سوءاستفاده از اخلاق و دین در انتخابات

سال هاست در چنین ایامی – انتخابات اخلاق و نمادهای آن از یک سو و دین و المان ها و الگوهای آن از سوی دیگر در شکل ها و قالب های متعددی مورد تعرض قرار می گیرند و چند گام دیگر جامعه پیرامونی از اخلاق و دین دور می شود اخلاق و دین دو عنصر مهم هویت سازند که هریک به دلایلی, بخشی از انسان ها را می توانند مدیریت و کنترل کنند که اگر این دو پایه و اساس فرو ریزند, جامعه از درون دچار گسست می شود و سقوط می کند

١. هزینه کردن از اخلاق و عالمان اخلاقی

سیاست و رفتارهای سیاسی در جوامعی مانند جامعه ما آن چنان پرهیمنه است و به غلط چنان جغرافیا گسترده ای دارد که حتی حریم خصوصی و حیاط خلوت همه شهروندانش را با تهدید مواجه کرده است. در چنین فضایی است که اخلاق و عالمان اخلاق هر ازچندی به بازی گرفته شده و مورد تعرض قرار می گیرند که اگر مدیریت نشود، در درازمدت بنیان های اخلاق و اخلاق گرایی با فروپاشی وحشتناکی مواجه خواهد شد. هزینه کردن از اخلاق و عالمان اخلاقی گرچه نشان دهنده فهم سیاست بازان و متولیان سیاست نسبت به اهمیت و نقش اخلاق در جامعه است اما اشکال آن است که از این فهم درست سوءاستفاده و دلبستگی مردم و شهروندان به این گونه امور را به نفع خویش مصادره می کنند. اینکه کسی با سخنان و رفتارهای خویش و با تمسک به گزاره و آموزه های اخلاقی رفتارهایی غیراخلاقی انجام دهد، رفتاری ریاکارانه و مزورانه است که گاه به راحتی قابل تشخیص نیست و سال ها باید بگذرد تا این جنبه از شخصیت و رفتارهای این جماعت نمایان شود. این فاصله گاه آن قدر زیاد است که سرمایه عمومی و اجتماعی زیادی از دست می رود. هنوز از یاد نبردیم کسانی را که با تمسک به گزاره های آخرالزمانی و... به اعتماد دو نسل ضربه زدند و بعد معلوم شد که سودایی دیگر در سر دارند. استفاده کردن از برخی شعارها و نمادهای اخلاقی در ایام تبلیغات و در مناظره های ملی و محلی برای نفی رقیب و غلبه بر رقبا سال هاست در این سرزمین آزموده می شود و همچنان نیز با برخی رفتارها در همین ایام پیشاانتخابات ظاهرا قرار است تداوم پیدا کند. در کنار این گونه بهره گیری های غیراخلاقی از اخلاق، برخی نیز تلاش می کنند از عالمانی که سرمایه های اخلاقی جامعه هستند نیز به نفع خویش سوءاستفاده کنند. عالمان اخلاق سرمایه های اجتماعی یک جامعه هستند و بر فرض که آنان خود به دلیل سلامت نفس و بی آلایشی متوجه نیستند، سیاست مداران حق ندارند آنان را مصادره کنند. اگر سیاست مداری دغدغه اخلاق داشته باشد، حتی اگر زمینه استفاده از عالمان اخلاق در تبلیغ برایش فراهم باشد هم این کار را نخواهد کرد. اینکه در چنین ایامی مواجه می شویم با این موارد که از قول فلان معلم اخلاق نقل می شود «به فلانی رأی بدهید تا آخرت شما تأمین شود» یا «مدیون خون سیدالشهدا هستید اگر به فلانی رأی ندهید...» و... می تواند نقش این عالمان را با چالش جدی مواجه کند کمااینکه این گونه شده است. اگرچه باید به عالمان اخلاق از سر تواضع و فروتنی و ارادت توصیه کرد که چون شما گرامیان سرمایه های اجتماعی هستید، خویشتن داری کنید و این گونه سخن نگویید اما این تکلیف ما را ساقط نمی کند بلکه تک تک ما موظفیم نگذاریم چنین اتفاقی بیفتد.

٢. هزینه کردن از دین و نمادهای دینی

آسیب دیگر یا مشکل دیگری که این روزها خود را نشان می دهد و هرازچندی هم تکرار می شود، مصادره دین و نمادهای دینی به نفع جریانات و افراد و گروه های خاص است. گاه دین را و آموزه های دینی را به خود گره می زنیم و گاه نمادهای دینی و شخصیت های دینی را به اندازه خویش کوچک می کنیم یا خود را به اندازه آنها بالا می بریم تا بتوانیم به اثبات خویش و نفی دیگران بپردازیم.

٢-١ هزینه کردن از دین برای اثبات خویش

در اطراف ما هستند کسانی که خود را متولی دین می دانند و از آنجا که کسی نیست به این حضرات یادآوری کند که این انسان ها هستند که باید خود را با دین بسنجند نه اینکه دین را با خود بسنجند، سدی و مانعی در مقابل این رفتارهای خویش نمی یابند و بنابراین سال هاست که این گونه زیست می کنند. بارها شنیده و دیده ایم که افراد و جریاناتی در این ایام با هزینه کردن از دین و گزاره های دینی، بهره گیری شخصی کرده و از آنجا که دین را به خود گره می زنند، تلاش فراوانی می کنند به لطایف الحیل رقیب را از صحنه بیرون کنند غافل از اینکه آنچه در درازمدت از میدان بیرون می رود، دین است. دینی که چنانچه دیده شود تا به اندازه یک شخص یا یک جریان یا یک صنف کوچک شود و به یک فرد و یک جریان گره بخورد، دیر یا زود با آسیب جدی مواجه می شود. سؤال و ابهام جدی که اینجا می توان مطرح کرد، این است که ما چه توجیه شرعی یا عقلی داریم که دین را به اندازه قامت کوتاه خویش کوچک کنیم و از آن نردبانی درست کنیم تا برای مدتی قد کوتاهمان به سُخره گرفته نشود؟

٢-٢ شبیه سازی متنی و مصداقی

یکی دیگر از روش های غلطی که سال هاست در این سرزمین آزموده شده و می شود، شبیه سازی متنی و مصداقی برای متون دینی و کهن است. روایتی می خوانیم و بدون توجه به زمانه و زمینه صدور و هزار نکته دیگری که معمولا در صدور روایت و فهم درست آن دخالت دارد، خود و دوستان خود یا رقیبان خویش را مصداقی از آن متن می دانیم. این گونه تطبیقات به صورت تدریجی اصل متن را با مشکل مواجه می کند چراکه ندیدن زمانه و زمینه صدور، این ظرفیت را ایجاد می کند که هرکس به فراخور درک خود به این مشابه سازی ها بپردازد که این مشابه سازی های متفاوت به تدریج متون را به تشابه انداخته و کارکرد آن را با مشکل مواجه می کند. کسانی که این گونه شبیه سازی ها را انجام می دهند هرچه جایگاه اجتماعی بلندتری داشته باشند، به همان میزان در ایجاد چالش تأثیرگذارترند.

٢-٣شبیه سازی شخصیتی و همسان سازی وقایع

صورت دیگر شبیه سازی، مشابه سازی شخصیتی است. برخی از افراد سال هاست به این شکل به اثبات خویش و همراهان خویش و نفی و مبارزه با رقبا می پردازند و تلاش می کنند برای حذف رقیب یا رقبا یکی را عمروعاص بخوانند و دیگری را حرمله بنامند. برای جذب مشتری یکی را مالک اشتر می نامند و دیگری را ... ؛ غافل از اینکه اینها اگر کارکرد مقطعی داشته باشند و در کوتاه مدت به جذب مشتری کمک کنند اما آسیب درازمدت دارند. به راستی چرا گرامیانی که وارد این گونه فضاها می شوند، تلاش نمی کنند تا خویشتن را شفاف کنند و داشته های خود را عرضه بدارند نه آنکه عِرض دیگران را به حراج بگذارند. بیایید اخلاق و دین را در همان جایگاهی که هستند بنشانیم و این دو عزیز را فدای خویش نکنیم.

علی شفیعی. پ‍ژوهشگر