شبی برابر با ۷۰ سال عبادت

در حرمت منزلت شب قدر همین بس که قرآن عظیم الشان آن را برابر هزاران شب آفاقی یا زمینی برشمرده است و این که در این شب ارواح شامخین و ملائکه کروبی بر زمین انسانی و بشری به امر پروردگار نزول اجلال فرموده و قرآن از آسمان قدر بر سینه محمدی ص نازل و بر زبان ایشان برای فلاح ازلی و ابدی آدمی به نفس رحمت للعالمین رسول الله ص ساری و جاری گشت

در حرمت منزلت شب قدر همین بس که قرآن عظیم‌الشان آن را برابر هزاران شب آفاقی یا زمینی برشمرده است و این‌که در این شب ارواح شامخین و ملائکه کروبی بر زمین انسانی و بشری به امر پروردگار نزول اجلال فرموده و قرآن از آسمان قدر بر سینه محمدی(ص) نازل و بر زبان ایشان برای فلاح ازلی و ابدی آدمی به نفس رحمت‌للعالمین رسول‌الله‌(ص) ساری و جاری گشت.

به این سبب توان گفت به یمن ایجاد و ایجاب شب قدر است که حضرت جانان به صفت رحمانی و رحیمی فرصتی را فراهم آورده تا ماندگان درگاه لم یزلی رو به سوی حضرتش آورده توان جبران مافات را بیابند و غره شدگان ظاهری معرفت بدانند اگر مقام معنوی و معرفتی خود را در شب قدر تضمین ننمایند، هزار شب عبادت معادل یک شب از تفضلات حضرت جل جلاله نخواهد بود و در حقیقت تمام اعمال و کردار و افکار معنوی مومنان و موحدان راستین اگر خالصانه تنها و تنها با تمام جهات وجود برای نیل به حق و قرب جانان و فلاح حضرت حق باشد حتما و به رای العین به آسمان قدر نایل شده و آن به امضای علیین خواهد رسید.

در این شب درهای رحمت بر بندگان مفتوح است و ذکر، فکر و تضرع به درگاه حضرت احدیت و توجه به حقیقت لم یزلی، بندگان راستین را مقرب درگاه خواهد فرمود، در حقیقت تفکر که در سنن اسلامی و بر طبق احادیث معصومین برتر از ۷۰ سال عبادت است، می تواند عمق مفاهیم این شب را شکافته و آدمی را به وادی های معنوی و باطنی قدر برساند و حقایق را ادراک نماید و انسان خاکی را با اعلی علیین همنشین نماید.

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با من خاک نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه فال به نام من دیوانه زدند

حضرت سجاد(ع) در دعای چهل و چهارم صحیفه مبارکه می فرمایند: «... پس از آن، شبی از شب های آن را بر شب های هزارماه برتری داد و آن را شب قدر نامید، در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان بر هرکه از بندگانش بخواهد با قضا و قدری که محکم و استوار کرده برای هر کاری (که خدا مقدر فرموده) فرود می آیند، آن شب سلام و درود است که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنی صبح دائم و همیشه است».

یکی از محققان در باره مقام شب قدر می نویسد: «شب قدر عوالم فوق ملکوت را گویند که هر شب آن برابر چندین روز این عالم است»، یعنی آسمان قدر مقامی فوق ملکوت و عالم نفس دارد که کلام قرآن در نزول روح در این شب به فرمان ایزد بر زمین، گواه این امر است.

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال

که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

شب قدر شب تقدیر است و قدر یک ساله عالمیان در این شب بزرگ تعیین و ثبت می گردد و در این شب درهای آسمان روی اهل زمین گشوده است و گویی آسمانیان به دیدار اهل زمین آمده اند تا ایشان را با خود به آسمان قرب خداوندی برند و از نعمات ایزدی بهره مند گردانند، از این روست که در این شب تمام ذرات تسبیح خداوند سبحان می گویند. در حالات علامه طباطبایی نیز ذکر شده که ایشان در شب قدر به خود می پیچیدند. وقتی از ایشان دلیل این امر سوال شد فرمودند که مگر نمی بینید در و دیوار تسبیح حق می گویند.

سعدی در گلستان در این باب می گوید:

دوش صبح مرغی می نالید

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

یکی از دوستان مخلص را

مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که ترا

بانگ مرغی چنین کند مدهوش

گفتم این شرط آدمیت نیست

مرغ تسبیح گوی و من خاموش

اشاره شد که شب قدر شب نزول قرآن بر قلب و جان رسول الله(ص) است که برای هدایت ابنای بشر و ختم دایره رسالت از غیب به شهود آمد؛ در یکی از تفاسیرآمده است: «واسطه ظهور قرآن در عالم شهود روح القدس است... و محل ظهور قرآن نیز محمد(ص) است که عقل کل در معاد و قوس صعود است به نفع هوشمندان که در صفحه وجود محمد(ص)، قرآن را می خوانند.»

و نیز آیت الله شاه آبادی در رشحات البحار در حکمت نزول قرآن می نویسد: «حکمت خداوندی از نزول قرآن از مراتب شامخ و والای وجود به نازل ترین و ضعیف ترین مراتب وجود که همان صورت و نوشته است صرفا افاضه علم خویش به بشر و یادگیری و اندیشیدن بشر در آن است... بدیهی است یادگیری قرآن یا از طریق فنا در احدیت و واحدیت است، همچنان که درباره پیامبر خاتم(ص) این گونه بود یا از طریق اتحاد با مشیت است... راه دیگر یادگیری قرآن، اتحاد با جبروت عقل، اتحاد با جبرئیل، اتحاد با ملکوت و لوح محفوظ، اتحاد با عالم مثال یا احاطه بر برزخ و عالم ملک است.... به این ترتیب روشن می شود که اوج لطف خداوند متعال افاضه علم قرآن از طریق نزول آن است و اوج کمال بشر یادگیری آن و اتحاد با آن از طریق عروج از مقام صوت یا نوشته به مقام عقل است».

از این بیانات معلوم گردید مقام قرآن و سبب نزول آن برای بندگان که در شب های قدر انجام پذیرفته، به چه اندازه نیازمند تدبر و دقت در ژرفای باطنی است و این که این شب های قدر است که حامل و در بر دارنده این رویداد بزرگ باطنی عالم است، پس گرامی داشتن شب قدر با علم به این امور در عمق بخشیدن به تفکرات انسان ها بسیار موثر است که نه تنها به ظواهر امور مشغول باشند، بلکه از ورای اعمال و کردار ظاهری به فلسفه و کنه مطلب دقت کرده و بواطن اصلی آن را دریابند و در طول سال به آن فهم عمل کنند و سرلوحه اعمال خویش قرار دهند نه این که یک شب بیدار بودن کفایت دنیا و آخرت کند، بلکه تبعات فهم روحانی آن باید در زندگی ساری و جاری گردد و نشانگر اثر بخشی معنویت آن باشد تا بتواند راهی برای رسیدن به ایمان حقیقی باشد.

هوشنگ شکری