار ساخت.

بخشندگی باید جزیی از سبک زندگی در جامعه اسلامی باشد. در این زمینه باید وظیفه مداری و مسوولیت پذیری را از همان دوران کودکی در میان خانواده ها و در تربیت فرزندان نهادینه ساخت زیرا اینگونه افراد با وظایف و تکالیف خود آشنا می شوند و نسبت به کاری که انجام می دهند، مسوولیت پذیر خواهند شد. با توجه به تغییر سبک زندگی در جامعه ایرانی، برخی کودکان در شرایطی پرورش می یابند که با فرهنگ ملی بیگانه می شوند، در چنین شرایطی رسمیت یافتن فرهنگ بخشش در خانواده و به دنبال آن در جامعه، کار مشکلی است. اگر افراد درست آموزش ببینند، شاید از امکان کمتری برای ارتکاب جرم برخوردار شوند و دیگر نیازی به بخشش و گذشت خطاهای مجرمانه نباشد.