در مورد هفته وحدت انشا در مورد هفته وحدت

در مورد هفته وحدت هفته وحدت است و هرچه درباره وحدت و لزوم آن بین مسلمانان بگوییم و بنویسیم کافی نیست در دلنوشته ی زیر سعی شده است به مناسبت هفته وحدت و ولادت پیامبر اکرم و به کمک بیانات رهبر انقلاب و الگوبرداری از وحدت در زمان پیامبر , تا اندازه ای به این دغدغه پرداخته شود

می خواهم از هفته ی وحدت بنویسم ، از معنای عمیقی که در آن نهفته است . " وحدت " آه که چه واژه ی زیبایی ست .

کاش می توانستم دستم را بر در و سر این هفته بگذارم و آنرا به اندازه ی یک سال کِشش دهم.

کاش این هفته ها به سالیان سال می کشید و همبستگی من و دیگر برادران مسلمانم به سن کل تاریخ می رسید.

خدایی بالای سرمان داریم و و پیام آوری از سوی او ، پیامبری که ولادتش برای جهانیان به خصوص مسلمانان ، نعمتی است بی اندازه . حال این اختلاف روایت بین اهل تسنن و شیعه بهانه است برای توافق هرچه بیشتر .

مایی که روزی 5 مرتبه در نمازهایمان برای خدایی واحد نماز می خوانیم چرا وحدت را در متن زندگی هامان دعوت نکنیم.

این هفته ی عزیز برای من بهانه ای است که دیگر برادران مسلمانم را در آغوش محبت کشم و دست دوستی و همبستگی به سمت آنان دراز کنم.

تجربه های انقلاب کبیر اسلامی ایران که امروز می تواند چراغ راه ما باشد این است که :

سلاح مهم ملت ها در مواجهه با ابرقدرت ها و حکام مزدور، اتحاد و یکپارچگی آن ها است. دشمن شما تلاش می کند با انواع ترفندها یکپارچگی شما را از بین ببرد. اتحاد خود را بر محور دین و نجات کشور از شر مزدوران دشمن، حفظ کنید.

بیانات مقام معظم رهبری درباره لزوم وحدت :

[دشمنان مخالفت صریح با قرآن نمی کنند] نمیگوید من با قرآن مخالفم، اما با آنچه که محور تربیت و تعلیم قرآنی است، با او مخالفت میکند، که مثالش همین مثال وحدت است. چقدر خیرخواهان زحمت میکشند که بین برادران در دنیای اسلام اتحاد ایجاد کنند، یک وقت می بینیم از یک جا بمبی منفجر شد - بمبِ ضد وحدت - یا از آن طرف یا از آن طرف؛ فرقی نمیکند.این چیزهاست که بایستی ما بیدار باشیم، هشیار باشیم. ما مردم ایران هم همین جور. ما آنچه که میگوئیم، برای دیگران نیست؛ در درجه ی اول برای خودمان است. خود ما هم باید وحدت را حفظ بکنیم. ببینید همین آیاتی که الان خواندند: «و اذکروا نعمت اللَّه علیکم اذ کنتم اعداء فألّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا - برادر شدید با هم - و کنتم علی شفا حفرهٔ من النّار فانقذکم منها»؛ اسلام شما را از آتش تفرقه نجات داد. فراموش کردید؟ هی این به آن ایراد بگیرد، آن به این ایراد بگیرد؛ فروع را اصل بکنیم، اصول را فراموش کنیم، هی اختلاف بین ما بیفتد. اینکه قرآن میگوید: «و اعتصموا بحبل اللَّه جمیعا» یعنی همه با هم اعتصام به حبل اللَّه بکنید، خوب، این «همه» در سطح واحدی که نیستند؛ بعضی ایمانشان قویتر است، بعضی ایمانشان ضعیفتر است، بعضی عملشان بهتر است، بعضی عملشان متوسطتر است؛ در عین حال خدای متعال به همه خطاب میکند. میگوید اعتصام به حبل اللَّه را جمیعاً بکنید، با هم بکنید. تو بگوئی من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه کردم و دیگری نه؛ او - دیگری - باز بگوید من جداگانه اعتصام به حبل اللَّه کردم، این طرف را نه؛ اینکه نمیشود. همدیگر را تحمل کنید. اصولی هست، محورهائی هست؛ اصل این است که در این اصول همدل باشیم.

با مطالعه در تاریخ اسلام می توان شواهد فراوانی از وحدت و هم گرایی و ثمرات آن در بین مذاهب اسلامی یافت و آنها را به عنوان اسوه و نمونه به جوامع اسلامی معرفی نمود.سیرۀ حضرت علی(علیه السلام) بهترین الگو و اسوه برای برقراری اخوت و وحدت اسلامی است. ایشان برای حفظ وحدت مسلمانان نه تنها از حقوق خویش می گذشت، بلکه از همکاری با مخالفان خود نیز دریغ نمی کرد. در بین مسلمانان زمینه های وحدت بسیاری وجود دارد که با محور قرار دادن آنها می توان وحدت بین مسلمانان و قدرت یافتن آنها را شاهد بود؛ خدا، قرآن، رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلّم)، حضرت علی(علیه السلام)، مسئله مهدویت، محبّت اهل بیت(علیهم السلام)، دفاع از مردم فلسطین، مقابله با دشمنی های اسرائیل و آمریکا، از زمینه های وحدت امت اسلامی هستند.

ایجاد وحدت مذهبی در زمان حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع)

قبائل ساکن مدینه سالها با یکدیگر نزاع و اختلاف داشتند، و یهودیان با سوء استفاده از این اختلافات بر آنها سلطهٔ سیاسی یافته بودند، پیغمبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پس از هجرت به مدینه و قبول رهبری، با پیمان هایی میان آنها همبستگی و الفت برقرار نمودند، که یکی از مهمترین این پیمانها، اولین قراردادی بود که بین پیامبر و طوائف و قبایل موجود یثرب بسته شد و بعضی آنرا نخستین قانون اساسی مکتوب جهان دانسته اند.

این تدبیر بهترین روش برای به وجود آوردن وحدت و همبستگی دینی بود، چرا که وحدت میان قبایل درگیر، حقوق اجتماعی یهودیان و نیز مهاجران مسلمان را تضمین می کرد، و از سوی دیگر، این پیمانها مقدمات تشکیل یک وحدت سیاسی و حکومتی را فراهم می آورد.

به عنوان نمونه در مفاد قرار داد بین مسلمین به روشنی قید شده بود که مسلمین امّت واحده ای، جدای از مردم دیگر هستند، «أنهم اُمهٔ واحدهٔ من دون الناس» و ارتباطی بین مسلمانان و کافران نیست و بین مسلمانان نباید جدایی باشد. حال برای روشن شدن مطلب به بعضی از موارد قرار داد یاد شده اشاره می کنیم:

ـ مسلمین در برابر ظلم و تجاوز، توطئه و فساد با هم متحد خواهند بود.

ـ تمامی گروهها (که به جنگ مشغول اند) به ترتیب وارد جنگ خواهند شد و جنگیدن به یک گروه (دوباره پشت سرهم) تحمیل نخواهد شد.

ـ اگر اختلافی بین مسلمین بروز کرد، مرجع حل آن، خدا و رسول خدا خواهند بود.

ـ مسلمین، فرد مقروض و مدیونی را که قرض او سنگین است، رها نخواهند ساخت، بلکه او را کمک می کنند.

به هرحال، باید چنین نتیجه گرفت که کوشش برای ایجاد حساسیت مشترک دینی یکی از شاخص ترین راه حلهای پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جهت تحقق وحدت اسلامی شمرده می شود.

امّا بعد از رحلت پیامبر اکرم، اختلافات شدیدی میان مسلمانان پدید آمد، امام علی ـ علیه السّلام ـ با روح بلندی که داشت به وظیفه بالاتر از خلافت ظاهری پرداخت و به جای اینکه جنگ و جدال به راه بیندازد و خود را از جمع مسلمانان کنار بکشد و با توطئه کنندگان همدست شود، با تقوای الهی مردم را از تفرقه به اتحاد فراخواند و فرمود: «ای مردم! امواج فتنه ها را با کشتی های نجات (علم، ایمان، اتحاد) در هم شکنید و از مسیر اختلاف و پراکندگی دوری نمائید و تاج تفاخر و برتری جویی را از سر بردارید. (دو کس راه صحیح را پیمودند) آن کس که با داشتن یار و یاور و نیروی کافی به پا خاست، پیروز شد، و آن کس که با نداشتن نیروی کافی کناره گیری کرد، مردم را راحت ساخت»

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ که تنها هدفش حفظ اسلام و پایه اساسی آن یعنی وحدت بود با خلفا بیعت کرد، و از آنجا که روحش بالاتر از آن بود که بخاطر مقامات دنیوی کینه کسی را به دل گیرد با آنان صمیمانه رفتار نمود، و در نتیجه این صبر انقلابی، آنچنان وحدتی میان مسلمانان به وجود آورد که مسلمانان بجای جنگ و اختلاف داخلی به صدور انقلاب عظیم اسلامی پرداختند.

همین وحدت باعث پیروزی و پیشرفت آنان شد بطوریکه در مدت بسیار کوتاهی دو امپراطوری عظیم و پهناور روم و ساسانی را تصرف نمودند، اگر آن حضرت این وحدت و آرامش را به وجود نمی آوردند، محال بود که این همه پیشرفت و فتوحات نصیب مسلمانان گردد.