جهان از پرتو نور حضرت محمد است

وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ در تفسیر «رحمت» در این آیه که در مقام پیامبر اسلام در سوره انبیا, آیه ۱۰۷ آمده, سخنان بسیار زیادی گفته شده است, ولی آنچه در تلقی متعارف از رحمت به ذهن می رسد آن است که رحمت, شفقت و رساندن خیر به بندگان و دفع شر از آنان و در نهایت آمرزش گناه گناهکاران است

وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ؛ در تفسیر «رحمت» در این آیه که در مقام پیامبر اسلام در سوره انبیا، آیه ۱۰۷ آمده، سخنان بسیار زیادی گفته شده است، ولی آنچه در تلقی متعارف از رحمت به ذهن می‌رسد آن است که رحمت، شفقت و رساندن خیر به بندگان و دفع شر از آنان و در نهایت آمرزش گناه گناهکاران است.

در واقع این تلقی از رحمت بر بنیاد شفقت و مهربانی استوار شده است، اما طایفه عرفای مسلمان از رحمت معانی دیگری نیز دریافت کرده‌اند.

آنها به این نکته توجه کرده‌اند که رحمت فقط شفقت و مهربانی نیست. بلکه رحمت ذاتی خداوند است و در واقع به همه اشیا واسع است و همه اشیا محاط در رحمت الهی‌اند. پس، رحمت را با افاضه وجود به موجودات در تناسب دیده‌اند.

چنین نگاهی به رحمت، با اعیان ثابته ارتباط پیدا می‌کند و در نظر عرفا، حضرت حق جل و اعلی با فیض اقدس خود اعیان موجودات را که در واقع صور علم الهی‌اند، پدید آورده و با فیض مقدس خودش به این اعیان افاضه وجود کرده است بنابراین رحمت با وجود ارتباط پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، آمده است که: سبقت رحمته غضبه. معنی این جمله عبارت است از این که رحمت ذاتی است، ولی غضب ذاتی خداوند نیست. یعنی بنای رحمت ایتای وجود است ولی بنای غضب بر نواقص و کاستی‌هایی است که در عین هر موجودی هست. از این حیث که عین ثابت آن در حق تحقق پیدا کرده است.

پیامبر اسلام نیز مظهر چنین حقیقتی از رحمت و وجود هستند نه آن‌که فقط مهربان باشند و شفیق نسبت به امت و گناهکاران.

در نتیجه رحمت عام خداوند و رحمت رحمانی اوست که اسما و صفات پدید می‌آیند. یعنی خدا به مقام معروفیت تجلی پیدا می‌کند. از همین‌جا می‌توان معنای سخن نحن اسماءالله را دریافت. یعنی پیامبر به عنوان بزرگ‌ترین اسم الهی موجب می‌شود رحمت او به همه عالم انبساط پیدا کند زیرا برای انتشار رحمت قابلیتی وسیع و زیاد به اندازه رحمت و فیض حق لازم است. یعنی فقیری می‌خواهد که در فقر به همان اندازه فقیر باشد که حضرت حق در غنای خودش غنی است. یعنی کسی می‌خواهد که نیستی محض باشد تا حضرت حق که هستی محض است به ظهور برسد.

این حقیقت محمدی که مقام تسلیم محض است در نتیجه رحمت رحمانی واسعه حق امکان ظهور در همه عالم را پیدا می‌کند. وجود هر چیزی در عالم، پرتو وجود حضرت محمد(ص) است. از این حیث می‌گوییم که رحمت فقط جنبه مهربانی و شفقت ندارد.

از جهت دیگر، ممکن است بعضی از مظاهر در عالم مکروه به نظر برسد و صورت مهربانی نداشته باشند، ولی همه‌شان رحمت است. مثل رفتار طبیب نسبت به بیمار خود که ظاهرش از شفقت دور است.

رحمت پیامبران نیز این چنین است؛ وسعت و احاطه دارد. این عالم برپا شده، به واسطه رحمتی که پیامبر مظهر اوست. در این میان مردگی ما هم وقتی به زندگی تبدیل می‌شود که به آن وجه محمدی در وجودمان نزدیک شویم. هر کس خود را بمیراند که به او نزدیک شود، زنده می‌شود.

حال این سوال مطرح می‌شود که چرا از چنین معنای عمیق و پیچیده‌ای از رحمت به مفهوم مهربانی و شفقت اکتفا شده است. حقیقت اسلام در عالم غریب است و غریب هم خواهد ماند.

در واقع ساختار اسلام طوری است که ظاهرش انتشار پیدا می‌کند و حقیقتش غریب می‌ماند. جلوه‌ای از این غربت غیبت امام زمان‌(عج) است.

من امیدوارم به آن حضرت بیشتر التفات کنیم و اگرچه اکنون احاطه شده به رحمت عام او هستیم، ولی امیدوارم که به رحمت خاص او هم مخصوص شویم و دل‌های ما محل انشراح صدر و تحمل نسبت به یکدیگر و مسالمت و بردباری و هم زیستی باشد.

دکتر محمدرضا ریخته‌گران

استاد فلسفه دانشگاه تهران