شرح فرازهایی از صلوات شعبانیه و آداب این ماه

در میان ماه های سال سه ماه رجب, شعبان و رمضان از ایام الله محسوب می شوند که در آن دستورات مهمی برای توجه به جهات الهی از سوی مسلمانان وارد شده است

در میان ماه های سال سه ماه رجب، شعبان و رمضان از ایام الله محسوب می شوند که در آن دستورات مهمی برای توجه به جهات الهی از سوی مسلمانان وارد شده است. در مورد ماه شعبان نیز روایات بسیاری در فضیلت این ماه وارد شده که آن را از دیگر ایام سال متمایز می کند همچنین در روایتی از حضرت صادق(ع) آمده است که بهترین اعمال در این ماه صدقه دادن و استغفار است. در مقاله حاضر نویسنده به شرح کوتاهی از برخی فرازهای صلوات شعبانیه و همچنین آداب این ماه شریف پرداخته است .

این صلوات شامل برکات ماه و کارهایی که باید برای رسیدن به این برکات انجام دهیم می باشد. این دعا با صلوات هایی شروع می شود که توجه به شئون نبی اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) است. ثمره صلوات، اصلاح نفس و آمرزش گناهان است:

«وجعل صلاتنا علیکم و ما خصنا یه من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا» (دعای جامعه کبیره).

یکی از اعمال این ماه هم کثرت صلوات است. باطن صلوات تعظیم در برابر نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و شئون ایشان است که این تعظیم طریق سجده ما در مقابل خداوند متعال می باشد.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد الفلک الجاریه فی اللجج الغامره یامن من رکبها و یغرق من ترکها»

در روایات تاکید شده است که انسان سالک می بایست در این دنیا حالت غریق داشته باشد و بر فقر خود واقف باشد در غیر این صورت مبتلای به شرک می شود. حالت غریق یعنی کسی که در اوج نیاز، همه اسباب از کار افتاده است و ازهمه تکیه گاه ها منقطع گردیده است. این توجه مقدمه درک حضور خداوند و رسیدن به مقام اخلاص است:

«اذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذا هم یشرکون» (العنکبوت، ۵۶)

همچنین در توحید صدوق آمده است که فردی نزد حضرت آمد و گفت من از بحث های متکلمان در مورد خدا خسته شده ام خدا را به گونه ای توصیف کن که بفهمم، حضرت او را به یک تجربه شخصی اش در زندگی حین غرق شدن در کشتی ارجاع دادند، که آن کسی که حین غرق و انقطاع اسباب به او توسل جستی او همان خداست.

«الله هوالذی یتاله الیه عند الحوائج و الشدائد کل مخلوق عند انقطاع الرجاء من کل منه هو دونه و تقطع الاسباب من جمیع ما سواه...» (توحید صدوق)

انسان تا مضطر نشود و حالت غریق پیدا نکند، متکی به خدا نمی شود و تا متکی نشود در سلوک خود به نتیجه نمی رسد. انسان نباید حتی به ریاضات خود، به عقل خود و عبادات خود تکیه کند. وقتی این حالت در انسان شکل گرفت کشتی نجات او اهل بیت(ع) خواهند بود. شرط نجات، رسیدن به حالت غریق است چرا که تا احساس نیاز نکند و خود را مستغنی بداند این دستگیری اتفاق نمی افتد. عبور از همه فتنه ها و ابتلائات نیز با تکیه بر این تکیه گاه ممکن است و این مخصوص امت ما نیست همه امم در فتنه ها با صلوات عبور می کردند.

«مثل اهل بیتی کمثل سفینه النوح من رکبها نجی و من ترکها غرق»

«اللهم صل علی محمد و آل محمد الکهف الحصین و غیاث المضطر المستکین و ملجا الهاربین و عصمه المعتصمین» «و اذ اعتزلتموهم و ما یعبدون الا الله فاووا الی الکهف» (الکهف،۶۱) انسان وقتی از بت ها کناره گرفت و احساس غربت به او دست داد و جز خدا را نخواست به کهف حصین پناه می آورد.

اینکه سرحضرت سیدالشهدا(ع) بر سر نیزه این آیه را می خواندند:

«أم حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» (الکهف:۹) اشاره به این حقیقت دارد که واقعا اصحاب کهف آیات عجیب خداوند نبوده اند بلکه اصحاب سیدالشهدا(ع) آیات عجیب بوده اند که در این فتنه به کهف حصین یعنی سیدالشهدا(ع) پناه آورده اند.

«غیاث المضطر المستکین»

غوثی که خداوند برای دستگیری مضطرین قرارداده است ائمه معصومین(ع) هستند. این اضطرار و اعتزال از مراحل متکامل سیر و سلوک معنوی انسان مؤمن است که ترکیبی از خوف و عجز است. این حالت را باید در همه احوال زندگی داشته باشیم چرا که حقیقتاً فقیر هستیم. کسی که ملتفت به این فقر مستمر خودش نیست دنبال پناهگاهی هم نیست.

«ملجاء الهاربین»

اگر برای انسان هرب حاصل شد از شیطان و اهوای نفس خود به این ملجاء می رسد.

«عصمه المعتصمین»

انسان باید در همه امور خود اهل اعتصام و توکل باشد حتی در خودسازی و سلوک خود. مشکل ما این است که به حالت اضطرار و هارب و مستکین و معتصمین نرسیده ایم که اگر برسیم معصومین(ع) را به عنوان کهف و غیاث و ملجاء و عصمت خواهیم یافت.

این صلواتها مقدمه این نکته پایانی صلوات ها است:

«هذا شهر نبیک سید رسلک شعبان الذی حففته بالرحمه و الرضوان الذی کان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم یداب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه بخوعاً لک فی اکرامه و اعزامه الی محل همامه»

باطن این ماه از شئون نبی اکرم(ص) و شفاعت ایشان است. خداوند این ماه را محفوف به رحمت و رضوان خودش قرار داده و اگر انسان اهل سیر در این ماه شد پایانش رضوان الهی است.

«رضوان»

مقامی فوق همه مقامات بهشت است: «و رضوان من الله اکبر» (توبه ۲۷). این مقام رضوان بدون شفاعت و دستگیری اهل بیت(ع) بدست نمی آید: «بکم یسلک الی الرضوان» (دعای جامعه کبیره)

چکار کنیم تا به رحمت و رضوان این ماه برسیم؟

«اللهم فاعنا علی الاستنان بسنته فیه و نیل شفاعت لدیه»

ما می بایست به سنت حضرت (ص) تمسک جوییم و مستن به این سنت بشویم که درسایه این تمسک به شفاعت حضرت برسیم این استنان، به سنت باعث می شود که خود را در معرض رحمت این ماه قرار دهیم. شیخ علی صفایی مثال می زدند که کسانی که هندوانه پرت می کنند، وقتی پرت می کنند که حواست باشه وگرنه اگر توجه تو به سمت دیگری است، نمی اندازند، اگر بیندازند هم میوه ضایع می شود و هم تو آلوده می شوی. در لحظه «توجه» انسان می تواند نعمت را جذب کند.

درک شفاعت نبی اکرم(ص) و رحمت و رضوان خدای متعال که با صلوات وصیام در این ماه تنزل پیدا می کند متوقف بر این استنان به سنت است. سنت رسول الله(ص) در این ماه چه بوده است؟

«الذی کان رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم، یداب فی صیامه و قیامه، فی لیالیه و ایامه»

صیام روزانه و قیام شبانه لازمه رسیدن به این شفاعت است و این هردو با یکدیگر کامل می شوند؛ انسانی که شب را از دست بدهد، روز پربرکتی هم نخواهد داشت.

«قال ابوجعفر علیه السلام: قال موسی یا رب ای عبادک ابغض الیک، قال جیفه باللیل، بطال بالنهار.» امام صادق(ع) فرمود: حضرت موسی عرض کرد: خدایا مغبوض کردن بندگانت کدام است؟ فرمود: کسی که چون مردار درشب و بیکار در روز است.

«اللهم اجعله لی شفیعا مشفعا»

حضرت(ص) شفیعی است که شفاعتش مقبول است.

«وطریقا الیک مهیئا واجعلنی له متبعا حتی القاک یوم القیامه، عنّی راضیا و عن ذنوبی غاضیا قد اوجبت لی منک الرحمه والرضوان.»

طریق و واسطه همه عالم نبی اکرم(ص) است و تبعیت از ایشان لازمه این سیر و سلوک است.

«یوم القیامه راضیا»

اشاره به همان مقام رضوان است.

«عن ذنوبی غاضیا»

با مقام شفاعت حضرت(ص) است که به رحمت و رضوانی که محفوف به این ماه است می رسیم.

«وانزلتنی دارالقرار و محل الاخیار»

اخیار دسته ای هستند که به صورت مستقیم برخوردار نور حضرات هستند:

«انتم نورالاخیار» (جامعه کبیره)

● در ماه شعبان چه کنیم؟

از امام رضا(ع) سفارش شده است که در این ماه ذکر صلوات و قرائت قرآن زیاد انجام گیرد، چرا که تا لحظه آخر امکان ورود به ضیافت شعبان وجود دارد. مانند کسی که از عمرش استفاده نکرده که در روایت آمده مابقی عمر سرمایه ایست که ارزش آن نامعلوم است.

انسان می بایست همواره در حال «اخبات» و «انکسار» باشد؛ انسان اگر با عبادتهای خودش به عجب برسد عبادتهایش حبس می شوند؛ «لاتفسد عبادتی بالعجب» (صحیفه سجادیه) و اگر با گناهش به مرحله تقصیر و ندامت برسد، خداوند گناهش را تبدیل به حسنه می کند. این سرمایه بزرگی برای انسان است.

کسانیکه اهل سلوک حقیقی هستند این حالت قصور و تقصیر را توأم با همه تلاشهایشان دارند:

«والذین یوتون ما اتوا و قلوبهم وجله أنهم الی ربهم راجعون» (المؤمنون: ۰۶) یعنی کسانیکه نهایت سعی خود را کرده اند و در عین حال از مواجهه با خدای خود هراسناک می باشند.

«ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و أسیراً(۸) انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاءً و لاشکوراً(۹) انا نخاف من ربنا یوما عبوساً قمطریراً(۰۱)»

یعنی در اوج تلاش خود، نسبت به خداوند خائف هستند و هیچگاه عجب به افعال و عبادات خود پیدا نمی کنند.

لذا در روایات آمده است که دعا کنیم خداوند ما را از معارین (کسانیکه ایمانشان عاریه است) قرار ندهد و از حالت تقصیر خارج نسازد:

«عن أبی الحسن(ع) قال: قال أکثر من أن تقول- اللهم لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التقصیر- قال قلت اما المعارون فقد عرفت أن الرجل یعار الدین ثم یخرج منه فما معنی لاتخرجنی من التقصیر فقال کل عمل ترید به الله عزوجل فکن فیه مقصراً عند نفسک فان الناس کلهم فی أعمالهم فیما بینهم و بین الله مقصرون الا من عصمه الله عزوجل.» (الکافی، باب الاعتراف بالتقصیر)

علی(ع) فرمود: زیاد بگوئید: خدایا مرا از دارندگان ایمان عاریتی قرار مده و مرا از حالت احساس تقصیر خارج مکن. راوی گوید: عرض کردم معنی دارندگان ایمان عاریتی را می دانم اما معنی عبادت دوم چیست؟

حضرت فرمود: بدین معنی است که در هر عملی که برای خدا انجام می دهی، خود را مقصر بدانی زیرا همه مردم در اعمالی که بین خود و خدایشان انجام می دهند مقصر هستند مگر آن کسانی که خداوند خود محافظ و نگهدارشان بوده باشد.

شیخ علی صفائی می گفتند: بچه اگر ظرف را بشکند و بعد سرش را بالا بگیرد و معجب باشد و پیش شما بیاید شما تحویلش نمی گیرید اما اگر ظرف را شکست و خجالت کشید و شرمنده شد شما دلداری اش می دهید و می گویید: فدای سرت و نوازشش می کنید. در پیشگاه خداوند اگر گناه انسان او را به انکسار برساند بهتر است از اینکه عبادتش به عجب برساند. در برخی روایات آمده است اگر مومنین به خاطر ترک گناه معجب نمی شدند خداوند باب گناه را در زندگی آنان سد می کرد و نمی گذاشت شیطان وارد زندگی آنان شود. همه اعمال ما در بارگاه الهی چیزی نیست؛ خدا اگر بخواهد با آن اعمال عنایت کند بدون آن هم می تواند عنایت کند چون بود و نبود این اعمال یکی است.

در پایان ماه، حالت مصیبت از دست دادن این ماه می تواند دستگیر ما باشد؛ در دعای وداع رمضان می خوانیم: «فاجرنا علی ما أصابنا فیه من التفریط أجراً نستدرک به الفضل المرغوب فیه» (الصحیفه السجادیه ) به خاطر این مصیبتی که این ماه را از دست دادیم به ما اجری بده که همه فضیلت های از دست رفته را جبران کند. یعنی اگر انسان حالت مصیبت زده داشته باشد امید اینکه خداوند همه فضیلتهای از دست رفته در عمل را به او بدهد وجود دارد.

سیدمحمدمهدی میرباقری