القاب حضرت زهرا مهریه حضرت زهرا

القاب حضرت زهرا به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا 18 اسفند, در این مقاله کوشش شده است القاب حضرت زهرا و مهریه ایشان را به طور نسبتا کاملی شرح دهیم

نامگذاری

اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

مثلاً اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه - سلام الله علیها - او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه - سلام الله علیها - را نشان می دادند.

نوع اسامی

امام صادق - علیه السلام - فرمود: ان لفاطمهٔ تسعهٔ اسماء عند الله عزو جل. برای فاطمه - سلام الله علیها - در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، و الصدیقه، و المبارکه، و الزکیه، و الراضیه، والمرضیه، و المحدثه، و الزهراء و الطاهره.[1]

در شرح و توضیح این اسماء گفته اند او:

- فاطمه است زیرا که از شر و از دوزخ بریده است.

- طاهره است یعنی پاک و پاکیزه از نقایص و صفات ناپسند.

- زکیه است یعنی رشد یافته و رشد یابنده در جنبه کمالات و خیرات.

- مبارکه است یعنی صاحب خیر و برکت در علم و فضل و کمالات و نسل.

- صدیقه است یعنی بسیار راستگو و درست.

- راضیه است یعنی خشنود به رضای حق و تسلیم در راه او.

- مرضیه است یعنی مورد پسند خدا و اولیای او.

- محدثه است یعنی زنی که فرشته الهی با او سخن می گوید.

- مطهره است یعنی از هر آلودگی و پلیدی دور است.

نام های دیگری هم بر اساس روایات، برای او ذکر کرده اند که اهم آنها عبارتند از:

- زهراء یعنی کسی که از او نور و درخشندگی متجلی می شود، فروغ تابان معرفت، نمونه روشن خداپرستی است و نُوُرها اشتقّ مِن نور عظمهٔ اله.

- معصومه یعنی محصوره از گناه.

- بتول یعنی کسی که حیض نشود. التی لم ترحمرهٔ قط.

- ابن اثیر در النهایه گوید بدان علت بتولش خواندند که از زنان عصر خود به حسب فضیلت و تقوا و نسب منقطع و ممتاز بود و هم به دلیل انقطاعتش از دنیا و اتصالش به منبع سرمدی.

- منصوره یعنی کسی که یاری می شود (به قصاص قاتل فرزندش).

- حصان یعنی کسی که عفیف است و پاکدامن.

- حره یعنی کسی که آزاد از وابستگی به خاک و رمل و شوائب آن است.

- عذرا یعنی بکر و باکره.

- هانیه یعنی مهربان در حق شوهر.

- شفیعه یعنی دارنده مقام شفاعت.

و اینها خود درس آموزند و جهت دهنده و می ارزد که در خانواده های شیعی برای فرزندان از اینگونه نامها برگزیده شود. ما را در اسامی دیگری که برای فرزندان بر می گزینیم اگر اعتراضی نباشد انتقادی وارد است.

درباره نام فاطمه - سلام الله علیها -

در میان اسامی متعددی که برای اوست نام فاطمه - سلام الله علیها - از همه معروفتر و به گوش ها آشناتر و در کتب اسلامی ذکر این نام بیشترین است. در مورد معنی و وجه تسمیه اش گفته اند: او فاطمه - سلام الله علیها - است:

- لانها فطمت عن الطمت، بدان خاطر که از آزار حیض بازداشته شده.

- لانها فطمت عن الشر، زیرا که او از شر بریده و جداست.

- لانها فطمت عن الخلق، زیرا که او از مردم بریده شده.

- لانها فطمت محبیها عن النار، زیرا که دوستدارانش از آتش دوزخ دور و برکنارند.

- لانها فطمت و شیعتها عن النار، زیرا که او و شیعیانش از آتش دور و برکنارند.

- لان الخلق فطموا عن کنه معرفتها، زیرا که مردم از کنه معرفتش بازداشته شده اند.

- لانها فطمت عن ماسوی الله، زیرا که او از غیر خدا بریده است.

- و امام صادق - علیه السلام - فرمود: لقد فطمها بالعلم و عن الطمث فی المیثاق - فسماها فاطمهٔ - ثم قال انی فطمتک بالعلم و فطمتک بالطمث[4]خداوند اورا با علم و دانش درآمیخت و از شکول در پیمان بازداشت او را فاطمه - سلام الله علیها - نامید و فرمود تو را از کسب دانش اکتسابی بازداشتم و از پلیدی ها دور نمودم.

کنیه ها و تعابیر

برای فاطمه - سلام الله علیها - کنیه هائی است و کنیه ها در دنیای گذشته تقریباً نقش نام خانوادگی امروز را برای افراد ایفا می کرده اند این کنیه ها متعددند و هر کدام به مناسبتی و در بیان شأنی از فاطمه - سلام الله علیها - بکار می رفته اند.

- برخی از آنها در رابطه با انتساب او به فرزندان اوست مثل ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام الازهار.

- برخی دیگر دارای رنگ جامعه و اجتماعند مثل ام المومنین، ام الایتام، ام النساء، ام الامه.

- بعضی در رابطه بافضائل اوست مثل ام العلوم، ام الخیره، ام الفضائل.

- و بعضی هم در انتساب او به پدرش مثل ام ابیها (مادر پدرش).

تعابیری هم که از او در دست است همگی زیبا و در خور شأن اوست از جمله:

- فاطمه - سلام الله علیها - لطیفه ای از عالم لاهوت است، فاطمه - سلام الله علیها - مظهر زنی کامل و نمونه انسانیت و فضیلت است، فاطمه - سلام الله علیها - واجد بوی بهشت است.

- فاطمه - سلام الله علیها - ریحانه یا گلی خوش بوست و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - می فرمود من از فاطمه - سلام الله علیها - بوی بهشت را می شنوم.

اسامی و القاب حضرت زهرا را به طور کامل در زیر بخوانید:

۱ـ سیّدهٔ : بانو

۲ ـ انسیّهٔحوراء : انسان بهشتی

۳ ـ نوریّهٔ : موجودی از حقیقت نوری

۴ ـ حانیّهٔ : دلسوز فرزندان

۵ ـ عُذراء : دوشیزه

۶ ـ کریمهٔ : بزرگوار

۷ ـ رحیمهٔ : با محبت ومهربان

۸ ـ شهیدهٔ : شهید شده

۹ ـ عفیفهٔ : پاکدامن

۱۰ ـ قانعهٔ : کم توقع

۱۱ ـ رشیدهٔ : کامل

۱۲ ـ شریفهٔ : شرافتمند

۱۳ ـ حبیبهٔ : دوست وبا محبت

۱۴ ـ محترّمهٔ : گرامی و مورد احترام

۱۵ ـ صابرهٔ : پایدار

۱۶ ـ سلیمهٔ : سالم، اهل سازش، بی عیب ونقص

۱۷ ـ مکرمهٔ : بزگوار وگرامی

۱۸ ـ صفیّهٔ : برگزیده

۱۹ ـ عالمهٔ : دانشمند

۲۰ ـ علیمهٔ : دانا

۲۱ ـ معصومهٔ : نگهداشته شده،بی گناه

۲۲ ـ مغصوبهٔ : ربوده شده،کسی که حقش غصب شده

۲۳ ـ مظلومهٔ : ستمدیده

۲۴ ـ میمونهٔ : خوش یمن وبابرکت

25 ـ منصورهٔ : یاری شده ، خداوند او را یاری کرده است

۲۶ ـ محتشمهٔ : با حشمت و احترام

۲۷ ـ جمیلهٔ : زیبا

۲۸ ـ جلیلهٔ : بزرگ

۲۹ ـ معظّمهٔ : احترام گذاشته شده ، گرامی

۳۰ ـ حاملهٔ البلوی بغیر شکوی : بلا کش نستوه بی شکوه و شکایت

۳۱ ـ حلیفهٔ العبادهٔ و التقوی : قسم خورده ی پرستش و پرهیزکاری

۳۲ ـ حبیبهٔ الله : محبوب خدا

۳۳ ـ بنت الصّفوهٔ : دخترِ برگزیده

۳۴ ـ رکن الهدی : پایه ی هدایت

۳۵ ـ آیهٔ النّبوّهٔ : نشان نبوّت

۳۶ ـ شفیعهٔ العصاهٔ : شفاعت کننده ی گناهکاران

۳۷ ـ اُمّ الخیرهٔ : مادر نیکوکاران

۳۸ ـ تفّاحهٔ الجنّهٔ : سیب بهشتی

۳۹ ـ مطهرهٔ : پاکیزه شدن

۴۰ ـ سیدهٔالنساء : بزرگبانویزنان

۴۱ ـ بنت المصطفی : دختر حضرت مصطفی(ص)

۴۲ ـ صفوهٔ رّبّها : برگزیده ی پروردگار

۴۳ ـ موطن الهدی : جایگاه هدایت

۴۴ ـ قرّهٔ العین المصطفی : نور چشم پیامبر اکرم(ص)

۴۵ ـ بضعهٔ المصطفی : پاره ی تن پیامبر(ص)

۴۶ ـ مهجهٔ المصطفی : خون زندگی قلب مصطفی(ص) ، آخرین قطرات خون در قلب که موجب ادامه ی حیات است

۴۷ـ بقیّهٔ المصطفی : بازمانده ی حضرت رسول(ص)

۴۸ ـ حکیمهٔ : با حکمت و دارای فهم و ادراک حکیمانه

۴۹ ـ فهیمهٔ : با فهم

۵۰ ـ عقیلهٔ : خردمند

۵۱ ـ محزونهٔ : غمگین

۵۲ ـ مکروبهٔ : دل شکسته

۵۳ ـ علیلهٔ : بیمار و مریض

۵۴ ـ عابدهٔ : پرستنده

۵۵ ـ زاهدهٔ : پارسا

۵۶ ـ قوّامهٔ : شب زنده دار

۵۷ ـ باکیهٔ : گریه کننده

۵۸ ـ بقیّهٔ النّبوّهٔ : باز مانده ی پیامبری

۵۹ ـ صوّامهٔ : بسیار روزه گیر

۶۰ ـ عطوفهٔ : با عاطفه و محبّت

۶۱ ـ رئوفهٔ : دلسوز و مهربان

۶۲ ـ حنّانهٔ : غمخوار و با محبّت

۶۳ ـ بِرّهٔ : نیکوکار

۶۴ ـ شفیقهٔ : دلسوز و مهربان

۶۵ ـ إنانهٔ : دردمند

۶۶ ـ والدهٔ السبتین : مادر دو نواده ی پیامبر

۶۷ ـ دوحهٔ النّبی : شاخسار پیامبر

۶۸ ـ نور سماوی : نور آسمانی

۶۹ ـ زوجهٔ الوصیّ : همسر جانشین پیامبر

۷۰ ـ بدر تمام : ماه شب چهارده

۷۱ ـ غرّهٔ غراء : سپید رویِ نورانی

۷۲ ـ درّهٔ بیضاء : گوهر تابناک

۷۳ ـ روح أبیها : روان پدر بزرگوارش حضرت رسول(ص)

۷۴ ـ واسطهٔ قلّادهٔ الوجود : حلقه ی اتصال زنجیر هستی

۷۵ ـ درّهٔ البحر الشّرف و الجود : در دریای شرافت و سخاوت

۷۶ ـ ولیّهٔ الله : دوست خدا و کسی که خدا او را ولی قرار داده

۷۷ ـ سرّ الله : راز نهانی خدا

۷۸ ـ امینهٔ الوحی : امین وحی الهی

۷۹ ـ عین الله : دیده ی خدایی

۸۰ ـ مکینهٔ فی عالم السّماء : دارنده ی جایگاه در عالم آسمان

۸۱ ـ جمال الآباء : موجب زیبایی پدران

۸۲ ـ شرف الأبناء : افتخار برای فرزندان

۸۳ ـ درّهٔ البحر العلم و الکمال : درّ دریای دانش و کمال

۸۴ ـ جوهرهٔ العزّ و الجلال : گوهر تابناک عزّت و بزرگوار

۸۶ ـ مجموعهٔ الماصر العلّیّهٔ : گرد آورنده ی یادگارهای برین

۸۷ ـ مشکوهٔ نور الله : چراغدان نور الهی

۸۸ ـ زجاجهٔ : شیشه وچرغدان نور الهی

۸۹ ـ کعبهٔ الآمال لأهل الحاجهٔ : کعبه آرزوهای نیازمندان

۹۰ ـ لیلهٔ القدر : شب قدر:مقصود از "لیلهٔالقدر” در قرآن فاطمه(س)است

۹۱ ـ لیلهٔ مبارکهٔ : شب با برکت

۹۲ ـ ابنهٔ من صلّت به الملائکهٔ : دختر آن کس که فرشتگان به او اقتدا کرده و نماز خواندند

۹۳ ـ قرار قلب امّها المعظّمهٔ : آسایش بخش دل مادر بزگوارش

۹۴ ـ عالیهٔ المحلّ : بلند جایگاه

۹۵ ـ سرّ العظمهٔ : راز بزگی وبزگواری

۹۶ ـ مسکورهٔ الضلع : پهلو شکسته

۹۷ ـ رضیض الصّدر : سینه شکسته

۹۸ ـ مغصوبهٔ الحق : کسی که حقش غصب شده است

۹۹ ـ خفی القبر : کسی که قبرش پنهان است

۱۰۰ ـ مجهولهٔ القدر : قدر ناشناخته

۱۰۱ـ ممتحنهٔ : آزمایش شده

۱۰۲ ـ المظلوم زوجها : کسی که هسرش ستم دیده است

۱۰۳ ـ المقتول ولدها : فرزند کشته شده

۱۰۴ ـ کوثر : صاحب خیر فراوان ، صاحب فرزندان بسیار

مهریه حضرت فاطمه زهرا

«هنگامی که علی(ع) به قصد ازدواج فاطمه (س) به منزل پیامبر(ص) رفت، پیامبر(ص) به ام سلمه فرمود: "برخیز و در را بگشای، که این همان است که خدا و رسولش او را دوست دارند." ام سلمه فوراً در را باز کرد و علی - علیه السلام- داخل شد. علی(ع) در کمال حجب و حیا و خجالت بود که پیامبر -صلی الله علیه و سلم- فرمود: علی جان حاجتی داری؟ آسوده باش، امیدوارم که حاجت تو برآورده شود. علی(ع) نیز قصد خود را بازگو نمود و از فاطمه (س) خواستگاری نمود. پیامبر فرمود: چه چیزی برای توست که مهریه فاطمه (س) قرار دهی؟ علی (ع) عرض کرد: ای رسول خدا! تو خود شاهد هستی که برای من به جز شمشیر و شتر و زره، از مال دنیا چیزی نیست. پیامبر -صلی الله علیه و سلم- فرمود: ای علی شمشیر و شتر مورد نیاز توست، اما زره ات را بفروش و با آن مراسم ازدواج با فاطمه (س) را فراهم کن.

اما اینکه حضرت آن زره را چه مقدار فروخت و آن را مهریه حضرت زهرا(س) قرار داد از نظر تاریخی و روایی در آن اختلاف وجود دارد.

و آن عبارت است از، 400 درهم، 480 درهم یا 500 درهم2.

لکن قدر مسلم این است که مهریه آن حضرت بیشتر از 500 درهم و کمتر از 400 درهم نبوده است، و این مقدار -پانصد درهم- عبارت از مقدار مهریه ای است که رسول خدا(ص) برای کلیه زنان و دخترانش تعیین نموده و از آن تعبیر به مهر السنه هم می شود.3 و این سیره الگویی برای سایر مسلمانان و گروندگان به اسلام قرار گرفت. گرچه در آن زمان مهریه های سنگین از طرف مردم برای دختران قرار داده می شد، زیرا وقتی پیامبر(ص) فاطمه، را به عقد علی(ع) در آورد، عده ای از مردم قریش به خدمت ایشان رسیدند و گفتند چرا علی(ع) را با مهریه کم و ناچیز داماد کردی؟4

بنابراین مقدار مهریه حضرت زهرا(س) بیش از 500 درهم - نقره- نبوده است. و این به عنوان ارزش پولی آن زمان محسوب می شد و این مقدار مهریه از طرف پیامبر اکرم(ص) برای دخترش، مهریه ای متوسط - نه بسیار کم و نه زیاد - در آن زمان بوده است که به عنوان سنت، الگویی برای سایر مسلمانان قرار گرفت.»