عینیت بخشی به آموزه های عرفانی

نگاه به تاریخ بر سیاق تاریخ نویسان مبنی بر ذکر موارد تاریخی و شواهد عینی و افعال انسان هاست, اما منظری دیگر نیز در نگاه به وقایع تاریخی وجود دارد که در آن تحلیل وقایع نه بر طریق معمول, بلکه از دیدگاه عرفانی و معنوی و روح حاکم بر فضای آن صورت می پذیرد

نگاه به تاریخ بر سیاق تاریخ‌نویسان مبنی بر ذکر موارد تاریخی و شواهد عینی و افعال انسان‌هاست، اما منظری دیگر نیز در نگاه به وقایع تاریخی وجود دارد که در آن تحلیل وقایع نه بر طریق معمول، بلکه از دیدگاه عرفانی و معنوی و روح حاکم بر فضای آن صورت می‌پذیرد.

سلوک امام حسین (ع) و یاران حقیقت جوی ایشان در دشت کربلا از این دست وقایع است که جنبه ای روحانی داشته و تمام رفتارها در آن برهه خاص همه طبق موازین معنوی بوده است؛ چون هدفی نیز غیر از این مدنظر امام شهیدان (ع) نبوده است، چنان که خود حضرت فرموده اند: من برای احیای سنت جدم قیام نمودم.

امام حسین (ع) در آن واقعه تاریخی سال ۶۱ هجری شیوه ای از معنویت تامه و سلوک حقیقی را به معرض تماشای عالم انسانی گذاردند که تا ابد گوش جان هر شنونده ای را حیران و قلوب آزادگان را محزون می نماید.

در صحرای نینوا و در آن شرایط سخت و دهشتناک که بیم جان در میان بود، امام ذره ای تردید بر دل مبارک راه نداده، مردانه ایستادند و در راه هدف حقیقی و مرام اصیل خویش هیچ جنس دنیوی را مد نظر قرار ندادند تا آنچه مقرر از حق بود، اتفاق افتد و وعده پیغمبر(ص) بر ریخته شدن خون های پاکشان در این دشت بلا متحقق شود؛ در این میدان عمل گویی وصف حال سید الشهدا (ع) این بود که:

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

حتی این شرایط سخت باعث نشد جوانمردی ایشان نیز کمرنگ شود، از آب دادن به کاروان حر و جوانمردی در میدان جنگ تا ایثار و فداکاری برای حاضر شدن بر بالین اصحاب همه تجلیات الهی گونه و جوانمردانه حضرت در آن روز دردناک بود. در حقانیت و عظمت و سرافرازی امام سوم شیعیان همین بس که تمام عزیزان و یاران و خویشاوندان خود را به میدان مبارزه فرا خواند و در چادر محقر صحرا نشاند و با این عمل خود روزهای مباهله حضرت پیامبر اکرم(ص) را در خاطره ها زنده کرد، مسیحیان وقتی مشاهده کردند حضرت محمد(ص) برای اثبات حقانیت اسلام تمام عزیزان و نزدیکان خود را برای دعا و ندبه به درگاه احدیت فراخوانده اند، از ترس اجابت دعای آن حضرت گردن نهادند. حضرت امام حسین (ع) نیز برای اثبات حقانیت خود به این عمل شجاعانه مبادرت ورزیدند که از عهده هر انسان عادی خارج است و می توان گفت این فداکاری ها و جانبازی های امام (ع) که در راه ایمان و عقیده و پیمودن راه خدا انجام دادند، در تاریخ بشریت همتایی ندارد.

عاشورا تجلی عشق الهی بود که از وجود نورانی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) تابیدن گرفته و امواج آن هرکه دل در گرو حقیقت داشت، فرا گرفته بود. از این رو بود که حُر چون از حقیقت در دلش رشحه ای بود با دریافت معنویت حضرت(ع) آتش دلش شعله گرفت و پشت پا به تمام مناصب دولتی و دنیوی زد و آزادمردانه به شهادت رسید و باز از رشحات معنوی این تجلی بود که ابوالفضل العباس(ع) فرزند برومند علی مرتضی(ع) چنان رشادت و فدارکاری نمود که تا دنیا باقی است نام نامی حضرتش بر تارک عالم معنی می درخشد و روح پر فتوحش بر مومنان فایض است. و باز از تجلیات این معنویت الهی بود که کودکی در حین شهادت حضرت حسین(ع) به میدان حرب می شتابد و دستان کوچکش را حائل بین شمشیر عدو و پیکر مبارک امام خویش می نماید تا در آغوش اباعبدالله(ع) جان به جانان تسلیم می نماید. عاشورا محک وفاداری بود که تا «سیه روی شود هرکه در او غش باشد» و هرکه ادعای بزرگی و بزرگ منشی داشت، شبانه رخت بربست و ره بازگشت گرفت و هرکه ایمان داشت بی ادعا، ماند تا پرده های مادی را درید و روح پر فتوحش به ملأ اعلی طیران نمود. کربلاییان جسم را اعتبار ننهادند و روزی خویش را عندالله جستند و شهادت پر افتخار را بر زندگی با ذلت ترجیح دادند، مُردند و سر بر دستگاه ستم فرود نیاوردند، تکه تکه شدن در راه حق و حقیقت در منظر ایشان شریف تر از زندگی در امن و آسایش بدون حقیقت بود.

واقعه عاشورا آموخت اگر دنیاداران دین نداشته باشند لااقل آزادگی پیشه کنند و حقیقت را قربانی امیال شخصی و دنیای دون ننمایند. عاشورا به ما آموخت که منظری ورای توجهات زمینی را انتخاب کنیم، چرا که اسوه صبر و مقاومت زینب کبری (ع) فرمود: «ما رایت الا جمیلا» ندیدم مگر زیبایی. این زیبایی همان حقیقت معنوی عاشوراست که باید به آن برسیم و درک زیبایی با جان و دل کنیم تا شیعه واقعی و حسینی حقیقی باشیم. در آخر باید اشاره کرد شخصیت حسین بن علی (ع) و از جان گذشتگی های او تاثیر بسزایی در احیای قوانین انسانیت و نشر معارف دین و اسلامیت داشت که مسیر تاریخ را با سقوط و اضمحلال حکومت امویان و ابرقدرتان زمان و ابقای شریعت بارز اسلام عوض کرد و چنین است قیافه مظلومیت حسین (ع) و یارانش مانند آفتاب فروزان پرتو افکن شده و تا ابد در عالم آفرینش تجلی خواهد کرد.

هوشنگ شکری