نکاتی درباره اربعین

اربعین روز بیستم ماه صفر است که چهل روز بعد از واقعه غم انگبز و دلخراش عاشوراست مسلمانان شیعه جهان در این روز مراسم سوگواری به یاد امام حسین ع و هفتاد و دو تن از یاران با وفایش که در روز عاشورا به دست لشکریان یزید شهید شدند برگزار می کنند در مطلب زیر به ذکر نکاتی درباره اربعین پرداخته ایم در ادامه بخوانید

۱. عدد چهل

نخستین مسأله ای که در ارتباط با «اربعین » جلب توجه می کند، تعبیر اربعین در متون دینی است . ابتدا باید نکته ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم :

اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی ، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد بودن ، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمی تواند به صرف این که در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به کار رفته ، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری ، از آن روست که برخی از فرقه های مذهبی ، بویژه آنها که تمایلات «باطنی گری » داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می کرده اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه های انحرافی و باطنی و اسماعیلی ، مروج چنین اندیشه ای در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند.

در واقع ، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده ، می تواند بر اساس یک محاسبه الهی باشد، اما این که این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینی می توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست . به عنوان نمونه ، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی ، برخی از این اعداد طی روزگاران ، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده هایی هم از آن ها می شود.

تنها چیزی که در باره برخی از این اعداد می شود گفت آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت است . به عنوان مثال ، در باره هفت چنین اظهار نظری شده است . بیش از این هرچه گفته شود، نمی توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد

مرحوم اربلی ، از علمای بزرگ امامیه ، در کتاب کشف الغمه فی معرفه الائمه در برابر کسانی که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده گانه برای اثبات امامت ائمه اطهار(ع) استناد کرده اند، اظهار می دارد، این مسأله نمی تواند چیزی را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی ها، می توانند دهها شاهدـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند که عدد هفت مقدس است ، کما این که این کار راکرده اند.

۲ . اربعین امام حسین (ع )

باید دید در کهن ترین متون مذهبی ما، از «اربعین » چگونه یاد شده است . به عبارت دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست ؟ چنان که در آغاز گذشت ، مهمترین نکته درباره اربعین ، روایت امام عسکری (ع ) است . حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده فرموده اند: نشانه های مؤمن پنج چیز است : ۱ ـخواندن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب + ۱۱ نماز شب + ۲۳نوافل ) ۲ ـ زیارت اربعین ۳ ـ انگشتری در دست راست ۴ ـ وجود آثار سجده بر پیشانی ۵ ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.

این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که درمنابع دعایی آمده ، به اربعین امام حسین (ع ) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است .

اما این که منشأ اربعین چیست ، باید گفت ، در منابع به این روز (اربعین)به دو اعتبارنگریسته شده است .

نخست :اربعین است که روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.

دوم:اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی پیامبر خدا (ص ) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) را زیارت کند. شیخ مفید (م ۴۱۳) در«مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است ، اشاره به روز اربعین کرده و نوشته است : اربعین روزی است که حرم امام حسین (ع )، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. همچنین اربعین روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام حسین (ع ) وارد کربلا شد.

کهن ترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی ازشاگردان شیخ مفید است که ایشان هم همین مطلب را آورده است . شیخ طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن الحسین (ع ) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال ۶۴ هجری است ، می نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی رسول خدا (ص ) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع ) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت مستحب است و آن زیارت اربعین است . (مصباح المتهجد، ص ۷۸۷) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین ، هنگامی است که روز بالا آمده است .

در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده ، آمده : در بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهه الزاهد، ص ۲۴۱) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم ، تصحیح مجد طباطبائی ، ص ۹۱۶) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است . برخی استظهار کرده اند که عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی ، بر آن است که روز اربعین ، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان ، ص ۱۵۴) به هرروی ، زیارت اربعین از زیارت های مورد وثوق امام حسین (ع ) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است .

۳ . اربعین روز بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا

اشاره کردیم که شیخ طوسی ، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای کربلا از شام به مدینه دانسته است . باید افزود که نقلی دیگر، اربعین رابازگشت اسرا از شام را به «کربلا» تعیین کرده است . تا اینجا، از لحاظ منابع کهن ، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است . با این حال ،علامه مجلسی پس از نقل هر دو این ها، اظهار می دارد: احتمال صحت هردوی اینها (به لحاظ زمانی ) بعید می نماید. (بحار ج ۱۰۱، ص ۳۳۴ ـ ۳۳۵) ایشان این تردید را در کتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است . با این حال ، درمتون بالنسبه قدیمی ، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین ، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست . اسیران ، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

باید توجه داشت که این دو کتاب ، در عین حال که مطالب مفیدی دارند، ازجهاتی ، اخبار ضعیف و داستانی هم دارند که برای شناخت آنها باید با متون کهن تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود. این نکته را هم باید افزود که منابعی که پس از لهوف ، به نقل از آن کتاب این خبر را نقل کرده اند، نباید به عنوان یک منبع مستند و مستقل ، یاد شوند. کتابهایی مانند «حبیب السیر» که به نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به کربلا آورده اند، (نفس المهموم ترجمه شعرانی ، ص ۲۶۹) نمی توانند مورد استناد قرار گیرند.

در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد کنیم . نخست نقل ابوریحان بیرونی است که نوشته است .

در نخستین روز ماه صفر، أدخل رأس الحسین علیه السلام مدینه دمشق ، فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه و نقر ثنایاه بقضیب کان فی یده و هو یقول :

لست من خندف ان لم أنتقم

من بنی أحمد، ما کان فَعَل

لیْت َ أشیاخی ببدرٍ شهدوا

جَزَع الخزرج من وقع الاسل

فأهلّوا و استهلّوا فرحا

ثم قالوا: یا یزید لاتشل

قد قتلنا القرن من أشیاخهم

و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقیه ، ص ۴۲۲)

وی روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق کرده و یزید هم در حالی که اشعار ابن زبعری را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده بود، با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) می زد.

دوم سخن عماد الدین طبری (م حوالی ۷۰۰) در «کامل بهائی» است که رسیدن اسرا به دمشق را در۱۶ ربیع الاول دانسته ـ یعنی ۶۶ روز پس از عاشورا.