ادب و تواضع در برابر معبود ازلی و ابدی و سجده و اظهار نیاز به ساحت آن یگانه پاک، اساس و پایه آموزه های تمامی ادیان حقه از آغاز تا پایان بوده است.

در طول تاریخ و در ادیان الهی همواره این موضوع مطرح بوده است که بنده در مقابل خالق خویش باید چگونه باشد و به چه نحو به آفریننده خویش عرض عبودیت و بندگی نماید تا مقبول ساحت جانان شود.

هر دینی به نحوی این مساله را مطرح و آداب خاصی را برای پیروان خویش معمول نموده تا ایشان با تمسک به آن، آداب خود را در پیشگاه حضرت دوست هر چه بیشتر پاک و مطهر سازند و ادب بندگی خویش را به جای آورند.

در این میان، دین مبین اسلام با آن توحید بی شائبه و روحانیت محض توجه ویژه ای به این امر نموده و اخلاق الهی و ادب بندگی را آنچنان مطمح نظر قرار داده که گویی جزئی اساسی از اصول تعالیم اسلامی است که این امر بخوبی در زندگی، رفتار و سلوک حضرت ختمی مرتبت(ص) و علی مرتضی (ع) و ۱۱ سلاله پاک حضرت متجلی است.

رفتار حضرت رسول(ص) با مردم و خصال نیکوی ایشان نمونه بارز از تعالی تعالیم اخلاقی اسلام و ژرفای مبانی آن است تا جایی که قرآن حضرت رسول اکرم(ص) را استوار بر خلقی عظیم معرفی می کند؛ همچنین رفتار و منش سرحلقه فتیان عالم، مولی علی(ع) نمونه ای بدیع از نحوه عبودیت بنده در پیشگاه خالق خویش است، آنچنان که در وقت نماز تیر از پایش بیرون می کشند و او همچنان محو تماشای معبود خویش است و نیز مناجات حضرت در مسجد کوفه به درگاه باری تعالی با آن ژرفا و تاثیر شگرف، نمونه ای بی بدیل از آداب بندگی به درگاه خداوندی است و الگویی است تام و تمام برای ابنای بشر در افتادگی و خاکساری در برابر رب العالمین.

همچنین رعایت ادب و اخلاق و توجه به مبانی عرفانی آن همواره مورد توجه عرفا و حکمای آزاده بوده و جزو اساسی از آموزه های ایشان به شمار می رفته است؛ چنان که کلمات قصار و عباراتی که از بزرگان اخلاق و سلوک حقه بر جای مانده است، موید این موضوع و مطلب است، برای مثال ابوالحسن خرقانی می فرماید:

هرکه در این سرای شد، نانش دهید آبش دهید از ایمانش مپرسید، هر که در بارگاه حق تعالی به جان ارزد، در درگاه ابوالحسن به نان ارزد.

یا شیخ اجل در گلستان خویش در باب اخلاق درویشان می فرماید:

عابدان جزای عبادت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت، من بنده امید آورده ام نه طاعت و به دریوزه آمده ام نه به تجارت.

گر کشی و جرم بخشی، روی و سر بر آستانم

بنده را فرمان نباشد، هر چه فرمایی بر آنم

و این تنها نمونه ای است از تفکر ناب عرفای اسلامی و آداب بندگی در برابر خالق جهان.

اخلاق از منظر عرفان به آن سبب مورد توجه و ارزش است که آدمی برای کسب حسن خلق باید به تهذیب نفس روی آورد و صفات نکوهیده خویش را زایل و حسنات را جایگزین کند تا هرچه پاک تر و بی پیرایه تر در محضر خداوندی حاضر شود؛ به همین دلیل است که عرفای حقه تاکید بر حسن خلق کرده اند چه این امر که همراه با تهذیب نفس است، از منهیات گام به گام کاسته و بر زیبایی ها می افزاید و آدمی را به حرم امن الهی و آستان پاک جانان نزدیک و نزدیک تر می سازد و او را به طیران وامی دارد، اگر از بند شهوات نفس به درآید.

طیران مرغ دیدی تو زپایبند شهوت

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

در نهایت تجلی کامل و وافی و رد امانت الهی مستلزم وجود ادب و اخلاق والای الهی در انسان آزاده و رهیده از ماده است.

امیر هاشم‌پور